پرش به محتوا

امیرالمؤمنین علی علیه السلام

از ویکی غدیر
امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب علیه السلام
امیرالمؤمنین علی علیه السلام
حرم امیر المؤمنین علیه السلام در نجف
نامعلی
نسبابوطالب بن عبدالمطّلب بن هاشم بن عبدمناف بن قصی بن کلاب
کنیهابوالحسن‌ • ابوالحسین • ابوتراب
لقبامیرالمؤمنین • مرتضی • حیدر • اسدالله • وصی
زادروز۱۳ رجب سال ۳۰ عام‌الفیل (۲۳ پیش از هجرت)
زادگاهدرون کعبه • مکه
شهادت۲۱ رمضان سال ۴۰ هجری قمری
قاتلعبدالرحمن بن ملجم مرادی
محل دفنکوفه • نجف اشرف
طول عمر۶۳ سال
والدینابوطالب علیه السلام (پدر) • فاطمه بنت اسد سلام الله علیها (مادر)
همسرانحضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها • ام‌البنین • لیلا بنت مسعود • اسماء بنت عمیس
فرزندانامام حسن علیه السلام • امام حسین علیه السلام • زینب سلام الله علیها • ام کلثوم سلام الله علیها • عباس علیه السلام • محمد حنفیه
پس ازپیامبر اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله
پیش ازامام حسن مجتبی علیه السلام
مدت امامت۲۹ یا ۳۰ سال
نقشنخستین امام شیعیان
حوادثغدیر خم • سقیفه بنی ساعده • جنگ‌ جمل • جنگ صفین • جنگ نهروان
مخالفانابوبکرعمر بن خطابعثمان بن عفان • معاویة بن ابی‌سفیان • عمرو عاص • مروان بن حکم • طلحهزبیر، خوارج
یاران برجستهمالک اشتر • کمیل بن زیاد • میثم تمار • ابوذر غفاریعمار یاسرسلمان فارسی
حاکمان هم‌عصرابوبکر • عمر بن خطاب • عثمان بن عفان (در دوره ۲۵ ساله)
احادیث مشهورحدیث غدیرحدیث منزلتحدیث ثقلین
آثار مرتبطنهج‌البلاغه • مصحف امام علی علیه السلام


امیرالمؤمنین علی علیه السلام نخستین امام از ائمّه اثنی عشر علیهم السلام و سایر مذاهب شیعه، یکی از پنج تن آل عبا و دومین معصوم از چهارده معصوم علیهم السلام و در نظر اهل سنت خلیفه چهارم از خلفای راشدین خوانده شده است. به‌جز شیعیان و اهل‌سنت، امیرالمؤمنین علیه السلام مورد احترام سایر گروه‌های فکری و عقیدتی در جهان اسلام دانسته شده است.

امیرالمؤمنین علی علیه السلام دومین شخص عالم اسلام، پس از رسول اکرم صلی الله علیه و آله، وصی، جانشین و خلیفه او و همسر حضرت زهرا سلام الله علیها دختر پیامبر صلی الله علیه وآله و پدر امام حسن و حسین علیهما السلام و جد تمام ائمه علیهم السلام دانسته شده است. اعتقاد به امامت و وصایت و ولایت آن حضرت و یازده فرزندش یکی از اصول مذهب امامیّه برشمرده شده است.

در منابع مختلف، دلایل نقلی فراوانی از قرآن و سنت بر جانشینی بلافصل امیرالمؤمنین علی علیه السلام پس از پیامبر صلی الله علیه و آله از آیات و روایات اقامه شده که رخداد غدیر از جملهٔ این دلایل برشمرده شده است.

امیرالمؤمنین علیه السلام از خاندان بنی‌هاشم و از قبیله قریش است. پدر او ابوطالب و مادرش فاطمه بنت اسد است. بر اساس منابع، امیرالمؤمنین علیه السلام در روز جمعه، سیزدهم رجب، سی سال پس از عام‌الفیل (معادل ۶۰۰ میلادی) و دوازده سال قبل از بعثت، در درون کعبه متولد شد. امری که برای حضرت فضیلتی بی‌نظیر خوانده شده که هیچ فرد دیگری قبل یا بعد از او در آن مکان متولد نشده است.

گفته شده که نامگذاری امیرالمؤمنین علیه السلام توسط خداوند انجام شده است. امیرالمؤمنین، صدیق، وصی، فاروق، یعسوب الدین و ولی از جمله القاب حضرت خوانده شده است. ابوالْرَّیْحانَتَیْن، ابوالسِّبْطَیْن، ابوتراب و ابوالحسن هم از جمله القاب حضرت برشمرده شده است.

به‌گزارش منابع، نخستین همسر امیرالمؤمنین علیه السلام حضرت فاطمهٔ زهرا سلام الله علیها بوده است. ثمره این ازدواج، پنج فرزند به نام‌های حسن، حسین، محسن، زینب و ام‌کلثوم علیهم السلام گزارش شده است. امیرالمؤمنین علیه السلام در زمان حیات حضرت فاطمه سلام الله علیها با زن دیگری ازدواج نکرد؛ ولی پس از شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها همسران دیگری اختیار کرد. تعداد فرزندان امام ۲۷ و با احتساب محسن بن علی ۲۸ تن ثبت کرده است.

همراهی امیرالمؤمنین علیه السلام با پیامبر صلی الله علیه و آله در زمان حیات حضرت در مقاطعی چون قبل از بعثت و مقارن آن، یوم الدار، لیلة المبیت و در جنگ‌های صدر اسلام دانسته شده است؛ درباره مورد اخیر گفته شده که امیرالمؤمنین علیه السلام به‌جز غزوه تبوک در تمامی نبردها شرکت کرد و همواره پرچمدار سپاهیان اسلام بود.

در دوران ۲۵ ساله خلفای سه‌گانه امیرالمؤمنین علیه السلام، با وجود کناره‌گیری از خلافت، به‌عنوان مرجع اصلی علمی و اجتماعی امت ایفای نقش کردند. فعالیت‌های امام در این دوران جمع‌آوری و تدوین قرآن به ترتیب نزول، تعلیم و تربیت شاگردان و پاسخ‌گویی به مسائل فقهی و تفسیری، کشاورزی، حفر قنات، احداث مساجد، وقف اموال برای فقرا و خریدن و آزادکردن بردگان برشمرده شده است.

در این دوره، رخدادهایی چون برگزاری جلسه سقیفه بنی ساعده و غصب خلافت، فشار برای بیعت و مواجهه با امیرالمؤمنین علیه السلام و حملهٔ به خانهٔ امیرالمؤمنین علیه السلام رخ داد که به شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها انجامید.

امیرالمؤمنین علیه السلام، در دوران خلافت پنج‌ساله خود، در عین تلاش برای اجرای عدالت کامل و احیای سنت نبوی، با مخالفت گروه‌هایی مواجه شد که منافع یا تفسیرشان از اسلام با خط مشی امام در تعارض بود. مهم‌ترین این درگیری‌ها سه جنگ جمل با طلحه، زبیر و عایشه (همسر پیامبر)، صفین با معاویة بن ابوسفیان و نهروان با خوارج گزارش شده است.

ویژگی‌های حکومت امیرالمؤمنین علیه السلام اموری چون عدالت اقتصادی و اجتماعی، نظام مالی شفاف، تعامل مردم‌محور و آزادی بیان، آزادی عقیده و مدارا با مخالفان، حاکمیت قانون و توجه به توسعه علم و آبادانی دانسته شده است.

جایگاه

امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب علیه السلام نخستین امام از ائمّه اثنی عشر علیهم السلام[۱] و سایر مذاهب شیعه،[۲] یکی از پنج تن آل عبا[۳] و دومین معصوم از چهارده معصوم علیهم السلام[۴] و در نظر اهل سنت خلیفه چهارم از خلفای راشدین خوانده شده است.[۵]

آن حضرت دومین شخص عالم اسلام، پس از رسول اکرم صلی الله علیه و آله،[۶] وصی، جانشین و خلیفه او[۷] و همسر حضرت زهرا سلام الله علیها دختر پیامبر صلی الله علیه وآله و پدر امام حسن و حسین علیهما السلام و جد تمام ائمه علیهم السلام دانسته شده است.[۸] اعتقاد به امامت و وصایت و ولایت آن حضرت و یازده فرزندش یکی از اصول مذهب امامیّه برشمرده شده است.[۹]

به اعتقاد شیعه پبامبر صلی الله علیه و آله به فرمان الهی در غدیر خم امیرالمؤمنین را به جانشینی خود انتخاب کرد.[۱۰] پس از پیامبر صلی الله علیه و آله پیمان الهی غدیر از سوی برخی نادیده گرفته شد و حق ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام تا ۲۵ سال تصاحب شد. در سال ۳۵ قمری با درخواست مردم امام به خلافت ظاهری رسید و تا شهادتش، در سال ۴۰ق، بر این منصب قرار داشت.[۱۱]

به‌جز شیعیان و اهل‌سنت، امیرالمؤمنین علیه السلام مورد احترام سایر گروه‌های فکری و عقیدتی در جهان اسلام دانسته شده است؛ آنچنان که برای نمونه در طریقت‌های صوفیانه اتصال معنوی به پیامبر صلی الله علیه و آله الزامی دانسته شده و این اتصال اکثراً به‌واسطه امیرالمؤمنین علیه السلام برقرار شده است.[۱۲]

نقشه حرم حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام
نقشه حرم حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام

نسب

امیرالمؤمنین علیه السلام از خاندان بنی‌هاشم و از قبیله قریش است.[۱۳] خاندانی که در جاهلیتِ حاکم بر مکه به توحید، جوانمردی، دفاع از مظلومان و پایبندی به ارزش‌های اخلاقی مشهور بودند. از ویژگی‌های بارز این خاندان به رهبری در پیمان‌هایی مانند «حلف الفضول»، احیای چاه زمزم، و سنت‌های پایدار مهمان‌نوازی و اطعام نیازمندان اشاره شده است.[۱۴]

جد، پدربزرگ و پدر و مادر امیرالمؤمنین علیه السلام در منابع چنین توصیف شده‌اند:

  • هاشم: بنیانگذار خاندان، مشهور به سخاوت و پایه‌گذار سفرهای تجاری زمستانی و تابستانی قریش به شام و یمن.[۱۵]
  • عبدالمطلب: بزرگ قریش، معروف به «شیبة الحمد»، متولی سقایت حجاج و کاشف مجدد چاه زمزم پس از فراموشی مکان آن.[۱۶]
  • ابوطالب: ابوطالب بن عبدالمطلب، پدر امیرالمؤمنین علیه السلام عمو و حامی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله. او با آگاهی از جایگاه پیامبر، از او در برابر دشمنی‌های قریش و یهود محافظت کرد و حتی تجارت را به‌خاطر امنیت پیامبر رها نمود.[۱۷] از شخصیت‌های محوری در تاریخ اسلام که پشتیبانی قاطعانه‌ای از پیامبر صلی الله علیه وآله در برابر آزارهای قریش نمود و با نفوذ خود، او را در شعب ابی‌طالب تحت حمایت قبیله‌ای قرار داد. شعرهای او گواهی بر ایمان و اعتقادش به رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله است. وفات ابوطالب علیه السلام در «عام الحزن»، پیامبر صلی الله علیه وآله را در یکی از سخت‌ترین دوره‌های رسالت تنها گذاشت. نقش او به‌عنوان حامی اصلی دعوت در مکه، نقشی تعیین‌کننده و غیرقابل انکار در بقا و موفقیت اسلام دانسته شده است.[۱۸]
  • فاطمه بنت اسد: از نخستین زنان مسلمان[۱۹] و اولین زنی که با پیامبر صلی الله علیه و آله بیعت کرد.[۲۰] مادری دلسوز برای پیامبر صلی الله علیه وآله و راوی حدیث.[۲۱] پس از ازدواج امام علی علیه السلام با حضرت زهرا سلام الله علیها، او در خانه آنان سکونت داشت. پس از وفات، پیامبر صلی الله علیه و آله او را در پیراهن خود کفن کرد و در قبرش خوابید.[۲۲]

کیفیت ولادت

ولادت امام علی علیه السلام بر اساس منابع تاریخی، رویدادی منحصربه‌فرد و با فضیلت است که مورد اتفاق مورخان و محدثان شیعه و برخی از اهل سنت می‌باشد.[۲۳] به طوری که برای نمونه حاکم نیشابوری دربارهٔ آن معتقد به اجماع شده است.[۲۴]

بر اساس منابع، امیرالمؤمنین علیه السلام در روز جمعه، سیزدهم رجب، سی سال پس از عام‌الفیل (معادل ۶۰۰ میلادی) و دوازده سال قبل از بعثت، در درون کعبه متولد شد.[۲۵] به‌گفته شیخ مفید، این فضیلتی بی‌نظیر است و هیچ فرد دیگری قبل یا بعد از او در آن مکان متولد نشده است.[۲۶] بر اساس روایات، هنگام احساس درد زایمان، مادر امام، فاطمهٔ بنت اسد، در برابر کعبه به دعا پرداخت. ناگهان دیوار کعبه شکافته شد و او به درون آن رفت و پس از مدتی با فرزندش خارج گردید.[۲۷]

نام‌گذاری

درباره نامگذاری امیرالمؤمنین علیه السلام به علی در برخی احادیث مطالبی ذکر شده است؛ از جمله: «عن فاطمة بنت أسد: إنّی دَخَلتُ بَیتَ اللّهِ الحَرامَ، و أکَلتُ مِن ثِمارِ الجَنَّةِ و أرزاقِها، فَلَمّا أرَدتُ أن أخرُجَ هَتَفَ بی هاتِفٌ: یا فاطِمَةُ! سَمّیهِ عَلِیّا، فَهُوَ عَلِیٌّ، وَاللّهُ العَلِیُّ الأَعلی یَقولُ: إنّی شَقَقتُ اسمَهُ مِنِ اسمی، و أدَّبتُهُ بِأَدَبی، ووَقَفتُهُ عَلی غامِضِ عِلمی، وهُوَ الَّذی یُکَسِّرُ الأَصنامَ فی بَیتی، وهُوَ الَّذی یُؤَذِّنُ فَوقَ ظَهرِ بَیتی، ویُقَدِّسُنی ویُمَجِّدُنی، فَطوبی لِمَن أحَبَّهُ و أطاعَهُ، ووَیلٌ لِمَن عَصاهُ و أبغَضَهُ؛ از فاطمه بنت اسد نقل است: من به درون کعبه رفتم و از میوه‌ها و روزی‌های بهشتی خوردم. پس چون خواستم بیرون بیایم، کسی مرا ندا داد: ای فاطمه! او را علی بنام که او علی (بلند مرتبه) است و خداوندِ علیّ اعلی می‌فرماید: نامش را از نام خود برگرفته‌ام و به ادب خود، تربیتش کرده‌ام و بر دشواری‌های دانشم آگاهش کرده‌ام. اوست که بت‌ها را در خانه‌ام می‌شکند، و اوست که بر بام خانه‌ام اذان می‌گوید و مرا تقدیس و تمجید می‌کند. پس خوشا به سعادت کسی که دوستش بدارد و اطاعتش کند و وای بر کسی که سرپیچی‌اش کند و دشمنش بدارد».[۲۸]

درباره تولد امیرالمؤمنین علیه السلام و نام او عبدالباقی عمری موصلی چنین سروده است:[۲۹]

أنت العلی الَّذی فوق العُلی رُفِعا ببطنِ مکَّهَ عند البیت إذ وُضِعا
سَمَّتکَ أمُّکَ بنتَ اللَّیثِ حیدرهًأکرِم بِلَبوَهِ لیثٍ أنجَبَت سَبُعا

«تو علی هستی که از عالی بالاتری، وقتی تو در داخل مکه در خانه کعبه متولد شدی. مادرت بنت اسد تو را حیدره نامید. احسنت به ماده شیری که چنین شیری زاد».

القاب

القاب امیرالمؤمنین علی علیه السلام، که عمدتاً از سوی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به او اعطا شده، هر کدام بیان‌گر بُعدی از فضایل و مناصب آن حضرت دانسته شده است.[۳۰] بعضی مهم‌ترین این القاب با استناد به منابع معتبر چنین گزارش شده است:

  • امیرالمؤمنین: لقب انحصاری و شناخته‌شده‌ای که حتی به صورت مطلق، فقط بر ایشان اطلاق می‌گردد.[۳۱]
  • صدیق: به‌جهت تصدیق بی‌درنگ و پیشتازی در ایمان به پیامبر صلی الله علیه وآله به او اطلاق شده است.[۳۲]
  • وصی: به‌معنای جانشین و وصی رسول‌الله صلی الله علیه و آله که در احادیث متعدد بر آن تأکید شده است.[۳۳]
  • فاروق: به‌دلیل جدا کردن حق از باطل در امت.[۳۴]
  • یَعْسوب المؤمنین: به‌معنای پیشوای دین و کسی که مؤمنان را از علم بی‌کران خود سیراب می‌کند.[۳۵]
  • ولی: با استناد به آیه ولایت و احادیثی در کتاب‌های روایی اصلی شیعه.[۳۶]
  • امین: به‌علت امانتداری در دین و نسبت به اسرار رسالت.[۳۷]
  • هادی: به‌عنوان هدایت‌کننده امت پس از پیامبر صلی الله علیه و آله.[۳۸]
  • اذن واعیه: به‌معنای گوش شنوا برای وحی و علوم نبوی.[۳۹]
  • مرتضی: به‌جهت برگزیده‌شدن از سوی خدا برای وصایت و همسری حضرت زهرا سلام الله علیها.[۴۰]

کنیه‌ها

به گزارش برخی محققان، کنیه‌های امیرالمؤمنین علی علیه السلام غالباً توسط پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به او اعطا شده و هر یک حاوی معنایی عمیق است یا اشاره‌ای به جایگاه و ویژگی‌های او دارد. بعضی از مهم‌ترین این کنیه‌ها عبارتند از:

  • ابوالْرَّیْحانَتَیْن: اشاره به دو فرزندش حسن و حسین علیهما السلام به‌عنوان دو ریحانه (گل) پیامبر صلی الله علیه و آله.[۴۱]
  • ابوالسِّبْطَیْن: کنیه‌ای است برگرفته از پدری امیرالمؤمنین علیه السلام نسبت به دو سبط (نوه) پیامبر صلی الله علیه و آله، یعنی امام حسن و امام حسین علیهماالسلام.[۴۲]
  • ابوالحسن: کنیه‌ای مشهور و متداول امیرالمؤمنین علیه السلام، برگرفته از نام فرزند ارشدش امام حسن مجتبی علیه السلام.[۴۳]
  • ابوالحسین: کنیه‌ای دیگر، برگرفته از نام فرزند دیگرش امام حسین علیه السلام.[۴۴]
  • ابوتراب: از محبوب‌ترین کنیه‌های نزد خود امام علیه السلام که پیامبر صلی الله علیه و آله در مناسبت‌هایی چون عقد اخوت بین صحابه، آن را به ایشان داد وبین خود و او عقد اخوت بست.[۴۵] در روایتی، پیامبر صلی الله علیه و آله پس از دیدن امام علیه السلام که در خاک آرمیده بود، او را با این کنیه ندا داد و جایگاه او را به مقام هارون نسبت به موسی تشبیه نمود.[۴۶]

شمایل ظاهری

شمائل و صفات امیرالمؤمنین علیه السلام در منابع تاریخی و روایی با جزئیات توصیف شده که ابعاد مختلف اخلاقی، روحی و ظاهری ایشان را نمایان می‌سازد:

  • توصیف پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: در روایتی، پیامبر امیرالمؤمنین علیه السلام را تجسم صفات پیامبران بزرگ دانسته است: «کسی که بخواهد به حلم ابراهیم، حکمت نوح و کمال یوسف بنگرد، به علی بن ابی‌طالب نظر کند».[۴۷]
  • توصیف ضرار بن ضمره (از یاران نزدیک امام): به‌درخواست معاویه، او امام را این‌گونه توصیف کرد: فردی قوی، گویای حق، عادل، عالم، زاهد، شب‌زنده‌دار، خوش‌باور، متواضع و با هیبت. وی گواهی داد که امام شب‌ها با حالتی محزون به راز و نیاز و گریه می‌پرداخت و دنیا را مذمت می‌کرد. این توصیف معاویه را تحت تأثیر قرار داد.[۴۸]
  • توصیف محمد حنفیه (فرزند امام): او را مردی چهارشانه، با ابروهای کشیده، چشمان درشت، رخساری نورانی چون ماه شب چهارده، رنگی گندم‌گون، دارای شانه‌ای پهن، سینه‌ای فراخ، بدنی متناسب و بازوانی قدرتمند توصیف کرده است.[۴۹]
  • توصیف مغیرة بن شعبه (از مخالفان): «هیئتی همچون شیر داشت و هنگامی که خشمگین می‌شد، کوبنده‌تر و خشن‌تر از او کسی نبود».[۵۰]

همسران و فرزندان

به‌گزارش منابع، نخستین همسر امیرالمؤمنین علیه السلام حضرت فاطمهٔ زهرا سلام الله علیها بوده است.[۵۱] ثمره این ازدواج، پنج فرزند به نام‌های حسن، حسین، محسن، زینب و ام‌کلثوم علیهم السلام گزارش شده است.[۵۲]

ازدواج با حضرت زهرا علیها السلام

بر پایه منابع تاریخی، پیش از خواستگاری امیرالمؤمنین علیه السلام از حضرت فاطمه سلام الله علیها، چند تن از صحابه تقاضای ازدواج با حضرت زهرا را داشتند که پیامبر صلی الله علیه و آله این موضوع را به مشیت الهی موکول نمود.[۵۳] به‌روایت امیرالمؤمنین علیه السلام در آمالی نوشتهٔ شیخ طوسی، او با مراجعه به پیامبر صلی الله علیه و آله، حضرت فاطمه سلام الله علیها را خواستگاری نمود و پیامبر با مشورت فاطمه سلام الله علیها و آگاهی از رضایت او، این وصلت را به فرمان الهی (نزول جبرئیل) مقرر کردند.[۵۴]

عقد این ازدواج با خطبه پیامبر صلی الله علیه و آله انجام شد.[۵۵] گزارش شده که در زمان حیات حضرت زهرا سلام الله علیها، ازدواج دیگری برای امام علیه السلام جایز نبوده است.[۵۶] میان عقد و آغاز زندگی مشترک، فاصله‌ای چندماهه گزارش شده که به‌دلیل حیای امام علیه السلام در درخواست بردن همسر به خانه خود گزارش شده است.[۵۷] تاریخ دقیق ازدواج در منابع با اختلاف ذکر شده که یکی از قوی‌ترین اقوال عقد در اول ذی‌الحجه و آغاز زندگی در ششم ذی‌الحجه سال دوم هجری است.[۵۸]

مهریه حضرت فاطمه سلام الله علیها ۵۰۰ درهم (مهرالسنه) نقل شده که معادل حدود ۱۵۰۰ گرم نقره خالص است.[۵۹] به‌نقل از منابع، امیرالمؤمنین علیه السلام زره خود را فروخت و با همراهی پیامبر صلی الله علیه و آله و اصحاب، وسایل ضروری زندگی و جهیزیه تهیه کرد.[۶۰] مراسم ولیمه با مشارکت پیامبر صلی الله علیه و آله و امام علی علیه السلام برگزار گردید و پیامبر برای زوج جوان دعا کردند.[۶۱] آنان نخست در مجاورت خانه پیامبر صلی الله علیه و آله ساکن شدند تا دوری فاطمه سلام الله علیها برای پیامبر دشوار نباشد.[۶۲]

دیگر همسران

به‌نقل از اعیان الشیعه، امیرالمؤمنین علیه السلام در زمان حیات حضرت فاطمه سلام الله علیها با زن دیگری ازدواج نکرد.[۶۳] ولی پس از شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها همسران دیگری اختیار کرد؛ از جمله:

  • اُمامه دختر ابوالعاص بن ربیع که مادرش زینب دختر پیامبر صلی الله علیه و آله بوده است.[۶۴]
  • اُمُّ البَنین سلام الله علیها، دختر حِزام بن دارم کلابیه که فرزندان او حضرت عباس علیه السلام، عثمان، جعفر و عبدالله بودند و همه در کربلا به‌شهادت رسیدند.[۶۵]
  • لیلی دختر مسعود که یک یا دو تن از فرزندانش در کربلا به شهادت رسیدند.[۶۶]
  • اسماء بنت عُمَیس خثعمی مادر یحیی و عون.[۶۷]
  • اُمِّ حبیب دختر رَبیعه مشهور به صهباء تغلبی.[۶۸]
  • خوله حنفیه، مادر محمد بن حنفیه.[۶۹]
  • ام سعید دختر عُرْوَة بن مسعود.[۷۰]
  • محیاة دختر امرئ القیس بن عدی کلبی.[۷۱]

شیخ مفید تعداد فرزندان امام را ۲۷ و با احتساب محسن بن علی ۲۸ تن ثبت کرده است.[۷۲]

همسران و فرزندان امام علی(ع)
امام حسن(ع)
امام حسین(ع)
زینب کبری(س)حضرت فاطمه(س)
ام‌کلثوم(س)
حضرت عباس(ع)
محسن
جعفر
ام‌البنین(س)
عثمان
عبدالله
محمد حنفیهخوله
رقیه
ام‌حبیبفاطمه بنت اسد
عمر
امام علی(ع)
ابوبکر
لیلیابوطالب(ع)
عبیدالله
یحییاسماء
ام‌هانی
نفیسهرمله
خدیجهام‌سعید
ام‌سلمهام‌الحسن
جمانه
ام‌الکرامسایر همسران
زینب صغری
میمونه
أمامه
فاطمه
رقیه صغری


همراهی با پیامبر صلی الله علیه و آله

در برخی منابع، مقاطع حساس دوران همراهی امیرالمؤمنین علیه السلام با پیامبر صلی الله علیه و آله چنین گزارش شده است:

قبل از بعثت و مقارن آن

به‌گزارش منابع، امیرالمؤمنین علیه السلام تا شش سالگی در منزل پدر و مادر خود، ابوطالب و فاطمه بنت‌اسد، رشد یافت؛ ولی پس از آن به‌دلیل تنگدستی ابوطالب علیه السلام، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله سرپرستی او را برعهده گرفت و امام از همان کودکی در دامن رسول‌الله صلی الله علیه و آله پرورش یافت.[۷۳]

امیرالمؤمنین علیه السلام نخستین مردی شمرده شده که به پیامبر صلی الله علیه و آله ایمان آورد[۷۴] در حالی که هرگز بت نپرستیده بود.[۷۵] امام خود در این باره فرمود: «خدا را پرستش کردم پیش از آن که هرکس از این امت او را بپرستد».[۷۶] و نیز فرمود: «هنگامی که هفت‌ساله بودم، صدای [وحی] را می‌شنیدم و نور [رسالت] را می‌دیدم».[۷۷]

نقل شده که امیرالمؤمنین علیه السلام همواره ملازم و خدمتگزار پیامبر صلی الله علیه و آله بود و آیات وحی را می‌نوشت.[۷۸] همچنین، نخستین کسی بود که اقدام به نقطه‌گذاری قرآن نمود.[۷۹] نقل شده که امیرالمؤمنین علیه السلام از همان کودکی، مخالفت عملی با شرک را آغاز کرد و به‌همراه پیامبر صلی الله علیه و آله در نابودکردن بت‌ها مشارکت داشت.[۸۰]

امیرالمؤمنین علیه السلام نخستین مردی دانسته شده که بلافاصله پس از بعثت رسول خدا صلی الله علیه و آله با او بیعت نمود و رسالت الهی‌اش را تأیید کرد.[۸۱] پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این خصوص به یاران فرمود: «در روز قیامت، نخستین کسی که نزد حوض کوثر با من دیدار می‌کند پیشتازترین شما در اسلام، یعنی علی بن ابی‌طالب، است».[۸۲] علامه امینی در کتاب الغدیر، احادیث و سخنان متعدد از محدثان و مورخان اسلامی درباره پیشگامی امیرالمؤمنین علیه السلام در ایمان به پیامبر صلی الله علیه و آله گردآوری کرده است.[۸۳]

در یوم الدار

به‌نقل از منابع، در سال سوم بعثت، با نزول آیه وَأَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ؛ خویشاوندان نزدیکت را بترسان. (آیه ۲۱۴ شعراء)، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله موظف به انذار خویشاوندان نزدیک خود شد. پیامبر صلی الله علیه وآله در این گردهمایی فرمودند: «ای بنی عبدالمطلب! سوگند به خدا، جوانی از اعراب را نمی‌شناسم که خیری برتر از آنچه من برای قومم آورده‌ام آورده باشد. من خیر و سعادت دنیا و آخرت را برایتان آورده‌ام و خداوند متعال مرا مأمور کرده تا شما را بدان دعوت کنم. کدام‌یک از شما مرا در این راه یاری می‌رساند تا برادر، وصی و جانشین من در میانتان باشد». تنها امیرالمؤمنین علیه السلام پاسخ مثبت داد. پیامبر صلی الله علیه و آله دست بر شانه او نهادند و اعلام کرد: «اینک او برادر، وصی و جانشین من نزد شماست؛ از وی اطاعت کنید».[۸۴]

در لیلة المبیت

به نقل از منابع، در سال سیزدهم بعثت، با شدت‌یافتن فشار قریش بر مسلمانان و دعوت ساکنان یثرب (مدینة النبی) از پیامبر صلی الله علیه و آله، مقدمات هجرت مسلمانان به آنجا فراهم گردید. مشرکان مکه برای کشتن رسول خدا صلی الله علیه و آله چهل نفر از قبایل گوناگون را مأمور کردند تا شبانه به خانه او حمله‌ور شوند. پیامبر صلی الله علیه و آله از این توطئه از طریق وحی آگاه شد و از امیرالمؤمنین علیه السلام خواست تا برای گمراه‌کردن قاتلان در بستر پیامبر دراز بکشد تا خود شبانه به مدینه هجرت کند.[۸۵]

بدین‌سان، در شبی مشهور به لیلة المبیت، امیرالمؤمنین علیه السلام با ایثار خویش در بستر پیامبر صلی الله علیه و آله خوابید و رسول خدا در تاریکی شب از دسترس مشرکان خارج شد.[۸۶] به نوشتهٔ ابن ابی‌الحدید معتزلی (درگذشت: ۶۵۶ق) همه مفسران متفقند که آیه ۲۰۷ سوره بقره در شأن این رویداد و فداکاری امیرالمؤمنین علیه السلام نازل گردیده است: وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ؛ کسی دیگر از مردم برای جستن خشنودی خدا جان خویش را فدا کند. خدا بر این بندگان مهربان است.[۸۷]

در جنگ‌های صدر اسلام

به‌گزارش منابع، پس از مهاجرت به مدینه، غزوات پیامبر صلی الله علیه و آله، علیه مشرکان، منافقان و اهل کتاب آغاز شد. امیرالمؤمنین علیه السلام به‌جز غزوه تبوک -که به دستور پیامبر صلی الله علیه و آله برای حفظ مدینه از توطئه‌های احتمالی در آنجا ماند- در تمامی این نبردها شرکت کرد[۸۸] و همواره پرچمدار سپاهیان اسلام بود.[۸۹] سیره‌نویسان از شجاعت‌ها و ازخودگذشتگی‌های فراوان امیرالمؤمنین علیه السلام در این جنگ‌ها سخن به‌میان آورده‌اند:[۹۰]

  • جنگ بدر: در این جنگ امیرالمؤمنین علیه السلام پیشاپیش دیگران به مبارزه پرداخت و نیمی از کشته‌شدگان قریش با شمشیر او کشته شدند.[۹۱]
  • جنگ احد: در این جنگ نافرمانی برخی مسلمانان از فرمان پیامبر صلی الله علیه و آله راه را برای حمله مشرکان از پشت به سپاه اسلام گشود. در این موقعیت بحرانی که بسیاری از اصحاب میدان را ترک کردند، امیرالمؤمنین علیه السلام با جانفشانی از رسول خدا صلی الله علیه و آله در برابر هجوم دشمنان دفاع کرد؛[۹۲] تا جایی که زخم‌های متعدد برداشت و شمشیرش شکست.[۹۳] پیامبر صلی الله علیه و آله در این باره فرمود: «هُوَ مِنِّی وَ أَنَا مِنْه؛ علی از آن من است و من از اویم».[۹۴] جبرئیل نیز در آسمان ندا در داد: «لا سَیفَ اِلاّ ذُوالفَقار و لا فَتی اِلاّ عَلی؛ شمشیری نیست مگر ذوالفقار و جوانمردی مگر علی».[۹۵]
  • جنگ خندق: در جنگ خندق (احزاب)، با وجود سپاه ده‌هزار نفری مشرکان و حفر خندق توسط مسلمانان، عَمْرو بن عَبْدِوَدّ -از دلاوران برجسته عرب- از خندق گذشت و طلب مبارز کرد. هیچ‌کس جز امیرالمؤمنین علیه السلام برای رویارویی برنخواست. پیامبر صلی الله علیه و آله با دست خویش عمامه‌ای بر سر ایشان نهاد، دعا کرد و به‌سوی میدان فرستاد. پس از نبردی سخت، امیرالمؤمنین علیه السلام عمر را به هلاکت رساند.[۹۶] رسول خدا صلی الله علیه و آله در این مورد فرمود: «پیکار علی با عمرو بن عبدود در خندق، برتر از عمل تمام امتم تا قیامت است».[۹۷]
  • جنگ خیبر: در این جنگ، پس از ناکامی ابوبکر و عمر در فتح قلعه یهودیان خیبر و فرار آنان،[۹۸] پیامبر صلی الله علیه و آله اعلام کرد: «فردا پرچم را به مردی می‌سپارم که از میدان نمی‌گریزد، خدا و رسولش را دوست دارد و خداوند قلعه‌های استوار را به دست او می‌گشاید».[۹۹] روز بعد، پرچم به حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام داده شد و او با پیروزی بازگشت.[۱۰۰] در این نبرد، پهلوان یهودیان، به‌نام مرحب، به‌دست امیرالمؤمنین علیه السلام کشته شد[۱۰۱] و امام درب سنگین قلعه خیبر را، که چهل نفر به زور جابه‌جا می‌کردند، با نیروی الهی از جا کند.[۱۰۲]
  • فتح مکه: پس از فتح مکه، امیرالمؤمنین علیه السلام بر شانه‌های پیامبر صلی الله علیه و آله قرار گرفت و بت‌های کعبه را واژگون کرد و آنجا را از شرک پاک ساخت.[۱۰۳]
  • جنگ حنین: در غزوه حنین، پس از فتح مکه، قبایل هوازن و ثقیف از طائف متحد شده و به مسلمانان حمله کردند. غرور مسلمانان به عجب و ناتوانی انجامید و بسیاری پیامبر صلی الله علیه وآله را رها کردند، اما امیرالمؤمنین علیه السلام با شجاعت از او پاسداری کرد تا بقیه بازگردند و پیروزی حاصل شود.[۱۰۴]

در جریان شهادت پیامبر صلی الله علیه و آله

بر اساس برخی روایات، در واپسین لحظات حیات رسول خدا صلی الله علیه و آله، او در بستر بیماری، رازی طولانی را به امیرالمؤمنین علیه السلام سپرد. سپس وظایف مربوط به تشییع و تدفین خویش را به‌طور خاص به ایشان محول کرد؛ از جمله قراردادن سر خود بر دامان امیرالمؤمنین علیه السلام، به‌سوی قبله کشیدن پیکر، انجام غسل و کفن و اقامه نخستین نماز بر بدن خویش.[۱۰۵]

دلایل امامت و جانشینی

در منابع مختلف، دلایل نقلی فراوانی از قرآن و سنت بر جانشینی بلافصل امیرالمؤمنین علی علیه السلام پس از پیامبر صلی الله علیه و آله اقامه شده است؛ از جمله:

گفته شده که این آیات و روایات بر اساس تفاسیر و شأن نزول‌های مندرج در منابع معتبر، بر سرپرستی، اولویت و مقام والای امیرالمؤمنین علی علیه السلام دلالت دارند.

غدیر خم

مقاله اصلی: واقعه غدیر خم

به‌نقل از منابع، در ذی‌قعده سال ۱۰ هجری قمری، پیامبر صلی الله علیه و آله با هزاران نفر از مدینه به‌سوی مکه برای انجام مناسک حج حرکت کرد.[۱۲۷] در آن زمان، امیرالمؤمنین علیه السلام برای تبلیغ اسلام در یمن حضور داشت[۱۲۸] و پس از آگاهی از تصمیم پیامبر صلی الله علیه و آله، به مکه شتافت و پیش از حج به کاروان پیوست.[۱۲۹]

پس از اتمام حج و در مسیر برگشت، در ۱۸ ذی‌الحجه، حج‌گزاران به غدیر خم رسیدند و جبرئیل آیه تبلیغ را نازل کرد. در این آیه، خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله امر فرمود تا امیرالمؤمنین علیه السلام را به‌عنوان ولی و وصی خود معرفی کند.[۱۳۰] پیامبرصلی الله علیه و آله کاروان را متوقف کرد و دستور داد تا عقب‌ماندگان برسند و پیشروها بازگردند.[۱۳۱]

پس از نماز ظهر، پیامبر صلی الله علیه و آله خطبه غدیر را ایراد کرد و از ثقلین سخن گفت و در ادامه دست امیرالمؤمنین علی علیه السلام را بالا برد و فرمود: «هر که من مولای اویم، علی مولای اوست» و این کلام را سه بار تکرار کردند. سپس دعا نمودند: «خداوندا، دوست بدار هر که او را دوست دارد و یاری کن هر که او را یاری می‌کند».[۱۳۲]

پس از این، بلافاصله آیه اکمال نازل شد: «امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را تمام نمودم». در ادامه، مردم به امیرالمؤمنین علیه السلام تبریک گفتند؛ عمر بن خطاب پیشاپیش صحابه به امام تهنیت گفت و او را مولای مؤمنان خواند.[۱۳۳] پیامبر صلی الله علیه و آله خیمه‌ای برای امیرالمؤمنین علیه السلام برپا کرد و همه، از جمله همسرانش، به او به‌عنوان امیرمؤمنان سلام دادند.[۱۳۴]

تعداد حاضران در غدیر از ۱۰ هزار[۱۳۵] تا ۱۲۰ هزار نفر[۱۳۶] گزارش شده و از صحابه کسانی چون عمر، عثمان، عایشه، سلمان، ابوذر، زبیر، جابر انصاری، عباس و ابوهریره حضور داشتند.

غدیر در زمان خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام

مقاله اصلی: خطبه امیرالمؤمنین علیه السلام در غدیر

به‌نقل از منابع، امیرالمؤمنین علیه السلام در یکی از سال‌های خلافت ظاهری خود، همزمان با مصادف‌شدن عید غدیر با روز جمعه، خطبه‌ای پنج‌ساعته بر منبر ایراد کرد. این خطبه، که پیش از نماز جمعه و بدون اقامه نماز قبل یا بعد از آن بیان شد، شامل حمد الهی و تأکید بر فضیلت روز غدیر از طریق نص بر ولایت و امامت بود.[۱۳۷] پس از نماز و خطبه، امام همراه اصحاب به مجلس جشن امام حسن مجتبی علیه السلام در منزل او رفت. در آنجا، اطعام و پذیرایی گسترده‌ای از شرکت‌کنندگان صورت گرفت.[۱۳۸]

دوران خلفای سه‌گانه

بر اساس برخی منابع تاریخی، شهادت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در ۲۸ صفر سال ۱۱ هجری قمری روی داد.[۱۳۹] نقل شده که در همان حال که امیرالمؤمنین علیه السلام و گروهی از اصحاب، مشغول تجهیز پیکر رسول خدا صلی الله علیه و آله بودند، عده‌ای از مهاجرین و انصار در محل معروف به سقیفه بنی‌ساعده گرد آمدند و ابوبکر بن ابی‌قحافه را به‌عنوان خلیفه برگزیدند. این در حالی بود که به وصایا و تأکیدات مکرر پیامبر صلی الله علیه و آله دربارهٔ جانشینی امیرالمؤمنین علیه السلام توجهی نشد.[۱۴۰]

امیرالمؤمنین علیه السلام در بیان این واقعه، با اشاره به جایگاه علمی و معنوی خود، این انتخاب را نادرست توصیف کرده و فرموده است: «به خدا سوگند، فرزند ابوقحافه [ابوبکر] خلافت را همچون پیراهن بر تن کرد، در حالی که می‌دانست من محور اصلی [هدایت و خلافت] هستم، علوم و فضایل از دامن من جاری است و [مقام من] چنان بلند است که پرندگان به آن نمی‌رسند».[۱۴۱]

گزارش شده که در دوران ۲۵ ساله خلفای سه‌گانه امیرالمؤمنین علیه السلام، با وجود کناره‌گیری از خلافت، به‌عنوان مرجع اصلی علمی و اجتماعی امت ایفای نقش کردند. فعالیت‌های امام در این دوران چنین گزارش شده است:

  • جمع‌آوری و تدوین قرآن به ترتیب نزول (مصحف امیرالمؤمنین)، تعلیم و تربیت شاگردان و پاسخ‌گویی به مسائل فقهی و تفسیری.[۱۴۲]
  • کشاورزی، حفر قنات (مانند قنات‌های معروف در مدینه و یمن)، احداث مساجد (مانند مسجد فتح در مدینه)، وقف اموال برای فقرا و خریدن و آزادکردن بردگان.[۱۴۳]

سقیفه بنی ساعده و غصب خلافت

مقاله اصلی: سقیفه

به نقل از برخی منابع، همزمان با مشغول‌بودن امیرالمؤمنین علیه السلام و بنی‌هاشم به امر تجهیز و تدفین پیکر پیامبر صلی الله علیه و آله گروهی از مهاجران و انصار بدون حضور خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله و بسیاری از اصحاب بزرگ، در محلی به نام سقیفه بنی‌ساعده گرد آمدند. در این اجتماع که بیشتر شبیه یک گردهمایی قبیله‌ای بود، بحث جانشینی پیامبر صلی الله علیه و آله مطرح شد. پس از مشاجراتی بین مهاجرین (به رهبری ابوبکر و عمر) و انصار (به رهبری سعد بن عباده)، در نهایت، با وجود ادعای انصار درباره شایستگی خود، ابوبکر به‌عنوان خلیفه معرفی شد.[۱۴۴] این تصمیم بدون توجه به وصایت آشکار امیرالمؤمنین علیه السلام، که در واقعه غدیر خم و دیگر احادیث متواتر نبوی بر آن تأکید شده بود، اتخاذ گردید.[۱۴۵]

فشار برای بیعت و مواجهه با امیرالمؤمنین علیه السلام

به‌نوشتهٔ رسول جعفریان، تاریخ‌پژوه، پس از خاتمه بیعت در سقیفه حاضران از آن محل خارج شدند. بنا به روایت براء بن عازب، آنان در کوچه‌ها به راه افتاده و به هر کس می‌رسیدند دست او را گرفته، به دست ابوبکر می‌مالیدند، چه آن شخص بدین کار تمایلی می‌داشت یا نه. براء می‌افزاید که در آن زمان بود که من به در خانه بنی‌هاشم رفتم و خبر را به آنان دادم. توجه اصحاب سقیفه در بیعت‌گرفتن برای ابوبکر تا اندازه‌ای بود که بنا به نقل ابن ابی‌شیبه آنان در مراسم تدفین رسول خدا صلی الله علیه و آله حضور نداشتند و تنها بعد از دفن بازگشتند.[۱۴۶]

به‌گزارش جعفریان، در این وقت کسانی به مخالفت برخاستند. افزون بر دو شخصیت برجسته بنی‌هاشم یعنی امیرالمؤمنین علیه السلام و عباس بن عبدالمطلب کسان دیگری همچون زبیر بن عوام، خالد بن سعید، مقداد بن عمرو، سلمان فارسی، ابوذر غفاری، عمار بن یاسر، براء بن عازب و أبی بن کعب مخالفت خویش را اعلام کردند. در این هنگام هواداران ابوبکر با جدیت به دنبال مخالفان رفتند. در این میان عمر با شدت و جدیت در پی گرفتن بیعت از امیرالمؤمنین علیه السلام بود.[۱۴۷]

حملهٔ به خانهٔ امیرالمؤمنین علیه السلام

به‌نقل از منابع تاریخی، پس از چندین بار درخواست بیعت از طریق فرستادگانی مانند قنفذ که با امتناع امیرالمؤمنین علیه السلام مواجه شد، عمر بن خطاب پیشنهاد کرد که گروهی به‌صورت مستقیم به در خانهٔ امام بروند. هیئتی متشکل از ابوبکر، عمر، عثمان، خالد بن ولید، مغیرة بن شعبه، ابوعبیده جراح و قنفذ به‌سوی خانهٔ امام علیه السلام و حضرت فاطمهٔ زهرا سلام الله علیها حرکت کردند. گزارش‌ها حاکی از آن است که در هنگام ورود، با حضرت فاطمه سلام الله علیها برخوردی خشونت‌آمیز صورت گرفت؛ از جمله کوبیدن در به او و آتش‌زدن درب خانه، لگد زدن به پهلوی حضرت زهرا سلام الله علیها و سقط‌شدن حضرت محسن علیه السلام و همچنین تهدید به آتش‌زدن خانه.[۱۴۸]

گزارش شده که آنان پس از آن، به امیرالمؤمنین علیه السلام حمله کردند و او را با خشونت (حتی با پیچیدن لباس به گردن) از خانه خارج نموده و به‌سمت مسجد کشاندند. این اقدام نمادین، نشان‌دهندهٔ شدت عمل برای شکستن مقاومت و تحمیل بیعت دانسته شده است. در برابر درخواست بیعت، امیرالمؤمنین علیه السلام با استدلالی محکم و با استناد به فضایل و نزدیکی خویشاوندی خود با پیامبر صلی الله علیه و آله، حق خلافت را برای خویش مسلم دانستند. او خطاب به حاضران فرمود: «من به خلافت از شما سزاوارترم… شما با استناد به خویشاوندی با پیامبر صلی الله علیه و آله خلافت را از انصار گرفتید و اکنون آن را از ما (اهل بیت) غصب می‌کنید».[۱۴۹]

دوران خلافت ابوبکر

در برخی منابع، بعضی فعالیت‌های امیرالمؤمنین علیه السلام در دوران خلافت ابوبکر (۱۱–۱۲ق) چنین گزارش شده است:

  • انجام مناظرات علمی با علمای ادیان دیگر، از جمله دانشمندان بزرگ یهودی[۱۵۰] و یک عالم مسیحی.[۱۵۱]
  • ارائهٔ حکم شرعی در مورد یک فرد شرابخوار.[۱۵۲]

دوران خلافت عمر

در برخی منابع، بعضی فعالیت‌های امیرالمؤمنین علیه السلام در دوران خلافت عمر بن خطاب (۱۲–۲۳ق) چنین گزارش شده است:

  • مراجعه مکرر عمر بن خطاب به امیرالمؤمنین علیه السلام برای حل مسائل پیچیده حکومتی و دینی، با اعتراف صریح عمر به‌جایگاه بی‌بدیل علمی او؛ آنچنان که عمر در این باره می‌گوید: «ای ابو الحسن! من از زندگی با کسانی که تو در میانشان نباشی به خدا پناه می‌برم».[۱۵۳]
  • مشورت در امور مهمی همچون: استراتژی جنگ نهاوند در برابر سپاه ایران،[۱۵۴] چگونگی فتح بیت‌المقدس،[۱۵۵]تعیین هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله از مکه به مدینه به عنوان مبدأ تاریخ اسلامی[۱۵۶] و روش تقسیم اراضی کوفه.[۱۵۷]
  • حضور در شورای شش‌نفره تعیین خلیفه:[۱۵۸] در این شورا شرط عبدالرحمن بن عوف برای بیعت، عمل به کتاب خدا، سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سیره شیخین (ابوبکر و عمر) بود. امیرالمؤمنین علیه السلام از پذیرش شرط عمل به سیره شیخین امتناع کرد و بر اکتفا به عمل به کتاب و سنت تأکید کرد. اما عثمان این شرط را فوراً پذیرفت و در نتیجه، عبدالرحمن با او بیعت کرد.[۱۵۹]

دوران خلافت عثمان

در برخی منابع، بعضی فعالیت‌های امیرالمؤمنین علیه السلام در دوران خلافت عثمان بن عفان (۲۳–۳۵ق) چنین گزارش شده است:

  • کاهش چشمگیر استفاده عثمان از مشورت‌های امیرالمؤمنین علیه السلام در مقایسه با خلفای پیشین.
  • محدودشدن تعامل امیرالمؤمنین علیه السلام با خلیفه در پاسخ‌گویی به سؤالات فقهی و اعتقادی.
  • میانجی‌گری امام علیه السلام در جریان شورش علیه عثمان: معترضان میانجی‌گری توسط امیرالمؤمنین علیه السلام به‌شرط توبه عثمان، عزل کارگزاران فاسد، اصلاح امور و بازگشت به قرآن و سنت پذیرفتند و پیمانی میان آنان و عثمان امضا شد. این پیمان توسط عثمان نقض شد و معترضان به مدینه بازگشتند و خانه عثمان را محاصره کردند. در این میان، امیرالمؤمنین علیه السلام کوشید تا از خلیفه محافظت کند و به او آب رساند. اما در نهایت به دست معترضان کشته شد.[۱۶۰]

دوران حکومت (۳۵–۴۰ق)

امیرالمؤمنین علیه السلام پس از قتل عثمان با بیعت عمومی مردم در سال ۳۵ هجری، در ۵۸ سالگی، به خلافت رسید.[۱۶۱] بر پایه منابع تاریخی، امیرالمؤمنین علیه السلام در ابتدای امر، با وجود اصرار فراوان مردم برای پذیرش خلافت، از قبول آن امتناع می‌ورزید و آنان را به مراجعه به افراد دیگر (مانند طلحه و زبیر) راهنمایی می‌کرد. حتی زمانی که خلافت را به طلحه و زبیر پیشنهاد کرد، آن دو با اعتراف به شایستگی بیشتر امام، از قبول آن خودداری کردند.[۱۶۲] با این حال، امام با توجه به پیشینه آنان، نگران بروز مشکلاتی از سوی آنان برای حکومت بود. در نهایت، طلحه و زبیر متعهد شدند که علیه حکومت امام اقدامی انجام ندهند.[۱۶۳]

به‌نقل از برخی منابع، جز گروهی از نزدیکان عثمان و برخی دیگر از صحابه که «قاعدین» (وانشستگان) خوانده شده‌اند، تمام صحابه مدینه با امیرالمؤمنین علیه السلام بیعت کردند.[۱۶۴] امام دو روز پس از آغاز خلافت، در اولین خطبه خود خواستار برگرداندن اموالِ به ناحق تصرف‌شده در دوره عثمان شد و بر تقسیم عادلانه بیت‌المال تأکید کرد.[۱۶۵]

گفته شده که امیرالمؤمنین علیه السلام، در عین تلاش برای اجرای عدالت کامل و احیای سنت نبوی، با مخالفت گروه‌هایی مواجه شد که منافع یا تفسیرشان از اسلام با خط مشی امام در تعارض بود. مهم‌ترین این درگیری‌ها چنین گزارش شده است:

جنگ جمل (۳۶ق)

به‌گزارش منابع، جنگ جمل که به رهبری طلحه، زبیر و عایشه (همسر پیامبر) و با شعار خونخواهی عثمان علیه حکومت مرکزی در بصره به‌وقوع پیوست، نخستین رویارویی داخلی مسلمانان بود.[۱۶۶] امیرالمؤمنین علیه السلام با وجود آمادگی نظامی تا آخرین لحظه برای جلوگیری از جنگ تلاش کرد و با ارسال پیام‌هایی به رهبران شورشی، سعی در حل مسالمت‌آمیز قضیه داشت؛ اما با آغاز درگیری توسط طرف مقابل، نبرد آغاز شد و با پیروزی قاطع نیروهای امام پایان یافت. در این جنگ، طلحه و زبیر کشته شدند و عایشه با احترام به مدینه بازگردانده شد.[۱۶۷]

جنگ صفین (۳۷ ه‍.ق)

مهم‌ترین و طولانی‌ترین رویارویی امیرالمؤمنین علیه السلام با دشمنانش نبرد با معاویه بن ابوسفیان والی شام، مشهور به جنگ صفین، دانسته شده است. معاویه که از بیعت با امام علیه السلام سرباز زده بود، با استفاده از ابهامات موجود در ماجرای قتل عثمان، خود را نماینده خونخواهان او معرفی کرد. نبرد در منطقه صفین روی داد و در اوج پیروزی سپاه امام، با حیله زدن قرآن بر سر نیزه‌ها برای القای ایدهٔ حکمیت قرآن میان دو طرف توسط عمروعاص متوقف شد. این حیله منجر به ایجاد اختلاف در سپاه امام و پذیرش اجباری طرح حکمیت از سوی او شد. نتیجه حکمیت به دلیل فریبکاری عمروعاص به زیان سپاه عراق تمام شد و زمینه‌ساز پیدایش گروه «خوارج» گردید.[۱۶۸]

جنگ نهروان (۳۸ق)

پس از ماجرای حکمیت، گروهی از سپاه امیرالمؤمنین علیه السلام که ابتدا خود خواستار پذیرش حکمیت بودند، با شعار «لا حُكْمَ إِلّا لِلّه‏؛ هیچ حکمی جز حکم خداوند نیست» و با تکفیر امام و معاویه، به‌عنوان «خوارج» (شورشیان) از سپاه کوفه جدا شدند. آنان با ایجاد ناامنی و کشتن بی‌گناهان، تهدیدی برای امنیت عمومی شدند. امام پس از هشدار و اتمام حجت در منطقه نهروان با آنان وارد جنگ شد و شورش آنان را سرکوب کرد.[۱۶۹]

ویژگی‌های حکومت

به‌نوشتهٔ برخی محققان، حکومت امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب علیه السلام به‌عنوان الگویی کم‌نظیر در تاریخ اسلام، بر پایه اصولی ثابت و نظام‌مند استوار بود که در منابع متقن تاریخی و سخنان خود آن حضرت بازتاب یافته است. این الگوی حکمرانی را برخی در محورهای زیر تحلیل کرده‌اند:

عدالت اقتصادی و اجتماعی

عدالت گسترده و بدون تبعیض، اصلی بنیادین در حکومت امیرالمؤمنین علیه السلام دانسته شده است. امام با الغای نظام توزیع مبتنی بر سوابق و جایگاه قبیله‌ای (که در دوران خلفای پیشین مرسوم بود)، بر تساوی همه شهروندان در بهره‌مندی از بیت‌المال تأکید کردند. این رویکرد، حتی در رفتار شخصی امام مشهود بود؛ چنان‌که در تقسیم کالا میان خود و خدمتکارشان به برابری عمل می‌نمود. بازگرداندن اموال واگذار شده به ناحق در دوره قبل و ایستادگی در برابر فساد اقتصادی، علیرغم ایجاد دشمنی‌های گسترده حتی در نزدیکان، نشان‌دهنده عزم راسخ ایشان در اجرای عدالت بود.[۱۷۰]

نظام مالی شفاف

به‌نوشته برخی محققان، امیرالمؤمنین علیه السلام در جمع‌آوری و توزیع بیت‌المال نهایت دقت و سخت‌گیری را اعمال می‌کرد و حتی نزدیکان خود را در صورت کوچک‌ترین تعرض به اموال عمومی بازخواست می‌نمودند. او با ردّ تبعیض بر اساس سابقه اسلامی یا وابستگی قبیله‌ای، بر تساوی تمام شهروندان در حقوق مادی تأکید می‌کرد و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله را ملاک اصلی می‌دانستند، نه رویه‌های پس از پیامبر را.[۱۷۱]

تعامل مردم‌محور و آزادی بیان

به‌نوشته برخی محققان، در حکومت امیرالمؤمنین علیه السلام، مکانیسم‌های نظارتی و مشارکتی برای مردم فراهم بود. شهروندان به‌راحتی می‌توانستند با حکومت ارتباط برقرار کنند، در امور عمومی مشارکت داشته و حتی از حاکمان انتقاد کنند.[۱۷۲] امام صراحتاً مردم را به بیان حق و ارائه مشورت فرا می‌خواند. توصیه‌های او به کارگزاران، بر مدارا، عدالت و رعایت حال تمام اقشار جامعه (اعم از مسلمان و غیرمسلمان) تأکید داشت.[۱۷۳]

۴. آزادی عقیده و مدارا با مخالفان

گزارش شده که امیرالمؤمنین علیه السلام ضمن حمایت از حقوق تمام شهروندان، صرف‌نظر از اعتقادشان، آزادی مخالفان سیاسی و فکری را تضمین می‌کرد.[۱۷۴] رویکرد امام در برابر خوارج نمونه‌ای از این تسامح است؛ تا زمانی که به امنیت عمومی تعدی نکردند، با آنان برخورد قهری صورت نگرفت.[۱۷۵]

۵. حاکمیت قانون

سخت‌گیری بی‌طرفانه در اجرای قانون، ویژگی بارز حکومت امیرالمؤمنین علیه السلام دانسته شده است. او برای اجرای حدود و مقررات، هیچ استثنایی حتی برای نزدیکان، خویشان و اصحاب قائل نبودند. مواردی مانند اجرای حد بر غلام خود به‌دلیل اشتباه در اجرای حکم،[۱۷۶] یا توبیخ کارگزاران حکومت خود به‌دلیل حضور در مجالس اشرافی، گواه این اصل دانسته شده است.[۱۷۷]

توجه به توسعه علم و آبادانی

بر اساس برخی منابع گفته شده که امیرالمؤمنین علی علیه السلام به آموزش همگانی، ترویج علم و حفظ سنت‌های نیکو اهتمام ویژه داشت.[۱۷۸] در بعد اقتصادی نیز سیاست‌های امام معطوف به آبادانی زمین‌ها، توسعه کشاورزی و تجارت و کاهش مالیات برای تشویق تولید بود.[۱۷۹] گزارش شده که دستورات امام به فرمانداران بر لزوم عمران و اصلاح اراضی و توجه به رفاه تولیدکنندگان تأکید داشت.[۱۸۰]

شهادت

به‌گزارش منابع، امیرالمؤمنین علی علیه السلام در بامداد نوزدهم رمضان سال ۴۰ هجری، در مسجد کوفه، به‌دست یکی از خوارج به نام ابن‌ملجم مرادی ضربت خورد و در شب ۲۱ رمضان به‌شهادت رسید. پیکر امام به‌صورت پنهانی در نجف به‌خاک سپرده شد.[۱۸۱]

اصحاب

گزارش شده که امیرالمؤمنین علیه السلام در طول حیات خویش، یارانی وفادار و فداکار داشت که در دفاع از حق و تثبیت مبانی اسلام نقشی اساسی ایفا کردند. تعدادی از برجسته‌ترین این اصحاب چنین گزارش شده‌اند:

  • سلمان فارسی: از برترین یاران پیامبر صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام.[۱۸۲] بر اساس احادیث معتبر، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «سلمان از ما اهل‌بیت است».[۱۸۳] جایگاه وی به‌عنوان الگوی زهد و معرفت شناخته می‌شود.[۱۸۴]
  • ابوذر غفاری (جندب بن جناده): چهارمین شخصی دانسته شده که به پیامبر صلی الله علیه و آله ایمان آورد.[۱۸۵] پس از شهادت پیامبرصلی الله علیه و آله، در دفاع از حق امیرالمؤمنین علیه السلام از بیعت با ابوبکر سر باز زد[۱۸۶] و به‌عنوان یکی از مخالفان سرسخت انحراف خلافت شناخته می‌شد.[۱۸۷]
  • مقداد بن عمرو: از نخستین گروندگان به اسلام[۱۸۸] که پس از شهادت پیامبر صلی الله علیه و آله از بیعت با ابوبکر امتناع کرد و در طول ۲۵ سال، همواره در کنار امیرالمؤمنین علیه السلام باقی ماند.[۱۸۹]
  • عمار یاسر: از نخستین مسلمانان و از هجرت‌کنندگان به حبشه[۱۹۰] که پس از شهادت پیامبر صلی الله علیه و آله تا پایان عمر، مدافع اهل‌بیت علیهم السلام بود.[۱۹۱] در دوران حکومت امیرالمؤمنین علیه السلام در جنگ صفین به‌شهادت رسید و شهادت او به‌عنوان معیار حق شناخته شد.[۱۹۲]
  • مالک اشتر نخعی: از فرماندهان شجاع امیرالمؤمنین علی علیه السلام که در دو جنگ از جنگ‌های دوره حکومت او (جمل، صفین) حضور فعال داشت.[۱۹۳]
  • عبدالله بن عباس (ابن‌عباس): پسرعموی پیامبر صلی الله علیه و آله که همواره امیرالمؤمنین علیه السلام را سزاوارترین فرد برای خلافت می‌دانست[۱۹۴] و در جنگ‌های آن حضرت حضور داشت.[۱۹۵] وی استاندار بصره در دوران حکومت امام بود.[۱۹۶]
  • ابوالهیثم بن تیهان: از نخستین انصاریانی که اسلام آورده برشمرده شده است.[۱۹۷] پس از شهادت پیامبر صلی الله علیه و آله، از کسانی بود که آشکارا بر حقانیت امیرالمؤمنین علیه السلام در خلافت شهادت داد.[۱۹۸] او در جنگ صفین به شهادت رسید.[۱۹۹]
  • صعصعة بن صوحان: خطیبی توانمند دانسته شده که از زبانش در دفاع از امیرالمؤمنین علیه السلام استفاده می‌کرده است.[۲۰۰] نقل شده که او در جنگ‌های جمل، صفین و نهروان حضور داشته است.[۲۰۱]
  • کمیل بن زیاد: از یاران خاص امیرالمؤمنین علیه السلام و امام حسن علیه السلام.[۲۰۲] او از جمله کسانی بود که در روزهای نخست خلافت امام با او بیعت کرد و در جنگ‌ها شرکت جست.[۲۰۳]
  • محمد بن ابی‌بکر: فرزند خلیفه اول ابوبکر که از اصحاب ویژه امیرالمؤمنین علیه السلام شد.[۲۰۴] او معتقد بود خلفای پیشین حق امیرالمؤمنین علیه السلام را غصب کرده‌اند.[۲۰۵] در دوران حکومت امام، استاندار مصر شد و توسط نیروهای معاویه به‌شهادت رسید.[۲۰۶]
  • میثم تمار: از اصحاب خاص امیرالمؤمنین علیه السلام[۲۰۷] و از اعضای «شرطة الخمیس» (گروه ویژه وفادار). پیش‌بینی امام درباره چگونگی شهادت او مشهور است.[۲۰۸]

پانویس

  1. شیعه در اسلام، ص۱۶۸.
  2. شیعه در اسلام، ص۶۰.
  3. ینابیع الموده، ج۲، ص۲۵۷.
  4. چهارده اختر تابناک، ص۵۳.
  5. امام قاسم بن ابراهیم و اصول اعتقادی زیدیه، ۱۴۰۰ش، ص۳۲۰.
  6. گزیده دانش‌نامه امیرالمؤمنین علیه السلام، ص۱۱.
  7. شیعه در اسلام، ص۱۶۹.
  8. شیعه در اسلام، ص۱۶۹–۱۷۳.
  9. شیعه در اسلام، ص۱۶۷–۱۶۸.
  10. الارشاد، ج۱، ص۱۷۷.
  11. شیعه در اسلام، ص۱۷۰–۱۷۱.
  12. شیمل، تصوف، ۱۴۰۱ش، ص۹۵.
  13. الارشاد، ج۱، ص۱۵.
  14. سیره رسول خدا، ص۱۷۵–۱۷۹.
  15. الکامل، ج۲، ص۱۶.
  16. الطبقات الکبری، ج۱، ص۶۶–۷۱.
  17. الکامل، ج۲، ص۳۴.
  18. عقیدة ابی‌طالب، ص۱۰–۵۳.
  19. شرح نهج‌البلاغه، ج۱، ص۱۴.
  20. شرح نهج‌البلاغه، ج۱، ص۱۴.
  21. أعلام النساء، ص۳۷–۷۲.
  22. أسد الغابه، ج۶، ص۲۱۷؛ شرح نهج‌البلاغه، ج۱، ص۱۴.
  23. الغدیر، ج۶، ص۳۷–۴۳.
  24. المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۴۸۳.
  25. الارشاد، ج۱، ص۵.
  26. الارشاد، ج۱، ص۵.
  27. بحارالانوار ج۳۵، ص۸.
  28. الامالی للصدوق، ص۱۳۳.
  29. مولود کعبه، ص۲۸۳–۲۸۴.
  30. اسماء و القاب امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب علیه السلام، ص۵–۸.
  31. حلیة الاولیاء، ج۱، ص۶۳؛ اسماء و القاب امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب علیه السلام، ص۶۳.
  32. تاریخ الخمیس، ج۲، ص۲۷۵.
  33. میزان الاعتدال، ج۲، ص۴۱۸؛ کنز العمال، ج۱۱، ص۶۱۰.
  34. مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۰۲؛ الریاض النضره، ج۳، ص۱۰۶.
  35. مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۰۲؛ کنز العمال، ج۱۱، ص۶۰۴.
  36. برای نمونه نگاه کنید: الکافی، ج۸، ص۹۸.
  37. خصائص امیرالمؤمنین، ص۶۶–۶۷.
  38. الکشف و البیان، ج۵، ص۲۷۲.
  39. جامع البیان، ج۲۱، ص۵۷۹؛ الکشاف، ج۴، ص۶۰۰.
  40. ینابیع المودة، ج۲، ص۳۰۵.
  41. ذخائر العقبی، ص۵۶؛ تاریخ الخمیس، ج۲، ص۲۷۵.
  42. اعلام الوری، ص۱۵۴.
  43. اعلام الوری، ص۱۵۴.
  44. اعلام الوری، ص۱۵۴.
  45. محاضرة الأوائل، ص۱۲۳.
  46. مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۰۱؛ الفصول المهمه، ج۱، ص۲۱۹–۲۲۰.
  47. ذخائر العقبی، ص۹۴.
  48. الاستیعاب، ج۳، ص۱۱۰۷؛ حلیة الاولیاء، ج۱، ص۸۴؛ الریاض النضره، ج۳، ص۱۸۷.
  49. دانشنامه امام امیرالمؤمنین، ج۱، ص۱۰۲–۱۰۴.
  50. مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۳۰۷.
  51. الارشاد، ج۱، ص۵.
  52. زندگانی امیرالمؤمنین علیه السلام، ص۷۵۹.
  53. الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۹.
  54. الامالی للطوسی، ص۴۰.
  55. مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۳۵۰.
  56. الامالی للطوسی، ص۴۳.
  57. فاطمة الزهراء سلام الله علیها من المهد الی اللحد، ص۱۳۷.
  58. فاطمة الزهراء سلام الله علیها من المهد الی اللحد، ص۱۴۶.
  59. «پژوهشی درباره مهرالسنه (مهر محمدی)»، ص۱۱۴.
  60. الامالی للطوسی، ص۴۰.
  61. الامالی طوسی، ص۴۲–۴۳.
  62. الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۸–۱۹.
  63. أعیان الشیعة، ج۱، ص۳۲۶.
  64. بحارالأنوار، ج۷۸، ص۲۳۳.
  65. تاریخ الطبری، ج۵، ص۱۵۳.
  66. البدایة و النهایه، ج۱۱، ص۲۵.
  67. الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۲۲.
  68. معرفةالصحابه، ج۱، ص۸۸.
  69. الطبقات الکبری، ج۵، ص۶۷.
  70. الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۴.
  71. الاصابة، ج۱، ص۳۵۵.
  72. الارشاد، ج۱، ص۵؛ الارشاد، ج۱، ص۳۵۴–۳۵۵.
  73. السیرة النبویة، ج۱، ص۲۴۵–۲۴۶.
  74. السیرة النبویة، ج۱، ص۲۴۵.
  75. الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۵.
  76. خصائص أمیرالمؤمنین علی بن أبی‌طالب، ص۲۴؛ الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۹۵.
  77. بحارالانوار، ج۳۴، ص۲۵۵.
  78. الکافی، ج۱، ص۶۴.
  79. مفتاح السعاد، ج۱، ص۸۹.
  80. صفة الصفوه، ج۱، ص۱۱۶؛ جواهر المطالب، ج۱، ص۲۶۷.
  81. دانشنامه قرآن و حدیث، ج۱۶، ص۳۵۱.
  82. تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۴۰.
  83. الغدیر، ج۳، ص۳۱۷–۳۳۵.
  84. تاریخ الطبری، ج۲، ص۳۱۹–۳۲۱.
  85. الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۱۰۲–۱۰۳.
  86. اقبال الاعمال، ج۲، ص۵۹۵–۵۹۶.
  87. شرح نهج البلاغه، ج۱۳، ص۲۶۲.
  88. صفة الصفوه، ج۱، ص۱۱۵.
  89. الارشاد، ج۱، ص۷۹؛ الارشاد، ج۱، ص۱۱۹.
  90. السیرة النبویه، ج۲، ص۲۲۵؛ الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۱۵۴.
  91. أعیان الشیعة، ج‏۱، ص۳۸۴.
  92. إعلام الوری، ج‏۱، ص۱۷۷–۱۷۹.
  93. موسوعة التاریخ الإسلامی، ج۲، ص۲۸۴.
  94. فرائد السمطین، ج‏۱، ص۲۵۸.
  95. فرائد السمطین، ج‏۱، ص۲۵۸.
  96. الارشاد، ج‏۱، ص۹۸.
  97. إثبات الهداة، ج‏۳، ص۲۶۵.
  98. تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۹۳؛ السیرة الحلبیة، ج۳، ص۵۴.
  99. السیرة الحلبیة، ج۳، ص۵۴.
  100. الإصابة، ج‏۴، ص۴۶۶؛ ینابیع المودة، ج‏۱، ص۱۵۴.
  101. الإصابة، ج‏۴، ص۴۶۶.
  102. ینابیع المودة، ج۱، ص۴۴۹.
  103. صفة الصفوه، ج۱، ص۱۱۶؛ مناقب آل ابی‌طالب، ج۲، ص۱۳۵.
  104. إعلام الوری، ج‏۱، ص۲۲۸–۲۳۲؛ المناقب، ج‏۳، ص۱۴۳.
  105. الارشاد، ج۱، ص۱۸۶.
  106. التفسیر الکبیر، ج۱۲، ص۳۸۳.
  107. السنن الکبری، ج۵، ص۱۱۳.
  108. الکشاف، ج۱، ص۳۶۸–۳۷۰.
  109. الدر المنثور، ج۴، ص۳۱۶.
  110. شواهد التنزیل، ج۲، ص۴۵۹–۴۷۴.
  111. جامع البیان، ج۱۷، ص۲۰۹؛ جامع البیان، ج۱۸، ص۴۱۴.
  112. شرح نهج البلاغه، ج۱۳، ص۲۶۲.
  113. تفسیر القرآن العظیم، ج۸، ص۸۰–۸۱.
  114. الدر المنثور، ج۸، ص۲۲۴.
  115. صحیح مسلم، ج۴، ص۱۸۷۰–۱۸۷۱.
  116. السنن الکبری، ج۵، ص۴۵؛ السنن الکبری، ج۵، ص۵۱.
  117. المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۲۶.
  118. صحیح البخاری، ج۵، ص۱۳۴.
  119. الخصال، ج۲، ص۵۶۱؛ مسند احمد بن حنبل، ج۷، ص۴۱۵.
  120. تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۳۹۲.
  121. تاریخ الطبری، ج۲، ص۳۲۰.
  122. مسند ابی‌یعلی، ج۷، ص۱۰۵.
  123. سنن الترمذی، ج۵، ص۴۵۴.
  124. تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۱۰۰.
  125. المستدرک علی الصحیحین، ج۲، ص۲۷۳.
  126. مسند احمد بن حنبل، ج۲، ص۲۶
  127. تاریخ الطبری، ج۳، ص۱۴۸.
  128. السیرة الحلبیة، ج۳، ص۳۶۸–۳۶۹.
  129. الارشاد، ج۱، ص۱۷۱.
  130. تفسیر القمی، ج۱، ص۱۷۱.
  131. السنن الکبری، ج۵، ص۱۳۵.
  132. تفسیر العیاشی، ج۱، ص۳۳۳–۳۳۴.
  133. تاریخ بغداد، ج۸، ص۲۸۴.
  134. الارشاد، ج۱، ص۱۷۶.
  135. تفسیر العیاشی، ج۱، ص۳۳۲.
  136. تذکرة الخواص، ص۳۷.
  137. کشف اللثام، ج۴، ص۴۰۱.
  138. بحارالانوار، ج۹۴، ص۱۱۴–۱۱۵.
  139. الارشاد، ج۱، ص۱۸۹.
  140. تاریخ خلفا، ص۱۹–۲۵.
  141. نهج البلاغه، خطبه ۳، ص۱۵.
  142. بحارالانوار، ج۸۹، ص۵۲.
  143. مناقب آل ابی‌طالب، ج۲، ص۳۵۶–۳۷۳.
  144. تاریخ الطبری، ج۳، ص۲۰۳–۲۰۸؛ الامامة و السیاسة، ج۱، ص۲۱–۳۰.
  145. تاریخ خلفا، ص۱۹–۲۵.
  146. المصنف، ج۷، ص۴۳۲.
  147. تاریخ خلفا، ص۲۵.
  148. الامامة و السیاسة، ج۱، ص۲۹–۳۰؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۹۸.
  149. الامامة و السیاسة، ج۱، ص۲۸–۲۹.
  150. الارشاد، ج۲، ص۲۰۱–۲۰۲.
  151. الاحتجاج، ج۱، ص۲۰۷.
  152. بحارالانوار، ج۴۰، ص۲۲۴.
  153. المستدرک علی الصحیحین، ج۱، ص۶۲۸، ح۱۶۸۲.
  154. نهج البلاغه، خطبه ۱۴۶، ص۱۶۴؛ تاریخ الطبری، ج۴، ص۱۲۵؛ الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۸؛ البدایة و النهایة، ج۷، ص۱۰۷.
  155. ثمرة الاوراق، ص۱۹۸.
  156. المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۵، ح۴۲۸۷.
  157. تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۱۵۱–۱۵۲.
  158. تاریخ الامم و الملوک، ج ۳، ص ۲۹۶؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۱، ص ۱۸۸.
  159. الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۷۰–۷۱.
  160. الکامل، ج۳، ص۱۶۷–۱۸۳؛ البدایة و النهایة، ج۷، ص۱۷۰–۱۹۱.
  161. تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۴۵؛ فروغ ولایت، ص۳۶۸.
  162. الفتوح، ج۲، ص۴۳۴–۴۳۵
  163. الفتوح، ج۲، ص۴۳۴–۴۳۵.
  164. تاریخ الطبری، ج۴، ص۴۲۸–۴۳۱.
  165. شرح نهج البلاغه، ج۷، ص۳۶–۳۷.
  166. سودای پیمان‌شکنان، ص۱۴.
  167. تاریخ الطبری، ج۴، ص۵۰۹–۵۳۴.
  168. تاریخ خلفا، ص۲۷۳–۳۰۱.
  169. تاریخ خلفا، ص۳۰۲–۳۰۷.
  170. بامداد اسلام، ص۱۱۱–۱۱۲.
  171. تحلیلی از تاریخ تشیع و امامان علیهم السلام، نصیری، ص۱۰۶–۱۰۷.
  172. الامام علی بن ابی‌طالب و تجربة الحکم، ص۱۲۸.
  173. برای نمونه نگاه کنید: نهج البلاغه، خطبه ۲۰۷، ص۲۵۱–۲۵۳.
  174. حکمرانی حکیمانه، ص۳۳.
  175. علی از زبان علی، ص۱۳۳–۱۳۴.
  176. سفینة البحار، ج۶، ص۱۷۶.
  177. برای نمونه‌ای نگاه کنید: نهج البلاغه، نامه ۴۵، ص۳۵۷–۳۶۱.
  178. شرح نهج البلاغه، ج۴، ص۱۰۹.
  179. سیره اداری امام علی علیه السلام در دوران خلافت، ص۱۲۴–۱۲۵.
  180. برای نمونه‌ای نگاه کنید: الکافی، ج۵، ص۳۱۹.
  181. الارشاد، ج۱، ص۲۷–۲۸؛ شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۱۵–۱۶.
  182. بحارالانوار، ج۲۲، ص۳۴۳.
  183. عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۶۴.
  184. بصائر الدرجات، ص۱۸؛ تاریخ الاسلام، ج۳، ص۵۱۷–۵۲۱.
  185. الصحیح، ج۱۶، ص۸۳.
  186. تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۱۲۴.
  187. شرح نهج البلاغه، ج۸، ص۲۵۶.
  188. اسد الغابة، ج۴، ص۴۷۶.
  189. تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۱۲۴؛ اختیار معرفة الرجال، ج۱، ص۴۶.
  190. اسد الغابة، ج۳، ص۶۲۷.
  191. تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۱۲۴.
  192. الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۵۹.
  193. الاخبار الطوال، ص۱۴۷؛ تاریخ ابن‌خلدون، ج۲، ص۶۲۹.
  194. شرح نهج البلاغه، ج۳، ص۱۰۷.
  195. اسدالغابه، ج۳، ص۱۸۸.
  196. شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۲۷۳؛ شرح نهج البلاغه، ج۶، ص۲۹۳.
  197. اسد الغابة، ج۵، ص۳۲۳.
  198. الخصال، ج۲، ص۴۶۱.
  199. اسد الغابة، ج۵، ص۳۲۴.
  200. اختیار معرفة الرجال، ج۱، ص۲۸۵.
  201. اسد الغابة، ج۲، ص۴۰۳.
  202. روضة المتقین، ج۲، ص۸۱.
  203. شرح حال آثار و مقام عرفانی کمیل بن زیاد نخعی، ص۵۰–۶۹.
  204. مراقد المعارف، ج۲، ص۲۴۶.
  205. قاموس الرجال، ج۷، ص۴۹۵.
  206. الغارات، ج۱، ص۲۲۴–۲۵۹؛ الغارات، ج۱، ص۲۸۲–۲۸۹.
  207. الغارات، ج۲، ص۷۹۷.
  208. اختیار معرفة الرجال، ج۱، ص۲۹۳–۲۹۸.

منابع

  • إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات؛ محمد بن حسن حر عاملی، تحقیق: علاءالدین اعلمی، بیروت: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۲۵ق.
  • الاحتجاج؛ احمد بن علی طبرسی، تحقیق: محمدباقر موسوی خرسان، مشهد: نشر المرتضی، ۱۴۰۳ق.
  • الاخبار الطوال؛ احمد بن داود دینوری، قم: منشورات الرضی، ۱۳۶۸ش.
  • اختیار معرفة الرجال؛ محمد بن عمر کشی، تحقیق: سید مهدی رجایی، قم: مؤسسة آل البیت لاحیاء التراث، ۱۴۰۴ق.
  • الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العبادا؛ محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید)، قم: المؤتمر العالمی لألفیة الشیخ المفید، ۱۴۱۳ق.
  • الاستیعاب فی معرفة الأصحاب؛ یوسف بن عبدالله (ابن عبدالبر اندلسی)، محقق: علی محمد بجاوی، بیروت: دار الجیل، ۱۴۱۲ق.
  • أسد الغابة فی معرفة الصحابة؛ علی بن محمد جزری (ابن اثیر)، بیروت: دار الفکر، ۱۴۰۹ق.
  • اسماء و القاب امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب علیه السلام؛ علی‌اصغر شکوهی قوجانی، مشهد: بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، ۱۴۲۸ق.
  • الإصابة فی تمییز الصحابة؛ احمد بن علی (ابن حجر عسقلانی)، تحقیق: علی محمد معوض و عادل احمد عبدالموجود، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۵ق.
  • اعلام النساء؛ علی محمد علی دخیل، بیروت، الدار الإسلامیة، ۱۴۱۲ق.
  • إعلام الوری بأعلام الهدی؛ فضل بن حسن طبرسی، تحقیق سید حسن خرسان، تهران: دار الکتب الإسلامیة، بی‌تا.
  • اعیان الشیعه؛ سید محسن امین عاملی، بیروت: دار التعارف للمطبوعات، ۱۴۰۳ق.
  • اقبال الاعمال؛ علی بن موسی (سید بن طاووس)، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۰۹ق.
  • الامالی؛ محمد بن حسن طوسی، قم: دار الثقافة، ۱۴۱۴ق.
  • الامالی؛ محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، تحقیق: محمدباقر کمره‌ای، تهران: انتشارات کتابچی، ۱۳۷۶ش.
  • الامام علی بن ابی‌طالب و تجربة الحکم؛ حسن زین، بیروت: دارالفکر الحدیث، ۱۹۹۴م.
  • امام قاسم بن ابراهیم و اصول اعتقادی زیدیه؛ ویلفرد مادلونگ، ترجمه شیرین شادفر، تهران: نشر نامک، ۱۴۰۰ش.
  • الامامة و السیاسة؛ ابن‌قتیبه عبدالله بن مسلم دینوری، تحقیق: علی شیری، بیروت: دار الأضواء، ۱۴۱۰ق.
  • بامداد اسلام؛ عبدالحسین زرین‌کوب، تهران: انتشارات امیرکبیر، ۱۳۸۷ش.
  • بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار؛ محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
  • البدایة و النهایة؛ اسماعیل بن عمر دمشقی (ابن‌کثیر)، تحقیق: عبدالله ترکی، جیزه: دار هجر، ۱۴۱۸ق.
  • بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد صلی الله علیهم؛ محمد بن حسن صفار قمی، قم: کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق.
  • «پژوهشی درباره مهر السنه (مهر محمدی)»؛ عبدالهادی مسعودی، در مجموعهٔ تحکیم خانواده از نگاه قرآن و حدیث، قم: دارالحدیث، ۱۳۸۹ش.
  • تاریخ ابن‌خلدون؛ عبدالرحمن بن محمد بن خلدون؛ بیروت: دار الفکر، ۱۴۰۸ق.
  • تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام؛ محمد بن احمد ذهبی، تحقیق: عمر عبدالسلام تدمری، بیروت: دار الکتاب العربی، ۱۴۰۹ق.
  • تاریخ بغداد أو مدینة السلام؛ احمد بن علی خطیب بغدادی، تحقیق: مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۷ق.
  • تاریخ خلفا (تاریخ سیاسی اسلام ۲)؛ رسول جعفریان، تهران، انتشارات دلیل ما، ۱۳۸۲ش.
  • تاریخ الخمیس فی أحوال أنفس نفیس؛ حسین بن محمد دیاربکری، بیروت: دار صادر، بی‌تا.
  • تاریخ الطبری (تاریخ الامم و الملوک)؛ محمد بن جریر طبری، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دار التراث، ۱۳۸۷ق.
  • تاریخ مدینة دمشق؛ علی بن حسن شافعی (ابن‌عساکر)، تحقیق: علی شیری، بیروت: دارالفکر، ۱۴۱۵ق.
  • تاریخ الیعقوبی؛ احمد بن ابی‌یعقوب (ابی‌واضح یعقوبی)، بیروت: دار صادر، ۱۳۷۹ق.
  • تحلیلی از تاریخ تشیع و امامان علیهم السلام؛ محمد نصیری، تهران: دفتر نشر معارف، ۱۳۸۶ش.
  • تصوف: مقدمه‌ای بر عرفان اسلامی؛ آنه‌ماری شیمل، ترجمه شاهرخ راعی، تهران، انتشارات حکمت، ۱۴۰۱ش.
  • تفسیر العیاشی؛ محمد بن مسعود عیاشی، تحقیق: سید هاشم رسولی محلاتی، تهران: مکتبة العلمیة الاسلامیة، ۱۳۸۰ق.
  • تفسیر القرآن العظیم؛ ابن کثیر اسماعیل بن عمر دمشقی، تحقیق: محمدحسین شمس الدین، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۹ق.
  • تفسیر القمی‏؛ علی بن ابراهیم قمی، تحقیق: طیّب موسوی جزائری، قم: دار الکتاب‏، ‏۱۴۰۴ق‏.
  • التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)؛ محمد بن عمر فخر رازی، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۲۰ق.
  • ثمرات الأوراق؛ ابوبکر بن علی (ابن‌حجه حموی)، بیروت: المکتبة العصریة، ۱۴۲۶ق.
  • جامع البیان فی تأویل القرآن؛ محمد بن جریر طبری، تحقیق: احمد محمد شاکر، بیروت: مؤسسة الرسالة، ۱۴۲۰ق.
  • جواهر المطالب فی مناقب الإمام علی بن أبی طالب علیه السلام؛ محمد بن احمد دمشقی باعونی شافعی، قم، مجمع إحیای فرهنگ اسلامی، ۱۴۱۵ق.
  • چهارده اختر تابناک: زندگانی چهارده معصوم علیهم السلام؛ احمد احمدی بیرجندی، مشهد: به‌نشر، ۱۳۸۶ش.
  • حکمرانی حکیمانه: حکومت امام علی علیه السلام حکومت موفق تاریخ؛ مصطفی دلشاد تهرانی، تهران: نشر دریا، ۱۳۹۷ش.
  • حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء؛ ابونعیم احمد بن عبدالله اصفهانی، تحقیق: کمال یوسف حوت، قاهره: دار أم القری، بی‌تا.
  • خصائص أمیرالمؤمنین علی بن أبی طالب؛ احمد بن علی نسائی، تحقیق: دانی بن منیر آل زهوی، بیروت: المکتبة العصریة، ۱۴۲۴ق.
  • الخصال؛ محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، تحقیق: علی‌اکبر غفاری، قم: مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۶ق.
  • دانشنامهٔ امیرالمؤمنین بر پایه قرآن حدیث و تاریخ؛ محمد محمدی ری‌شهری، قم: دارالحدیث، ۱۳۸۹ش.
  • الدر المنثور فی التفسیر المأثور؛ عبدالرحمن بن ابی‌بکر سیوطی، بیروت: دار الفکر، ۱۴۱۴ق.
  • ذخائر العقبی فی مناقب ذوی‌القربی؛ محب الدین احمد بن عبدالله طبری، قاهره: مکتبة القدسی، ۱۳۵۶ق.
  • روضة المتقین فی شرح من لایحضره الفقیه؛ محمدتقی مجلسی، تحقیق: حسین موسوی کرمانی و علی‌پناه اشتهاردی، قم: مؤسسه فرهنگی اسلامی کوشانپور، قم، ۱۴۰۶ق.
  • الریاض النضرة فی مناقب العشرة؛ محب‌الدین احمد بن عبدالله طبری، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۲۴ق.
  • زندگانی امیرالمؤمنین علیه السلام؛ سید هاشم رسولی محلاتی، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۶ش.
  • سفینة البحار و مدینة الحکم و الآثار مع تطبیق النصوص الواردة فیها علی بحار الأنوار؛ عباس بن محمدرضا قمی، تهران: دار الاسوة للطباعة و النشر، ۱۴۱۴ق.
  • سنن الترمذی؛ محمد بن عیسی ترمذی، تحقیق: احمد محمد شاکر، قاهره: دار الحدیث، ۱۴۱۹ق.
  • السنن الکبری للنسائی؛ احمد بن علی نسائی، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۱ق.
  • سودای پیمان‌شکنان: تحلیل فتنه جمل با تکیه بر نهج البلاغه؛ مصطفی دلشاد تهرانی، تهران: انتشارات دریا، ۱۳۹۴ش.
  • سیره اداری امام علی علیه السلام در دوران خلافت؛ مریم معینی‌نیا، تهران: شرکت چاپ و نشر بین‌الملل سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۹ش.
  • السیرة الحلبیة: انسان العیون فی سیرة الامین المأمون؛ علی بن ابراهیم حلبی، تحقیق: عبدالله محمد خلیلی، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۲۷ق.
  • السیرة النبویة؛ عبدالملک بن هشام، تحقیق: ابراهیم آبیاری و مصطفی سقا و عبدالحفیظ شبلی، بیروت: دار المعرفة، بی‌تا.
  • سیره رسول خدا؛ رسول جعفریان، قم، انتشارات دلیل ما، ۱۳۸۲ش.
  • شرح حال، آثار و مقام عرفانی کمیل بن زیاد نخعی؛ قدرت‌الله خیاطیان، تهران: سازمان تبلیغات اسلامی (شرکت چاپ و نشر بین‌الملل)، ۱۳۹۰ش.
  • شرح نهج‌البلاغة؛ عبدالحمید بن هبة الله (ابن ابی‌الحدید معتزلی)، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، قم: مکتبة آیة الله العظمی المرعشی النجفی، بی‌تا.
  • شیعه در اسلام؛ سید محمدحسین طباطبایی، به کوشش: سید هادی خسروشاهی، قم: مؤسسه بوستان کتاب، ۱۳۸۸ش.
  • صحیح ابن‌حبان؛ محمد بن احمد ابن‌حبان، بیروت: مؤسسة الرسالة، ۱۴۱۴ق.
  • صحیح البخاری؛ محمد بن إسماعیل البخاری الجعفی، تحقیق: محمد زهیر بن ناصر الناصر، بیروت: دار طوق النجاة، ۱۴۲۲ق.
  • * صحیح مسلم؛ مسلم بن حجاج نیشابوری، تحقیق: فؤاد عبدالباقی، بیروت: دار احیاءالتراث العربی، بی‌تا.
  • صفة الصفوة؛ جمال‌الدین أبوالفرج عبدالرحمن بن علی بن محمد جوزی، قاهره، دار الحدیث، ۱۴۲۱ق.
  • الطبقات الکبری؛ محمد بن سعد کاتب واقدی، تحقیق: محمد عبدالقادر عطا، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۰ق.
  • عقیدة ابی‌طالب؛ سید طالب حسینی رفاعی، بیروت، دار الاضواء، بی‌تا.
  • علی از زبان علی یا زندگانی امیرمومنان علی علیه السلام؛ سید جعفر شهیدی، تهران:دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۷ش.
  • * عیون اخبار الرضا علیه السلام؛ محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، تحقیق: مهدی لاجوردی، تهران: انتشارات جهان، بی‌تا.
  • الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب؛ عبدالحسین امینی، قم: مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیة، ۱۴۱۶ق.
  • الغارات؛ ابراهیم بن محمد ثقفی، تحقیق: سید جلال الدین محمدث ارموی، تهران: انجمن آثار ملی، ۱۳۹۵ق.
  • فاطمة الزهراء من المهد الی اللحد؛ محمدکاظم قزوینی، بی‌جا: مکتبة الصدوق، ۱۴۱۴ق.
  • الفتوح؛ احمد بن اعثم (ابن‌اعثم کوفی)، بیروت: دار الاضواء، ۱۴۱۱ق.
  • فرائد السمطین؛ ابراهیم بن محمد حموی جوینی، تحقیق: محمدباقر محمودی، بیروت: مؤسسة المحمودی، ۱۳۹۸ق.
  • فروغ ولایت؛ جعفر سبحانی، قم: مؤسسه امام صادق علیه السلام، ۱۳۸۰ش.
  • قاموس الرجال؛ محمدتقی تستری، قم: مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۰ق.
  • الکافی؛ محمد بن یعقوب کلینی، تحقیق: علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران: دار الکتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.
  • الکامل فی التاریخ؛ علی بن محمد جزری (ابن اثیر)، بیروت: دار صادر و دار بیروت، ۱۳۸۵ق.
  • الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الأقاویل فی وجوه التأویل؛ محمود بن عمر زمخشری، تحقیق: مصطفی حسین احمد، بیروت: دار الکتاب العربی، ۱۴۰۷ق.
  • کشف اللثام عن قواعد الأحکام؛ محمد بن حسن فاضل هندی، قم: مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۶ق.
  • الکشف و البیان المعروف تفسیر الثعلبی؛ احمد بن محمد ثعلبی، تحقیق: علی عاشور، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۲۲ق.
  • کنز العمال فی سنن الأقوال والأفعال؛ علاءالدین علی بن حسام‌الدین متقی هندی، بیروت: مؤسسة الرسالة، ۱۴۰۹ق.
  • گزیده دانش‌نامه امیرالمؤمنین علیه السلام؛ محمد محمدی ری‌شهری، قم: مؤسسه علمی فرهنگی دارلحدیث، ۱۳۹۱ش.
  • مجمع الزوائد و منبع الفوائد؛ علی بن ابوبکر هیثمی، تحقیق: حسام الدین القدسی، قاهره: مکتبة القدسی، ۱۴۱۴ق.
  • محاضرة الأوائل ومسامرة الأواخر؛ علاء الدین علی دده سکتواری بسنوی، مصر: مطبعة العامرة الشرفیة، ۱۳۱۱ق.
  • مراقد المعارف؛ محمد حرزالدین، تحقیق: محمد حسین حرز الدین، قم: منشورات سعید بن جبیر، ۱۳۷۱ش.
  • المستدرک علی الصحیحین؛ محمد بن عبدالله حاکم نیشابوری، بیروت: دار الفکر، ۱۴۲۲ق.
  • مسند ابی‌یعلی؛ احمد بن علی تمیمی موصلی، تحقیق: حسین سلیم اسد، دمشق: دارالمأمون للتراث، ۱۴۰۴ق.
  • مسند أحمد؛ أحمد بن محمد بن حنبل شیبانی، بیروت: دار احیاء التراث العربی، ۱۴۱۲ق.
  • الکتاب المصنف فی الأحادیث و الآثار؛ أبوبکر عبدالله بن محمد (ابن ابی‌شیبه عبسی)، محقق: کمال یوسف الحوت، ریاض: مکتبة الرشد، ۱۴۰۹ق.
  • معرفة الصحابه؛ ابونعیم احمد بن عبدالله اصفهانی، تحقیق: عادل بن یوسف عزازی، ریاض: دارالوطن للنشر، ۱۴۱۹ق.
  • مفتاح السعادة و مصباح السیادة فی موضوعات العلوم؛ احمد بن مصطفی (طاش کبری‌زاده)، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۲۲ق.
  • مناقب آل ابی‌طالب؛ محمد بن علی بن شهرآشوب مازندرانی، تحقیق: محمدحسین آشتیانی و سید هاشم رسولی محلاتی، قم: مؤسسه انتشارات علامه، ۱۳۷۹ق.
  • موسوعة التاریخ الإسلامی؛ محمدهادی یوسفی غروی، قم:

مجمع الفکر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.

  • مولود کعبه؛ محمدعلی اردوبادی، ترجمه: عیسی اهری، قم: انتشارات رسالت، ۱۴۲۰ق.
  • میزان الاعتدال فی نقد الرجال؛ محمد بن احمد ذهبی، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۶ق.
  • نهج البلاغه؛ محمد بن حسین شریف رضی، تحقیق: عزیزالله عطاردی، تهران: بنیاد نهج البلاغه، ۱۴۱۳ق.
  • ینابیع المودة لذوی القربی؛ سلیمان بن ابراهیم قندوزی، قم: دار الأسوة للطباعة و النشر، ۱۴۲۲ق.