قلوب مریض
با دیدن معجزات امیرالمؤمنین علیه السلام پس از غدیر و در مدینه، قلوب منافقین مرض بیشتری یافت، گذشته از مرض حسدی که نسبت به پیامبر و علی علیهما السلام داشتند. در این باره خداوند در آیات ۱۰ الی ۱۵ سوره بقره چنین فرمود:
فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ
: «در قلب آنان مرض است»، یعنی در قلوب این متمردین شک کننده بیعت شکن از بیعتی که برای علی بن ابی طالب گرفتی مرضی ایجاد شد.
فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً
: «خداوند هم این مرض را بیشتر کرد» به گونهای که با دیدن این نشانهها و معجزات قلوب آنان متحیّر گردید،
وَ لَهُمْ عَذابٌ اَلیمٌ بِما کانُوا یَکْذِبُونَ
: «و برای آنان عذاب دردناکی است به خاطر آنچه دروغ میپندارند» که پیامبرصلی الله علیه وآله را تکذیب میکنند؛ و در این سخنشان که میگویند «ما بر بیعت و پیمان خود ثابت هستیم» دروغ میگویند.
آنگاه که به این شکنندگان بیعتِ غدیر گفته میشود:
لا تُفْسِدُوا فِی الاَرْضِ
: «در زمین فساد نکنید» با اظهار بیعت شکنی در برابر بندگان مستضعف خدا که دین آنان را در دلشان مشوّش میکنید و آنان را در اعتقادشان متحیر مینمایید،
قالُوا اِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ
: «میگویند: ما اصلاح کنندگانیم»، زیرا ما نه به دین محمد و نه غیر محمد اعتقادی نداریم و در مسئله دین متحیریم. ما در ظاهر رضایت خود به محمد را با اظهار قبول دین و شریعت او نشان میدهیم، ولی در باطن طبق خواستههای خود عمل میکنیم.
از امکانات زندگی و رفاه آن استفاده میکنیم و نفس خود را از رِقیَّت محمد آزاد مینماییم و از اطاعت پسر عمویش علی خود را رها میسازیم به گونهای که اگر در دنیا پیروزی یافت ما نزد او مورد توجه باشیم، و اگر امر او به نابودی کشیده شد از اسیر شدن به دست دشمنانش سالم بمانیم!
خداوند عز و جل میفرماید:
اَلا اِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ
: «بدانید که آنان فساد کننده هستند» با این مطالبی که درباره امور خود میگویند، چرا که خداوند نفاق آنان را به پیامبرش شناسانده و او آنان را لعنت مینماید و به مؤمنین دستور لعن آنان را میدهد.
دشمنان مؤمنین نیز دیگر به آنان اطمینان ندارند، چرا که میپندارند با آنان نیز منافقانه رفتار میکنند، همان گونه که با اصحاب پیامبرصلی الله علیه وآله با نفاق رفتار میکنند. از اینجاست که هیچ منزلتی برایشان نزد آنان وجود ندارد، و به عنوان افرادی موثق در دل آنان جای ندارند.
این کلام خداوند که میفرماید:
وَ اِذا قیلَ لَهُمْ آمَنُوا کَما آمَنَ النّاسُ قالُوا اَنُؤْمِنُ کَما آمَنَ السُّفَهاءُ، اَلا اِنَّهُمْ هُمُ السَّفَهاءُ وَ لکِنْ لا یَعْلَمُونَ
: «و هنگامی که به آنان گفته میشود شما هم مانند بقیه مردم ایمان آورید، میگویند: آیا مانند سفیهان ایمان بیاوریم؟ بدانید که آنان سفیه انند ولی خودشان نمیدانند». این آیه درباره این است که وقتی برگزیدگان مؤمنین مانند سلمان و مقداد و ابوذر و عمار به این بیعت شکنان میگویند: «ایمان آورید به پیامبر و به علی که او را جای خود قرار داده و مقام خود را به او داده و در همه مصالح دین و دنیا او را ضابطه قرار داده است. شما هم مانند سایر مردم ایمان به این پیامبر آورید و در ظاهر و باطن تسلیم این امام شوید».
آنان به این مؤمنین پاسخی نمیدهند زیرا جرأت ندارند جواب واقعی را به آنان بگویند، ولی به منافقینی که نزد آنان میآیند و مورد اعتمادشان هستند و همچنین به مؤمنین مستضعفی که از کتمان آن مطمئن هستند میگویند:
اَنُؤْمِنُ کَما آمَنَ السُّفَهاءُ
: «آیا ما هم مانند سفیهان ایمان بیاوریم»، و منظورشان از سفیهان سلمان و اصحاب او هستند که در پیشگاه علی علیه السلام محبت خالصانه و اطاعت محض را تقدیم نمودهاند، و ولایت دوستان علی و دشمنی با او را علنی ساختهاند.
اینان را از آن جهت «سفهاء» میدانند که در برابر دشمنان محمد روش تندی دارند، و هنگامی که امر او مضمحل شود دشمنانش آنان را نابود میکنند، و سایر سردمداران و مخالفین محمد نیز آنان را هلاک مینمایند.
اَلا اِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ
: «بدانید که خودشان سفیه انند» و عقل و نظرشان پست است، چرا که در مسئله پیامبرصلی الله علیه وآله آن گونه که باید توجه نکردهاند تا به نبوت او معرفت پیدا کنند و صحت ضابطه قرار دادن علی علیه السلام را در امر دین و دنیا دریابند.
اینان با دقت نکردن اتمام حجتهای خدا جاهل ماندهاند، و از پیامبرصلی الله علیه وآله و یارانش و همچنین از مخالفینشان میترسند، چرا که در امان نیستند که کدامشان غالب میشود و میترسند که مبادا همراه آنان هلاک شوند؛ بنابراین آنان سفیه اند به دلیل اینکه با نفاقشان نه محبت پیامبرصلی الله علیه وآله و مؤمنین و نه محبت یهود و سایر کافرین برای آنان قابل تحقق است!!
اینان با نفاقشان در برابر پیامبرصلی الله علیه وآله اظهار ولایت آن حضرت و برادرش علیعلیه السلام و دشمنی با یهود و نصاری و ناصبیان مینمایند، همان گونه که در برابر این دشمنان اظهار دشمنی با پیامبر و علی علیهما السلام و ولایت دشمنان ایشان مینمایند. با این روش دشمنان پیامبرصلی الله علیه وآله هم میپندارند که نفاق اینان در برابر آنان همانند نفاقشان با محمدصلی الله علیه وآله و علی علیه السلام است.
وَ لکِنْ لا یَعْلَمُونَ
: «ولی خود منافقین متوجه این حقیقت نیستند»، و خداوند پیامبرش را از اسرار آنان آگاه میفرماید، و آنان را خوار مینماید و مورد لعنت قرار میدهد و بیارزش تلقی مینماید. خداوند میفرماید:
وَ اِذا لَقُوا الَّذینَ آمَنُوا قالُوا آمَنّا، وَ اِذا خَلَوا اِلی شَیاطینِهِمْ قالُوا اِنّا مَعَکُمْ اِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ. اللَّهُ یَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ یَمُدُّهُمْ فی طُغْیانِهِمْ یَعْمَهُونَ
: «و هنگامی که ایمان آورندگان را ملاقات کنند میگویند ایمان آوردیم، ولی وقتی با شیاطینشان خلوت کنند میگویند: ما با شماییم و ما مؤمنین را استهزاء میکردیم. خداوند آنان را به مسخره میگیرد و به آنان مهلت میدهد که در طغیان خود متحیر بمانند».
این آیه درباره آن است که این بیعت شکنان که بر مخالفت با علی علیه السلام و مانع شدن خلافت از او همپیمان شده بودند، وقتی با مؤمنین رو به رو میشدند میگفتند: ما هم مانند ایمان شما ایمان آوردهایم.[۱]
منابع
واقعه قرآنی غدیر: ص ۱۸۲–۱۷۶.
پانویس
- ↑ بحار الانوار: ج ۶ ص ۳۰ و ج ۳۰ ص ۲۶۶–۲۲۳ و ج ۳۷ ص ۱۴۸–۱۴۲. عوالم العلوم: ج ۳ / ۱۵ ص ۱۶۱–۱۵۴.