نامه امام حسن عسكرى عليه السلام به اهالى نيشابور درباره غدير
در زمان آخرين امام ظاهر يعنى امام حسن عسكرى عليه السلام تبلیغ غدیر از طريق نامه نگارى همچنان ادامه داشت. از جمله اسحاق بن اسماعيل از نيشابور براى امام عسکری علیه السلام نامه اى نوشت و مسائلى را مطرح كرد. آن حضرت در پاسخ نامه اى را توسط نماينده خود براى او فرستاد.
نامه امام عسكرى عليه السلام درباره غدير[۱]
حضرت علیه السلام فرمودند: آنگاه كه خداوند با بپا داشتن اولياء بعد از پيامبرش بر شما منت گذاشت خطاب به پيامبرش فرمود: «اليَومَ اَكمَلتُ لَكُم دينَكُم وَ اَتمَمتُ عَلَيكُم نِعمَتى وَ رَضيتُ لَكُمُ الاِسلامَ ديناً».[۲] در اين نامه منت خدا بر مردم با غدير و سلب اختيار مردم در مسئله امامت در كوتاهترين عبارات براى سؤال كننده بيان گرديده و استناد به قرآن در اين باره نيز انجام شده است.
متن کامل نامه
برخی از افراد مورد اعتماد در نیشابور نقل کردهاند که از جانب امام حسن عسکری علیه السلام نامهای برای اسحاق بن اسماعیل صادر شد با این مضمون:
«ای اسحاق بن اسماعیل! خداوند تو و ما را در پناه رحمت خود بپوشاند و در همه کارهایت با لطفش تو را یاری کند. نامهات را دریافت کردم – خداوند بر تو رحمت کند – و ما خاندانی هستیم که به فضل خداوند، همواره نگران دوستان خود هستیم و هر نعمتی که خداوند به آنان میدهد، مایه خوشحالی و شکر ماست. خداوند نعمتاش را با هدایت به حق بر شما کامل کند. هر کس مانند تو باشد که مورد رحمت قرار گرفته و به بصیرت رسیده و از باطل دوری گزیده و در گمراهی خود پافشاری نکرده، پس پاداش کامل نعمت، ورود به بهشت است. و هیچ نعمتی – هرچند بزرگ – نیست مگر اینکه سپاس آن، ویژه خداوند پاک است.
و من نیز همواره خدا را برای نعمتهایی که به تو ارزانی داشته شکر میکنم: که تو را از نابودی نجات داد و گذر از گردنه سخت آخرت را برایت آسان کرد. به خدا سوگند که این گردنه، بسیار دشوار و پرعذاب است و از دیرباز در کتابهای آسمانی پیشین از آن یاد شده است. در دوران امام پیشین و نیز در دوران من، رفتار شما چندان شایسته و همراه با توفیق نبوده است. ای اسحاق! یقین بدان هر کس نابینا از این دنیا برود، در آخرت نیز نابینا و گمراهتر خواهد بود.
ای پسر اسماعیل! گاه چشمان کور نمیشوند، بلکه دلهایی که در سینههاست کور میشوند. این است سخن خداوند در قرآن به ستمکاران که میگویند: «پروردگارا، چرا مرا نابینا محشور کردی؟» و خدا پاسخ میدهد: «چون آیات ما برای تو آمد و آنها را فراموش کردی، امروز نیز تو فراموش میشوی». ای اسحاق! کدام آیه بزرگتر از «حجت خدا» بر خلق، و امین او در زمینها، و گواه بر بندگان است؟ پس از همه پیامبران و اوصیای پیشین.
پس شما را به کجا میبرند؟ چرا مانند شترمرغانی سرگردان، از حق روی میگردانید و به باطل ایمان میآورید؟ آیا نسبت به نعمتهای خدا ناسپاسی میکنید؟! آنکه بخشی از کتاب خدا را بپذیرد و بخشی را انکار کند، جز خواری در دنیا و عذاب طولانی آخرت نخواهد داشت و این خواری بزرگی است. خداوند به لطفش واجبات را نه از روی نیاز، بلکه از سر رحمت بر شما مقرر کرد تا ناپاک از پاک جدا شود و آنچه در دلهای شماست آشکار گردد و درجات شما در بهشت متفاوت شود.
پس حج، نماز، زکات، روزه و ولایت را واجب کرد. ولایت، دروازهای است که دیگر واجبات را میگشاید. اگر پیامبر صلی الله علیه وآله و امامان پس از او نبودند، شما همچون حیوانات سرگشته بودید که تکلیف خود را نمیشناختید. آیا میتوان بیدر وارد شهر شد؟ هنگامی که خداوند نعمت امامت را پس از پیامبر صلی الله علیه وآله کامل کرد، فرمود: «امروز دین شما را کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم». و حقوقی برای امامان بر شما قرار داد تا اطاعت شما در نهان آشکار شود. خداوند میفرماید: «به آنان بگو: من پاداشی جز مودت خویشاوندان [=اهل بیت] از شما نمیخواهم».
بدانید هر که بخل ورزد، به زیان خود بخل کرده است. خداوند بینیاز است و شما نیازمندید. اگر وظیفه اتمام حجت بر شما نبود، پس از امام پیشین علیهم السلام حتی یک کلمه هم با شما سخن نمیگفتم. شما نسبت به سرانجام خود غافلید؛ نسبت به رفتاری که با فرستاده دوم من [=نماینده خاص امام] داشتید؛ و نسبت به ابراهیم بن عبده که برای هدایت شما گماردم. به خدا پناه میبرم. شما را میبینم که در حق خدا کوتاهی میکنید و زیانکار خواهید شد.
مرگ و دوری باد بر آنکه از اطاعت خدا روی گرداند و پندهای اولیای خدا را نپذیرد. خدا به اطاعت خود، پیامبر صلی الله علیه وآله و اولیالامر فرمان داده است. خداوند بر ناتوانی و کمصبری شما رحم کند. چه چیز انسان را نسبت به پروردگار کریمش مغرور کرده است؟ خداوند دعایم را درباره شما مستجاب کند و کارهایتان را به دست من اصلاح نماید. خداوند فرموده: «روزی که هر گروهی را با امامشان فرا میخوانیم». و نیز فرموده: «شما را امتی میانه قرار دادیم تا گواه بر مردم باشید». و فرموده: «شما بهترین امتی بودید که برای هدایت مردم برانگیخته شدید».
دوست دارم خداوند در قیامت، مرا و هر که در زمان من است، تنها به اندازه دلسوزیای که بر شما دارم صدا کند. ای اسحاق! خداوند تو و همراهانت را رحمت کند. مطلب را به روشنی برایت بیان کردم. اگر سنگهای سخت، بخشی از محتوای این نامه را میفهمیدند، از ترس خدا متلاشی میشدند. پس اگر میخواهید [بعد از این هشدار] کوردل بمانید، خود دانید. به زودی خدا و پیامبر و مؤمنان اعمال شما را خواهند دید و سپس به پیشگاه خداوند بازگردانده میشوید. فرجام نیک برای پرهیزگاران است.
و ای اسحاق! تو فرستاده من به سوی ابراهیم بن عبده هستی تا او و همه شیعیان شهرت، به آنچه در این نامه به دست محمد بن موسی نیشابوری آمده است عمل کنند. ابراهیم بن عبده این نامه را بر همه شیعیان شهرش بخواند تا همگان بدانند و به اطاعت خداوند تمسک جویند و از شیطان دوری کنند. سلام خدا بر ابراهیم بن عبده و بر تو ای اسحاق و بر همه دوستانم باد. خداوند همه شما را ثابت قدم بدارد. هر یک از شیعیان که این نامه را بخواند و از انحراف خود بازگردد، باید حقوق شرعی [=سهم امام] را به ابراهیم بپردازد و او آن را به «رازی» یا کسی که او معرفی میکند برساند. این دستور مستقیم من است.
ای اسحاق! این نامه را بر «بلالی» – که فردی امین و آگاه است – و بر «محمودی» – که برای طاعتش او را میستاییم – بخوان. وقتی به بغداد رفتی، بر «دهقان» – وکیل و نماینده قابل اعتماد ما – نیز بخوان. و برای هر شیعهای که میتوانی، این نامه را بخوان و اگر خواستند، از آن نسخهبرداری کنند. محتوای این نامه را از هیچ شیعهای پنهان نکن، مگر از دشمنان سرسخت؛ زیرا نباید گوهر را پیش خوکان افکند.
در نامه تو، دریافت [حقوق] و دعای برای تو و دیگران را تأیید کردیم و به سؤال سعید پاسخ دادیم. پس از حق جز گمراهی نیست. قبل از ترک شهر، حتماً «عمری» – که فردی پاک، امین و نزدیک به ماست – را ملاقات کن و سلام مرا به او برسان. تمام اموالی که از مناطق مختلف برای ما میفرستند، سرانجام به دست او میرسد تا به ما برساند. خداوند ما و تو را ای اسحاق در پناه خود بپوشاند و در همه کارهایت یاریات کند. سلام بر تو و بر همه دوستانم و رحمت و برکات خدا باد. و درود فراوان خدا بر پیامبرمان محمد صلی الله علیه وآله و خاندانش باد.»