پرش به محتوا

علی بن یونس بیاضی

از ویکی غدیر
علی بن یونس بیاضی
اطلاعات فردی
نام کاملعلی بن محمد بن یونس عاملی نباطی بیاضی بقاعی
سرشناسیمتکلم، مفسر، ادیب و شاعر امامیه در قرن نهم هجری
تولدرمضان ۷۹۱ هجری قمری، نبطیه (جبل عامل، لبنان کنونی)
وفات۸۷۷ هجری قمری، نبطیه
محل دفننبطیه، جبل عامل (لبنان)
خویشان سرشناسمحمد بن علی بن یونس بیاضی (فرزند و شاگرد)
اطلاعات علمی
استادانجمال‌الدین احمد بن حسین بن مطهر، سید زین‌الدین علی بن دقماق حسینی
شاگردانناصر بن ابراهیم بویهی، شرف‌الدین بن جمال‌الدین، تقی‌الدین کفعمی، محمد بن علی بن یونس بیاضی (فرزند)
تحصیلاتعلوم نقلی و عقلی، کلام، تفسیر، فقه، منطق، ادبیات عرب
مذهبتشیع اثنا عشری (امامی)
اطلاعات فرهنگی
علت شهرتنگارش «الصراط المستقیم الی مستحقی التقدیم» (در امامت) و «عصرة المنجود فی علم الکلام»

علی بن محمد بن یونس عاملی نباطی بیاضی بقاعی، معروف به زین‌الدین و مکنی به ابومحمد، از متکلمان برجسته امامیه در سده نهم هجری است. وی در سال ۷۹۱ق در نبطیه جبل عامل (لبنان کنونی) زاده شد و در سال ۸۷۷ق در همان دیار درگذشت. شهرت او به «نباطی» و «عاملی» از همین تبارنامه گرفته شده است. بیاضی با نگارش بیش از بیست اثر در کلام، تفسیر، فقه، منطق و ادبیات، سهمی ماندگار در نظریه‌پردازی امامیه داشت. مشهورترین تألیف او «الصراط المستقیم الی مستحقی التقدیم» در اثبات امامت امیرالمؤمنین علیه السلام است. وی در آراء کلامی خود گرایشی غیرفلسفی داشت، قرآن را مخلوق می‌دانست، نظریه «صرفه» در اعجاز قرآن را می‌پذیرفت و به رد قاعده «الواحد» و استدلال فلسفی بر ضرورت بعثت انبیا می‌پرداخت.

جایگاه رجالی

در منابع رجالی و طبقاتی امامیه، از علی بن محمد بن یونس نباطی بیاضی با القاب والایی چون «عالم، ثقه، علامه، وحید عصر» یاد شده است. علامه مجلسی[۱] و حر عاملی [۲] هر یک به سان خود بر فضل و وثاقت او تأکید کرده‌اند. نیز کفعمی به نقل افندی اصفهانی[۳] و خوانساری[۴] او را ستوده‌اند. با وجود این، آگاهی از جزئیات حیات علمی و اجتماعی وی اندک است و بیشتر دانسته‌ها از خلال آثارش و اشارات شاگردان و معاصرانش به دست آمده است. با این حال می‌توان او را حلقه‌ای از زنجیره متکلمان جبل عامل در سده نهم دانست که سنت کلامی پیشینیان (به ویژه شهید اول) را با نگرشی انتقادی نسبت به فلسفه مشاء ادامه داد.

زندگی نامه

نام کامل او به ضبط بیشتر منابع: علی بن محمد بن یونس عاملی نباطی بیاضی بقاعی است. لقب «نباطی» از نبطیه (یا نبطیه) در جبل عامل گرفته شده و «بیاضی» احتمالاً منسوب به خاندان یا محلی به نام بیاضا است. بنا بر گزارش مقدمه محققان بر الصراط المستقیم[۵] و نیز مقدمه آقابزرگ بر جلد دوم الصراط، وی در ماه رمضان سال ۷۹۱ق در نبطیه چشم به جهان گشود و سرانجام در سال ۸۷۷ق در همان شهر درگذشت. آرامگاه او معلوم نیست، اما همواره در متون رجالی به عنوان «فقیه متکلم امامیه» از او تجلیل شده است.

از پدر و مادر و نیاکان بیاضی اطلاع چندانی در دست نیست. تنها می‌دانیم که او از خاندانی علمی در جبل عامل برخاست و پسرش، محمد بن علی بن یونس بیاضی، از شاگردان و راویان آثار او بوده است.[۶] همچنین نسب او را به «نباط» یا «نبطیه» که منطقه‌ای در جنوب لبنان است، می‌رسانند. همین انتساب نشان می‌دهد که خانواده وی از ساکنان قدیمی آن ناحیه و احتمالاً از خاندان‌های دانش‌پرور بوده‌اند.

استادان

با آنکه منابع رجالی (به ویژه آثار آقابزرگ تهرانی در مقدمه الصراط المستقیم)[۷] از اندک بودن آگاهی درباره استادان بیاضی سخن گفته‌اند، دو نام از مشایخ وی در دست است:

  1. جمال‌الدین احمد بن حسین بن مطهر – که بیاضی در برخی آثار خود از او روایت کرده است.
  2. سید زین‌الدین علی بن دقماق حسینی، نویسنده «نزهة العشاق» که بیاضی در مقدمه الصراط المستقیم از او نام برده و به استادی اش تصریح کرده است.

علاوه بر این، گرچه بیاضی مستقیماً شاگرد شهید اول (محمد بن مکی عاملی، متوفای ۷۸۶ق) نبود، اما در آثار متعدد خود به شرح و تلخیص نوشته‌های شهید اول پرداخته و شیوه کلامی و فقهی او را تداوم بخشیده است؛ چنانکه در «الکلمات النافعات»[۸]گفته شده: «وی در شرح کتاب الباقیات الصالحات شهید اول بسیار از آراء او تأثیر پذیرفته است.»

شاگردان

بیاضی در طول حیات علمی خود، شاگردانی را تربیت کرد که برخی از آنها در دوره‌های بعدی صاحب نام شدند:

  • ناصر بن ابراهیم بویهی (که در منابع به عنوان یکی از ملازمان وی یاد شده است).
  • شرف‌الدین بن جمال‌الدین (نام دقیق او ثبت نشده، اما در اسناد برخی نسخ خطی از شاگردان بیاضی شمرده شده است).
  • تقی‌الدین ابراهیم بن علی کفعمی (۸۴۰-۹۰۵ق) – کفعمی که خود از عالمان بزرگ شیعه است، در آثار خود مانند «البلد الامین» و «المصباح» از بیاضی به عنوان استاد یاد کرده و بخش‌هایی از نوشته‌های او را نقل نموده است.[۹]
  • محمد بن علی بن یونس بیاضی (فرزند وی) – او نیز از راویان و مروّجان آثار پدر بوده است.[۱۰]

آثار

بیش از بیست اثر به بیاضی نسبت داده شده که بسیاری از آنها شرح و تلخیص نوشته‌های شهید اول و دیگر پیشینیان است. مهمترین آنها به ترتیب حروف:

  • «الرسالة الیونسیه»
  • «زبدة البیان و انسان الانسان المنتزع من مجمع البیان»
  • «الکلمات النافعات (شرح الباقیات الصالحات شهید اول)»
  • «المقام الاسنی فی تفسیر اسماء الله الحسنی (شرح دعای جوشن کبیر)»
  • «الموضح (یا منخل الفلاح)»
  • «الباب المفتوح الی ما قیل فی النفس و الروح»
  • «ذخیرة الایمان»
  • «عصرة المنجود فی علم الکلام»
  • «نجد الفلاح فی مختصر الصحاح»
  • «الصراط المستقیم الی مستحقی التقدیم»

جایگاه علمی

رجالیان متأخر، بیاضی را امامی «ثقه»، «علامه» و «وحید عصر» خوانده‌اند. علامه مجلسی در بحار[۱۱] از او با تعبیر «العلامة المدقق» یاد کرده است. حر عاملی در امل الآمل [۱۲] می‌نویسد: «علی بن محمد بن یونس... عالم فاضل ثقه متکلم شاعر». آقابزرگ تهرانی در الذریعه[۱۳] و طبقات اعلام الشیعه[۱۴] او را از «اعاظم متکلمین امامیه» شمرده است. همچنین افندی اصفهانی در ریاض العلماء[۱۵] مینویسد: «بیاضی در تصنیفات خود غور دقیق دارد و در نقد آراء مخالفان تیزبین است». نتیجه آنکه بیاضی در سنت کلامی امامیه به عنوان چهره‌ای مستقل و ضد فلسفه (در حوزه کلام) شناخته می‌شود، اما نه به معنای ضد عقل‌گرایی، بلکه به معنای بکارگیری روش خاصی از کلام عقلی پیش از خواجه نصیر.

نقل متن كامل خطبه غدير[۱۶]

خوشبختانه متن مفصل و كامل خطبه غدیر در نُه كتاب از مدارک معتبر شيعه كه هم اكنون در دست مى‏ باشد و به چاپ هم رسيده، با اسناد متصل نقل شده است. رواياتِ اين نُه كتاب به سه طريق منتهى مى ‏شود. يكى از اين سه طريق به روايت زید بن ارقم است كه با اسناد متصل در كتاب «الصراط المستقیم» تألیف شيخ على بن يونس بياضى[۱۷] (درگذشت: ۸۷۷ق) به نقل از كتاب «الولاية» تأليف مورخ طبرى روایت شده است.

پانویس

  1. بحار الانوار ج۱، ص۳۳
  2. بحار الانوار ج۱، ص۱۳۵
  3. افندی اصفهانی ریاض العلماء، ج۴، ص۲۵۵-۲۵۶
  4. خوانساری ج۴، ص۳۵۳-۳۵۴
  5. الصراط المستقیم ج۱، مقدمه مرعشی، ص۵؛ نیز آقابزرگ تهرانی، ص۸۹
  6. بحار الانوار ج۱، ص۱۳۵؛ افندی اصفهانی، ج۴، ص۲۵۶-۲۵۹
  7. آقابزرگ تهرانی در مقدمه الصراط، ج۲، ص۱۴
  8. الکلمات النافعات، ص۳۳۹
  9. البلد الامین، ج۲، ص۶۱۲، المصباح، ص۴۸۱
  10. آقابزرگ، الذریعه، ج۱۰، ص۱۴
  11. بحارالانوار ج۱، ص۳۳
  12. امل الآمل ج۱، ص۱۳۵
  13. الذریعه ج۲، ص۶۶-۶۷
  14. طبقات اعلام الشیعه ج۲، ص۸۹
  15. ریاض العلماء ج۴، ص۲۵۵
  16. اسرار غدير: ص ۱۰۸.
  17. الصراط المستقيم: ج ۱ ص ۳۰۱.