آيه ۳۶ احزاب و غدیر
آیهٔ ۳۶ سورهٔ احزاب بیان میکند که هیچ مرد و زن مؤمنی، پس از حکم خدا و پیامبر دربارهٔ امری، حق انتخابی مخالف آن حکم ندارد. پایان آیه نیز نافرمانی خدا و پیامبر را گمراهی آشکار میخواند.[۱]
ارتباط این آیه با غدیر، به استناد امام رضا علیه السلام در گفتوگویی دربارهٔ امامت بازمیگردد. در روایت عبدالْعزیز بن مسلم، آن حضرت با بیان پیوند امامت و کاملشدن دین و یادکرد نصب امیرالمؤمنین علیه السلام، به این آیه برای نفی جایگزینکردن انتخاب مردم بهجای انتخاب الهی استناد میکند.[۲][۳]
متن و ترجمهٔ آیه
وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا؛ هیچ مرد مؤمن و زن مؤمنی را نرسد که چون خدا و پیامبرش دربارهٔ کاری حکم کنند، در آن کار برای خود اختیارِ دیگری داشته باشند؛ و هرکس خدا و پیامبرش را نافرمانی کند، بیگمان به گمراهی آشکاری افتاده است.
(احزاب:۳۶)
معنا و شأن نزول
تقدم حکم خدا و پیامبر
در «مجمعالبیان»، عبارت «إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا» به واجبکردن و حکمکردن دربارهٔ یک امر تفسیر شده است. بر این اساس، مؤمن نمیتواند فرمان خدا و پیامبر را کنار بگذارد و انتخاب مخالفی را جایگزین آن کند.[۴]
بنابراین، آیه ناظر به حق تصمیمگیری در برابر حکم الهی است؛ نه اینکه انسان توان انجامدادن یا ترککردن یک کار را نداشته باشد. تعبیر «هرکس نافرمانی کند» در پایان آیه نیز، مسئولیت انسان در برابر انتخاب و رفتار خود را بیان میکند.[۵]
گزارشهای شأن نزول
طبرسی، از جمله گزارشهای شأن نزول آیه، ماجرای پیشنهاد ازدواج زینب بنت جحش با زید بن حارثه و مخالفت نخستین زینب و برادرش با آن را نقل کرده است. مطابق این گزارش، پس از نزول آیه، آنان فرمان پیامبر را پذیرفتند. او گزارش دیگری دربارهٔ امکلثوم بنت عقبه نیز آورده است.[۶]
این گزارشها باید از استناد بعدی به آیه در مسئلهٔ امامت جدا شناخته شوند؛ استفادهٔ امام رضا علیه السلام از آیه، به معنای گزارش نزول آن در روز غدیر نیست.
گفتوگوی امام رضا علیه السلام در مرو
عبدالْعزیز بن مسلم نقل میکند که در آغاز ورود آنان به مرو، روز جمعه در مسجد جامع، مردم دربارهٔ امامت و اختلاف دیدگاهها در این مسئله گفتوگو میکردند. او نزد امام رضا علیه السلام رفت و موضوع را گزارش کرد. امام تبسم کرد و به تبیین جایگاه امامت پرداخت.[۷]
در این روایت، استدلال با کاملشدن دین پیش از رحلت پیامبر آغاز میشود و سپس به نصب امیرالمؤمنین علیه السلام و جایگاه امام میرسد.
امامت و کاملشدن دین
در آغاز گفتوگو، از نزول قرآن و بیان نیازهای دینی مردم سخن گفته میشود. سپس فراز آیهٔ اکمال دین در حجةالوداع یاد میشود و امامت، از عوامل تمامیت دین معرفی میگردد.[۸]
در بخش مربوط به تعیین امام آمده است:
وَأَمْرُ الْإِمَامَةِ مِنْ تَمَامِ الدِّينِ، وَلَمْ يَمْضِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ حَتَّى بَيَّنَ لِأُمَّتِهِ مَعَالِمَ دِينِهِمْ، وَأَوْضَحَ لَهُمْ سَبِيلَهُمْ، وَتَرَكَهُمْ عَلَى قَصْدِ سَبِيلِ الْحَقِّ، وَأَقَامَ لَهُمْ عَلِيًّا عَلَيْهِ السَّلَامُ عَلَمًا وَإِمَامًا، وَمَا تَرَكَ لَهُمْ شَيْئًا يَحْتَاجُ إِلَيْهِ الْأُمَّةُ إِلَّا بَيَّنَهُ.؛ و امر امامت از تمامیت دین است. پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا نرفت تا آنکه نشانهها و معارف دین امت را برایشان بیان کرد، راه آنان را روشن ساخت، آنان را بر راه راستِ حق باقی گذاشت و علی علیه السلام را برایشان نشانهٔ هدایت و امام قرار داد؛ و چیزی از نیازهای امت را فرو نگذاشت، مگر آنکه آن را بیان کرد.[۹]
جایگاه امامت و انتخاب امام
در ادامه، مقام امامت فراتر از آن معرفی میشود که مردم تنها با داوری و انتخاب خود، امامی برخوردار از آن جایگاه تعیین کنند:
إِنَّ الْإِمَامَةَ أَجَلُّ قَدْرًا وَأَعْظَمُ شَأْنًا وَأَعْلَى مَكَانًا وَأَمْنَعُ جَانِبًا وَأَبْعَدُ غَوْرًا مِنْ أَنْ يَبْلُغَهَا النَّاسُ بِعُقُولِهِمْ، أَوْ يَنَالُوهَا بِآرَائِهِمْ، أَوْ يُقِيمُوا إِمَامًا بِاخْتِيَارِهِمْ.؛ امامت، والاتر از نظر قدر و منزلت، بزرگتر از حیث شأن، برتر از جهت جایگاه، دستنیافتنیتر و ژرفتر از آن است که مردم با عقلهای خود به آن برسند، یا با آرای خود آن را به دست آورند، یا با انتخاب خود امامی برپا کنند.[۱۰]
این فراز دربارهٔ دستیابی مستقل مردم به تعیین امام است و در متن روایت، با توضیح ویژگیها و صلاحیتهای امام ادامه مییابد.
استناد به آیهٔ ۳۶ احزاب
در بخش دیگری از همین روایت، رویآوردن به انتخاب شخصی در برابر انتخاب خدا و پیامبر نکوهش میشود:
رَغِبُوا عَنِ اخْتِيَارِ اللَّهِ وَاخْتِيَارِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَأَهْلِ بَيْتِهِ إِلَى اخْتِيَارِهِمْ.؛ از انتخاب خدا و انتخاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و اهلبیت او روی گرداندند و به انتخاب خود روی آوردند.[۱۱]
پس از استناد به آیهٔ ۶۸ سورهٔ قصص دربارهٔ آفرینش و انتخاب الهی، آیهٔ ۳۶ احزاب نیز نقل میشود:
وَقَالَ عَزَّ وَجَلَّ: «وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ»، الْآيَةَ.؛ و خداوند عزّوجلّ فرموده است: «هیچ مرد مؤمن و زن مؤمنی را نرسد که چون خدا و پیامبرش دربارهٔ کاری حکم کنند، در آن کار برای خود اختیار دیگری داشته باشند»؛ تا پایان آیه.[۱۲]
در این نقل، آیه تا عبارت «مِنْ أَمْرِهِمْ» آمده و با تعبیر «الآیة» به ادامهٔ آن اشاره شده است.
ارتباط استدلال با غدیر
پیوند این روایت با غدیر، در کنار هم قرارگرفتن سه موضوع آشکار میشود: کاملشدن دین در حجةالوداع، نصب امیرالمؤمنین علیه السلام و نداشتن حق انتخاب مخالف با حکم خدا و پیامبر.
در چارچوب این استدلال، پس از تعیین امام از سوی خدا و معرفی او بهوسیلهٔ پیامبر، انتخاب مخالف نمیتواند جایگزین آن شود. آیهٔ ۳۶ احزاب، اصل لزوم پیروی از حکم الهی را تأمین میکند و بخشهای پیشین روایت، امامت امیرالمؤمنین علیه السلام را مصداق آن معرفی میکنند.[۱۳][۱۴]
در نتیجه، باید میان معنای عمومی آیه و کاربرد آن در این روایت تفاوت گذاشت: آیه بهطور عمومی حق مخالفت با حکم خدا و پیامبر را نفی میکند؛ روایت، این اصل را در بحث تعیین امام به کار میگیرد. اثبات جزئیات واقعه و دلالت حدیث غدیر، موضوع بررسی مستقلی است.
مأخذ و وضعیت سند روایت
این روایت در «کافی»، در کتاب الحجة و باب «نادر جامع فی فضل الإمام وصفاته» آمده است. آغاز سند چنین است: «أبو محمد القاسم بن العلاء رحمه الله رفعه، عن عبد العزيز بن مسلم». تعبیر «رفعه» نشان میدهد که واسطههای نقل در این طریق، بهطور کامل ذکر نشدهاند.[۱۵]
مجلسی در «مرآةالعقول»، همین طریق را «مرفوع» توصیف کرده و دربارهٔ طریق دیگری از نقل صدوق نیز از وجود راوی ناشناخته سخن گفته است. او همچنین به نقل روایت در «الاحتجاج» و «غیبت نعمانی» اشاره میکند.[۱۶]
بنابراین، روایت باید با ذکر مأخذ و وضعیت طریق نقل معرفی شود؛ وجود آن در چند کتاب، بهتنهایی به معنای صحیحبودن همهٔ سندهای آن نیست.
جستارهای وابسته
امام رضا علیه السلام • آیهٔ اکمال دین و غدیر • حدیث غدیر • ارتباط غدیر با قرآن
پانویس
- ↑ قرآن کریم، احزاب: ۳۶.
- ↑ الکافی، ج۱، ص۱۹۸–۱۹۹، «باب نادر جامع فی فضل الإمام وصفاته»، ح۱.
- ↑ الکافی، ج۱، ص۲۰۱، ح۱.
- ↑ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۱۶۲.
- ↑ قرآن کریم، احزاب: ۳۶.
- ↑ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۱۶۰–۱۶۱.
- ↑ الکافی، ج۱، ص۱۹۸–۱۹۹، ح۱.
- ↑ الکافی، ج۱، ص۱۹۹، ح۱.
- ↑ الکافی، ج۱، ص۱۹۹، ح۱.
- ↑ الکافی، ج۱، ص۱۹۹، ح۱.
- ↑ الکافی، ج۱، ص۲۰۱، ح۱.
- ↑ الکافی، ج۱، ص۲۰۱، ح۱.
- ↑ الکافی، ج۱، ص۱۹۹، ح۱.
- ↑ الکافی، ج۱، ص۲۰۱، ح۱.
- ↑ الکافی، ج۱، ص۱۹۸، ح۱.
- ↑ مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ج۲، ص۳۷۶.
منابع
- قرآن کریم، سورهٔ احزاب، آیهٔ ۳۶؛ سورهٔ مائده، آیهٔ ۳؛ سورهٔ قصص، آیهٔ ۶۸.
- الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، تصحیح علیاکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران: دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۱۹۸–۲۰۳، کتاب الحجة، «باب نادر جامع فی فضل الإمام وصفاته»، ح۱.
- مجمع البیان فی تفسیر القرآن، فضل بن حسن طبرسی، چاپ مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ج۸، ص۱۶۰–۱۶۲.
- مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، محمدباقر مجلسی، ج۲، ص۳۷۶، شرح حدیث نخست باب «نادر جامع فی فضل الإمام وصفاته».
