یحیی بن سلیمان جعفی(ابوسعید،مقری)
یحیی بن سلیمان بن یحیی بن سعید الجعفی، معروف به ابو سعید کوفی، از راویان طبقه دهم (از نگاه ابن حجر) و از محدثانی است که به مصر مهاجرت کرد. وی در منابع رجالی اهل سنت، با اقوال متفاوتی مواجه شده است: از توثیق برخی حفاظ تا تضعیف شدید نسائی.
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | یحیی بن سلیمان بن یحیی بن سعید بن مسلم بن عبید بن مسلم الجُعْفی، ابو سعید کوفی (مقری، ساکن مصر) |
| سرشناسی | راوی حدیث از طبقه دهم، (توثیق برخی حافظان و تضعیف نسائی) |
| وفات | سال ۲۳۷ یا ۲۳۸ قمری |
| محل دفن | مصر |
| خویشان سرشناس | پدر: سلیمان بن یحیی بن سعید الجعفی / عمو: عمرو بن عثمان بن سعید الجعفی |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | حفص بن غیاث، عبدالله بن إدریس، عبدالله بن نمیر، وکیع بن الجراح و... |
| شاگردان | بخاری (در صحیح خود)، أبو زرعة الرازی، أبو حاتم الرازی و... |
| مذهب | اهل سنت |
| اطلاعات فرهنگی | |
| زمینه فعالیت | حدیث، قرائت (مقری) |
| علت شهرت | روایت بخاری از او؛ اختلاف نظر شدید میان ناقدان |
زندگی نامه
نام کامل وی یحیی بن سلیمان بن یحیی بن سعید بن مسلم بن عبید بن مسلم الجُعْفی (با ضم جیم و سکون عین) است.[۱] کنیه او «ابو سعید» و نسبش به قبیله «جعفی» میرسد. وی اصالتاً کوفی بود اما در مصر ساکن شد. به دلیل سکونت در مصر، گاهی با عنوان «المصری» نیز از او یاد شده است.
از نظر تقسیمات طبقاتی ابن حجر، یحیی بن سلیمان در طبقه دهم (از مولیّدان حدود ۱۸۰-۲۲۰ قمری) قرار میگیرد. [۲]
درباره تاریخ وفات او اختلاف است:
- ابو سعید بن یونس (تاریخ وفات مشاهیر علماء مصر) گفته: «توفی بمصر سنة سبع» یعنی سال ۲۳۷ قمری؟[۳]
- و در جای دیگر گفته: «سنة ثمان و ثلاثین و مائتین» (سال ۲۳۸ قمری).[۴]
ابن حجر عسقلانی در تقریب (شماره ۷۸۰۰) هر دو قول را نقل کرده: «مات سنة سبع - أو ثمان - و ثلاثین».
اساتید
از مشایخ او میتوان به افراد زیر اشاره کرد[۵]:
- حفص بن غیاث
- عبدالله بن إدریس
- عبدالله بن نمیر
- وکیع بن الجراح
- عبدالله بن وهب المصری (خ ت)
- محمد بن فضیل بن غزوان
- یونس بن بکیر الشیبانی
- أبو بکر بن عیاش
- أبو خالد الأحمر
- عبدالعزیز بن محمد الدَّراوَرْدِی
- عمرو بن عثمان بن سعید الجعفی (پسر عموی پدرش)
شاگردان
راویان بسیاری از او حدیث نقل کردهاند که مهمترین آنان عبارتند از[۶]:
- بخاری (در صحیح خود)
- ابو زرعة الرازی
- ابو حاتم الرازی
- محمد بن یحیی الذهلی
- الترمذی (به واسطه احمد بن الحسن الترمذی)
- الحسن بن سفیان الشیبانی
- عثمان بن خرزاذ الأنطاکی
- ابو الأحوص محمد بن الهیثم قاضی عكبرا
جایگاه رجالی
آراء درباره یحیی بن سلیمان به شدت متفاوت است و از توثیق تا تضعیف شدید در نوسان است:
توثیق
- ابو حاتم رازی در پاسخ به سؤال از او گفت: «شیخ» (یعنی شیخ است – اشاره به مقبولیت و در جایگاه استادی).[۷]
- ابن حبان او را در کتاب «الثقات» خود ذکر کرده و افزوده: «ربما أغرب» (گاهی حدیث غریب میآورد – که نشانه ضعف شدید نیست، بلکه غرابت گاه از توثیق کم نمیکند).[۸]
- دارقطنی (که نامش در متن اصلی عربی نیامده، اما ابن حجر در تهذیب التهذیب از او نقل کرده) گفته: «ثقة» (موثق است).[۹]
- مسلمة بن قاسم (در کتاب الصلة) گفته: «لا بأس به» (اشکالی در او نیست).[۱۰]
- عقیلی (در الضعفاء الکبیر) او را ثقة میدانسته، هرچند به وجود «أحادیث مناکیر» برای او اعتراف کرده است.
تضعیف
- نسائی به صراحت گفته: «لیس بثقة» (موثق نیست – یعنی قابل اعتماد نیست).[۱۱]
این قول از نسائی بسیار سختگیرانه است و معمولاً نزد محققان نشانه ضعف شدید محسوب میشود، هرچند برخی معتقدند نسائی در غیر «الضعفاء والمتروکین» گاهی تساهل میکرده است.
جمع بندی
- ابن حجر عسقلانی در تقریب التهذیب (شماره ۷۸۰۰) حکم نهایی را چنین بیان میکند: «صدوق يخطیء، من العاشرة، مات سنة سبع - أو ثمان - و ثلاثین.»: (راستگوست ولی خطا میکند؛ از طبقه دهم؛ در ۲۳۷ یا ۲۳۸ قمری درگذشت.)
- ذهبی در میزان الاعتدال با اشاره به توثیق برخی حفاظ و تضعیف نسائی، او را در ردیف «صدوق» میآورد.[۱۲]
با نگاه به مجموع اقوال:
- نقاط قوت: یحیی بن سلیمان نزد بخاری (صاحب صحیح)، ابو حاتم، ابن حبان، دارقطنی، مسلمة بن قاسم و عقیلی مورد قبول است. بخاری در صحیح خود از او روایت کرده است.
- نقاط ضعف: تضعیف نسائی («لیس بثقة») بسیار سنگین است. همچنین سخن ابن حبان «ربما أغرب» و اعتراف عقیلی به «أحادیث مناکیر» نشان میدهد که در برخی روایات اشکال دارد.
ابن حجر عسقلانی با حکم «صدوق يخطیء»: او راستگوست ولی در حفظ یا ضبط دچار خطا میشود. از این رو حدیث او در مرتبه «حسن لذاته» یا «حسن لغیره» قابل قبول است، اما برای احتجاج در مسائل بسیار دقیق (مانند صحیح بخاری و مسلم به شرط نظامی) نیاز به متابِع دارد. به همین دلیل ترمذی از طریق واسطه از او روایت کرده، و بخاری نیز تنها در مواردی که شواهد دیگری داشته باشد از او نقل حدیث کرده است.
روایت حدیث غدیر
ابوسعید یحیی بن سلیمان کوفی جعفی مقری (درگذشت: ۲۳۷ق) که دار قطنی و عقیلی او را توثیق نمودهاند. ابن حبان هم او را در شمار ثقات آورده است. در روایتی از او حدیث رکبان بهاسناد صحیح و رجالی که همگی ثقه هستند نقل شده است.[۱۳]
پانویس
- ↑ تهذیب الکمال، ج۳۲، ص۱۵۰
- ↑ تقریب التهذیب، شماره ۷۸۰۰
- ↑ تهذیب الکمال، ج۳۲، ص۱۵۱
- ↑ تهذیب الکمال، ج۳۲، ص۱۵۱
- ↑ تهذیب الکمال، ج۳۲، ص۱۵۰-۱۵۱
- ↑ تهذیب الکمال، ج۳۲، ص۱۵۱
- ↑ الجرح والتعدیل، ج۹، ص۱۸۳
- ↑ الثقات، ج۹، ص۲۷۱
- ↑ تهذیب التهذیب، ج۱۱، ص۲۹۰
- ↑ تهذیب التهذیب، ج۱۱، ص۲۹۰
- ↑ تهذیب الکمال، ج۳۲، ص۱۵۱
- ↑ میزان الاعتدال ج۴، ص۴۲۵
- ↑ الغدیر، ج۱، ص۲۰۲-۲۰۳.
منابع
- الغدیر فی الکتاب و السنة و الأدب؛ عبدالحسین امینی، قم: مرکز الغدیر للدراسات الإسلامیة، ۱۴۱۶ق.
- ابن أبی حاتم، عبدالرحمن بن محمد. الجرح والتعدیل. حیدرآباد دکن: مجلس دائرة المعارف العثمانیة، ۱۹۵۳.
- ابن حبان، محمد بن حبان. الثقات. حیدرآباد دکن: دائرة المعارف العثمانیة، ۱۹۷۵.
- ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی. تقریب التهذیب. تحقیق: محمد عوامة. حلب: دار الرشید، ۱۹۸۶.
- ابن حجر عسقلانی. تهذیب التهذیب. بیروت: دار الفکر، ۱۹۸۴.
- ذهبی، شمس الدین محمد. میزان الاعتدال فی نقد الرجال. تحقیق: علی محمد معوض و عادل احمد عبدالموجود. بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۹۹۵.
- مزی، یوسف بن الزکی. تهذیب الکمال. بیروت: مؤسسة الرسالة، ۱۹۹۲.