آزار پیامبر از سوی منافقان در خطبه غدیر
آزار پیامبر از سوی منافقان در خطبه غدیر به فرازی از خطبه غدیر اشاره دارد که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از آزارهای مکرر مخالفان و نسبتدادن عنوان «اُذُن» به آن حضرت سخن میگوید. بر پایه نقل کتاب الاحتجاج، مخالفان بهسبب همراهی فراوان امیرالمؤمنین علیه السلام با پیامبر صلی الله علیه وآله و توجه ویژه پیامبر به آن حضرت، ایشان را «گوش» مینامیدند؛ تعبیری تحقیرآمیز که در این سیاق، برای نسبتدادن سادهباوری یا پذیرش بیبررسی سخن دیگران به پیامبر بهکار رفته بود.[۱]
پیامبر صلی الله علیه وآله در پاسخ به این طعنه، آیه
وَمِنْهُمُ الَّذینَ یُؤْذُونَ النَّبِیَّ وَیَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ؛ برخی از آنان پیامبر را آزار میدهند و میگویند: او گوش است
(توبه:۶۱) را یادآوری میکند. قرآن در ادامه، پیامبر را «گوش خیر» معرفی و آزاردهندگان رسول خدا را به عذابی دردناک تهدید میکند.
متن و ترجمه فراز
عبارت اصلی فراز چنین است: وَکَثْرَةِ أَذاهُمْ لی غَیْرَ مَرَّةٍ حَتّیٰ سَمَّوْنی أُذُناً، وَزَعَمُوا أَنّی کَذلِکَ لِکَثْرَةِ مُلازَمَتِهِ إِیّایَ وَإِقْبالی عَلَیْهِ؛ و [بهسبب] آزار فراوان آنان نسبت به من در موارد متعدد؛ تا آنجا که مرا «گوش» نامیدند و پنداشتند چنین هستم، بهسبب همراهی فراوان او با من و توجه من به او.[۲]
ضمیر «او» در عبارت لِکَثْرَةِ مُلازَمَتِهِ إِیّایَ؛ بهسبب همراهی فراوان او با من به امیرالمؤمنین علیه السلام بازمیگردد. بنابراین، علت طعنه مخالفان، ارتباط نزدیک آن حضرت با پیامبر صلی الله علیه وآله و توجه ویژه پیامبر به ایشان بوده است.
این فراز نمیگوید پیامبر صلی الله علیه وآله بدون بررسی، سخنان دیگران را میپذیرفت؛ بلکه گزارش میکند مخالفان، رفتار رحمتآمیز و همراهی پیامبر با امیرالمؤمنین علیه السلام را دستاویز تمسخر قرار داده بودند.
معنای «اُذُن»
«اُذُن» در اصل به معنای «گوش» است. در زبان عربی، گاه نام یک عضو بدن برای مبالغه در صفت مربوط به آن عضو بهکار میرود. به همین دلیل، اطلاق «اُذُن» بر یک شخص میتواند به معنای کسی باشد که بسیار میشنود یا هر سخنی را بهآسانی میپذیرد.
منافقان با این تعبیر میخواستند چنین وانمود کنند که پیامبر صلی الله علیه وآله تحت تأثیر سخنان اطرافیان، بهویژه امیرالمؤمنین علیه السلام، قرار میگیرد. قرآن این نسبت را رد کرده و شنیدن پیامبر را «گوش خیر» معرفی میکند.
پاسخ قرآن به منافقان
آیه ۶۱ سوره توبه میفرماید:
وَمِنْهُمُ الَّذینَ یُؤْذُونَ النَّبِیَّ وَیَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَیْرٍ لَکُمْ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَیُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنینَ وَرَحْمَةٌ لِلَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَالَّذینَ یُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ؛ برخی از آنان پیامبر را آزار میدهند و میگویند: او گوش است. بگو: گوش خیر برای شماست؛ به خدا ایمان دارد، مؤمنان را باور میکند و برای کسانی از شما که ایمان آوردهاند رحمتی است؛ و کسانی که فرستاده خدا را آزار میدهند، عذابی دردناک دارند. (توبه:۶۱)
پاسخ قرآن چند بخش دارد:
- اصل رفتار منافقان «آزار پیامبر صلی الله علیه وآله» معرفی شده است؛
- تعبیر تحقیرآمیز آنان با عنوان مثبت «گوش خیر» پاسخ داده میشود؛
- شنیدن و توجه پیامبر صلی الله علیه وآله از سر رحمت و خیرخواهی معرفی میشود؛
- پیامبر به خدا ایمان دارد و مؤمنان راستگو را تصدیق میکند؛
- آزاردهندگان پیامبر به عذاب دردناک تهدید میشوند.
بنابراین، توجه پیامبر به سخنان مردم یا مدارا با آنان نشانه سادهباوری نبود، بلکه بخشی از روش رحمتآمیز آن حضرت در اداره جامعه اسلامی بهشمار میرفت.
جایگاه فراز در خطبه غدیر
یادکرد آزار منافقان در ادامه فرازی آمده است که پیامبر صلی الله علیه وآله علت دشواری ابلاغ ولایت را بیان میکند. در آن بخش، چهار عامل ذکر شده است:
- کمی پرهیزگاران؛
- فراوانی منافقان؛
- فساد گناهکاران؛
- نیرنگ مسخرهکنندگان اسلام.
پس از این توضیح، پیامبر صلی الله علیه وآله به آزارهای مکرر مخالفان و نسبت «اُذُن» اشاره میکند. در ادامه نیز از آگاهی خود نسبت به مخالفان و امکان معرفی آنان سخن میگوید، اما از نامبردن مستقیم آنان خودداری میکند.[۳]
سرانجام، آیه تبلیغ یادآوری و مأموریت اعلان ولایت اجرا میشود: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ؛ ای پیامبر، آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده است ابلاغ کن؛ و اگر انجام ندهی، رسالت او را نرساندهای، و خدا تو را از مردم نگاه میدارد. (مائده:۶۷)
ارتباط آزار با امیرالمؤمنین علیه السلام
متن خطبه علت نسبت «اُذُن» را همراهی امیرالمؤمنین علیه السلام با پیامبر صلی الله علیه وآله و توجه پیامبر به آن حضرت معرفی میکند. بر این اساس، آزار یادشده تنها طعنهای شخصی به پیامبر نبود، بلکه با اعتراض مخالفان به ارتباط ویژه پیامبر صلی الله علیه وآله و امیرالمؤمنین علیه السلام پیوند داشت.
این ارتباط در چند تعبیر فراز دیده میشود:
| تعبیر فراز | دلالت |
|---|---|
| کَثْرَةِ مُلازَمَتِهِ إِیّایَ | همراهی فراوان امیرالمؤمنین علیه السلام با پیامبر |
| إِقْبالی عَلَیْهِ | توجه ویژه پیامبر به امیرالمؤمنین علیه السلام |
| سَمَّوْنی أُذُناً | تبدیل این همراهی به دستاویز طعنه و آزار |
برخی شارحان، این فراز را نشانه آن دانستهاند که مخالفت با جایگاه امیرالمؤمنین علیه السلام پیش از اعلان نهایی غدیر نیز وجود داشته و پیامبر از واکنش مخالفان آگاه بوده است.[۴]
خودداری پیامبر از معرفی مخالفان
در ادامه نقل خطبه، پیامبر صلی الله علیه وآله میفرماید که اگر میخواست، میتوانست گویندگان را با نام یا نشانههایشان معرفی کند؛ اما درباره آنان بزرگواری کرده است:
وَلَوْ شِئْتُ أَنْ أُسَمِّیَ الْقائِلینَ بِأَسْمائِهِمْ لَسَمَّیْتُ، وَأَنْ أُومِئَ إِلَیْهِمْ بِأَعْیانِهِمْ لَأَوْمَأْتُ، وَأَنْ أَدُلَّ عَلَیْهِمْ لَدَلَلْتُ، وَلکِنّی وَاللَّهِ فی أُمُورِهِمْ قَدْ تَکَرَّمْتُ؛ اگر میخواستم گویندگان را با نامهایشان معرفی میکردم، اگر میخواستم به خود آنان اشاره میکردم و اگر میخواستم آنان را نشان میدادم؛ اما به خدا سوگند، درباره کار آنان بزرگواری کردم.[۵]
این عبارت نشان میدهد که:
- پیامبر صلی الله علیه وآله از هویت مخالفان آگاه بود؛
- خودداری از معرفی آنان به معنای ناشناختهبودنشان نبود؛
- پیامبر صلی الله علیه وآله در همان مجلس، سیاست افشاگری کامل و نامبردن عمومی را برنگزید؛
- مدارا با مخالفان به معنای تأیید رفتار آنان نبود.
شیوه برخورد پیامبر صلی الله علیه وآله با منافقان
رفتار پیامبر صلی الله علیه وآله با منافقان بر دو اصل استوار بود:
شناخت رفتار مخالفان
پیامبر صلی الله علیه وآله رفتار و گفتار مخالفان را میشناخت و در خطبه نیز بخشی از ویژگیهای آنان را بیان کرد. این شناخت مانع از آن بود که نیرنگ و سخنان آنان بر تصمیم پیامبر در اجرای فرمان الهی اثر بگذارد.
مدارا در برخورد علنی
پیامبر صلی الله علیه وآله با وجود آگاهی از مخالفان، در این فراز از نامبردن آنان خودداری کرد. این رفتار را میتوان در چارچوب حفظ مصالح جامعه اسلامی و جلوگیری از تبدیل اجتماع غدیر به درگیری مستقیم تحلیل کرد.
مدارا در اینجا به معنای تأیید نفاق یا آزار نیست؛ زیرا خود خطبه رفتار آنان را نکوهش میکند و قرآن برای آزاردهندگان پیامبر عذاب دردناک در نظر میگیرد.
ارتباط با ابلاغ ولایت
یادکرد آزار منافقان در خطبه، زمینه دشواری ابلاغ ولایت را روشن میکند. ساختار مطالب چنین است:
- پیامبر صلی الله علیه وآله از وجود منافقان و مخالفان سخن میگوید؛
- آزارهای پیشین و نسبت «اُذُن» را یادآوری میکند؛
- از آگاهی خود نسبت به هویت مخالفان خبر میدهد؛
- از نامبردن آنان خودداری میکند؛
- فرمان قطعی الهی را ابلاغ میکند؛
- ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام را اعلام میدارد.
بنابراین، آزارها و نگرانی از واکنش مخالفان، مانع انجام مأموریت نشد.
پیامهای فراز
- پیامبر صلی الله علیه وآله در مسیر ابلاغ ولایت با آزار زبانی مخالفان روبهرو بود.
- علت طعنه منافقان، ارتباط نزدیک پیامبر صلی الله علیه وآله و امیرالمؤمنین علیه السلام بود.
- قرآن، نسبت «اُذُن» را به «گوش خیر» تبدیل و از پیامبر صلی الله علیه وآله دفاع کرد.
- شنیدن پیامبر صلی الله علیه وآله نشانه رحمت و خیرخواهی بود، نه سادهباوری.
- پیامبر صلی الله علیه وآله مخالفان را میشناخت، اما در خطبه از نامبردن آنان خودداری کرد.
- نگرانی از مخالفان مانع ابلاغ فرمان الهی نشد.
- تعیین اشخاص بهعنوان مصداق منافقان، به دلیل و مأخذ مستقل نیاز دارد.
جستارهای وابسته
• آیه ۶۱ توبه و غدیر • آیه تبلیغ در خطبه غدیر • کوتاهینکردن پیامبر در تبلیغ • خطبه غدیر
پانویس
منابع
- قرآن کریم.
- الاحتجاج؛ احمد بن علی طبرسی، تحقیق سید محمدباقر موسوی خرسان، مشهد: نشر مرتضی، ۱۴۰۳ق.
- شرح خطابه غدیر؛ محمدرضا شریفی، اصفهان: انتشارات نورالحیات، ۱۴۴۶ق.
