پرش به محتوا

محمد بن سائب کلبی

از ویکی غدیر
محمد بن سائب کلبی (ابونضر)
اطلاعات فردی
نام کاملمحمد بن سائب بن بشر کلبی کوفی
سرشناسیمفسر، نسب‌شناس، از اصحاب امام باقر و امام صادق علیهما السلام
وفات۱۴۶ هجری قمری / کوفه
محل دفنکوفه
خویشان سرشناسهشام بن محمد کلبی (پسر، مورخ و نسب‌شناس)
اطلاعات علمی
استادانامام باقرعلیه السلام، امام صادق علیه السلام
شاگردانسفیان ثوری، محمد بن اسحاق (به نقل از منابع اهل سنت)؛ پسرش هشام بن محمد کلبی
مذهبشیعه
اطلاعات فرهنگی
زمینه فعالیتتفسیر قرآن، نسب‌شناسی قبایل عرب، روایت اخبار
علت شهرتصاحب تفسیر مشهور (جمع‌آوری شده همراه با تفاسیر ابان بن تغلب و ابوروق)

محمد بن سائب بن بشر کلبی کوفی، معروف به ابونضر (یا ابونصر)، از چهره‌های برجسته علم تفسیر، نسب‌شناسی و اخبار عرب در سده دوم هجری است. وی در منابع امامیه به عنوان یکی از اصحاب امام باقر و امام صادق علیهما السلام معرفی شده، اما در منابع رجال‌شناسان اهل سنت، مورد تضعیف به سبب محبت اهل بیت علیهم السلام– قرار گرفته است.

زندگی نامه

نام کامل وی محمد بن سائب بن بشر از قبیله کلب است. برخی منابع نسبت او را به «کلب بن وبره» می‌رسانند. سمعانی در «الأنساب» او را از کلب غیر از کلب اسامه بن زید دانسته، اما بلاذری در «أنساب الأشراف» این دیدگاه را نادرست شمرده و نشان داده که جد وی «بشر» فرزند عمرو بن حارث بن عبدالعزی بن امرئ القیس از بنی‌کلب است.[۱]

کنیه او را ابونضر و گاه ابونصر ثبت کرده‌اند. پسرش هشام بن محمد کلبی (متوفی ۲۰۴ یا ۲۰۶ق) نیز از مورخان و نسب‌شناسان مشهور است.

محمد بن سائب در کوفه می‌زیست و در آنجا به تدریس و تألیف اشتغال داشت. به گفته پسرش هشام، وی در جنگ جماجم (۸۳-۸۴ق) در کنار ابن اشعث حضور داشت. این گزارش نشان می‌دهد که او در اواخر سده یکم می‌زیسته و سپس تا سال ۱۴۶ق عمر کرده است. تاریخ درگذشت او را سال ۱۴۶ هجری قمری در کوفه ذکر کرده‌اند.

جایگاه رجالی

شیخ طوسی در دو موضع از کتاب «الرجال» از او یاد کرده است:

  • در شمار اصحاب امام باقر علیه السلام به نام «محمد بن سائب کلبی».[۲]
  • در شمار اصحاب امام صادق علیه السلام به نام «محمد بن سائب بن بشر، ابونضر کلبی کوفی».[۳]

برقی نیز در «الرجال» او را از اصحاب امام صادق علیه السلام با عنوان «محمد بن سائب کلبی نسابه» (نسب‌شناس) ذکر کرده است.[۴]

نجاشی در ترجمه ابان بن تغلب می‌نویسد که محمد بن سائب کلبی، ابان بن تغلب و ابوروق – هر سه دارای تفسیر بودند – و عبدالرحمن بن محمد (یا محمد بن عبدالرحمن) تفاسیر آنان را در یک کتاب جمع‌آوری کرد.[۵]

بیشتر رجال‌شناسان اهل سنت، محمد بن سائب کلبی را تضعیف کرده و به غلو در تشیع متهم نموده‌اند.

ابن حبان در «الثقات» (یا «المجروحین») او را سبئی خوانده و گفته: «از کسانی بود که معتقدند علی علیه السلام نمرده و به دنیا بازمی‌گردد و آن را از عدل و داد پر می‌کند. هرگاه ابری می‌دیدند می‌گفتند: امیرالمؤمنین در آن است».[۶] شوشتری این دیدگاه را برگرفته از سمعانی – که او را ناصبی می‌داند – دانسته و می‌گوید سمعانی در «الأنساب» او را از اصحاب عبدالله بن سبأ معرفی کرده است.

ذهبی از ابوعوانه نقل کرده که شنید کلبی (محمد بن سائب) می‌گوید: «جبرئیل وحی را بر پیامبرصلی الله علیه وآله املا می‌کرد، اما چون پیامبر به خلوت می‌رفت، بر علی علیه السلام املا می‌کرد».

ابومعاویه از کلبی نقل کرده که می‌گفت: «قرآن را در شش یا هفت روز حفظ کردم – چیزی که هیچ کس نکرده – اما آنچه را هیچ کس فراموش نکرده، من فراموش کردم! (چون) بر محاسنم گرفتم تا آنچه در مشتم است بردارم، ولی بیش از یک مشت گرفتم».

ابن ندیم در «الفهرست» به نقل از ابن کوفی می‌نویسد: سلیمان بن علی (از حاکمان عباسی) محمد بن سائب را از کوفه به بصره آورد و در خانه خود جای داد. او برای مردم قرآن املا می‌کرد و تفسیر می‌گفت. هنگامی به آیه‌ای از سوره برائت رسید که تفسیر آن بر خلاف نظر مردم بود، شنوندگان گفتند: این تفسیر را نمی‌نویسیم. کلبی سوگند خورد که تا تفسیر آن آیه را بر اساس نزول الهی ننویسند، هیچ حرفی املا نخواهد کرد. موضوع به سلیمان بن علی گزارش شد و او گفت: هر چه می‌گوید بنویسید و آنچه غیر از آن است رها کنید.[۷]

از دیدگاه منابع متقدم امامیه، محمد بن سائب کلبی صرفاً به عنوان یکی از اصحاب امام باقر و امام صادق علیه السلام معرفی شده، اما به صراحت توثیق یا تضعیف نشده است. با این حال، دانش نسب‌شناسی و تفسیر او همواره مورد استفاده محدثان فریقین بوده و کتاب تفسیرش در کنار تفاسیر ابان بن تغلب و ابوروق جمع‌آوری شده است.

معناى اولى براى مولى[۸]

در كتاب «عوالم العلوم» فهرستى از راويان حدیث و شعرا و اهل لغت عامه كه معنى «اولى» را معناى اصلى كلمه مولى دانسته‏ اند آورده است[۹]، كه يكى از آنها محمد بن سائب كلبى م ۱۴۶ است.

پانویس

  1. بلاذری، أنساب الأشراف، ج۱، ص۴۶۸ و ج۳، ص۱ و۵
  2. رجال الطوسی، ص۲۵
  3. همان، ص۱۴۴
  4. خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱۷، ص۱۱۴
  5. نجاشی، رجال، به نقل از خویی، همان؛ شوشتری، قاموس الرجال، ج۹، ص۲۸۲
  6. ذهبی، سیر اعلام النبلاء، به نقل از شوشتری، قاموس الرجال، ج۹، ص۲۸۲
  7. فهرست ابن الندیم، ص۱۰۷
  8. اسرار غدير: ص ۱۱۳. چهارده قرن با غدير: ص ۱۲۱.
  9. عوالم العلوم: ج ۳  / ۱۵ ص ۵۹ .