محمد طاهر فتنی
محمدطاهر پتنی(فتنی) گجراتی (۹۱۳-۹۸۴ هجری قمری) محدث و رجالی حنفی مذهب اهل شهر پتن در گجرات هند بود که به سبب تبحر در علم حدیث به «ملک المحدثین» شهرت یافت. وی پس از سالها تحصیل در محضر عالمانی چون ابن حجر هیتمی و علی متقی هندی، به وطن بازگشت و آثاری چون «مجمع بحارالانوار» را تألیف کرد. پتنی که به مبارزه با جریانهای فکاری زمان خود شهره بود، سرانجام به دست پیروان سیدمحمد جونپوری به قتل رسید.
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | محمدطاهر بن علی بن محمد پتنی گجراتی |
| سرشناسی | محدث و رجالی حنفی مذهب در قرن دهم هجری |
| تولد | حدود ۹۱۳-۹۱۴ هجری قمری |
| وفات | ۹۸۴ یا ۹۸۶ هجری قمری |
| نحوه درگذشت | قتل توسط پیروان سیدمحمد جونپوری |
| محل دفن | پتن، گجرات، هند |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | شیخ برهانالدین سمهودی، ابن حجر هیتمی، شیخ عبدالله عیدروس، متقی هندی |
| مذهب | حنفی |
| اطلاعات فرهنگی | |
| زمینه فعالیت | حدیث، رجال، تفسیر |
| علت شهرت | ملک المحدثین، نویسنده مجمع بحارالانوار، مبارزه با جریانهای انحرافی |
زندگینامه
درباره لقب وی میان مورخان اختلاف است؛ برخی او را جمالالدین و برخی دیگر مجدالدین خواندهاند.[۱]
محمدطاهر پتنی در حدود سالهای ۹۱۳ یا ۹۱۴ هجری قمری در شهر پَتَن (یا فتن) از توابع گجرات هند دیده به جهان گشود. هوش و استعداد سرشار او موجب شد که پیش از رسیدن به سن بلوغ، تمامی قرآن کریم را از حفظ کند.
اساتید
وی پانزده سال از عمر خود را در زادگاهش نزد استادانی همچون شیخ برهانالدین سمهودی، یدالله سوهی و شیخ ناگوری به فراگیری علوم اسلامی پرداخت. چنان در علم حدیث تبحر یافت که بر تمامی عالمان گجرات برتری یافت و به لقب «ملک المحدثین» مفتخر گشت.[۲]
در سال ۹۴۴ هجری عزم سفر حج کرد و پس از زیارت خانه خدا و مسجد نبوی، در مکه مکرمه اقامت گزید. در این دوران از دعلماء بزرگ اهل سنت چون ابن حجر هیتمی (متوفی ۹۷۴)، ابوالحسن بکری (متوفی ۹۵۲) و شیخ عبدالله عیدروس (متوفی ۹۹۰) بهرههای فراوان برد. اما تأثیرگذارترین استاد وی، شیخ علی بن حسامالدین متقی هندی (متوفی ۹۷۵) -صاحب کتاب کنزالعمال- بود. پتنی ملازم و مرید وی گردید و در طریقت قادریه و شاذلیه از او پیروی کرد. در مقدمه برخی آثار خود، از این استاد با تجلیل و احترام یاد نموده است.[۳]
پس از سالها تحصیل و تلمذ، در سال ۹۷۵ هجری به زادگاه خود بازگشت و با جدیت تمام به تدریس و تألیف روی آورد. شخصیت علمی و اخلاقی وی زبانزد خاص و عام بود. او باور عمیقی به اهمیت آموزش و یادگیری داشت و تمامی ارثیه پدری خود را در راه طلاب علم هزینه کرد. شاگردان مستعد و باهوش را شناسایی و به کسب دانش ترغیب میکرد و مخارج زندگی شاگردان نیازمند را تا پایان دوران تحصیل بر عهده میگرفت.[۴]از جمله رفتارهای نیکوی او که به پیروی از وصیت استادش شیخ علی متقی انجام میداد، ساختن و اصلاح مرکب و دوات برای استفاده دانشجویان بود.
وجهه اصلی شهرت پتنی به دلیل مبارزه علمی و عملی او با اندیشههای سیدمحمد جونپوری (متوفی ۹۱۰) -یکی از مدعیان مهدویت- و پیروانش بود. این جریان فکری در میان جماعت بهره نفوذ قابل توجهی داشت.
هنگامی که اکبرشاه تیموری در سال ۹۸۰ هجری گجرات را به تصرف خود درآورد، با پتنی دیدار کرد و به وی اطمینان داد که پیروان جونپوری را سرکوب کرده و اصول صحیح اسلام را ترویج خواهد کرد. بدین منظور، برادر رضاعی خود خان اعظم عزیز محمد کوکلتاش را به حکومت گجرات منصوب کرد و او نیز پتنی را در این مسیر یاری رساند. اما با عزل خان اعظم و انتصاب عبدالرحیم خانخانان (متوفی ۱۰۳۶) به حکومت، طرفداران جونپوری بار دیگر فعالیت خود را از سر گرفتند و پتنی با مشکلات فراوانی مواجه شد.[۵]
وفات
پتنی به دلیل احساس خطر جانی و همچنین برای جلب حمایت اکبرشاه، عازم اکبرآباد شد اما در مسیر، نزدیکی شهر اُجَّیْن، در سال ۹۸۴ (یا به روایتی ۹۸۶ هجری) توسط طرفداران جونپوری به قتل رسید. پیکر او را به پتن منتقل کرده و در آرامگاه نیاکانش به خاک سپردند.[۶]
تألیفات
از محمدطاهر پتنی آثاری به زبان عربی مانده که مهمترین آنها عبارتند از:
- «مجمع بحارالانوار فی غرائب التنزیل و لطائف الاخبار»
- «المغنی»
- «تذکرة الموضوعات»
روايت حديث غدير[۷]
يكى از علما و بزرگان اهل سنت كه حدیث غدیر را نقل كرده محمدطاهر فَتَّنى (درگذشت: ۹۸۴ق) است. فَتَّنى حديث غدير را در «مجمع البِحار» به نقل از «النِهاية» آورده است.[۸]
پانویس
- ↑ ابن عماد، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، ج۸، ص۴۱۰؛ عبدالحی حسنی، نزهة الخواطر و بهجة المسامع و النواظر، ج۴، ص۲۶۵
- ↑ عبدالحق دهلوی، اخبار الاخیار فی اسرار الابرار، ج۱، ص۲۷۲-۲۷۳
- ↑ ابن عماد، شذرات الذهب، ج۸، ص۴۱۰
- ↑ صدیق حسن خان، ابجدالعلوم، ج۳، ص۲۲۲؛ عبدالحی حسنی، نزهة الخواطر، ج۴، ص۲۶۶
- ↑ صدیق حسن خان، ابجدالعلوم، ج۳، ص۲۲۲-۲۲۳؛ عبدالحی حسنی، نزهة الخواطر، ج۴، ص۲۶۷-۲۶۸
- ↑ ابن عماد، شذرات الذهب، ج۸، ص۴۱۰
- ↑ چكيده عبقات الانوار (حديث غدير): ص ۲۸۶.
- ↑ مجمع البحار: مادّه «ولى». براى شرح حال فَتَّنى ر.ک: النور السافر: ص ۳۶۱. اخبار الاخيار: ص ۲۶۸. سبحة المرجان فى آثار هندوستان: ص ۴۳. ابجد العلوم: ص ۸۹۵ . عبقات الانوار: مجلد حديث مدينة العلم.