پرش به محتوا

یوسف علیه السلام

از ویکی غدیر

یوسف پیامبر، از پیامبران برجسته بنی‌اسرائیل و پسر یعقوب نبی علیهما السلام بود که هم مقام پیامبری داشت و هم در سال‌هایی از زندگی‌اش در سرزمین مصر حکمرانی کرد. قرآن کریم به طور ویژه به سرگذشت او پرداخته و سوره‌ای مستقل به نام «یوسف» را به روایت زندگی وی اختصاص داده است.

بر اساس گزارش‌های قرآنی، یوسف در دوران کودکی به دست برادرانش مورد حسد قرار گرفت و آنان او را به داخل چاه افکندند. کاروانی در مسیر مصر او را یافت و نجات داد و سپس به عنوان برده فروخته شد. عزیز مصر یوسف را خرید و در خانه خود نگه داشت. همسر عزیز، زلیخا، شیفته جمال یوسف شد و قصد نزدیک شدن به او را داشت، اما یوسف در برابر خواسته او مقاومت کرد. در نتیجه، زلیخا او را به خیانت متهم ساخت و یوسف مدتی را در زندان گذراند.

پس از سال‌ها، صداقت و پاکدامنی یوسف آشکار شد. او به سبب تعبیر درست خواب پادشاه مصر و ارائه نقشه‌ای خردمندانه برای مقابله با قحطی، مورد اعتماد و احترام دربار قرار گرفت و به مقام وزارت رسید. گزارش این رویداد در قرآن تفاوت‌هایی با روایت تورات دارد. از جمله، در قرآن برادران از پدرشان یعقوب درخواست می‌کنند تا یوسف را به سفر و صحرا بفرستد؛ در حالی‌که در تورات آمده‌است که یعقوب خود از یوسف می‌خواهد نزد برادرانش برود. در منابع تاریخی، عمر یوسف حدود ۱۲۰ سال ذکر شده و آرامگاه او را در سرزمین فلسطین دانسته‌اند.

ملاقات حضرت يوسف‏ عليه السلام با برادران در دهه غدير[۱]

در ايام دهه غدیریه رخدادهاى متعددى اتفاق افتاده است.يكى از رخدادهاى مهم در تاریخ كه در بيست و دوم ذی حجة الحرام اتفاق افتاده، ورود برادران حضرت يوسف‏ عليه السلام به محضر ايشان و ابراز تنگدستى مى ‏باشد، كه قرآن کریم از آن خبر داده است:«يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنَا ۖ إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ»:اى عزيز بر ما و خاندان ما گرفتارى فرو ريخته با متاعى اندک آمده‏ ايم پيمانه را بر ما كامل نما و بر ما تصدق فرما كه خداوند تصدق كنندگان را پاداش مى ‏دهد.[۲]اين ديدار سرنوشت‏ ساز كه منجر به شناخت حضرت یوسف ‏علیه السلام و توبه برادران آن حضرت شد، و حضرت آن پيراهن بهشتى را توسط آنها به محضر پدر بزرگوارش فرستاد و ديدگانش شفا يافت، در روز ۲۲ ذي حجة الحرام رخ داد.[۳]

پانویس

  1. غدير در گذر زمان (مهدى‏ پور) : ص ۶۲-۶۵، ۷۵-۱۱۹.
  2. يوسف‏ عليه السلام /  ۸۸ .
  3. حوادث الايام(مرعشى) : ص ۳۰۲.