عبدی کوفی
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | ابو محمد سفیان بن مصعب عبدی کوفی |
| سرشناسی | راوی و شاعر شیعی در عصر امام صادق علیه السلام |
| تولد | سال ۱۰۴ هجری قمری (بر اساس برخی منابع) |
| وفات | حدود سال ۱۲۰ هجری قمری (بر اساس برخی منابع) یا سال ۱۷۸ هجری قمری (بر اساس منابع دیگر) |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | امام جعفر صادق (علیهالسلام) |
| مذهب | شیعه |
| اطلاعات فرهنگی | |
| زمینه فعالیت | شعر و روایت |
| علت شهرت | سرودن اشعار در مدح و مرثیه اهل بیت (علیهم السلام) و توصیه امام صادق (علیه السلام) به تعلیم اشعار او |
سفیان بن مصعب عبدی کوفی، مکنی به ابو محمد، شاعر کوفی و از اصحاب امام صادق علیه السلام است که در منابع رجالی شیعه، به خاطر اشعار رثایی خود در مصائب اهل بیت علیهم السلام و نیز توصیهٔ امام به تعلیم آن اشعار، شهرت یافته است. با این حال، نسبت وی به «طیّاره» از سوی ابو عمرو کشی، و نیز تضعیف طرق روایات از سوی برخی رجالیانِ متأخر، موجب اختلاف نظر در وثاقت یا جهالت او گردیده است.
جایگاه رجالی
شیخ طوسی (ره) در رجال خویش، او را به سادگی از اصحاب امام صادق علیه السلام شمرده و میگوید: «سفیان بن مصعب العبدی الشاعر کوفی».[۱] برقی نیز در رجال خود، عنوان «أبو محمد الشاعر العبدی من أهل همدان» را برای وی ذکر کرده است.
ابو عمرو کشی در رجال خود، دو روایت مهم نقل کرده است:
- به نقل از خود سفیان بن مصعب: امام صادق علیه السلام به او فرمود: «قُلْ شِعْرًا تَنُوحُ بِهِ النِّسَاءُ»؛ «شعری بگو که زنان به وسیلهٔ آن نوحه سرایی کنند».
- سماعه از امام صادق علیه السلام نقل میکند که حضرت فرمود: «یَا مَعْشَرَ الشِّیعَةِ عَلِّمُوا أَوْلَادَکُمْ شِعْرَ الْعَبْدِیِّ فَإِنَّهُ عَلَی دِینِ اللَّهِ»؛ «ای گروه شیعیان! اشعار عبدی را به فرزندانتان بیاموزید، زیرا او بر دین خداست».
سپس خود کشی در ادامه میگوید: «فِی أَشْعَارِهِ مَا یَدُلُّ عَلَی أَنَّهُ کَانَ مِنَ الطَّیَّارَةِ»[۲]؛ یعنی «در اشعار او نشانههایی است که دلالت دارد بر این که او از (فرقهی) طیّاره بوده است». طیّاره یکی از فرق غالیان بهشمار میرفته است.
علامه حلی در خلاصة الأقوال، پس از نقل گفتار کشی و اشاره به اینکه روایت امر به تعلیم اشعار از دو طریق ضعیف رسیده، چنین میگوید: «وَ لَمْ تَثْبُتْ عِنْدِی عَدَالَةُ الرَّجُلِ وَ لَا جَرْحُهُ فَنَحْنُ فِیهِ مِنَ الْمُتَوَقِّفِینَ»[۳]؛ «عدالت و نه جرحِ این مرد نزد من ثابت نشده است، پس ما در مورد او از توقفکنندگان هستیم».
ابن داود نیز در رجال خود، در قسم دوم (باب مجهولان) مینویسد: «سفیان بن مصعب مجهول»[۴] و به تبع از علامه، او را در زمرهٔ راویان نامعروف قرار میدهد.
دفاع مرحوم مامقانی
مرحوم مامقانی (ره) در تنقیح المقال، با استناد به روایات دال بر امر امام به تعلیم اشعار عبدی و نیز بهرهگیری حضرت از اشعار وی در مجالس مصیبت، به شدت از او دفاع کرده و نسبت غلو را مردود میشمارد. ایشان دو استدلال اساسی دارد:
- نخست: نسبت غلو از سوی قدماء قابل اعتناء نیست، زیرا بسیاری از عقایدی که امروزه از ضروریات مذهب شیعه در باب مقامات ائمه علیهم السلام محسوب میشود، در نگاه آنان غلو به حساب میآمد. پس صرف این نسبت، نمیتواند سبب تضعیف راوی گردد.
- دوم: گفتار ابو عمرو کشی که «در اشعار عبدی نشانههای طیّاره بودن است» در برابر تصریح امام صادق علیه السلام که فرمود «او بر دین خداست» و نیز امر صریح حضرت به تعلیم اشعار او به کودکان، اجتهادی نادرست است؛ زیرا اگر غلویی در عبدی بود، امام هرگز به تعلیم اشعار او به فرزندان شیعه دستور نمیداد.
مامقانی همچنین به روایت کلینی در روضة الکافی اشاره میکند که سفیان بن مصعب میگوید: بر امام صادق علیه السلام وارد شدم. حضرت فرمود: به ام فروه (مادر امام صادق علیه السلام) بگویید بیاید تا بشنود با جدش چه کردهاند. ام فروح پشت پرده نشست و حضرت به من فرمود شعر بخوان. من خواندم: «فَرُو جُودِی بِدَمعِکِ المَسکوبِ» (ای ام فروه، با اشک ریختهات گریه کن). ام فروه فریاد زد و زنان فریاد زدند، چنانکه اهل مدینه بر در خانه حضرت جمع شدند.[۵]
نیز روایت ابن قولویه در کامل الزیارات که امام صادق علیه السلام به ابو عماره نوحهخوان دستور داد اشعار عبدی را در مرثیهٔ امام حسین علیه السلام بخواند و خود حضرت بسیار گریستند.[۶]
بنابراین، مامقانی نتیجه میگیرد که عبدی «امامی ممدوح» است و حدیث وی از قسم «حسان» بهشمار میرود.[۷] همچنین در الوجیزة و البلغة نیز او را ممدوح شمردهاند.
نقد آیتالله خویی
آیتالله خویی (ره) در معجم رجال الحدیث، با دقت تمام به بررسی سند و دلالت روایات مربوط به عبدی پرداخته و دیدگاه مامقانی را نمیپذیرد. ایشان سه اشکال اساسی وارد میکنند:
- اشکال نخست (ضعف سند): تمام روایاتی که در مدح عبدی آمده، از نظر سند ضعیف هستند. خود علامه حلی نیز به ضعف طرق تصریح کرده است.
- اشکال دوم (ترجیح نفس): دو روایت از روایات مدح (از جمله روایت امر امام به گفتن شعر برای زنان) از خود سفیان بن مصعب نقل شده است، یعنی راوی خود را مدح کرده، و این نوع روایت از اعتبار ساقط است.
- اشکال سوم (عدم دلالت بر حسن): حتی اگر از ضعف سند صرفنظر کنیم، خود این روایات هیچ دلالتی بر عدالت و حسن باطن راوی ندارند. امر امام به خواندن اشعار یا تعلیم آن به کودکان، فقط نشان میدهد که آن اشعار از محتوای مناسب و مؤثری برخوردار بودهاند و هیچگونه گواهی بر وثاقت شخصی شاعر نیست. همچنین نسبت غلو هرچند از قدماء صادر شده باشد، نمیتوان به کلی آن را نادیده گرفت، زیرا در همین روایات نیز قرائنی وجود دارد که کشی را به این نسبت واداشته است.
بنابراین، خویی معتقد است که رأی علامه حلی و ابن داود مبنی بر توقف و جهالت، از هر رأی دیگر محکمتر است و مینویسد: «فَالصَّحِیحُ مَا ذَکَرَهُ الْعَلَّامَةُ وَ ابْنُ دَاوُدَ، وَ اللَّهُ الْعَالِمُ»[۸]؛ «رأی صحیح، همان است که علامه و ابن داود گفتهاند و خدا داناست».
محدثزاده در کتاب «اصحاب امام صادق علیهالسلام» نیز با نقل تمامی این اقوال، به اختلاف نظر شدید میان رجالیان اشاره کرده و یادآور شده که اشعار عبدی در مراثی اهل بیت علیهم السلام از چنان جایگاهی برخوردار بوده که امامان علیهم السلام خود به خواندن آن ترغیب میکردهاند، اما این به معنای اثبات وثاقت راوی در تمام جهات نیست.[۹] همچنین در تحفة الأحباب صفحه ۱۲۷ و ۳۰۶ نیز این بحث به اختصار بازتاب یافته است.
شعرِ غدیر در حضور امام علیه السلام[۱۰]
نظم و نثر برای غدیر از مؤثرترین شیوهها در تبلیغ فراگیر آن است، و این جهتگیری در زمان معصومین علیهم السلام با تأکید خاص و تأیید صریح ایشان پیگیری شده و راه آینده را در این باره نشان داده است.
دو اقدام پیامبر صلی الله علیه وآله و امیرالمؤمنین علیه السلام در مورد شعر غدیر و در آن موقعیت پر حساسیت، به همه فهماند که اعراض پیامبر صلی الله علیه و آله از شعر در غیر محدوده دین و اهل بیت علیهم السلام است. بدین گونه راه تبلیغِ غدیر از طریق شعر برای شاعران دوستدار اهل بیت علیهم السلام باز شد، به گونه ای که شعرا از اصحاب ائمه علیهم السلام درباره غدیر شعر سرودند و در محضر ایشان یا دوستانشان آن را خواندند.
در این باره میتوان از عبدی کوفی از اصحاب امام صادق علیه السلام نام برد؛ که علامه امینی در کتاب «الغدیر» شعر او را آورده است.[۱۱]
پانویس
- ↑ رجال الطوسی، ص ۲۱۳
- ↑ رجال الکشی، ص ۳۴۳
- ↑ خلاصة الأقوال، ص ۴۰
- ↑ رجال ابن داود، قسم الثانی، شماره ۲۱۰
- ↑ روضة الکافی، ح ۲۶۷، ص ۱۸۲
- ↑ کامل الزیارات، باب ۳۳، ص ۱۰۵؛ وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۴۶۵
- ↑ تنقیح المقال، ج ۲، ص ۴۰
- ↑ معجم رجال الحدیث، ج ۹، ص ۱۶۷
- ↑ اصحاب امام صادق علیهالسلام، ص ۲۲۷
- ↑ تبلیغ غدیر در سیره معصومین علیهم السلام: ص ۲۱۲، ۲۱۳.
- ↑ دانشنامه غدیر، ج ۱۵، ص ۱۰