بالاترین هدیه از طرف خداوند برای پیامبر
بالاترین هدیه از طرف خداوند برای پیامبر عنوانی تفسیری برای فرازی از خطبه غدیر دربارهٔ عطای فضیلت به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله است. آن حضرت در این فراز، فضیلت خود را نعمتی از جانب خدا معرفی میکند و با بیان توحید و حمد، سپاس خویش را اظهار میدارد.[۱]
سه موضوع اصلی در شرح این فراز عبارتاند از: معنای «حبانی»، مرجع «بِهذِهِ الْفَضیلَةِ» و مفهوم «مَنّاً مِنْهُ عَلَیَّ». تعبیر «بالاترین هدیه» عنوان مقاله است؛ لفظ فراز، از عطای «این فضیلت» سخن میگوید.
متن فراز و ترجمه
مَعاشِرَ النّاسِ، حَبانِیَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهذِهِ الْفَضیلَةِ «ای مردم! خداوند عزّوجلّ این فضیلت را به من عطا کرده است».
مَنّاً مِنْهُ عَلَیَّ «بهعنوان نعمتی از جانب او بر من».
در ادامه، پیامبر صلی الله علیه وآله میفرماید:
وَ لا الهَ الّا هُوَ، الا لَهُ الْحَمْدُ مِنّی ابَدَ الآبِدینَ وَ دَهْرَ الدّاهِرینَ وَ عَلی کُلِّ حالٍ «و خدایی جز او نیست. آگاه باشید! ستایش من، برای همیشه و در سراسر روزگاران و در هر حال، از آنِ اوست».[۲]
معنای حباء
عطا و بخشش
«حَبانی» از مادهٔ «حبو» است. در کاربرد مربوط به بخشش، «حَبَوْتُ الرَّجُلَ» به معنای «به آن شخص عطا کردم» به کار میرود و «حِباء» نام این عطاست. طریحی، این کاربرد را به بخشیدن چیزی بدون دریافت عوض توضیح میدهد.[۳]
بنابراین، ترجمهٔ مستقیم «حَبانِیَ اللَّهُ بِهذِهِ الْفَضیلَةِ» در این فراز، «خداوند این فضیلت را به من عطا کرد» است.
ارتباط مادهٔ حبو با قرب
ابن فارس، اصل مادهٔ «حبو» را با قرب و دنو مرتبط میداند و کاربرد آن در عطا را نیز در همین زمینه توضیح میدهد:
الْحَاءُ وَالْبَاءُ وَالْحَرْفُ الْمُعْتَلُّ أَصْلٌ وَاحِدٌ، وَهُوَ الْقُرْبُ وَالدُّنُوُّ. «حاء و باء و حرف علّه، یک اصل دارند و آن قرب و نزدیکشدن است».[۴]
او در ادامه، عطا کردن را با تألف و تقریب مرتبط میکند. ازاینرو، عطا و قرب در توضیح لغوی این ماده با یکدیگر ارتباط دارند؛ اما معنای فعل در هر جمله باید با توجه به همان کاربرد تعیین شود. در فراز خطبه، معنای مستقیم فعل، عطای فضیلت است و توضیح قرب معنوی، به شرح این عطا مربوط میشود.
برای مطالعهٔ کاربردهای این ماده، منابع لغوی دیگری نیز معرفی شدهاند.[۵][۶][۷][۸][۹]
توضیح مجمع البحرین
طریحی، معنای قرب و ارتفاع را در توضیح «حباء» مطرح کرده و عبارت مربوط به زائران امام رضا علیه السلام را بر همین معنا حمل میکند:
الْحِبَاءُ: القُرب و الارتفاع، و علیه حَمل قَوْلُهُ: «أَعْلَاهُمْ دَرَجَةً وَ أَقْرَبُهُمْ حَبْوَةً زُوَّارُ وَلَدِی عَلِیٍّ علیه السلام» أی أعلاهُم و أرفَعُهم عند الله- کذا فَسَّر فی کنز اللُّغَة. «حباء، قرب و ارتفاع است؛ و عبارت “بلندمرتبهترین آنان و نزدیکترینشان از جهت حبوه، زائران فرزندم علی هستند” بر همین معنا حمل شده است؛ یعنی بلندمرتبهترین و بالاترین آنان نزد خدا. در کنز اللغة چنین تفسیر شده است».[۱۰]
روایت زیارت امام رضا علیه السلام
در روایتی از امام کاظم علیه السلام، فضیلت زیارت فرزند آن حضرت، امام رضا علیه السلام، با عبارت «أَقْرَبُهُمْ حَبْوَةً» بیان شده است.
امام کاظم علیه السلام میفرماید: «هر کس قبر فرزندم علی را زیارت کند، نزد خداوند برای او پاداشی مانند هفتاد حج پذیرفتهشده است».
راوی میپرسد: «هفتاد حج پذیرفتهشده؟» امام پاسخ میدهد: «آری، و هفتاد هزار حج». راوی از هفتاد هزار حج میپرسد و امام میفرماید: «چه بسیار حجی که پذیرفته نمیشود».
در ادامه، زیارت همراه با ماندن شبی نزد قبر، با تعبیر «مانند کسی که خدا را در عرش او زیارت کرده است» توصیف میشود. راوی دربارهٔ این تعبیر میپرسد و امام توضیح میدهد:
«هنگامی که روز قیامت فرا رسد، چهار تن از پیشینیان و چهار تن از پسینیان بر عرش رحمان خواهند بود. چهار تن از پیشینیان، نوح، ابراهیم، موسی و عیسی علیهم السلام هستند؛ و چهار تن از پسینیان، محمد، علی، حسن و حسین علیهم السلام. سپس جایگاهی گسترده میشود و کسانی که قبور امامان را زیارت کردهاند، با ما مینشینند؛ جز آنکه بلندمرتبهترین و نزدیکترین آنان از جهت حبوه، زائران قبر فرزندم علی هستند».[۱۱][۱۲][۱۳]
عبارت مرتبط با بحث لغوی چنین است:
أَعْلَاهُمْ دَرَجَةً وَ أَقْرَبُهُمْ حَبْوَةً
در توضیح طریحی، این عبارت به رفعت منزلت و قرب نزد خدا مربوط است. تعبیرهای روایت دربارهٔ عرش و زیارت خدا نیز نباید به جسمانیبودن خداوند یا قرارگرفتن او در مکان تفسیر شوند.
قرب معنوی و نفی مکان از خدا
در بحث عطای فضیلت، میان قرب معنوی و فاصلهٔ مکانی تفاوت وجود دارد. این تفاوت در روایت امام سجاد علیه السلام دربارهٔ معراج نیز بیان شده است.
قرآن کریم میفرماید:
ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّی فَکانَ قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنی
«سپس نزدیک شد و فرود آمد؛ پس به فاصلهٔ دو کمان یا نزدیکتر رسید».[۱۴]
روایت ثابت بن دینار
ثابت بن دینار نقل میکند که از امام سجاد علیه السلام پرسید: «آیا خداوند به مکان توصیف میشود؟» امام فرمود: «خداوند از آن برتر است».
راوی پرسید: «پس چرا پیامبرش محمد صلی الله علیه وآله را به آسمان برد؟» امام پاسخ داد: «تا ملکوت آسمانها و شگفتیهای صنع و بدایع آفرینش را به او نشان دهد».
راوی سپس دربارهٔ آیات «ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّی فَکانَ قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنی» پرسید. امام فرمود: «این، رسول خدا صلی الله علیه وآله است که به حجابهای نور نزدیک شد و ملکوت آسمانها را دید؛ سپس فرود آمد و از زیر خود به ملکوت زمین نگریست، تا چنین یافت که نزدیکی او به زمین مانند فاصلهٔ دو کمان یا کمتر است».[۱۵][۱۶]
این روایت، نفی مکان از خداوند را بهصراحت بیان میکند و توضیح آیات را به مشاهدهٔ ملکوت توسط پیامبر مربوط میسازد.
در تفسیر اعتقادیِ قرب، پیروی از پیامبر و اهل بیت علیهم السلام و پذیرش ولایت، با تقرب به خدا ارتباط پیدا میکند. مقصود از این قرب، منزلت و رابطهٔ معنوی است، نه کمشدن فاصلهٔ مکانی با خداوند.
مرجع «بهذه الفضیلة»
«بِهذِهِ الْفَضیلَةِ» به «این فضیلت» اشاره دارد. برای توضیح مرجع این اسم اشاره، سیاق سخن اهمیت دارد.
فضیلتهای بیانشده پیش از فراز
پیش از این فراز، پیامبر صلی الله علیه وآله از بشارت پیامبران و رسولان پیشین، خاتمیت و حجت بودن خود بر مخلوقات سخن گفته است. این ویژگیها در سیاق نزدیک عبارت «این فضیلت» قرار دارند.[۱۷]
بنابراین، توضیح «این فضیلت» با توجه به این عبارتها، به جایگاه رسالت و ویژگیهای پیامبر مربوط میشود. موضوع بشارت پیامبران و خاتمیت در مقالهٔ بشارت های پیامبران به نبوت حضرت محمد بررسی شده است.
بعثت و اعلان ولایت در غدیر
در شرح اعتقادیِ این فراز، میتوان میان عطای فضیلت و دو مقطع بعثت و غدیر ارتباط برقرار کرد:
- بعثت، برگزیدهشدن پیامبر صلی الله علیه وآله برای رسالت و ابلاغ هدایت الهی است.
- غدیر، جایگاه اعلان ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام و بیان امامت پس از پیامبر در خطبه است.
در این خوانش، دعوت به توحید، نبوت، امامت، عدل و معاد، اجزای مرتبطِ هدایت دینیاند و اعلان ولایت در امتداد رسالت قرار میگیرد.
بااینحال، این ارتباط یک توضیح تفسیری است؛ خود عبارت «بِهذِهِ الْفَضیلَةِ» بهتنهایی، مصداق را منحصراً به بعثت یا غدیر محدود نمیکند. در بیان معنای فراز، باید میان سیاق مستقیم و گسترش تفسیری آن تفاوت گذاشت.
معنای منّت الهی
عبارت:
مَنّاً مِنْهُ عَلَیَّ
عطای فضیلت را نعمتی از جانب خدا معرفی میکند. همراهی این عبارت با تعبیر احسان در نقل خطبه، نشان میدهد که موضوع، نعمت و بخشش الهی است.[۱۸]
این معنا با منّتگذاری انسان برای تحقیر یا سرزنش دیگری یکسان نیست.
بعثت؛ نعمتی بر مؤمنان
قرآن کریم میفرماید:
لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَی الْمُؤْمِنینَ إِذْ بَعَثَ فیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ …
«بهیقین، خداوند بر مؤمنان منّت نهاد که در میان آنان پیامبری از خودشان برانگیخت؛ آیات او را بر آنان میخواند، آنان را پاک میکند و کتاب و حکمت به آنان میآموزد».[۱۹]
منّتگذاری انسان
منّتگذاری به سبب اسلام آوردن
در بخش دیگری از خطبه غدیر آمده است:
مَعاشِرَ النّاسِ، لا تَمُنُّوا عَلَیَّ بِاِسْلامِکُمْ، بَلْ لا تَمُنُّوا عَلَی اللَّهِ فَیُحْبِطَ عَمَلَکُمْ وَ یَسْخَطَ عَلَیْکُمْ وَ یَبْتَلِیَکُمْ بِشُواظٍ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٍ، اِنَّ رَبَّکُمْ لَبِالْمِرْصادِ «ای مردم! با اسلام آوردن خود بر من منّت نگذارید؛ بلکه بر خدا نیز منّت نگذارید که نتیجهاش تباهشدن عمل شما، خشم او و گرفتارشدن به شعلههایی از آتش و مس گداخته خواهد بود. بهراستی، پروردگار شما در کمینگاه است».[۲۰]
در قرآن نیز اسلام آوردن، مجوز منّتگذاری بر پیامبر معرفی نشده است:
يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لَا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلَامَكُمْ بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَدَاكُمْ لِلْإِيمَانِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ
«بر تو منّت میگذارند که اسلام آوردهاند. بگو: اسلام آوردن خود را بر من منّت نگذارید؛ بلکه خدا بر شما منّت دارد که شما را به ایمان هدایت کرده است، اگر راست میگویید».[۲۱]
منّت و آزار در احسان
قرآن، تباهکردن صدقات با منّت و آزار را نکوهش میکند:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَىٰ …
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! صدقات خود را با منّت و آزار باطل نکنید».[۲۲]
در توضیح اخلاقی این تفاوت، منّتگذاری انسان ممکن است با اخلاص ناسازگار باشد، استقلال او در بخشش را القا کند و دریافتکنندهٔ احسان را تحقیر یا شرمنده سازد. در مقابل، منّت الهی در آیات و فراز مورد بحث، بیان نعمت و هدایت است.
حمد در برابر عطای فضیلت
پاسخ پیامبر صلی الله علیه وآله به عطای فضیلت، توحید و سپاس است:
وَ لا الهَ الّا هُوَ، الا لَهُ الْحَمْدُ مِنّی ابَدَ الآبِدینَ وَ دَهْرَ الدّاهِرینَ وَ عَلی کُلِّ حالٍ
تعبیرهای «ابد الآبدین»، «دهر الداهرین» و «علی کل حال» نشان میدهند که حمد در این عبارت به زمان یا وضعیت خاصی محدود نشده است.[۲۳]
سپاس نعمت ولایت در روز غدیر
در روایتی منسوب به امام رضا علیه السلام که ابن طاووس در اعمال غدیر نقل کرده است، روز غدیر روز تبریک و تهنیت معرفی میشود و برای دیدار مؤمنان با یکدیگر، این حمد آمده است:
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوَلَایَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ علیهم السلام «ستایش مخصوص خداوندی است که ما را از تمسککنندگان به ولایت امیرالمؤمنین و امامان علیهم السلام قرار داد».[۲۴]
این نقل، سپاس نعمت ولایت را در آداب روز غدیر مطرح میکند و با موضوع حمد در برابر نعمت الهی ارتباط مضمونی دارد.
جستارهای وابسته
• خطبه غدیر • بشارت های پیامبران به نبوت حضرت محمد • شک کنندگان در مورد غدیر • افضلیت امیرالمؤمنین علیه السلام بعد از پیامبر
پانویس
- ↑ الاحتجاج علی أهل اللجاج، احمد بن علی طبرسی، ج ۱، ص ۷۵، چاپ دار النعمان، نجف اشرف.
- ↑ الاحتجاج علی أهل اللجاج، احمد بن علی طبرسی، ج ۱، ص ۷۵. نگارش فرازها مطابق متن مبنای این مقاله است؛ در چاپ دار النعمان، عبارت «وإحساناً منه إليّ» نیز پس از «منّاً منه عليّ» آمده و برخی جزئیات لفظی متفاوت است.
- ↑ مجمع البحرین، فخرالدین طریحی، ج ۱، ص ۹۴، مادهٔ «حبا».
- ↑ معجم مقاییس اللغة، احمد بن فارس، تحقیق عبدالسلام محمد هارون، ج ۲، ص ۱۳۲، مادهٔ «حبو».
- ↑ لسان العرب، محمد بن مکرم ابن منظور، ج ۱۴، ص ۱۶۰.
- ↑ تاج العروس من جواهر القاموس، محمدمرتضی زبیدی، ج ۱۹، ص ۳۰۱.
- ↑ جمهرة اللغة، محمد بن حسن ابن درید، ج ۱، ص ۲۸۶.
- ↑ القاموس المحیط، محمد بن یعقوب فیروزآبادی، ج ۴، ص ۳۴۱.
- ↑ المصباح المنیر، احمد بن محمد فیومی، ج ۲، ص ۱۲۰.
- ↑ مجمع البحرین، فخرالدین طریحی، ج ۱، ص ۹۴.
- ↑ الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، ج ۴، ص ۵۸۵، باب زیارة أبی الحسن الرضا علیه السلام، ح ۴.
- ↑ تهذیب الأحکام، محمد بن حسن، شیخ طوسی، ج ۶، ص ۸۵.
- ↑ بحار الأنوار، محمدباقر مجلسی، ج ۹۹، ص ۴۲.
- ↑ قرآن کریم، سورهٔ نجم، آیات ۸–۹.
- ↑ الأمالی، محمد بن علی بن بابویه، شیخ صدوق، مجلس ۲۹، روایت ثابت بن دینار دربارهٔ نفی مکان از خداوند.
- ↑ بحار الأنوار، محمدباقر مجلسی، ج ۳، ص ۳۱۴.
- ↑ الاحتجاج علی أهل اللجاج، احمد بن علی طبرسی، ج ۱، ص ۷۵، چاپ دار النعمان، نجف اشرف.
- ↑ الاحتجاج علی أهل اللجاج، احمد بن علی طبرسی، ج ۱، ص ۷۵، عبارت «منّاً منه عليّ وإحساناً منه إليّ».
- ↑ قرآن کریم، سورهٔ آل عمران، آیهٔ ۱۶۴.
- ↑ الاحتجاج علی أهل اللجاج، احمد بن علی طبرسی، ج ۱، خطبهٔ غدیر، بخش نهی از منّتگذاری به سبب اسلام آوردن.
- ↑ قرآن کریم، سورهٔ حجرات، آیهٔ ۱۷.
- ↑ قرآن کریم، سورهٔ بقره، آیهٔ ۲۶۴.
- ↑ الاحتجاج علی أهل اللجاج، احمد بن علی طبرسی، ج ۱، ص ۷۵.
- ↑ إقبال الأعمال، سیدعلی بن موسی ابن طاووس، بخش اعمال روز غدیر، روایت فضیلت روز غدیر از امام رضا علیه السلام، عبارت «وهو يوم التهنئة»؛ در ارجاع چاپیِ معرفیشده: ج ۱، ص ۴۶۴.
منابع
- قرآن کریم.
- الاحتجاج علی أهل اللجاج، احمد بن علی طبرسی، تعلیق محمدباقر موسوی خرسان، نجف اشرف: دار النعمان للطباعة والنشر.
- معجم مقاییس اللغة، احمد بن فارس، تحقیق عبدالسلام محمد هارون.
- لسان العرب، محمد بن مکرم ابن منظور.
- تاج العروس من جواهر القاموس، محمدمرتضی زبیدی.
- جمهرة اللغة، محمد بن حسن ابن درید.
- القاموس المحیط، محمد بن یعقوب فیروزآبادی.
- المصباح المنیر، احمد بن محمد فیومی.
- مجمع البحرین، فخرالدین طریحی.
- الکافی، محمد بن یعقوب کلینی.
- تهذیب الأحکام، محمد بن حسن، شیخ طوسی.
- بحار الأنوار، محمدباقر مجلسی.
- الأمالی، محمد بن علی بن بابویه، شیخ صدوق.
- إقبال الأعمال، سیدعلی بن موسی ابن طاووس.
