عوف بن ابی جمیله عبدی
ابوسهل عوف بن ابیجمیله اعرابی عبدی بصری (۵۹-۱۴۶ هجری قمری)، از محدثان نامدار طبقه تابعین و از راویان موثق اما دارای گرایشهای قدری و تشیع است. وی با وجود بدعتهای اعتقادیاش، از نگاه علمای رجال، راویای «صدوق» و «ثقه» محسوب میشود و احادیث او در صحاح ستّه و دیگر منابع معتبر حدیثی نقل شده است.
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | عوف بن ابیجمیله (رزینة یا بندویه) اعرابی عبدی بصری |
| سرشناسی | محدث، مفسر و راوی برجسته طبقه تابعین |
| تولد | حدود ۵۹ هجری (۶۷۸-۶۷۹ میلادی)، بصره |
| وفات | ۱۴۶ یا ۱۴۷ هجری (۷۶۳-۷۶۴ میلادی) |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | حسن بصری، محمد بن سیرین، خلاس بن عمرو هجری، ابوالعالیه، زرارة بن اوفی و... |
| شاگردان | شعبة بن حجاج، سفیان ثوری، عبدالله بن مبارک، یحیی بن سعید قطان، هشیم بن بشیر و... |
| تحصیلات | حدیث، تفسیر، فقه |
| مذهب | اهل سنت (متهم به قدریگری و تشیع) |
| اطلاعات فرهنگی | |
| زمینه فعالیت | حدیث، تفسیر |
| علت شهرت | وثاقت در حدیث همراه با گرایشهای قدری و تشیع |
زندگی نامه
در نام وی و پدرش اختلاف وجود دارد. مشهورترین اقوال چنین است:
عوف بن ابیجمیله، نام پدر (ابوجملیله) رَزینة، بُندویه یا رُذَینة ، نام مادر: بُندویه، کنیه او ابوسهل، و برخی ابوعبدالله نیز گفتهاند، وی منسوب به اعرابی، عبدی، بصری، هَجَری و شهرتش عوف اعرابی (با اینکه خود اعرابی نبود و به این نام شهرت یافت) .
در تاریخ تولد و وفات وی اقوال مختلفی است: به گفته ابنحبان: سال ۵۹ هجری، به گفته ابنمعین: حدود سال ۵۸ هجری، خود عوف گفته است: «من دو سال از قتاده بزرگترم»
وفات: مشهور: سال ۱۴۶ هجری، برخی: سال ۱۴۷ هجری، روایت ابوعاصم: در سال ۱۴۶ هجری بر عوف وارد شدیم، پرسیدم چند سال داری؟ گفت: ۸۷ سال
طبقه راویان
بر اساس تقسیمبندی ابنحجر عسقلانی، عوف اعرابی از طبقه ششم راویان است؛ طبقهای که با طبقه پنجم معاصر بوده اما ملاقات آنان با صحابه اثبات نشده است .
جایگاه رجالی
- ابنحجر عسقلانی: «ثقه است و به قدریگری و تشیع متهم شده است»[۱]
- ذهبی: به نقل از نسائی گفته: «ثقه ثبت است»[۲]
- احمد بن حنبل: عبدالله بن احمد از پدرش نقل میکند: «عوف اعرابی ثقه و صالحالحدیث است».[۳]
- یحیی بن معین: اسحاق بن منصور از یحیی بن معین نقل میکند: «عوف بن ابیجمیله ثقه است».[۴]
- ابوحاتم رازی: «صدوق، صالحالحدیث است».[۵]
- نسائی: «ثقه، ثبت است».[۶]
- ابنسعد (کاتب واقدی): «ثقه و بسیار حدیثگو بود. برخی قدر او را بالا میبردند و میگفتند او از حسن بصری چیزی روایت میکند که احدی مانند آن را نیاورده است. وی تشیع داشت».[۷]
- محمد بن عبدالله انصاری: «او را عوف الصدوق مینامیدند».[۸]و نیز گفت: «او از همه آنان (همطبقههایش) ثبتتر بود».[۹]
- مروان بن معاویة فزاری: ولید بن عتبه از وی نقل میکند: «عوف اعرابی را "صدوق" مینامیدند».[۱۰]
- مسلم بن حجاج نیشابوری: در مقدمه صحیح خود میگوید: «عوف و اشعث از صدق و امانت برکنار نیستند».[۱۱]
- ابنحبان: وی را در کتاب «الثقات» ذکر کرده است.[۱۲]
- حاکم نیشابوری: «ثقه است»
ابنحجر عسقلانی در تقریب التهذیب جمعبندی جامعی ارائه داده است: «عوف بن ابیجمیله اعرابی... ثقه است و به قدریگری و تشیع متهم شده است».[۱۳]ذهبی در سیر اعلام النبلاء میگوید: «وی از علمای بصره بود، با وجود بدعتش... و او را "عوف الصدوق" میخواندند و جمعی او را توثیق کردهاند و در او تشیع بود».[۱۴]
مذهب
عوف اعرابی به دو گرایش اعتقادی متهم بوده است:
۱. قدریگری (قدریه): این اتهام بهویژه از سوی معاصرانش مانند داود بن ابیهند (که وی را میزد) و عبدالله بن مبارک مطرح شده است .
۲. تشیع: بسیاری از علما به تشیع وی تصریح کردهاند . ابنسعد میگوید: «کان یتشَیَّع» (تشیع داشت) .
نکته مهم آنکه با وجود این مسائل، ائمه حدیث اهل سنت او را توثیق کرده و احادیثش را پذیرفتهاند. مسلم در مقدمه صحیح خود به صراحت میگوید که او از صدق و امانت برکنار نیست .
بدعتهای اعتقادی
۱. عبدالله بن مبارک: عقیلی از ابنمبارک نقل میکند: «عوف به یک بدعت بسنده نکرد تا آنکه دو بدعت در او جمع شد: قدری و شیعی».[۱۵]
۲. داود بن ابیهند: انصاری میگوید: «داود بن ابیهند را دیدم که عوف را میزد و میگفت: وای بر تو ای قدری!».[۱۶]
۳. محمد بن بشار بندار: ذهبی در میزانالاعتدال از بندار نقل میکند: «عوف قدری، رافضی و شیطان بود».[۱۷]
۴. ابوداود سجستانی: «او شیعی بود».
جایگاه حدیثی
احادیث عوف اعرابی در مهمترین منابع حدیثی اهل سنت نقل شده است:
- صحیح بخاری: ۲۷ حدیث
- سنن ابیداود: ۱۴ حدیث
- جامع ترمذی: ۱۱ حدیث
- سنن نسائی: ۱۶ حدیث
- سنن ابنماجه: ۱۱ حدیث
اساتید
عوف از بسیاری از تابعیان و علمای بصره حدیث شنیده است، از جمله :
- ابورجاء عطاردی
- ابوعثمان نهدی
- ابوالعالیه براء
- ابوالمنهال سیار بن سلامة
- حسن بصری
- محمد بن سیرین
- انس بن سیرین
- خلاس بن عمرو هجری
- زرارة بن اوفی
- علقمة بن وائل
- قسامة بن زهیر
- یزید فارسی
- ابونضره عبدی
- خالد اشج
- زیاد بن مخارق
- عبدالله بن عمرو بن هند
- طلق بن حبیب
- اسحاق بن سوید
- شهر بن حوشب
- و دیگران
شاگردان
جمع کثیری از محدثان نامدار از عوف روایت کردهاند :
- شعبة بن حجاج
- سفیان ثوری
- عبدالله بن مبارک
- یحیی بن سعید قطان
- هشیم بن بشیر
- عیسی بن یونس
- محمد بن جعفر غندر
- مروان بن معاویة فزاری
- معتمر بن سلیمان
- روح بن عبادة
- جعفر بن سلیمان ضبعی
- اسماعیل بن علیه
- اسحاق بن یوسف ازرق
- عباد بن عوام
- محمد بن ابی عدی
- محمد بن حسن واسطی
- یزید بن زریع
- ابوسفیان حمیری
- نضر بن شمیل
- معاذ بن معاذ عنبری
- عثمان بن هیثم مؤذن
- ابوزید انصاری نحوی
- محمد بن عبدالله انصاری
- ابوعاصم نبیل
- هوذة بن خلیفه
روايت حديث غدير[۱۸]
يكى از علما و بزرگان اهل سنت كه حديث غدير را نقل كرده عَوف بن ابى جميله عبدى هجرى بصرى (م ۱۴۶ يا ۱۴۷ ق) است. نسايی در«الخصائص»و دولابی در«الكنى و الاسماء»حديث غدير را با اشاره به ماجراى غدير از عَوف نقل كرده است. [۱۹] ابن حجر و صفى الدين خزرجى[۲۰] او را توثيق كرده اند. در صحاح شش گانه از وى روايت شده است.
پانویس
- ↑ تقریب التهذیب، ج۱، ص۷۵۷
- ↑ الکاشف، ج۳، ص۵۶۰
- ↑ الجرح والتعدیل لابن ابی حاتم، ج۷، ص۱۵؛ تهذیب التهذیب، ج۳، ص۳۳۶
- ↑ الجرح والتعدیل لابن ابی حاتم، ج۷، ص۱۵؛ تهذیب الکمال، ج۲۲، ص۴۳۷
- ↑ الجرح والتعدیل لابن ابی حاتم، ج۷، ص۱۵؛ تهذیب التهذیب، ج۳، ص۳۳۶
- ↑ تهذیب الکمال، ج۲۲، ص۴۳۷؛ الکاشف، ج۳، ص۵۶۰
- ↑ تهذیب الکمال، ج۲۲، ص۴۳۷؛ طبقات ابنسعد، ج۷
- ↑ الجرح والتعدیل لابن ابی حاتم، ج۷، ص۱۵؛ تهذیب الکمال، ج۲۲، ص۴۳۷
- ↑ تهذیب التهذیب، ج۳، ص۳۳۶
- ↑ الجرح والتعدیل لابن ابی حاتم، ج۷، ص۱۵؛ تهذیب الکمال، ج۲۲، ص۴۳۷
- ↑ تهذیب التهذیب، ج۳، ص۳۳۶
- ↑ تهذیب التهذیب، ج۳، ص۳۳۶؛ ثقات ابنحبان، ج۷
- ↑ تقریب التهذیب، ج۱، ص۷۵۷
- ↑ سیر اعلام النبلاء، ج۶، ص۳۸۳-۳۸۴
- ↑ تهذیب التهذیب، ج۳، ص۳۳۶
- ↑ تهذیب التهذیب، ج۳، ص۳۳۶
- ↑ تهذیب التهذیب، ج۳، ص۳۳۶
- ↑ چكيده عبقات الانوار(حديث غدير): ص ۲۰۶.
- ↑ الخصائص: ص ۱۶. الكنى و الاسماء: ج ۲ ص ۶۱ .
- ↑ تقريب التهذيب: ج ۲ ص ۸۹ . خلاصة التذهيب: ص ۲۵۳. .