پرش به محتوا

کوتاهی‌نکردن پیامبر در تبلیغ

از ویکی غدیر
کوتاهی‌نکردن پیامبر در ابلاغ فرمان غدیر
کوتاهی‌نکردن پیامبر در ابلاغ فرمان غدیر
مشخصات فراز
موضوعابلاغ کامل فرمان ولایت از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله
مفاهیمابلاغ رسالت؛ ولایت امیرالمؤمنین؛ اتمام حجت؛ تبلیغ غدیر؛ انتقال پیام به آیندگان
منابع و پیوندها
آیاتمائده: ۶۷؛ توبه: ۶۱؛ نساء: ۱۶۵؛ انفال: ۴۲
روایاتما أُوذِیَ نَبِیٌّ مِثْلَ ما أُوذیتُ

کوتاهی‌نکردن پیامبر در ابلاغ فرمان غدیر از مضامین خطبه غدیر است که در فراز «مَعاشِرَ النّاسِ، ما قَصَّرتُ فی تَبْلیغِ ما أَنْزَلَ اللَّهُ تَعالی إِلَیَّ»؛ ای مردم، من در ابلاغ آنچه خداوند متعال بر من نازل کرده است کوتاهی نکرده‌ام بیان شده است[۱]. پیامبر صلی الله علیه و آله در بخش‌های متعدد خطبه تأکید می‌کند که فرمان ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام را دریافت، تبیین و به‌صورت عمومی ابلاغ کرده است.

این فراز با آیه تبلیغ ارتباط دارد؛ خداوند در آن آیه پیامبر را با فرمان «بَلِّغْ» به رساندن امر نازل‌شده مأمور می‌کند و پیامبر در خطبه غدیر با عبارت‌های «ما قَصَّرتُ» و «قَدْ بَلَّغْتُ»، انجام کامل آن مأموریت را اعلام می‌کند.[۲]

متن و ترجمه فراز

پیامبر صلی الله علیه و آله در خطبه غدیر می‌فرماید:

مَعاشِرَ النّاسِ، ما قَصَّرتُ فی تَبْلیغِ ما أَنْزَلَ اللَّهُ تَعالی إِلَیَّ، وَأَنَا أُبَیِّنُ لَکُمْ سَبَبَ هذِهِ الْآیَةِ.؛ ای مردم، من در ابلاغ آنچه خداوند متعال بر من نازل کرده است کوتاهی نکرده‌ام و اکنون سبب نزول این آیه را برای شما بیان می‌کنم.

این عبارت از سه بخش تشکیل شده است:

  1. خطاب عمومی «مَعاشِرَ النّاس»؛
  2. نفی هرگونه کوتاهی در ابلاغ فرمان خدا؛
  3. بیان و تفسیر آیه برای مخاطبان.

مقصود از کوتاهی‌نکردن آن است که پیامبر فرمان الهی را بدون پنهان‌کردن، کاستن یا تغییر محتوا به مردم رساند و زمینه فهم آن را نیز فراهم کرد.

ارتباط با آیه تبلیغ

خداوند در آیه ۶۷ سوره مائده می‌فرماید:

یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ؛ ای پیامبر، آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده است ابلاغ کن؛ و اگر چنین نکنی، رسالت او را نرسانده‌ای؛ و خداوند تو را از مردم حفظ می‌کند.(مائده:۶۷)

در این آیه، پیامبر به «ابلاغ» مأمور شده است. در خطبه غدیر نیز چندین بار از ریشه «بلغ» استفاده شده و پیامبر بر انجام فرمان تأکید کرده است:

مرحله عبارت معنا
فرمان الهی بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ آنچه را بر تو نازل شده است ابلاغ کن
گزارش پیامبر ما قَصَّرتُ فی تَبْلیغِ ما أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَیَّ در ابلاغ آنچه خدا بر من نازل کرده کوتاهی نکردم
گواه‌گرفتن خداوند أَللّهُمَّ إِنّی أُشْهِدُکَ أَنّی قَدْ بَلَّغْتُ خدایا، تو را گواه می‌گیرم که ابلاغ کردم
ابلاغ به آیندگان فَلْیُبَلِّغِ الْحاضِرُ الْغائِبَ حاضران، پیام را به غایبان برسانند

این پیوستگی نشان می‌دهد که ابلاغ غدیر فقط بیان یک جمله نبود؛ بلکه مجموعه‌ای از دریافت وحی، اعلام عمومی، تبیین محتوا، گواه‌گرفتن مخاطبان و مأمورکردن آنان به انتقال پیام را دربر می‌گرفت.

معنای «ما قصّرت»

«ما قَصَّرتُ» به معنای «کوتاهی نکردم» یا «در انجام وظیفه فروگذار نکردم» است. «تقصیر» هنگامی به کار می‌رود که کسی بخشی از وظیفه خود را انجام ندهد یا آن را کمتر از اندازه لازم به‌جا آورد.

نفی تقصیر در این فراز می‌تواند ناظر به چند امر باشد:

  • پیامبر اصل فرمان ولایت را پنهان نکرد.
  • محتوا را بدون تغییر و کاستی ابلاغ کرد.
  • مخاطبان را از منشأ الهی فرمان آگاه ساخت.
  • جایگاه امیرالمؤمنین علیه السلام را به‌روشنی تبیین کرد.
  • از مردم بر شنیدن و پذیرفتن پیام اقرار گرفت.
  • حاضران را به انتقال پیام به غایبان مأمور کرد.

بنابراین، ابلاغ در این فراز تنها به معنای رساندن الفاظ نیست؛ بلکه بیان روشن و تمام‌کردن حجت بر مخاطبان را نیز شامل می‌شود.

زمینه تاریخی ابلاغ ولایت

معرفی امیرالمؤمنین علیه السلام به‌عنوان جانشین و صاحب ولایت، تنها به روز غدیر محدود نبود. بر اساس گزارش‌های سیره و حدیث، پیامبر در مناسبت‌های پیشین نیز درباره جایگاه امیرالمؤمنین علیه السلام سخن گفته بود. واقعه یوم‌الدار، حدیث منزلت و دیگر احادیث مربوط به ولایت از مراحل پیشین این معرفی به شمار می‌روند.

بااین‌حال، غدیر از جهت اجتماع عمومی، صراحت بیان، ارتباط با آیه تبلیغ، گرفتن اقرار از مردم و فرمان انتقال پیام به آیندگان، جایگاهی ویژه داشت. پیامبر در این روز، مضمون ولایت را در قالب یک ابلاغ عمومی و رسمی بیان کرد.

نباید همه رخدادهای پیش از غدیر را اجزای مستقیم همین فراز دانست؛ بلکه می‌توان آن‌ها را زمینه تاریخی معرفی تدریجی جایگاه امیرالمؤمنین علیه السلام به شمار آورد.

آزار پیامبر در مسیر رسالت

پیامبر صلی الله علیه و آله در خطبه غدیر به آزارهایی که از سوی برخی افراد به او رسیده بود اشاره می‌کند:

وَکَثْرَةِ أَذاهُمْ لی غَیْرَ مَرَّةٍ، حَتّی سَمَّوْنی أُذُناً.؛ و آزار فراوان آنان نسبت به من که بارها تکرار شد، تا آنجا که مرا «گوش» نامیدند.

سپس به آیه ۶۱ سوره توبه استناد می‌کند:

وَمِنْهُمُ الَّذِینَ یُؤْذُونَ النَّبِیَّ وَیَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَیْرٍ لَکُمْ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَیُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِینَ وَرَحْمَةٌ لِلَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَالَّذِینَ یُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ؛ برخی از آنان پیامبر را آزار می‌دهند و می‌گویند او سراپا گوش است. بگو: گوش‌بودن او به سود شماست؛ به خدا ایمان دارد و مؤمنان را باور می‌کند و برای کسانی از شما که ایمان آورده‌اند رحمتی است؛ و برای آنان که پیامبر خدا را آزار می‌دهند عذابی دردناک است.(توبه:۶۱)

اشاره به این آزارها نشان می‌دهد که ابلاغ فرمان ولایت در فضایی کاملاً خالی از مخالفت و اتهام انجام نشد. بااین‌همه، پیامبر پس از دریافت فرمان و تضمین حفاظت الهی، مأموریت را به‌صورت کامل انجام داد.

روایت «ما أُوذِیَ نَبِیٌّ مِثْلَ ما أُوذیتُ»؛ هیچ پیامبری مانند من آزار ندید نیز در منابع حدیثی نقل شده است.[۳] این روایت ناظر به مجموعه آزارهای پیامبر در دوران رسالت است و نباید بدون دلیل، همه آن را تنها به مسئله غدیر محدود کرد.

اتمام حجت در غدیر

یکی از اهداف ابلاغ آشکار، اتمام حجت بر مخاطبان بود. قرآن درباره فرستادن پیامبران می‌فرماید:

رُسُلًا مُبَشِّرِینَ وَمُنْذِرِینَ لِئَلَّا یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ؛ پیامبرانی بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده، تا پس از آمدن پیامبران برای مردم در برابر خدا حجتی نباشد.(نساء:۱۶۵)

پیامبر در غدیر، افزون بر بیان ولایت، اقدامات زیر را برای روشن‌شدن پیام انجام داد:

  1. اجتماع عمومی حاضران؛
  2. ایراد خطبه‌ای مفصل؛
  3. بیان منشأ الهی فرمان؛
  4. معرفی آشکار امیرالمؤمنین علیه السلام؛
  5. تکرار و توضیح مفاهیم ولایت و امامت؛
  6. گواه‌گرفتن خداوند و مردم؛
  7. گرفتن اقرار زبانی از مخاطبان؛
  8. فرمان انتقال پیام به غایبان و نسل‌های بعد.

مجموع این اقدامات نشان می‌دهد ابلاغ غدیر با روش‌های گوناگون گفتاری و عملی انجام شده است.

نمودهای ابلاغ کامل در خطبه

عبارت‌های متعددی از خطبه بر کامل‌بودن ابلاغ دلالت دارند:

نفی کوتاهی

مَعاشِرَ النّاسِ، ما قَصَّرتُ فی تَبْلیغِ ما أَنْزَلَ اللَّهُ تَعالی إِلَیَّ.؛ ای مردم، من در ابلاغ آنچه خداوند متعال بر من نازل کرده کوتاهی نکرده‌ام.

اعلام انجام وظیفه

أَلا وَقَدْ أَدَّیْتُ، أَلا وَقَدْ بَلَّغْتُ، أَلا وَقَدْ أَسْمَعْتُ، أَلا وَقَدْ أَوْضَحْتُ.؛ آگاه باشید که وظیفه‌ام را ادا کردم؛ آگاه باشید که ابلاغ کردم؛ آگاه باشید که به گوش رساندم و آگاه باشید که روشن ساختم.

این عبارت، چهار مرحله را دربر می‌گیرد: انجام وظیفه، رساندن پیام، شنواندن آن و توضیح روشن محتوا.

تبیین و تفهیم

مَعاشِرَ النّاسِ، إِنّی قَدْ بَیَّنْتُ لَکُمْ وَأَفْهَمْتُکُمْ، وَهذا عَلِیٌّ یُفْهِمُکُمْ بَعْدی.؛ ای مردم، من برای شما بیان کردم و به شما فهماندم و این علی است که پس از من برای شما تبیین خواهد کرد.

در این عبارت، پیامبر افزون بر ابلاغ الفاظ، بر تبیین و تفهیم پیام تأکید می‌کند و نقش علمی و هدایتی امیرالمؤمنین علیه السلام را پس از خود یادآور می‌شود.

گواه‌گرفتن خداوند

مَعاشِرَ النّاسِ، قَدِ اسْتَشْهَدْتُ اللَّهَ وَبَلَّغْتُکُمْ رِسالَتی، وَما عَلَی الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبینُ.؛ ای مردم، خداوند را گواه گرفتم و رسالتم را به شما ابلاغ کردم و بر عهده پیامبر جز ابلاغ آشکار نیست.

اعلام پایان مأموریت

أَللّهُمَّ إِنّی أُشْهِدُکَ أَنّی قَدْ بَلَّغْتُ.؛ خدایا، تو را گواه می‌گیرم که ابلاغ کردم.

این تعبیر، گزارش نهایی پیامبر از اجرای فرمان «بَلِّغْ» است.

ابلاغ به حاضران و آیندگان

یکی از مهم‌ترین فرازهای خطبه، مأموریت حاضران برای انتقال پیام غدیر است:

وَقَدْ بَلَّغْتُ ما أُمِرْتُ بِتَبْلیغِهِ حُجَّةً عَلی کُلِّ حاضِرٍ وَغائِبٍ، وَعَلی کُلِّ أَحَدٍ مِمَّنْ شَهِدَ أَوْ لَمْ یَشْهَدْ، وُلِدَ أَوْ لَمْ یُولَدْ؛ فَلْیُبَلِّغِ الْحاضِرُ الْغائِبَ وَالْوالِدُ الْوَلَدَ إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ.؛ آنچه به ابلاغش مأمور بودم رساندم تا حجتی بر هر حاضر و غایب و هر کس که در این اجتماع حضور داشته یا نداشته و به دنیا آمده یا نیامده باشد؛ پس حاضران به غایبان و پدران به فرزندان تا روز قیامت ابلاغ کنند.

این فراز دامنه مخاطبان غدیر را از حاضران در واقعه فراتر می‌برد. انتقال پیام به آیندگان، در متن خطبه بر عهده حاضران و نسل‌های بعد گذاشته شده است.

این مسئولیت به معنای نقل غیرمستند یا افزودن مطالب شخصی به واقعه غدیر نیست؛ بلکه ابلاغ باید با امانت‌داری، استناد به منابع معتبر و پرهیز از تحریف همراه باشد.

تفاوت ابلاغ و پذیرش

وظیفه پیامبر، رساندن و تبیین فرمان الهی بود؛ اما پذیرش یا مخالفت، به انتخاب مخاطبان مربوط می‌شد. قرآن می‌فرماید:

فَإِنَّما عَلَیْکَ الْبَلاغُ وَعَلَیْنَا الْحِسابُ؛ بر عهده تو فقط ابلاغ است و حسابرسی بر عهده ماست.(رعد:۴۰)

کوتاهی‌نکردن پیامبر در ابلاغ، الزاماً به معنای پذیرش همه مخاطبان نیست. ممکن است پیام به‌طور کامل بیان شود، اما برخی افراد آن را نپذیرند یا پس از پذیرش ظاهری از آن روی‌گردان شوند. بنابراین باید میان «کامل‌بودن ابلاغ» و «پذیرش عمومی پیام» تفاوت گذاشت.

الگوی ابلاغ غدیر

روش پیامبر در غدیر می‌تواند الگویی برای انتقال معارف دینی باشد. مهم‌ترین مؤلفه‌های این الگو عبارت‌اند از:

  • امانت‌داری در نقل پیام؛
  • استناد به قرآن و وحی؛
  • بیان روشن و قابل‌فهم؛
  • توجه به شرایط و نیاز مخاطبان؛
  • استفاده از روش‌های گفتاری و عملی؛
  • پرهیز از پنهان‌کردن بخش‌های اصلی پیام؛
  • ثبت و انتقال پیام به نسل‌های بعد؛
  • توکل بر خداوند در برابر مخالفت‌ها.

الگوگیری از پیامبر در تبلیغ غدیر نباید به معنای یکسان‌دانستن جایگاه مبلغان با پیامبر باشد؛ زیرا پیامبر دریافت‌کننده وحی و مأمور مستقیم الهی بود، در حالی که وظیفه دیگران، نقل امانت‌دارانه و مستند تعالیم اوست.

پیام‌های فراز

  • پیامبر فرمان ولایت را مأموریتی الهی می‌دانست.
  • ابلاغ غدیر به بیان یک جمله محدود نبود و با تبیین و اتمام حجت همراه شد.
  • پیامبر بر انجام کامل مأموریت خود گواهی داد.
  • منشأ فرمان ولایت، وحی الهی معرفی شده است.
  • آزار و مخالفت برخی افراد، مانع اجرای مأموریت نشد.
  • حاضران به انتقال پیام غدیر به غایبان و آیندگان مأمور شدند.
  • ابلاغ درست غدیر باید با استناد، امانت‌داری و پرهیز از مطالب بی‌منبع همراه باشد.
  • کامل‌بودن ابلاغ پیامبر به معنای پذیرش آن از سوی همه مخاطبان نیست.

جستارهای وابسته

خطبه غدیر • آیه تبلیغ در خطبه غدیر • ضمانت خداوند برای پیامبر • نزول سه مرحله‌ای آیه تبلیغ • درخواست معاف‌شدن از خداوند برای ابلاغ ولایت • منافقان و آزار پیامبر صلی الله علیه و آله

پانویس

  1. ↑ شرح خطابه غدیر،ج۲، ص ۶
  2. ↑ شرح خطابه غدیر،ج۱، ص۴۴۳–۴۵۴.
  3. ↑ مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۲۴۷.

منابع

  • شرح خطابه غدیر؛ محمدرضا شریفی، اصفهان: انتشارات نورالحیات، ۱۴۴۶ق.
  • مناقب آل ابی‌طالب؛ محمد بن علی بن شهرآشوب مازندرانی، تحقیق محمدحسین آشتیانی و سید هاشم رسولی محلاتی، قم: مؤسسه انتشارات علامه، ۱۳۷۹ق.