پرش به محتوا

عمر بن مظفر معرى (ابوحفص، حلبى)

از ویکی غدیر
عمر بن مظفر معرى (ابوحفص، حلبى)
اطلاعات فردی
نام کاملعمر بن مظفر بن ابی‌الفوارس
سرشناسیفقیه، ادیب، مورخ و شاعر سده هشتم هجری
تولد۶۹۱ قمری، مَعَرَّةُ النُّعمان
وفات۷۴۹ قمری، معرة النعمان (بر اثر طاعون)
نحوه درگذشتابتلا به طاعون
خویشان سرشناسمنتسب به خاندان ابوبکر صدیق
اطلاعات علمی
استادانعبس بن عیسی بن سرجاوی، شرف‌الدین بارزی، ابن‌تیمیه، برهان‌الدین فزاری و...
شاگردانصلاح‌الدین صفدی و...
تحصیلاتفقه، حدیث، تفسیر، ادبیات عرب، نحو
مذهبشافعی (با گرایش‌های صوفیانه)
اطلاعات فرهنگی
زمینه فعالیتفقه، تاریخ‌نگاری، شعر، ادبیات، تصوف
علت شهرتکتاب «تتمة المختصر فی اخبار البشر» (تاریخ)، «البهجة الوردیة» (فقه)، اشعار و مقامات

ابوحفص زین‌الدین عمر بن مظفر بن ابی‌الفوارس (۶۹۱-۷۴۹ق) از دانشمندان برجسته و پرکار سده هشتم هجری در شام به شمار می‌رود. وی در رشته‌های گوناگون علوم اسلامی از جمله فقه، تاریخ، ادبیات و تصوف صاحب‌نظر بود و آثار متعددی از خود بر جای گذاشت.

زندگینامه[۱]

عمر بن مظفر در شهر مَعَرَّةُ النُّعمان (در سوریه امروزی) دیده به جهان گشود. نسب او از سوی پدر به ابوبکر بن ابی قحافه، می‌رسید. دوران نوجوانی و جوانی وی با تنگدستی و نابسامانی همراه بود، اما این مسئله هرگز مانع از پیگیری جدی او در مسیر دانش‌آموزی نشد.

استادان

ابن‌وردی نخستین مراحل آموزش را نزد عبس بن عیسی بن سرجاوی فراگرفت و سپس برای تکمیل دانش خود به حماه رفت و در محضر شرف‌الدین بارزی به تحصیل پرداخت. وی در سال ۷۱۵ق راهی دمشق شد و در مجالس علمی ابن‌تیمیه حضور یافت. گرچه این دوره چندان طولانی نبود، اما تأثیر عمیقی بر اندیشه‌های وی بر جای نهاد. از دیگر استادان او می‌توان به برهان‌الدین فزاری و ابن‌خطیب جبرین اشاره کرد. برخی از استادان ابن‌وردی همچون عبس سرجاوی و شرف‌الدین بارزی به تصوف گرایش داشتند و بی‌گمان در شکل‌گیری تفکر صوفیانه او مؤثر بودند.

گفتنی است که ابن‌وردی در نیمه نخست زندگی خود چندان پای‌بند زهد و پرهیزکاری نبود و اشعاری که در وصف شراب، هزل و غزل مذکر سروده، گواهی بر این مدعاست.

جایگاه علمی

ابن‌وردی از همان آغاز جوانی نبوغ خویش را در مسائل فقهی و ادبی به اثبات رساند. یکی از عوامل شهرت وی، تنظیم سندی به نظم در حضور ابن‌صصری قاضی و دیگر بزرگان شام بود. این رویداد زمینه‌ساز انتخاب او به منصب قضا در شام گردید و پس از آن در شهرهای حلب، دمشق، منبج و شیزر به امر قضا اشتغال ورزید. مدتی نیز نیابت ابن‌نقیب، قاضی حلب، را بر عهده داشت. ابن‌قاضی‌شهبه نقل کرده که وی پس از خوابی که دیده بود، از این مقام کناره گرفت و سوگند یاد کرد که دیگر به کار قضا بازنگردد، اما منابع تاریخی حاکی از آن است که او تا واپسین سال‌های عمر در مناصب گوناگون قضایی حضور داشت.

ابن‌وردی در کنار قضا، به تألیف آثار گوناگون و تدریس علوم دینی اشتغال داشت و به عنوان فقیهی برجسته و صاحب‌فتوا در حلب شهرت یافت. صفدی، نویسنده و ادیب نامدار، از سال ۷۴۰ق با وی مکاتبه داشت و در شعبان همان سال از او اجازه روایت دریافت کرد.

ظاهراً انزواطلبی ابن‌وردی با تنگدستی او همراه بود و خود در اشعارش دانش را نصیب خویش و ثروت را بهره جاهلان دانسته است. این دوگانگی در نگرش او به دنیا و آخرت، که در اشعار دوره‌های مختلف زندگی‌اش بازتاب یافته، نشان‌دهنده تحول فکری وی در طول حیات است.

ابن‌وردی به ابن‌تیمیه ارادتی خاص داشت و احتمالاً تحت تأثیر او بود که به مخالفت با ابن‌عربی برخاست. وی در سال ۷۴۴ق در مدرسه عصرونی حلب، پس از اتمام درس، کتاب «فصوص الحکم» ابن‌عربی را به نشانه انزجار از اندیشه‌های وی پاره کرد و با آب شست. همچنین فتوایی در رد آیین فتوت خلیفه ناصر لدین‌الله صادر کرد.

شعر ابن‌وردی از نگاه منتقدان همعصرش ستایش فراوانی برانگیخته است. سبکی آن را شیرین‌تر از شکر و گران‌بهاتر از گوهر دانسته و ابن‌شاکر، ابن‌فضل‌الله عمری و صفدی نیز نظری مشابه داشته‌اند. با این حال، صفدی مدعی شد که ابن‌وردی بسیاری از معانی شعری او را گرفته و رساله «الکلام علی مائة غلام» ابن‌وردی تقلیدی از منظومه «الحسن الصریح فی مائة ملیح» اثر خود اوست.

نثر ابن‌وردی به‌ویژه در مقامه‌نویسی، هم‌چون نثر رایج آن عصر، مسجع و پرتکلف است. ابن‌وردی در نظم‌کردن متون علمی چیره‌دست و کم‌نظیر بود و کتاب‌هایی که در علم فقه به نظم درآورده، مورد توجه دانشمندان پس از خود قرار گرفته است.

وفات

ابن‌وردی در شهر زادگاهش معره‌النعمان مدرسه‌ای بنا نهاد و گویا ماه‌های پایانی عمر را در آنجا اقامت گزید. ابن‌فضل‌الله عمری در سال ۷۴۹ق در همین مدرسه با او دیدار کرد. کتاب «تتمة المختصر» ابن‌وردی با گزارش مرگ ابن‌فضل‌الله بر اثر طاعون پایان می‌یابد، اما خود او نیز اندکی پس از وی به طاعون مبتلا شد و درگذشت. صفدی در قطعه‌ای او را رثا گفت.

آثار

شهرت ابن‌وردی بیشتر مدیون کتاب تاریخی او با عنوان «تتمة المختصر فی اخبار البشر» است که در آن کتاب «مختصر» ابوالفداء را تلخیص و تکمیل کرده است.

  • «الفیة فی تعبیر المنامات» (یا الالفیة الوردیة فی تعبیر الرؤیا)
  • «البهجة الوردیة» (یا بهجة الحاوی)
  • «تتمة المختصر فی اخبار البشر»
  • «التحفة الوردیة فی مشکلات الاعراب» (یا النفحة الوردیة)
  • «دیوان» (شامل اشعار، رسائل، مقامات و خطبه‌ها)
  • «لامیة» (یا نصیحة الاخوان و مرشدة الخلان)
  • «منافع النبات و الثمار و البقول و الفواکه و الخضراوات و الریاحین»
  • «بکاء الافکار» (یا ابکار الافکار)
  • «بحور الشعر»
  • «الکلام علی مائة غلام»
  • «الکواکب الساریة فی مائة جاریة»
  • «الشهاب الثاقب»
  • «قلادة الدر المنثور فی ذکر (یوم) البعث و النشور»
  • «منطق الطیر»


روايت حديث غدير[۲]

   يكى از علما و بزرگان اهل ‏سنت كه حديث غدير را نقل كرده عمر بن مظفّر بن عمر بن محمد بن ابى‏ الفوارس بن على مَعَرّى حلبى، ابوحفص، زين‏ الدين، ابن‏ الوردى (درگذشت: ۷۴۹ق) است. ابن‌‏وردى در«تتمّة المختصر فى اخبار البشر»حديث غدير را نقل كرده است.[۳]ابن‏ قاضى شُهبَه اسدى[۴]وى را بسيار توثيق كرده است. او شاگرد شيخ شرف‏ الدين بارزى است. صلاح صفدى در تاريخش شرح حال مفصلى براى وى نوشته است.

پانویس

  1. دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج۵، ص۷۸-۸۰.
  2. چكيده عبقات الانوار (حديث غدير) : ص ۲۷۷.
  3. تتمّة المختصر فى اخبار البشر: ج ۱ ص ۲۲۱.
  4. طبقات الشافعية: ج ۲ ص ۱۹۷. همچنين ر.ك: الدرر الكامنة (ابن‏حجر): ج ۳ ص ۲۷۲. بُغيَة الوُعاة فى طبقات اللغويين و النُحاة(سيوطى): ج ۲ ص ۲۲۶.