افضلیت امیرالمؤمنین علیه السلام بعد از پیامبر
افضلیت امیرالمؤمنین علیه السلام بعد از پیامبر از موضوعات تصریحشده در خطبه غدیر است. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در این فراز، مخاطبان را به برتر دانستن امیرالمؤمنین علیه السلام فرا میخواند و آن حضرت را برترین مردم پس از خود، از مرد و زن، معرفی میکند. در ادامه، از نزول روزی و بقای خلق بهواسطهٔ اهل بیت علیهم السلام سخن میگوید.[۱]
این بخش دو موضوع مرتبط را بیان میکند: برتری امیرالمؤمنین علیه السلام پس از پیامبر و جایگاه اهل بیت در عبارت «بِنَا أَنْزَلَ اللَّهُ الرِّزْقَ وَ بَقِیَ الْخَلْقُ». موضوع دوم در شرحهای اعتقادی، با روایات نور واحد، استمرار حجت و واسطهٔ فیض مرتبط شده است.
متن فراز و ترجمه
فَضِّلُوا عَلِیّاً فَاِنَّهُ اَفْضَلُ النّاسِ بَعْدی مِنْ ذَکَرٍ وَ اُنْثی «علی را برتر بدانید؛ زیرا او برترین مردم پس از من، از مرد و زن، است».
بِنَا أَنْزَلَ اللَّهُ الرِّزْقَ وَ بَقِیَ الْخَلْقُ «بهواسطهٔ ما، خداوند روزی را نازل کرده و آفریدگان باقی ماندهاند».[۲]
دلالت فراز بر افضلیت
فرمان به برتر دانستن امیرالمؤمنین
«فَضِّلُوا» فرمان به برتر دانستن است. پیامبر صلی الله علیه وآله علت این فرمان را با عبارت «فَاِنَّهُ اَفْضَلُ النّاسِ بَعْدی» بیان میکند؛ ازاینرو، فرمانِ برتر دانستن امیرالمؤمنین علیه السلام بر بیان افضلیت آن حضرت استوار است.
تعبیر «بَعْدی» جایگاه پیامبر را از این مقایسه جدا میکند و «مِنْ ذَکَرٍ وَ اُنْثی» مردان و زنان را در بیان افضلیت در بر میگیرد. عبارت مربوط به روزی و بقای خلق، موضوعی دیگر در ادامهٔ فراز است و تعیینکنندهٔ مدت افضلیت نیست.
افضلیت و شایستگی برای امامت
نقوی در شرح این فراز، افضلیت را با شایستگی برای پیشوایی مرتبط میداند. تقریر او این است که دارندهٔ کمالات و فضایل برتر، سزاوار تقدم است و مقدمداشتن مفضول بر فاضل، با این معیار سازگار نیست.[۳]
این استدلال به بحث کلامیِ رابطهٔ افضلیت و امامت تعلق دارد. در این چارچوب، مقدمنداشتن دیگری بر امیرالمؤمنین علیه السلام، از لوازم پذیرش افضلیت آن حضرت دانسته میشود.
نسبت افضلیت با نور واحد
در شرح نقوی، عموم عبارت «اَفْضَلُ النّاسِ بَعْدی» با برتری امیرالمؤمنین علیه السلام بر دیگر امامان نیز مرتبط شده است. او این برداشت را با مضمون نور واحد ناسازگار نمیداند؛ زیرا اشتراک در منشأ نورانی، لزوماً به معنای یکسان بودن همهٔ مراتب نیست.[۴]
بنابراین، در این تفسیر، اشتراک اهل بیت در نور و تفاوت مراتب آنان، دو موضوع قابل جمعاند.
روایات نور واحد
نقل عبقات الانوار
در نفحات الأزهار، در گزارش مطالب عبقات الانوار، نقلی با این مضمون آمده است:
فصار نصفین، نصف الی عبدالله و نصف الی ابی طالب، فخلقت انا من جزء و علی من جزء، فالانوار کلها من نوری و نور علی
در این نقل، از تقسیم نور میان عبدالله و ابوطالب و ارتباط نور پیامبر و امیرالمؤمنین علیه السلام سخن گفته شده است. در توضیح آن، مقصود از انوار، فرزندان یا پیروان آنان دانسته شده است.[۵]
مضمون آفرینش پیامبر و اهل بیت از نور واحد، در غایة المرام نیز معرفی شده است.[۶]
تقدم آفرینش نور پیامبر
در منابع روایی، عبارتی با مضمون تقدم آفرینش نور پیامبر نقل شده است:
أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّهُ نُورِی «نخستین چیزی که خداوند آفرید، نور من بود».[۷][۸][۹]
در کشف الخفاء، عبارت نزدیک به این مضمون با لفظ «أول ما خلق الله نور نبيك يا جابر» مطرح شده است.[۱۰]
این نقلها با الفاظ مختلف گزارش شدهاند. نقل یک عبارت در کتاب گردآوری یا بررسی احادیث، با تأیید سند آن از سوی مؤلف یکسان نیست.
انتقال نور در اصلاب
در روایات مربوط به نور پیامبر و امیرالمؤمنین علیه السلام، از قرارگرفتن نور در صلب آدم و انتقال آن در اصلاب تا عبدالمطلب سخن گفته شده است. در ادامه، نور به دو بخش تقسیم میشود: بخشی در صلب عبدالله و بخشی در صلب ابوطالب.
این مضمون با عبارت زیر نیز بیان شده است:
خُلِقْتُ أَنَا وَ عَلِیٌّ مِنْ نُورٍ وَاحِد «من و علی از یک نور آفریده شدهایم».[۱۱][۱۲][۱۳][۱۴]
در توضیح امتداد این خاندان، حضرت فاطمه سلام الله علیها دختر پیامبر و امام حسن و امام حسین علیهما السلام فرزندان امیرالمؤمنین و حضرت فاطمه علیهما السلاماند. امامان پس از امام حسین علیه السلام از نسل آن حضرت هستند.
نزول روزی و بقای خلق
دلالت عبارت «بنا»
در جملهٔ:
بِنَا أَنْزَلَ اللَّهُ الرِّزْقَ وَ بَقِیَ الْخَلْقُ
نزول روزی به خداوند نسبت داده شده است. تعبیر «بنا» جایگاه واسطهایِ مورد بحث را بیان میکند و نباید به معنای استقلال اهل بیت از خداوند در آفرینش یا روزیرسانی تفسیر شود.
نقوی، این عبارت را با جایگاه اهل بیت در بقای عالم و رسیدن نعمت به مخلوقات مرتبط میکند.[۱۵]
تفسیر علت غایی و واسطهٔ فیض
در شرح اعتقادی این فراز، نور پیامبر و اهل بیت با غایت آفرینش و واسطهٔ فیض ارتباط یافته است. عبارت زیر در تقریر این معنا مطرح میشود:
خَلَقْتُ الخَلْق لاَجْلِک، وَ خَلَقْتُکَ لاجلی «آفریدگان را برای تو و تو را برای خود آفریدم».
این عبارت در بیانِ تفسیر غایی آفرینش به کار میرود. بر اساس این خوانش، اهل بیت جایگاهی در وصول فیض و استمرار عالم دارند و این جایگاه وابسته به ارادهٔ خداوند است.[۱۶]
استمرار حجت و بقای زمین
در منابع امامی، روایاتی دربارهٔ خالینماندن زمین از حجت آمده است. مضمون مشهور این روایات چنین بیان میشود:
لولا الحُجَّة لَساخَتِ الارض بِاَهلِها «اگر حجت نبود، زمین اهل خود را فرو میبرد».
در الکافی، ابوحَمزه از امام صادق علیه السلام میپرسد: «آیا زمین بدون امام باقی میماند؟» امام پاسخ میدهد:
لَوْ بَقِيَتِ الْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ لَسَاخَتْ «اگر زمین بدون امام باقی میماند، فرو میرفت».[۱۷]
در روایت دیگری از امام باقر علیه السلام آمده است که اگر امام ساعتی از زمین برداشته شود، زمین با اهل خود مانند دریا موج میزند.[۱۸]
نقلهای مرتبط با این مضمون، در منابع دیگر نیز معرفی شدهاند.[۱۹][۲۰][۲۱]
این روایات در توضیح استمرار حجت و ارتباط آن با بقای زمین مطرح میشوند. تفسیر چگونگی این ارتباط، از مباحث شرح روایات است.
روایت جابر و ابودجانه
در بحار الأنوار، گزارشی از جابر بن عبدالله انصاری آمده است که روزی در مسجد مدینه، همراه گروهی از اصحاب نزد پیامبر صلی الله علیه وآله نشسته بودند و سخن از بهشت به میان آمد.
ابودجانه انصاری پرسید: «ای رسول خدا! شنیدهام فرمودهاید که ورود به بهشت برای پیامبران و امتهای آنان، پیش از ورود شما، ممکن نیست».
پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: «ای ابودجانه! آیا نمیدانی که خداوند، دو هزار سال پیش از آفرینش آسمانها و زمین، ستونی از نور و پرچمی از نور آفرید و بر آن نوشته شده بود: خدایی جز خدای یگانه نیست؛ محمد فرستادهٔ خدا، برترین آفریدهٔ او و صاحب پرچم است؛ و علی امام و پیشوای قوم است؟»
در ادامهٔ گزارش، امیرالمؤمنین علیه السلام میگوید: «حمد و ستایش سزاوار خدایی است که تو را شرافت داد و ما را بهواسطهٔ تو از شرافت و عظمت برخوردار ساخت».
پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: «آیا نمیدانی کسی که ما را دوست بدارد و محبت ما را در دل داشته باشد، با ما در بهشت خواهد بود؟» سپس این آیه را تلاوت کرد:[۲۲]
فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ «در جایگاهی راستین، نزد فرمانروایی توانا».[۲۳]
این گزارش، جایگاه پیامبر، امیرالمؤمنین و محبت اهل بیت را بیان میکند. توصیف ستون و پرچم نور و زمان آفرینش آنها، به روایت تعلق دارد و از لفظ آیهٔ قمر بهتنهایی به دست نمیآید.
برکت وجود حجت
در شرح نقوی، عبارت زیر نیز در توضیح جایگاه حجت نقل شده است:
بِیُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَی وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاءُ «به برکت او، آفریدگان روزی داده میشوند و به وجود او، زمین و آسمان استوار ماندهاند».[۲۴]
در این شرح، مضمون عبارت با «بِنَا أَنْزَلَ اللَّهُ الرِّزْقَ وَ بَقِیَ الْخَلْقُ» مرتبط شده است. ضمیر مفردِ «بیمنه» و «بوجوده» در ترجمه به همان صورت حفظ میشود و ارتباط آن با اهل بیت، در توضیح تفسیری بیان میگردد.
منابع دیگری نیز برای مضامین مرتبط با جایگاه حجت و اهل بیت معرفی شدهاند.[۲۵][۲۶]
جستارهای وابسته
• خطبه غدیر • بالاترین هدیه از طرف خداوند برای پیامبر • فضیلت امیرالمؤمنین بر دیگران • عواقب رد کردن سخن پیامبر
پانویس
- ↑ الاحتجاج علی أهل اللجاج، احمد بن علی طبرسی، ج ۱، ص ۷۵، چاپ دار النعمان، نجف اشرف.
- ↑ الاحتجاج علی أهل اللجاج، احمد بن علی طبرسی، ج ۱، ص ۷۵.
- ↑ شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در غدیرخم، نقوی، ص ۱۸۶.
- ↑ شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در غدیرخم، نقوی، ص ۱۸۶.
- ↑ نفحات الأزهار فی خلاصة عبقات الأنوار، سیدعلی حسینی میلانی، ج ۵، ص ۹۵، در گزارش نقل میرحامد حسین از جلال بخاری.
- ↑ غایة المرام وحجة الخصام، سیدهاشم بحرانی، صص ۱۱–۱۲.
- ↑ بحار الأنوار، محمدباقر مجلسی، ج ۱، ص ۱۰۵، ح ۱۴.
- ↑ بحار الأنوار، محمدباقر مجلسی، ج ۲۵، ص ۲۲، ح ۳۸.
- ↑ بحار الأنوار، محمدباقر مجلسی، ج ۵۴، ص ۱۷۰، ح ۱۱۷.
- ↑ کشف الخفاء ومزیل الإلباس، اسماعیل بن محمد عجلونی، ج ۱، ص ۳۱۰.
- ↑ الخصال، محمد بن علی بن بابویه، شیخ صدوق، ص ۳۱.
- ↑ عیون أخبار الرضا علیه السلام، محمد بن علی بن بابویه، شیخ صدوق، ج ۲، ص ۵۹.
- ↑ فردوس الأخبار، شیرویه بن شهردار دیلمی.
- ↑ مودة القربی، منسوب به سیدعلی همدانی، مودت هشتم.
- ↑ شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در غدیرخم، نقوی، ص ۱۹۰.
- ↑ شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در غدیرخم، نقوی، بحث تفسیر «بنا أنزل الله الرزق وبقی الخلق»، ص ۱۹۰.
- ↑ الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، ج ۱، ص ۱۷۹، کتاب الحجة، باب أن الأرض لا تخلو من حجة، ح ۱۰.
- ↑ الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، ج ۱، ص ۱۷۹، کتاب الحجة، باب أن الأرض لا تخلو من حجة، ح ۱۲.
- ↑ عیون أخبار الرضا علیه السلام، محمد بن علی بن بابویه، شیخ صدوق، ج ۱، ص ۲۱۲.
- ↑ ینابیع المودة، سلیمان قندوزی، ج ۳، ص ۱۴۸.
- ↑ إلزام الناصب فی إثبات الحجة الغائب، علی یزدی حائری، صص ۴ و ۲۴۵.
- ↑ بحار الأنوار، محمدباقر مجلسی، ج ۲۷، ص ۱۳۰.
- ↑ قرآن کریم، سورهٔ قمر، آیهٔ ۵۵.
- ↑ شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در غدیرخم، نقوی، ص ۱۹۰.
- ↑ کشف الغمة، علی بن عیسی اربلی، ج ۱، ص ۹۵.
- ↑ بحار الأنوار، محمدباقر مجلسی، ج ۳۶، ص ۶۴، ح ۳.
منابع
- قرآن کریم.
- الاحتجاج علی أهل اللجاج، احمد بن علی طبرسی.
- شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در غدیرخم، نقوی.
- نفحات الأزهار فی خلاصة عبقات الأنوار، سیدعلی حسینی میلانی.
- غایة المرام وحجة الخصام، سیدهاشم بحرانی.
- بحار الأنوار، محمدباقر مجلسی.
- کشف الخفاء ومزیل الإلباس، اسماعیل بن محمد عجلونی.
- الخصال، محمد بن علی بن بابویه، شیخ صدوق.
- عیون أخبار الرضا علیه السلام، محمد بن علی بن بابویه، شیخ صدوق.
- فردوس الأخبار، شیرویه بن شهردار دیلمی.
- مودة القربی، منسوب به سیدعلی همدانی.
- الکافی، محمد بن یعقوب کلینی.
- ینابیع المودة، سلیمان قندوزی.
- إلزام الناصب فی إثبات الحجة الغائب، علی یزدی حائری.
- کشف الغمة، علی بن عیسی اربلی.
