محمد بن بشّار عبدی (ابوبکر، بندار)

محمد بن بشار بن عثمان بن داود بن كيسان، مكنّى به ابوبكر و ملقب به «بُندار»، از راويان ثقه و حافظان برجسته حديث اهل سنت در سده سوم هجری است . وی در سال ۱۶۷ هجری در بصره متولد شد و به دلیل بزرگداشت مادر، تا پايان عمر بيشتر در اين شهر ماند و در سال ۲۵۲ هجری درگذشت . او از راويان طبقه دهم و از مشايخ بزرگانی چون بخاری و مسلم است كه ۲۰۵ حديث در صحيح بخاری و ۴۶۰ حديث در صحيح مسلم از وى نقل شده است.

محمد بن بشّار عبدی (ابوبکر، بندار)
اطلاعات فردی
نام کاملمحمد بن بشار بن عثمان بن داود بن كيسان العبدی البصری
سرشناسیمحدث و راوی ثقه
تولد۱۶۷ هجری
وفات۲۵۲ هجری
محل دفنبصره
اطلاعات علمی
استادانيحيی بن سعيد قطان، روح بن عباده، حماد بن مسعده، خالد بن حارث، بهز بن اسد و ديگران
شاگردانبخاری، مسلم، ابوداود، ترمذی، نسائی، ابن ماجه، ابن خزيمه، ابراهيم حربی و ديگران
مذهباهل سنت
اطلاعات فرهنگی
زمینه فعالیتحدیث
علت شهرتحافظ و ثقه بودن، کثرت روایت

جايگاه رجالى

محمد بن بشار بن عثمان بن داود بن كيسان، مكنّى به ابوبكر، معروف به بندار، نسبتش عبدى و بصرى است. در سال 167 هجرى متولد شد و در سال 252 هجرى درگذشت. وى از راويان طبقه دهم به شمار مى‌رود. ابن حجر او را «ثقه» دانسته است.[۱]

اساتيد

از جمله استادان وى مى‌توان به ابراهيم بن عمر بن ابى الوزير، ازهر بن سعد سمان، امية بن خالد، بدل بن محبر، بشر بن وضاح، بهز بن اسد، جعفر بن عون، حجاج بن منهال، حرمى بن عماره، حماد بن مسعده، خالد بن حارث، روح بن عباده، سالم بن نوح و ابى زيد سعيد بن ربيع هروى اشاره كرد.

شاگردان

از جمله راويان از او، مى‌توان به ائمه صحاح سته، ابراهيم بن اسحاق حربى، ابوبكر احمد بن على بن سعيد قاضى مروزى، اسحاق بن ابراهيم بستى قاضى، اسحاق بن ابراهيم اسفراينى شافعى و اسماعيل بن نفيل بغدادى خلال اشاره كرد.

ويژگى‌ها

حفظ حديث و كثرت روايت: ابن حبان وى را از حافظان حديث برشمرده كه حديث خود را از حفظ مى‌خواند.[۲] خود وى نيز به ملازمت بيست ساله با يحيى بن سعيد قطان اشاره كرده است.[۳] بنا به گفته خودش، پنج قرن از وى حديث نوشته‌اند.[۴]

بسيارى از علما وى را توثيق كرده‌اند.

  • عجلى او را «ثقه كثير الحديث» خوانده است.[۵]
  • ابوحاتم رازى او را «صدوق» دانسته است.[۶]
  • نسائى درباره او گفته «صالح لا بأس به».[۷]
  • دارقطنى وى را از حفاظ اثبات برشمرده است.[۸]
  • بخارى با مكاتبه از وى حديث گرفته است.[۹]
  • ازدى گفته كه مردم از او حديث نوشته و پذيرفته‌اند.[۱۰]

برخى انتقادات و توجيه آنها درباره او این است: ابوداود گفته: «اگر ساده‌لوحى در او نبود، حديثش را رها مى‌كردم».[۱۱] یحيى بن معين و قواريرى نيز نظر مثبتى نسبت به وى نداشتند.[۱۲] عمرو بن على فلاس وى را به كذب در روايت از يحيى بن سعيد متهم كرد.[۱۳]على بن مدينى نيز حديثى را كه وى به صورت مرفوع روايت كرده بود، كذب دانست. [۱۴] در مقابل، ازدى اين انتقادات را جرحى مؤثر ندانسته است.[۱۵] به نظر مى‌رسد برخى از اين انتقادات به جهت سهل‌انگارى يا اعتماد وى بر حفظش بوده است.

نكات ديگر: عجلى به شغل وى به عنوان «حائك» (بافنده) اشاره كرده است.[۱۶] گفته شده كه وى از مطالعه نزد ابوعبيده معمر بن مثنى، كمى فصاحت يافته بود. ابن خزيمه از وى با عنوان «امام» ياد كرده است. مقايسه او با ابوموسى محمد بن مثنى نيز در منابع آمده است كه اهل بصره ابوموسى را مقدم مى‌داشتند و غربا بندار را.[۱۷]

روايت حديث غدير[۱۸]

يكى از علما و بزرگان اهل ‏سنت كه حدیث غدیر را نقل كرده محمد بن بشّار بن عثمان عبدى بصرى، ابوبكر بندار (م ۲۵۲ ق) است. ترمذى حديث غدير را در صحيح خود از محمد بن بشّار نقل كرده است.[۱۹] ابن‏ حجر[۲۰]: او را توثيق كرده است. در صحاح شش گانه از او حدیث نقل شده است.

پانویس

  1. تقريب التهذيب، ج 1، ص 828
  2. الثقات، ج 9، ص 111
  3. تهذيب الكمال، ج 24، ص 511
  4. تهذيب التهذيب، ج 3، ص 519
  5. تهذيب الكمال، ج 24، ص 511
  6. الجرح و التعديل، ج 7، ص 214
  7. تهذيب الكمال، ج 24، ص 511
  8. تهذيب التهذيب، ج 3، ص 519
  9. تهذيب التهذيب، ج 3، ص 519
  10. تهذيب الكمال، ج 24، ص 511
  11. تهذيب الكمال، ج 24، ص 511
  12. تهذيب الكمال، ج 24، ص 511
  13. تهذيب الكمال، ج 24، ص 511
  14. تهذيب الكمال، ج 24، ص 511
  15. تهذيب الكمال، ج 24، ص 511
  16. تهذيب الكمال، ج 24، ص 511
  17. تهذيب الكمال، ج 24، ص 511
  18. چكيده عبقات الانوار (حديث غدير): ص ۲۲۳.
  19. صحيح ترمذى: ج ۵ ص ۲۹۷.
  20. تقريب التهذيب: ج ۲ ص ۱۴۷. همچنين ر.ک: تذكرة الحفّاظ: ج ۲ ص ۵۱۱ . خلاصة تذهيب الكمال: ج ۲ ص ۲۸۰. العِبَر فى خبر من غَبَر: ج ۲ ص ۳. طبقات الحفّاظ: ص ۲۲۲.