پرش به محتوا

ابن عساکر

از ویکی غدیر
ابن عساکر
اطلاعات فردی
نام کاملابوالقاسم علی بن حسن بن هبة الله بن عبدالله دمشقی
سرشناسیمحدث، مورخ و حافظ بزرگ اهل سنت در سده ششم هجری
تولد۱ محرم ۴۹۹ هجری قمری، دمشق
وفات۱۱ رجب ۵۷۱ هجری قمری، دمشق
محل دفنمقبره باب الصغیر، دمشق
خویشان سرشناسبرادر: صائن‌الدین هبة الله (محدث و فقیه)؛ پسر: قاسم بن علی (راوی آثارش)
اطلاعات علمی
استادانپدرش حسن بن هبة الله، برادرش صائن‌الدین، سُبیع بن قیراط، ابوسعد سمعانی (و بیش از ۱۳۰۰ شیخ دیگر)
شاگردانابن فارض مصری، قاسم بن علی (فرزندش)، حافظ مِزّی، فخرالدین ابومنصور (برادرزاده‌اش)
تحصیلاتتحصیل در دمشق، بغداد (مدرسه نظامیه)، مکه، مدینه، خراسان
مذهباهل سنت (شافعی - اشعری)
اطلاعات فرهنگی
زمینه فعالیتحدیث، تاریخ، رجال، تراجم، جغرافیای تاریخی
علت شهرتتألیف کتاب عظیم «تاریخ مدینة دمشق» در ۸۰ جلد، و احاطه بر علوم حدیث اهل سنت

ابوالقاسم علی بن حسن بن هبة الله دمشقی (۴۹۹–۵۷۱ قمری)، مشهور به ابن عساکر، از بزرگ‌ترین محدثان و تاریخ‌نگاران اهل سنت در سده ششم هجری است. شهرت اصلی او مرهون تألیف اثر عظیم «تاریخ مدینة دمشق» در هشتاد جلد است که دائرةالمعارفی بی‌نظیر از تاریخ، تراجم و فضایل شام به شمار می‌رود. وی با سفرهای علمی گسترده و استفاده از هزاران شیخ، به عنوان یکی از ارکان علم حدیث و تاریخ اسلامی اهل سنت شناخته می‌شود.

زندگینامه

ابن عساکر، از بزرگ‌ترین محدثان، مورخان و حافظان حدیث، تولد وی در اول محرم سال ۴۹۹ قمری در دمشق ثبت شده است.[۱] او در خاندانی اصیل و اهل علم ـ مشهور به بنی عساکر ـ پرورش یافت که نزدیک به دو سده نفوذ علمی و اجتماعیِ قابل توجهی در شام داشتند.[۲]

دوره حیات ابن عساکر با تحولات مهم سیاسی مانند حکومت نورالدین زنگی و آغاز عصر صلاح‌الدین ایوبی هم‌زمان بود. سیاست حمایتی این حکمرانان از علوم حدیث و مذاهب اهل سنت، بستری مساعد برای رشد فعالیت‌های علمی وی فراهم کرد.[۳]

تحصیلات و سفرهای علمی

ابن عساکر از شش‌سالگی تحصیل را آغاز کرد و نخستین استادانش پدر، برادر بزرگش صائن‌الدین و پدربزرگش بودند.[۴] وی برای تکمیل دانش، سفرهای طولانی‌ای را در سال‌های ۵۲۰ تا ۵۳۳ قمری به مراکز علمی جهان اسلام انجام داد. بغداد (اقامت در نظامیه)، حجاز، خراسان، ایران و شهرهای متعدد دیگر از جمله مقاصد او بودند. در این سفرها، وی از محضر بیش از ۱۳۰۰ شیخ مرد و ۸۰ شیخ زن اجازه روایت دریافت کرد.[۵]

پس از بازگشت به دمشق در سال ۵۳۳ قمری، دوره پرثمر تألیف و تدریس او آغاز شد. نورالدین زنگی با تأسیس دارالحدیث النوریه، ریاست آن را به وی سپرد که نشان‌دهنده اعتبار بالای او نزد حکومت بود.[۶] وی جلسات املای حدیث متعددی در موضوعات مختلف مانند فضایل خلفا برگزار می‌کرد که گاه شمار آنها به ۴۰۸ مجلس در یک موضوع می‌رسید.[۷]

ابن عساکر در یازدهم ماه رجب سال ۵۷۱ قمری در دمشق درگذشت. صلاح‌الدین ایوبی شخصاً در مراسم تشییع او حضور یافت و قطب‌الدین نیشابوری، قاضی دمشق، بر پیکر او نماز گزارد. وی در مقبره باب‌الصغیر دمشق به خاک سپرده شد.[۸]

شاگردان[۹]

شمار شاگردان و راویان ابن عساکر بسیار بود که از میان آنان می‌توان به افراد سرشناسی چون افراد زیر اشاره کرد:

  • ابن فارض مصری (شاعر و عارف نامدار)
  • قاسم بن علی (فرزند و کاتب آثار وی)
  • حافظ مِزّی (صاحب تهذيب الكمال)
  • فخرالدین ابومنصور (برادرزاده‌اش)

تألیفات

تألیفات ابن عساکر بالغ بر ۱۳۴ عنوان است[۱۰] که مهم‌ترین آنها عبارتند از:

  • «تاریخ مدینة دمشق» بزرگ‌ترین و مشهورترین اثر او در هشتاد جلد که دائرة‌المعارفی از تاریخ، تراجم و جغرافیای تاریخی دمشق و شام است.
  • «تبیین کذب المفتری» در دفاع از ابوالحسن اشعری و ردّ اتهامات علیه وی.
  • «الموافقات علی شیوخ الائمه الثقات» در ۷۲ جلد درباره مشایخ محدثان.
  • «کشف المغطا فی فضل الموطا» شرحی بر موطأ امام مالک.
  • «الاربعون البلدانیه» مجموعه چهل حدیث که در چهل شهر مختلف گردآوری کرده است.

روايت حديث غدير[۱۱]

يكى از علما و بزرگان اهل‏ سنت كه حدیث غدیر را نقل كرده على بن حسن بن هبةالله بن عبدالله بن حسين، ابوالقاسم، ابن ‏عساكر (ت ۴۹۹ -  م ۵۷۱ ق) است. ابن‏ عساكر در شرح حال اميرالمؤمنين‏ عليه السلام در كتاب «تاريخ مدينة دمشق» حديث غدير را با اسانيد و الفاظ بسيار فراوان، از حديث شماره ۵۰۱ تا حديث شماره ۵۸۸ به روايت بسيارى از صحابه و در ماجراهاى مختلف نقل كرده است؛ از جمله در نقل ماجراى نسبتاً مفصل از غدير.

ابن‏ کثیر و متّقی هندی نيز حدیث غدیر را از ابن ‏عساكر و كتابش نقل كرده ‏اند.[۱۲] ابن ‏قاضى شُهبَه و ابوسعد سمعانى و ابومحمد عبدالقادر رهاوى[۱۳]: او را توثيق كرده و از علم و عبادت وى گفته و به خصوص در علم حديث بسيار ستوده ‏اند.

پانویس

  1. یاقوت حموی، معجم الأدباء، ج۱۳، ص۷۴
  2. ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۲۰، ص۵۵۴
  3. ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۳، ص۳۰۹
  4. ذهبی، المختصر المحتاج إلیه، ص۳۰۱
  5. یاقوت حموی، معجم الأدباء، ج۱۳، ص۷۶
  6. نعیمی، الدارس فی تاریخ المدارس، ج۱، ص۱۰۰
  7. سیوطی، طبقات الحفاظ، ص۴۱۲
  8. ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۳، ص۳۱۱
  9. ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم، ج۱۰، ص۲۶۱
  10. ذهبی، تذکرة الحفاظ، ج۴، ص۱۳۳۵
  11. چكيده عبقات الانوار (حديث غدير): ص ۲۶۷.
  12. مفتاح النجا فى مناقب آل‏ عبا عليهم السلام (مخطوط). نوادر الاصول: ص۶۸، ۶۹ . تاريخ ابن‏ كثير: ج ۷ ص ۳۴۹. كنز العمّال: ج ۱۱ ص ۳۳۲.
  13. طبقات الشافعية. همچنين ر.ک: تذكرة الحفّاظ: ج ۴ ص ۱۳۲۸. طبقات سُبكى: ج ۷ ص ۲۱۵. تاريخ ابن‏ كثير: ج ۱۲ ص ۲۹۴. مرآة الجنان: ج ۳ ص ۳۹۳. المنتظم: ج ۱۰ ص ۲۶۱. النجوم الزاهرة: ج ۶ ص ۷۷. وفيات الاعيان: ج ۱ ص ۳۳۵. شَذَرات الذهب: ج ۴ ص ۲۳۹.