پرش به محتوا

یوسف علیه السلام

از ویکی غدیر

حضرت یوسف علیه السلام از پیامبران بزرگ بنی‌اسرائیل و فرزند محبوب حضرت یعقوب علیه السلام است که قرآن کریم داستان پرفرازونشیب زندگی او را در سوره‌ای مستقل به نام «یوسف» -که به «أَحْسَنُ الْقَصَص» (نیکوترین داستان) توصیف شده است- به تفصیل بیان کرده‌است.

یوسف علیه السلام در آیات و روایات

یوسف پیامبر، از پیامبران برجسته بنی‌اسرائیل و پسر یعقوب نبی علیه السلام و مادرش راحیل نام داشت بود که هم مقام پیامبری داشت و هم در سال‌هایی از زندگی‌اش در سرزمین مصر حکمرانی کرد. او یازده برادر داشت که از میان آنها تنها با بنیامین، از مادر مشترک بود.[۱] قرآن کریم به طور ویژه به سرگذشت او پرداخته و سوره‌ای مستقل به نام «یوسف» را به روایت زندگی وی اختصاص داده است.

در قرآن کریم ۲۷ بار از «یوسف» یاد شده است.[۲] و دوازدهمین سورهٔ قرآن نیز به نام او نامگذاری شده است. خداوند در قرآن، یوسف را از بندگان برگزیده و خالص شدهٔ خود (مُخلَص) معرفی کرده است[۳]؛ چنان‌که علامه طباطبایی در تفسیر خود می‌گوید این ویژگی بدان معناست که یوسف نه تنها به خواستۀ زلیخا برای ارتباط نامشروع تن نداد، بلکه حتی در دل نیز هیچ گرایشی به آن گناه نداشت.[۴] همچنین قرآن کریم، یوسف را از زمرۀ نیکوکاران (محسنان) برشمرده است.[۵]

بر اساس گزارش‌های قرآنی، یوسف در دوران کودکی به دست برادرانش مورد حسد قرار گرفت و آنان او را به داخل چاه افکندند. عده‌ای از مفسران شیعه و سنی در ذیل آیه ۱۵ سوره یوسف گفته‌اند که وی در زمانی که در چاه بود، به مقام نبوت رسیده بود و وحی به او وحی نبوت بوده است.[۶] قاضی نورالله شوشتری گفته است که یوسف در آن زمان یازده سال داشته است.[۷] و به گفته طریفی از مفسران اهل‌سنت، یوسف قبل از بلوغش به نبوت و رسالت رسیده است.[۸]

کاروانی در مسیر مصر او را یافت و نجات داد و سپس به عنوان برده فروخته شد. عزیز مصر یوسف را خرید و در خانه خود نگه داشت. همسر عزیز، زلیخا، شیفته جمال یوسف شد و قصد نزدیک شدن به او را داشت، اما یوسف در برابر خواسته او مقاومت کرد. در نتیجه، زلیخا او را به خیانت متهم ساخت و یوسف مدتی را در زندان گذراند.

پس از سال‌ها، صداقت و پاکدامنی یوسف آشکار شد. او به سبب تعبیر درست خواب پادشاه مصر و ارائه نقشه‌ای خردمندانه برای مقابله با قحطی، مورد اعتماد و احترام دربار قرار گرفت و به مقام وزارت رسید. گزارش این رویداد در قرآن تفاوت‌هایی با روایت تورات دارد. از جمله، در قرآن برادران از پدرشان یعقوب درخواست می‌کنند تا یوسف را به سفر و صحرا بفرستد؛ در حالی‌که در تورات آمده‌است که یعقوب خود از یوسف می‌خواهد نزد برادرانش برود. در منابع تاریخی، عمر یوسف حدود ۱۲۰ سال ذکر شده و آرامگاه او را در سرزمین فلسطین دانسته‌اند.

خداوند متعال در قرآن کریم حضرت یوسف علیه السلام را چنین یاد می‌فرماید:

  • إِذْ قَالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي سَاجِدِينَ: (یاد کن) هنگامی را که یوسف به پدرش گفت: ای پدر! من یازده سیاره و خورشید و ماه را دیدم که برای من سجده می‌کنند.[۹]

نسب شریف حضرت یوسف علیه السلام چنین است: «یوسف بن یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم خلیل علیه‌السلام». «یوسف» به معنای «خواهد افزود» است و مادرش به سبب این اعتقاد که خداوند پسر دیگری به او کرامت خواهد کرد، او را یوسف نامید.

یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های حضرت یوسف علیه السلام، پاکدامنی و دوری از گناه است. قرآن در این باره می‌فرماید:

  • وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَنْ رَأَىٰ بُرْهَانَ رَبِّهِ ۚ كَذَٰلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ ۚ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ: و به‌راستی آن زن (زلیخا) از او قصد کامرانی کرد و اگر برهان پروردگارش را نمی‌دید، او نیز بدو متمایل می‌گشت. این چنین می‌کردیم تا بدی و گناه را از او دور سازیم، چرا که او از بندگان برگزیده ما بود.[۱۰]

امام صادق علیه السلام در تفسیر هَمَّ بِها(او (یوسف) نیز بدو تمایل داشت) می‌فرمایند یوسف مصمم شد تا آن زن را بزند نه آنکه به گناه آلوده شود.[۱۱]

از امام رضا علیه السلام روایت شده که زندانبان به یوسف گفت: «إِنِّي لَأُحِبُّكَ» (همانا من تو را دوست می‌دارم). یوسف پاسخ داد: «مَا أَصَابَنِي إِلَّا مِنَ الْحُبِّ» (به من گرفتاری نرسید مگر از محبت)؛ یعنی محبت پدرم و محبت خاله‌ام عامل گرفتاری‌های من شد.[۱۲]

صبر بر سختی‌ها و پیروزی نهایی

یوسف علیه السلام پس از انداخته شدن در چاه توسط برادران و سال‌ها زندان به جرم حفظ عفت، سرانجام با تعبیر خواب پادشاه مصر از زندان آزاد شد و به مقام عالی رسید:

  • فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَىٰ يُوسُفَ آوَىٰ إِلَيْهِ أَبَوَيْهِ وَقَالَ ادْخُلُوا مِصْرَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ: پس چون (برادران) بر یوسف وارد شدند، پدر و مادر خود را در کنار خود جای داد و گفت: به خواست خدا، در امن و امان داخل مصر شوید.[۱۳]

امام باقر علیه السلام درباره علت طولانی شدن غیبت یوسف از پدرش می‌فرماید: یوسف در چاه به جبرئیل گفت «خدایا مرا نجات بده» و از خداوند استغاثه نکرد. به همین سبب هفت سال به حبس وی افزوده شد.[۱۴]

داستان یوسف علیه السلام در قرآن و تورات

در تورات، برخلاف قرآن، داستان یوسف با تفاوت‌هایی گزارش شده است. بنابر آنچه علامه طباطبایی نقل کرده، در تورات آمده که یوسف خواب سجدهٔ ستارگان و خورشید و ماه[۱۵] را برای برادران خود بازگو کرد و آنها به او حسادت ورزیدند و از این که روزی یوسف بر آنان حاکم شود، نگران شدند. همچنین زمانی که یوسف خواب را برای پدرش یعقوب تعریف کرد، یعقوب به او پرخاش کرد و گفت: آیا من، مادرت و یازده برادرت بر تو سجده خواهیم کرد؟!.[۱۶]

تفاوت دیگر آنکه بر پایه گزارش قرآن، برادران یوسف از یعقوب خواستند تا یوسف را همراه آنان به صحرا بفرستد (سوره یوسف، آیه ۱۲)، اما در گزارش تورات، خود یعقوب به یوسف دستور می‌دهد دنبال برادرانش به صحرا برود تا سالم بودن آنان و گوسفندان را بررسی کند.[۱۷]

شباهت حضرت یوسف علیه السلام با امام زمان علیه السلام

در منابع روایی شیعه، به شباهت‌های حضرت یوسف با حضرت مهدی علیه السلام اشاره شده است. ابو بصیر از امام باقر علیه السلام نقل می‌کند:

  • «لِلْقَائِمِ شَبَهٌ مِنْ يُوسُفَ. قُلْتُ: مَا شَبَهُهُ مِنْ يُوسُفَ؟ قَالَ: الْحَيْرَةُ وَالْغَيْبَةُ.»: برای قائم (عجل الله فرجه) شباهتی به یوسف (علیه السلام) است. گفتم: شباهت او به یوسف در چیست؟ فرمود: حیرت و غیبت.[۱۸]
  • در روایت دیگر از امام صادق علیه السلام، شباهت در «زیبایی» و «جود و بخشش» نیز بیان شده است.[۱۹]

ملاقات حضرت يوسف‏ عليه السلام با برادران در دهه غدير[۲۰]

در ايام دهه غدیریه رخدادهاى متعددى اتفاق افتاده است.يكى از رخدادهاى مهم در تاریخ كه در بيست و دوم ذی حجة الحرام اتفاق افتاده، ورود برادران حضرت يوسف‏ عليه السلام به محضر ايشان و ابراز تنگدستى مى ‏باشد، كه قرآن کریم از آن خبر داده است:يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنَا ۖ إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ:اى عزيز بر ما و خاندان ما گرفتارى فرو ريخته با متاعى اندک آمده‏ ايم پيمانه را بر ما كامل نما و بر ما تصدق فرما كه خداوند تصدق كنندگان را پاداش مى ‏دهد.[۲۱]اين ديدار سرنوشت‏ ساز كه منجر به شناخت حضرت یوسف ‏علیه السلام و توبه برادران آن حضرت شد، و حضرت آن پيراهن بهشتى را توسط آنها به محضر پدر بزرگوارش فرستاد و ديدگانش شفا يافت، در روز ۲۲ ذي حجة الحرام رخ داد.[۲۲]

پانویس

  1. قصه‌های قرآن، ص۱۰۶
  2. نام‌های پیامبران در قرآن، ص۲۵ - ۲۶
  3. سوره یوسف، آیه ۲۴
  4. طباطبایی، المیزان، ج۱۱، ص۱۳۰
  5. سوره انعام، آیه ۸۴
  6. طوسی، التبیان، ج۶، ص۱۰۹؛ قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ج۱۶، ص۵۶
  7. شوشتری، الصوارم المهرقة، ص۳۱۲
  8. الطریفی، التفسیر والبیان لأحکام القرآن، ج۳، ص۱۶۱۷
  9. آیه ۴ سوره یوسف
  10. آیه ۲۴ سوره یوسف
  11. بحار الأنوار، ج ۱۲، ص ۲۳۷
  12. بصائر الدرجات، ص ۲۵۵؛ بحار الانوار، ج ۱۲، ص ۲۴۰
  13. آیه ۹۹ سوره یوسف
  14. الخصال، ج ۱، ص ۳۰۴؛ بحار الانوار، ج ۱۲، ص ۲۵۴
  15. سوره یوسف، آیه ۴
  16. طباطبایی، المیزان، ج۱۱، ص۲۶۱
  17. طباطبایی، المیزان، ج۱۱، ص۲۶۱
  18. نعمانی، الغیبة، ص ۱۸۹؛ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۸۸
  19. بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۸۸
  20. غدير در گذر زمان (مهدى‏ پور) : ص ۶۲-۶۵، ۷۵-۱۱۹.
  21. يوسف‏ عليه السلام /  ۸۸ .
  22. حوادث الايام(مرعشى) : ص ۳۰۲.