پرش به محتوا

محمد بن طیّب مالکی (قاضی ابوبکر، باقِلّانی)

از ویکی غدیر
ابوبکر باقلانی
اطلاعات فردی
نام کاملابوبکر محمد بن طیب بن محمد بن جعفر بن قاسم باقلانی
سرشناسیمتکلم برجسته اشعری، فقیه مالکی
تولدحدود ۳۲۸ هجری قمری - بصره
وفات۲۳ ذی‌قعده ۴۰۳ هجری قمری - بغداد
محل دفنبغداد، مقبره باب حرب (در کنار قبر احمد بن حنبل)
خویشان سرشناسحسن بن محمد باقلانی (پسر)
اطلاعات علمی
استادانابوالحسن باهلی، ابن مجاهد طائی، ابوبکر بن مالک قطیعی، ابن ابی‌زید قیروانی و...
شاگردانابوذر هروی، قاضی ابوجعفر سمنانی، ابوعمران فاسی و...
تحصیلاتکلام اشعری، فقه مالکی، حدیث، اصول فقه
مذهباهل سنت (اشعری کلاماً، مالکی فقهاً)
اطلاعات فرهنگی
زمینه فعالیتکلام اسلامی، فقه، اصول فقه، علوم قرآنی، مناظرات کلامی
علت شهرتتدوین و تبیین کلام اشعری، مناظرات با معتزله، تألیف آثار مهمی چون التمهید و اعجاز القرآن

ابوبکر محمد بن طیب باقلانی (۳۲۸-۴۰۳ق) از متکلمان نامدار اشعری مذهب و فقیه مالکی در سده چهارم و پنجم هجری است. وی با بهره‌گیری از اساتید برجسته‌ای چون ابوالحسن باهلی و ابن مجاهد، به ترویج و تدوین کلام اشعری پرداخت و آثاری متعددی در زمینه‌های کلام، فقه اصول و علوم قرآنی از خود به جای گذاشت. حضور تأثیرگذار وی در دربار عضدالدوله بویهی، مناظرات کلامی با معتزله و مأموریت‌های سیاسی به عنوان سفیر، جایگاه او را نشان می‌دهد.

زندگی نامه

ابوبکر محمد بن طیب بن محمد بن جعفر بن قاسم، ملقب به باقلانی، متکلم نامدار اشعری مذهب در ۲۳ ذی‌قعده ۴۰۳ق درگذشت. برخی منابع او را ربعی خوانده‌اند که بیانگر نسب عربی اوست.[۱]

تاریخ تولد وی به درستی روشن نیست، اما برخی حوالی سال ۳۲۸ق را محتمل می‌دانند.[۲] احتمالاً او در بصره به دنیا آمده است.[۳]

درباره نسبت «باقلانی»، گرچه سمعانی آن را منسوب به باقلا می‌داند، [۴]اما منسوب باقلا قیاساً باقلاوی یا باقلائی است نه باقلانی. با این حال به همین صورت شهرت یافته و همه کتب تراجم نام او را به این صورت نوشته‌اند، جز ابن جوزی که «باقلاوی» آورده است.[۵] مفصل‌ترین شرح حال او در ترتیب المدارک تألیف عیاض بن موسی (متوفی ۵۴۴ق) آمده است.[۶]

اساتید

باقلانی در بصره در کنار کسانی چون ابن فورک و ابواسحاق اسفراینی، کلام اشعری را نزد ابوالحسن باهلی، شاگرد ابوالحسن اشعری، فراگرفت.[۷] گویا در همین اثنا مدتی به بغداد رفت و از محضر مشایخ حدیث بهره برد. خطیب بغدادی گزارش می‌دهد که باقلانی در بغداد برای استماع حدیث نزد ابوبکر بن مالک قطیعی (د ۳۶۸ق)، ابومحمد عبدالله بن ماسی و ابواحمد حسین بن علی نیشابوری (د ۳۴۹ق) رفت.[۸] از استادان دیگر وی می‌توان ابن ابی‌زید قیروانی را نام برد. خطیب می‌افزاید که محمد بن ابی‌الفوارس (د ۴۱۲ق) حدیث او را در مجموعه‌ای گردآورده بود. خود خطیب نیز به واسطه قاضی ابوجعفر محمد بن احمد سمنانی از باقلانی حدیث روایت کرده است.[۹]

بنا به گفته ذهبی در سیر اعلام النبلاء، «علم معقول» را از ابوعبدالله محمد بن احمد بن مجاهد طائی، شاگرد ابوالحسن اشعری، فراگرفته بود.[۱۰] باقلانی در بغداد (و شاید چند نیز در بصره) نزد ابن مجاهد کلام خواند و حتی بیش از باهلی نزد او شاگردی کرد.[۱۱] خطيب بغدادى و ابن‏ جوزى و ذهبى و ابن‏ اثیر[۱۲]: او را توثيق كرده و وى را در علم كلام و نيز تأليفاتش را ستوده ‏اند.

مذهب

باقلانی در فقه مذهب مالکی داشت.[۱۳] در بغداد نزد فقیه بزرگ مالکی عراق، ابوبکر محمد بن عبدالله ابهری (د ۳۷۵ق) فقه خواند[۱۴] و چندان برجسته گردید که ریاست مالکیان عصر به او منتهی شد.[۱۵] منظور باقلانی از اینکه گاهی خود را حنبلی معرفی می‌کرده، این بوده که به مذهب کلامی آنان (نه مذهب فقهی‌شان) گرایش دارد.

شاگردان[۱۶]

از میان انبوه شاگردان باقلانی می‌توان اینان را نام برد:

  • ابوذر هروی
  • قاضی ابومحمد عبدالوهاب بن نصر بغدادی مالکی
  • ابوعمران فاسی
  • محمد بن علی بن حسن شافعی رؤاسی
  • قاضی ابوجعفر سمنانی که مهم‌ترین شاگرد باقلانی بود
  • ابوطاهر واعظ معروف به ابن انباری
  • ابوعبدالله ازدی
  • قاضی ابومحمد عبدالله معروف به ابن لبان اصفهانی
  • ابوالحسن رافع بن نصر بغدادی
  • ابوحاتم قزوینی
  • ابن معتمر رقی

وفات

باقلانی در بغداد درگذشت.[۱۷] او را پسری بود به نام حسن که پس از مرگش بر او نماز گزارد و او را در خانه‌اش در «درب المجوس» در منطقه نهرطابق مدفون ساخت و سپس به مقبره باب حرب بغداد منتقل و در کنار قبر احمد بن حنبل مدفون گردید.[۱۸]

تألیفات

باقلانی تصانیف بسیاری در رد مخالفان خویش از جمله امامیه، معتزله، جهمیه و خوارج داشته است. با این وصف از آثار او تنها اندکی باقی مانده است. مهم‌ترین آثار وی عبارتند از:

  • «الانصاف فیما یجب اعتقاده و لایجوز الجهل به»
  • «البیان عن الفرق بین المعجزات»
  • «التمهید»
  • «سؤالات اهل الری»
  • «کشف الاسرار فی الرد علی الباطنیة»
  • «النقض الکبیر»
  • «هدایة المسترشدین»
  • «اکفار المتأولین»
  • «الکتاب الکبیر فی الاصول»
  • «التقریب و الارشاد»
  • «اعجاز القرآن»
  • «الانتصار للقرآن»
  • «الامامة الصغیرة»
  • «الامامة الکبیرة»
  • «نصرة العباس و امامة بنیه (یا کتاب فی امامة بنی العباس)»
  • «مناقب الائمة و نقض المطاعن عن سلف الامة»

روايت حديث غدير[۱۹]

يكى از علما و بزرگان اهل‏ سنت كه حدیث غدیر را نقل كرده محمد بن طيّب بن محمد (جعفر) بصرى مالكى باقِلاّنى، قاضى ابوبكر (م ۴۰۳ ق) است. باقلاّنى ماجراى تهنیت عمر به اميرالمؤمنين ‏عليه السلام در غدير را در كتابش «التمهيد فى اصول الدين» آورده است.[۲۰]

پانویس

  1. سکونی، عیون المناظرات، ص۲۵۳
  2. خضیری، مقدمه بر التمهید، ص۲
  3. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۵، ص۳۷۹
  4. سمعانی، الانساب، ج۲، ص۵۲
  5. ابن جوزی، المنتظم، ج۷ ص۲۶۵
  6. عیاض بن موسی، ترتیب المدارک، ج۷، ص۴۴
  7. ابن عساکر، تبیین کذب المفتری، بیروت، ۱۴۰۴ق، ص۱۷۸
  8. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۵، ص۳۷۹
  9. ابن عساکر، تبیین کذب المفتری، ص۲۱۷
  10. ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۱۷، ص۱۹۱
  11. ابن عساکر، تبیین کذب المفتری، ص۱۷۷
  12. تاريخ بغداد: ج ۵ ص ۳۷۹. المنتظم: ج ۷ ص ۲۶۵. العِبَر فى خبر من غَبَر: حوادث سال ۴۰۳. اللّباب: ج ۱ ص ۱۱۲.
  13. قاضی عیاض، ترتیب المدارک، ج۷، ص۴۴
  14. ابن فرحون، الدیباج المذهب، ج۲، ، ص۲۰۶
  15. سبکی، طبقات الشافعیة الکبری، ج۳، ص۳۵۲، ۳۶۶، ۳۶۸
  16. ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۱۳، ص۳۰۵
  17. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۵، ص۳۸۲
  18. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۵، ص۳۸۲
  19. چكيده عبقات الانوار (حديث غدير): ص ۲۶۳.
  20. التمهيد: ص ۱۷۱.