محمد بن عبدالکریم شهرستانی (ابوالفتح، متکلّم اشعری)
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | ابوالفتح محمد بن عبدالکریم بن احمد شهرستانی |
| سرشناسی | متکلم، مفسر، تاریخنگار مذاهب |
| تولد | ۴۷۹ هجری قمری - شهرستان، خراسان |
| وفات | ۵۴۸ هجری قمری |
| محل دفن | شهرستان (خراسان) |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | احمد خوافی، ابونصر قرشی، ابوالقاسم انصاری، علی بن احمد مدائنی، سلیمان بن ناصر انصاری |
| تحصیلات | نظامیه نیشابور (فقه، کلام، تفسیر، حدیث، اصول) |
| مذهب | اسماعیلیه (با تقیه اشعری) |
| اطلاعات فرهنگی | |
| زمینه فعالیت | کلام، تفسیر، تاریخ ادیان و مذاهب |
| علت شهرت | تألیف «الملل و النحل» (دایرةالمعارف مذاهب) و «مفاتیح الاسرار» (تفسیر باطنی قرآن) |
ابوالفتح محمد بن عبدالکریم بن احمد شهرستانی، متکلم برجسته، مفسر و تاریخنگار مذاهب در قرن پنجم و ششم هجری. نسبت «شهرستانی» به زادگاهش شهرستان، از توابع خراسان، بازمیگردد. وی در سال ۴۷۹ هجری قمری در شهرستان خراسان دیده به جهان گشود.
زندگینامه
تحصیلات مقدماتی را در زادگاه خود آغاز کرد و سپس برای تکمیل علوم به نیشابور رفت. در نظامیه نیشابور که از مهمترین مراکز علمی اهل سنت به شمار میآمد، نزد استادان برجستهای به فراگیری علوم مختلف پرداخت. اساتید وی در این دوره عبارت بودند از:
- احمد خوافی
- ابونصر قرشی
- ابوالقاسم انصاری (متکلم نامدار اشعری)
- علی بن احمد بن محمد مدائنی
وی در محضر این استادان، فقه، کلام، تفسیر، حدیث و اصول را آموخت و به درجه اجتهاد نائل آمد.
پس از فراغت از تحصیل، به خوارزم سفر کرد و سپس عازم مکه شد. در بازگشت از حج، به درخواست نظامیه بغداد، از سال ۵۱۰ تا ۵۱۳ هجری قمری به مدت سه سال در این حوزه علمی برجسته به تدریس و وعظ پرداخت.
جایگاه علمی
شهرستانی از متکلمان و مفسران نامدار قرن ششم هجری است. شهرت او بیشتر به دلیل دو اثر مهمش، «الملل و النحل» در تاریخ مذاهب و «مفاتیح الاسرار» در تفسیر قرآن، است. شخصیت علمی و مذهبی او همواره محل بحث و گفتگو بوده است.
تألیفات
از شهرستانی آثار متعددی بر جای مانده که برخی از مهمترین آنها عبارتند از:
- «الملل و النحل» مشهورترین اثر وی در تاریخ و نقد مذاهب و فرق اسلامی
- «مفاتیح الاسرار و مصابیح الابرار» تفسیر بزرگ قرآن وی که تنها دو جلد از آن (شامل تفسیر سوره حمد و بقره) بر جای مانده است.
- «مصارع الفلاسفه» کتابی در نقد آرای فلاسفه به ویژه ابنسینا.
- «نهایة الاقدام فی علم الکلام» اثری کلامی که میتوان آن را تتمه «الملل و النحل» دانست.
- «مجلس مکتوب خوارزم» تنها اثر فارسی بر جای مانده از شهرستانی که به بحث «خلق و امر» میپردازد.
گرایش مذهبی
مسئله مذهب و گرایش فکری شهرستانی از دیرباز محل مناقشه بوده است. ظاهر آثار او به ویژه «الملل و النحل» و «نهایة الاقدام» او را در زمره اشاعره نشان میدهد. با این حال، شواهد و قرائن متعددی از زندگی و به ویژه تفسیرش «مفاتیح الاسرار»، گرایش او را به تشیع و به طور مشخص اسماعیلیه آشکار میسازد.
اشعریمذهب
برخی از مورخان و تراجمنویسان مانند ابن خلکان، وی را متکلمی بر مذهب اشعری معرفی کردهاند. این دیدگاه عمدتاً بر اساس آثار کلامی او مانند «نهایة الاقدام» شکل گرفته است.
اتهام به الحاد و اسماعیلیگری
برخی از معاصران وی مانند ابوسعد سمعانی و محمود بن ارسلان خوارزمی، او را به تمایل به اهل بدعت (اسماعیلیه) متهم کردهاند. خواجه نصیرالدین طوسی نیز در «مصارع المصارع» بارها از او با تعابیری یاد کرده که نشان میدهد وی را در زمره باطنیان میداند.
گرایش به تشیع و اسماعیلیه
بررسی دقیق آثار شهرستانی، به ویژه تفسیر «مفاتیح الاسرار» که در اواخر عمر و به دور از تقیههای معمول نوشته شده، نشاندهنده باورهای عمیق شیعی و اسماعیلی وی است:
- شهرستانی در مقدمه تفسیر خود تصریح میکند که فهم قرآن و اسرار آن را از کلمات شریفه اهل بیت و از استادش ناصر انصاری (که او نیز به اهل بیت ارادت داشته) فراگرفته است.
- او امامت را همردیف توحید و نبوت و از فطریات میداند. امامت را حقی الهی برای امام علی علیه السلام میشمارد که از او غصب شده است.
- وی به شدت از کسانی که قرآن را بدون مراجعه به اهل بیت علیهم السلام تفسیر کردهاند انتقاد کرده و آنان را دچار تحریف معنوی و گمراهی میداند. او بارها به حدیث ثقلین استناد میکند و عترت را یکی از دو ثقل و مفسران حقیقی قرآن معرفی مینماید.
- در تفسیرش آیات متعددی را در شأن و منزلت امام علی علیه السلام میداند و او را نخستین مفسر قرآن و سرآمد صحابه معرفی میکند. وی حتی تصریح میکند که اگر کسی به نبوت اقرار کند اما به وصایت (امامت) معتقد نباشد، کافر است.
گرایش به اسماعیلیه (ویژگیهای خاص):
علاوه بر گرایش عام شیعی، نشانههایی از باورهای خاص اسماعیلی در آثار وی دیده میشود:
- شهرستانی مانند اسماعیلیان، خداوند را از صفات وجودی نیز منزه میدارد و معتقد است او «موجود» نیست، بلکه موجد هر موجود است. خواجه نصیرالدین طوسی این دیدگاه را دقیقاً منطبق بر مذهب تعلیمیان میداند.
- او بر لزوم وجود امام در هر عصر تأکید میکند. در دفاع از امام زمان خود، هر دو گروه عامه (اهل سنت) و خاصه (امامیه) را به دلیل عدم اعتقاد به امام حاضر، مورد انتقاد قرار میدهد.
- یکی از ارکان فکری اسماعیلیه که به «تعلیمیه» نیز شهرهاند، اعتقاد به نیازمندی عقل به تعلیم معلم صادق است. شهرستانی در آثار خود، به ویژه در بحث از کلام خدا و مرتکب کبیره، بر این اصل تأکید میکند و آرای متکلمانی را که بدون رجوع به «صادقین» (ائمه) نظر دادهاند، مردود میخواند.
- اساس روش تفسیری شهرستانی در «مفاتیح الاسرار» بر تأویل باطنی استوار است. او برای آیات و احکام، معنایی ظاهری (تنزیل) و معنایی باطنی (تأویل) قائل است و تأویل را تطبیق مفاهیم قرآنی بر اشخاص و مصادیق معین (ائمه) میداند. برای مثال، حج و عمره را به دو شخص (پیامبر و وصی) و صفا و مروه را به دو شخص دیگر از اولیای خدا تأویل میبرد.
- واژگانی چون «دور» (ادوار نبوت و وصایت) و «مستودع» و «مستقر» (در مورد امامت) که از اصطلاحات رایج در کتب اسماعیلی است، در آثار شهرستانی به کار رفته است.
تقیه
با توجه به فضای پرتنش مذهبی قرن ششم و اوجگیری تعصبات فرقهای، شهرستانی ناگزیر به تقیه بوده است. او در آثاری که برای دستگاه سلطان سنجر یا نزدیکان او مینوشته (مانند الملل و النحل، مصارع الفلاسفه)، خود را اشعریمذهب نشان میداده است. اما در تفسیر شخصی خود (مفاتیح الاسرار) که در اواخر عمر و به دور از این فشارها تألیف شده، عقاید باطنی خویش را آشکار ساخته است.
با جمع شواهد تاریخی (اتهام معاصرانش) و شواهد درونمتنی (به ویژه تفسیر مفاتیح الاسرار)، گرایش عمیق شهرستانی به اسماعیلیه آشکار میگردد. او را میتوان یکی از داعیان و متکلمان برجسته اسماعیلی دانست که در لباس یک عالم سنی به تبلیغ و ترویج اندیشههای باطنی میپرداخته است.
وفات
وی سرانجام در سال ۵۴۸ هجری قمری در سن ۶۹ سالگی دار فانی را وداع گفت.
روايت حديث غدير[۱]
يكى از علما و بزرگان اهل سنت كه حدیث غدیر را نقل كرده محمد بن عبدالكريم شهرستانى، ابوالفتح، متكلّم اشعرى (م ۵۴۸ ق) است. شهرستانى در كتابش «الملل و النحل» حديث غدير را همراه با نزول آيه تبلیغ در مورد غدير آورده است.[۲]
سُبكى و ذهبى و صفدى و ابن تَغرى بِردى[۳]: او را توثيق كرده و در علم كلام و فقه و اصول بسيار ستوده اند. وى از على بن مدينى روايت كرده، و حافظ ابوسعد سمعانى از او روایت كرده است.