۲۵٬۵۹۰
ویرایش
خط ۸۲۴: | خط ۸۲۴: | ||
== كلمه خلافت<ref>اسرار غدير: ص ۱۹۷ ۱۱۱. چهارده قرن با غدير: ص ۱۲۵. سخنرانى استثنائى غدير: ص ۸۰ .</ref> == | == كلمه خلافت<ref>اسرار غدير: ص ۱۹۷ ۱۱۱. چهارده قرن با غدير: ص ۱۲۵. سخنرانى استثنائى غدير: ص ۸۰ .</ref> == | ||
با آنكه خطبه غدير منشور دائمى اسلام تلقى | <big>با آنكه خطبه غدير منشور دائمى اسلام تلقى مى شود و داراى محتوايى فراگير نسبت به همه جوانب اسلام به صورت كلى است، ولى بحث هاى علمى در متن حديثِ غدير عموماً در كلمه «مولى» و معانى عرفى و لغوى آن مرتكز است.</big> | ||
<big>اين بدان جهت است كه قطب اصلى حديث جمله «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ» است، و هرگاه به صورت اختصار به حديث غدير اشاره شود همين جمله مدّ نظر قرار مى گيرد، و راويان و محدثين نيز در هنگام اختصار به همين جمله اكتفا نموده اند و قرائن همراه آن را حذف كرده اند.</big> | |||
اين | <big>نكته قابل توجه در اين مقطع آن است كه با توجه به متن خطبه مفصل و دقت در ساير مطالبى كه پيامبرصلى الله عليه وآله در خطبه خود فرموده اند، معناى «مولى» و مراد از «ولايت» هم براى مخاطبين در غدير بسيار واضح و روشن بوده، و هم براى هر مُنصفى كه متن را مطالعه كند و شرايط خطبه را به طور كامل در نظر بگيرد واضح تر از آن خواهد بود كه جاى بحث و احتجاج باشد.</big> | ||
<big>به كارگرفتن كلمه «مولى» براى آن است كه هيچ لفظى از قبيل «امامت» ، «خلافت» ، «وصايت» و امثال اينها نمى تواند حامل معناى دقيقى باشد كه در «ولايت» نهفته و فوق همه معانى الفاظ مذكور است.</big> | |||
<big>پيامبرصلى الله عليه وآله نمى خواهد فقط امامت يا خلافت يا وصايت حضرت را بيان كند، بلكه مى خواهد اولى به نفس بودن و صاحب اختيار تام بر جان و مال و عرض و دين مردم بودن و به عبارت واضح تر «ولايت مطلقه الهيه» را كه به معناى نيابت تامه از طرف پروردگار است بيان كند، و براى اين منظور هيچ لفظى فصيح تر و گوياتر از «مولى» پيدا نمى شود.</big> | |||
به | <big>دشمنان غدير هم اگر كلمه ديگرى در اينجا به كار رفته بود خيلى آسان تر آن را مى پذيرفتند و يا در مقام رد آن چنين تلاش نمى كردند، و اگر بنا به تعدد معانى بود در الفاظ ديگر بسيار آسان تر بود. آنان با تشكيک در معناى اين كلمه مى خواهند آن را از محتواى مهم و كارساز عقيدتى و اجتماعى آن جدا كنند و آن را در حد بيان يک موضوع عاطفى و اخلاقى پايين بياورند.</big> | ||
<big>مخالفان غدير از معناى وسيع «اولى بنفس» وحشت دارند و معناى آن را خوب مى فهمند كه اين چنين به مبارزه با آنان برخاسته اند. ما هم بايد بر سر همين معنى پافشارى كنيم، و از خدا و رسول تشكر كنيم كه با به كار بردن چنين كلمه اى در تركيب خاص جمله، بنيادى محكم در فرهنگ اعتقادى ما بر جاى گذاشته اند كه از آن نتايج زير گرفته مى شود:</big> | |||
پيامبرصلى الله عليه وآله | <big>امامت و ولايت دوازده امام معصوم عليهم السلام بلافاصله پس از رحلت پيامبرصلى الله عليه وآله.</big> | ||
<big>اطلاق و عموميت ولايت و اختيار ايشان بر همه انسان ها و در همه زمان ها و مكان ها و در هر شرايطى.</big> | |||
<big>استناد ولايت ايشان به امضاى پروردگار و اينكه امامت يک منصب الهى است.</big> | |||
<big>عصمت صاحبان ولايت به امضاى خدا و رسول.</big> | |||
<big>تعهد مردم در مقابل ولايت ائمه عليهم السلام دقيقاً مانند تعهدشان در مقابل ولايت پيامبرصلى الله عليه وآله.</big> | |||
<big>از همه مهم تر اينكه لازمه اثبات چنين محتواى بلندى، عدم مشروعيت هر ولايتى بدون اذن پروردگار و با انتخاب غير خداوند است كه خط بطلان بر هر دين و مذهبى مى كشد كه غير از ولايت اهل بيت عليهم السلام را پذيرفته باشند.</big> | |||
<big>به بيانى ديگر: چكيده و آئينه تمام نماى غدير جمله «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ» است، كه در يک مقطع حساس از خطبه و در حالى كه پيامبرصلى الله عليه وآله بازوان اميرالمؤمنين عليه السلام را گرفته و او را بلند كرده و به مردم معرفى مى كردند بيان شده است.</big> | |||
استناد | <big>اگر اين جمله را خوب بشكافيم در خواهيم يافت كه جمله اى كوتاه ولى پر معنى است و مبتنى بر چندين پايه عقيدتى است كه اگر كسى آنها را قبول نداشته باشد نمى تواند اين جمله را بپذيرد. پايه ها و ريشه هايى كه در متن همين خطبه به آنها تصريح شده و با استناد به آنها به شرح و بيان جمله مذكور مى پردازيم.</big> | ||
<big>در واقع براى آنكه عصاره خطبه يک ساعته غدير براى همه معلوم شده و نقطه تمركز اين خطابه جهانى تا ابد روشن باشد، مسئله اعلان عمومى آن در نظر گرفته شد. از آثار اين برنامه آن بود كه عده اى مريض القلب نتوانند فرازهاى ديگرى از خطبه را با اهميت تر از فراز اصلى آن نشان دهند و مسير فكرى خطبه را به انحراف بكشانند.</big> | |||
<big>به همين خاطر، پس از آنكه خطبه غدير پايان يافت، گذشته از جلوه دادن عملى مفاهيم خطبه غدير توسط پيامبرصلى الله عليه وآله، حضرت برنامه هاى ويژه اى در نظر داشت كه هدف آن تكميل مفاهيم مطرح شده در خطبه بود.</big> | |||
<big>اين طرح در سه قسمت به اجرا در آمد و نشان داد كه براى يک سخنرانى در غدير تا كجا فكر شده و چقدر دقيق برنامه ريزى شده است. يكى نشان دادن حساس ترين و مهم ترين پيام خطبه با تكرار «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ ...» ، و ديگرى پاسخ به سؤالاتى در زمينه مسائل مطرح شده در خطابه به خصوص شبهات منافقين، و سومى اعلان رسمى شكست توطئه گران بود.</big> | |||
<big>در حالى كه مردم به نوبت براى بيعت مى آمدند، پيامبرصلى الله عليه وآله به منادى خود دستور داد تا در جاى جاى غدير گردش كند و پيام اصلى غدير را با صداى بلند بين مردم تكرار كند كه متن آن از سوى پيامبرصلى الله عليه وآله چنين تعيين شد: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ، اللَّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ» .</big> | |||
<big>سيل جمعيتى كه در هر سوى بيابان غدير در انتظار نوبت بيعت بودند، ناگهان با منادى پيامبرصلى الله عليه وآله رو به رو شدند كه با صداى بلند عصاره غدير را در گوش مردم تكرار مى كرد و بار ديگر توجه آنان را به نقطه حساس غدير جلب مى نمود.</big> | |||
<big>نتيجه اين اعلام آن بود كه همه بدانند آن مراسم مفصل بر گِرد اين جمله در طواف است، و اگر اين فراز غدير ناديده گرفته شود حق بزرگ پيامبرصلى الله عليه وآله ضايع شده است.</big> | |||
<big>پس اگر كسى مفهوم اين جملات را دريابد همه غدير را دريافته و درک كامل اين عبارات جز در سايه فهم همه جوانب واقعه غدير امكان پذير نخواهد بود. <ref>بحار الانوار: ج ۲۱ ص ۳۸۷ و ج ۴۰ ص ۴۱. امالى الشيخ المفيد: ص ۵۷ .</ref></big> | |||
== لزوم تعيين خليفه از زبان دشمنان <ref>از غدير تا الغدير: ص ۱۴۵ - ۱۳۷.</ref> == | |||
يكى از موارد جالب در مورد غدير و حديث غدير اين است كه عبداللَّه علايلى، استاد و محقق معروف اهلسنت در سخنرانى خود در راديو لبنان )به تاريخ ۱۸ ذىالحجه ۱۳۸۰ ق( چنين گفته است: | يكى از موارد جالب در مورد غدير و حديث غدير اين است كه عبداللَّه علايلى، استاد و محقق معروف اهلسنت در سخنرانى خود در راديو لبنان )به تاريخ ۱۸ ذىالحجه ۱۳۸۰ ق( چنين گفته است: | ||