یحیی بن عبدالوهّاب اصفهانی (ابوزکریا، ابن منده)

یحیی بن عبدالوهاب بن محمد بن اسحاق بن یحیی بن منده العبدی الاصبهانی، معروف به ابوزکریا بن منده، از حافظان و محدثان اهل سنت در سده پنجم و ششم هجری است. وی در خاندانی رشد یافت که شش نسل متوالی از محدثان نامدار بودند و به تعبیر حافظ لفتوانی: «بيت بني منده بدئ بيحيى و ختم بيحيى».

یحیی بن عبدالوهّاب اصفهانی
اطلاعات فردی
نام کاملأبو زکریا یحیی بن عبدالوهاب بن محمد بن إسحاق بن یحیی بن مندة العبدی الأصبهانی
سرشناسیحافظ، محدث، مورخ، شیخ الحنابله در اصفهان
تولد۱۹ شوال ۴۳۴ هجری قمری
وفات۱۱ ذی‌الحجه ۵۱۱ هجری قمری
محل دفناصفهان، در کنار قبر پدر و جدش
خویشان سرشناسپدر: ابوعمرو عبدالوهاب بن محمد (محدث)، جد: ابوعبدالله محمد بن اسحاق بن منده (حافظ کبیر)، عموها: ابوالحسن عبیدالله و ابوالقاسم عبدالرحمن (هردو محدث)
اطلاعات علمی
استادانپدرش ابوعمرو عبدالوهاب، عموهایش ابوالحسن عبیدالله و ابوالقاسم عبدالرحمن، ابوبکر محمد بن عبدالله بن ریذه و دیگران
شاگردانعبدالوهاب بن طاهر الانماطی، یحیی بن عبدالغافر بن الصباغ، علی بن ابی تراب، مبارک بن عبدالجبار (ابن ناصر) ودیگران
تحصیلاتدر اصفهان، خراسان (نیشابور)، بغداد و حجاز
مذهبحنبلی
اطلاعات فرهنگی
زمینه فعالیتحدیث، تاریخ، تصنیف، املاء
علت شهرتثقه، حافظ، صاحب تصانیف متعدد

جایگاه رجالی

ابوزکریا، یحیی بن عبدالوهاب بن محمد بن اسحاق بن یحیی بن منده العبدی الاصبهانی است.[۱] کنیه کامل وی «ابوزکریا» و پدرش «ابوعمرو» و جدش «ابوعبدالله» محمد بن اسحاق، حافظ کبیر و صاحب کتاب معروف «معرفة الصحابة» است. سبکی در «طبقات الحفاظ» از او به عنوان «حافظ عالم مسند» یاد کرده است.[۲] خطیب بغدادی می‌نویسد: او از مردم اصبهان بود، به خراسان سفر کرد و در نیشابور از ابوبکر احمد بن منصور مغربی و ابوبکر بیهقی سماع حدیث نمود، سپس به بغداد درآمد و در آنجا حدیث گفت و در جامع منصور املاء کرد.[۳]

نکته جالب توجه در این خاندان، تداوم شش نسل حدیث‌پژوهی است. صفدی می‌نویسد: «هو محدّث ابن محدّث ابن محدّث ابن محدّث ابن محدّث ابن محدّث، ستّ مرات».[۴] یعنی شش نسل پیاپی اهل حدیث و روایت بوده‌اند.

ولادت

در مورد تاریخ ولادت یحیی بن منده، منابع توافق دارند. حافظ ابوموسی مدینی در معجم شیوخ خود می‌گوید: «مولده في تاسع عشر شوال سنة أربع و ثلاثين و أربعمائة» (19 شوال 434 هجری).[۵] ذهبی نیز همین تاریخ را تأیید کرده و آورده است: «ولد في شوال سنة أربع و ثلاثين و أربعمائة».[۶] همچنین یونارتی به نقل از منابع، مولد او را شوال 434 ثبت کرده است.[۷]

اساتید

یحیی بن منده از کودکی نزد پدرش ابوعمرو عبدالوهاب و عموهایش ابوالحسن عبیدالله و ابوالقاسم عبدالرحمن (که هر دو از حافظان بودند) حدیث شنید. خطیب بغدادی می‌گوید: پدرش او را از کودکی به سماع حدیث از ابوبکر بن ریذه و ابوطاهر بن عبدالرحیم و احمد بن محمد الفضاض واداشت.[۸] همچنین از مشایخ دیگر وی می‌توان به این افراد اشاره کرد:

  • ابوبکر محمد بن عبدالله بن ریذه (صاحب طبرانی)
  • ابوالعباس احمد بن محمد بن احمد بن النعمان القصاص
  • ابوعبدالله محمد بن علی الجصاص
  • ابوطاهر احمد بن محمود الثقفی
  • ابراهیم بن منصور سبط بحرویه
  • ابوالفضل عبدالرحمن بن احمد الرازی الزاهد
  • ابوبکر احمد بن حسین البیهقی (حافظ معروف)
  • سعید العیار
  • ابوالولید حسن بن محمد الدربندی
  • ابوالفتح علی بن محمد الدلیلی[۹]

علاوه بر این، از بغداد اجازه روایت دریافت کرد از ابوطالب بن غیلان و گروهی دیگر.[۱۰] در سال 498 هجری به حج رفت و در بغداد املاء گفت. از جمله مسموعات مهم وی، کتاب «المعجم الکبیر» طبرانی بود که از ابن ریذه شنید.

شاگردان

به دلیل جایگاه علمی، جمع کثیری از حفاظ و محدثان از یحیی بن منده روایت کرده‌اند. خطیب بغدادی نام افرادی چون ابن خشاب (ابومحمد عبدالله بن احمد النحوی)، عبدالوهاب انماطی را ذکر کرده است.[۱۱] ذهبی فهرست گسترده‌تری ارائه می‌دهد:

  • عبدالوهاب بن طاهر الانماطی
  • یحیی بن عبدالغافر بن الصباغ
  • علی بن ابی تراب
  • ابن ناصر (مبارک بن عبدالجبار)
  • ابوطاهر السلفی (احمد بن محمد)
  • عبدالحق یوسفی
  • ابومحمد بن خشاب نحوی
  • ابوموسی مدینی (محمد بن ابی بکر)
  • محمد بن اسماعیل الطرسوسی

سمعانی نیز می‌گوید: «أجاز لي مسموعاته» (به من اجازه داد آنچه را شنیده است روایت کنم).[۱۲]

جرح و تعدیل

تمامی منابع متفق‌القول بر این باورند که یحیی بن منده حافظ، ثقه، صدوق در حدیث بوده است:

  • شیرویه بن شهردار دیلمی: در «تاریخ بغداد» از قول او آمده: «كان حافظا فاضلا مكثرا، صدوقا، ثقة، يحسن هذا الشأن جيدا جدا، كثير التصانيف، شيخ الحنابلة و مقدمهم، حسن السيرة، بعيدا من التكلف، متمسكا بالمآثر».[۱۳]
  • ابوسعد سمعانی: در کتاب «التحبیر» می‌گوید: «شيخ جليل القدر، وافر الفضل، واسع الرواية، ثقة حافظ، مكثر صدوق، كثير التصانيف، حسن السيرة، بعيد عن التكلف، أوحد بيته في عصره».[۱۴]
  • اسماعیل بن محمد الحافظ (احتمالاً اسماعیل الاصبهانی): سمعانی می‌گوید: از اسماعیل حافظ درباره او پرسیدم، پس او را ستود و به حفظ و معرفت و درایت وصف کرد.[۱۵]
  • محمد بن ابی نصر اللفتوانی الحافظ: گفت: «بيت بني منده بدئ بيحيى و ختم بيحيى» (خانه بنی منده با یحیی آغاز شد و با یحیی خاتمه یافت) – اشاره به یحیی بن منده اول (جد اعلای خاندان) و یحیی بن منده آخر (همین شخص).[۱۶]
  • ذهبی و صفدی: هر دو بدون ذکر جرحی، او را با عبارات «حافظ»، «امام»، «مسند» و «ثقه» ستوده‌اند.[۱۷]

نکته قابل توجه اینکه هیچ منبعی جرح یا تضعیفی متوجه او نکرده است. اتفاق آراء بر توثیق و تمجید وی وجود دارد.

آثار

یحیی بن منده صاحب تصنیفات متعددی بود. خطیب بغدادی می‌گوید: «صنف و أملى» (تصنیف کرد و املاء گفت).[۱۸] ذهبی نیز اشاره می‌کند: «خرج التاريخ لنفسه و لجماعة من شيوخنا» (تاریخ را برای خود و گروهی از مشایخ ما استخراج کرد).[۱۹] از جمله آثاری که به او نسبت داده شده، می‌توان به «تاریخ اصبهان» (تکمیل‌کننده کار جدش) و برخی اجزاء حدیثی اشاره کرد. متأسفانه بخش اعظم آثار وی بر جای نمانده است.

وفات

در مورد سال وفات یحیی بن منده، منابع اندکی اختلاف دارند. قول مشهور این است که در سال 511 هجری درگذشت. خطیب بغدادی می‌نویسد: «توفي في حادي عشر ذي حجة سنة إحدى عشرة و خمسمائة» (11 ذی‌حجه 511 هجری).[۲۰] ذهبی نیز همین تاریخ را در «سیر» تکرار کرده و می‌گوید: «مات في ذي الحجة سنة إحدى عشرة و خمسمائة».[۲۱] اما در جای دیگر از قول یونارتی می‌آورد: «توفى يوم النحر سنة إحدى عشرة» و نیز «قيل: توفى في ثاني عشر ذي الحجة». ابن سمعانی و ابن اثیر برخی سال 512 را ذکر کرده‌اند. صفدی نیز سال 511 را تأیید می‌کند. محل دفن وی در اصبهان، در کنار قبر پدر و جدش بوده است.[۲۲]

روايت حديث غدير[۲۳]

يكى از علما و بزرگان اهل‏ سنت كه حدیث غدیر را نقل كرده يحيى بن عبدالوهّاب اصفهانى، ابوزكريا، ابن‏ منده (م ۵۱۲ ق) است. حافظ ابن‏ حجر ذيل نام عامر بن ليلى غِفارى، حدیث غدیر را از ابن‏ منده[۲۴] با سندش نقل كرده، و پس از نقل آن به احتجاج اميرالمؤمنين‏ عليه السلام به حدیث غدیر در کوفه اشاره نموده است.

پانویس

  1. صفدی، الوافی بالوفیات، ج 28، ص 220
  2. ذهبی، تذکرة الحفاظ، ج 4، ص 33
  3. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج 21، ص 195
  4. صفدی، الوافی بالوفیات، ج 28، ص 220
  5. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج 21، ص 195
  6. ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج 19، ص 395
  7. ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج 19، ص 395
  8. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج 21، ص 195
  9. ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج 19، ص 395؛ نیز ذهبی، تذکرة الحفاظ، ج 4، ص 33
  10. ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج 19، ص 395
  11. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج 21، ص 195
  12. ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج 19، ص 395-396
  13. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج 21، ص 195
  14. ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج 19، ص 396
  15. ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج 19، ص 396
  16. ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج 19، ص 395
  17. ذهبی، تذکرة الحفاظ، ج 4، ص 33؛ صفدی، الوافی بالوفیات، ج 28، ص 220
  18. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج 21، ص 195
  19. ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج 19، ص 396
  20. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج 21، ص 195
  21. ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج 19، ص 396
  22. صفدی، الوافی بالوفیات، ج 28، ص 220
  23. چكيده عبقات الانوار (حديث غدير) : ص ۲۶۹.
  24. مؤلف نام ابن ‏منده را در اينجا، به پيروى از صاحب الغدير آورده است. ولى در متن «الإصابة» نام «ابن‏ عقده» آمده است نه ابن‏ منده. بازگشت اين اختلاف به اختلاف نسخه‏ ها نيز بعيد به نظر مى‏ رسد. چرا كه ابن ‏حجر در معرفى راوى پيش از عامر بن ليلى نيز به سخن ابن‏ عقده استناد كرده و در اينجا نوشته است: «ذكره ابن‏ عقدة أيضاً» . الإصابة: ج ۲ ص ۴۸۴، چاپ بيروت، دارالكتب العلمية، ۱۴۱۵. همچنين ر.ک: أسد الغابة: ج ۳ ص ۳۵، چاپ بيروت، دارالفكر، ۱۴۰۹. از اين رو، به فرض اختلاف نسخه، باز هم «ابن‏ عقده» راجح است. پس اين راوى از شمار راويان حديث غدير نخواهد بود (مترجم) .