امام کاظم علیه السلام
امام موسی بن جعفر علیه السلام، هفتمین امام شیعیان، در ذِیالحجه ۱۲۷ هجری در «ابواء» (میان مکه و مدینه) متولد شد. کنیههای مشهور ایشان ابوالحسن (اول)، ابوابراهیم و ابوعلی، و لقبهای برجستهشان «کاظم» و «عبد صالح» است. مدت امامت آن حضرت سی و پنج سال (از ۱۴۸ تا ۱۸۳ ق) بود و در این دوره با خلفای عباسی (منصور، مهدی، هادی و هارون الرشید) همعصر بود. ایشان عابدترین، زاهدترین، فقیهترین و سخاوتمندترین فرد زمان خود بودند؛ شبها برای فقرای مدینه آذوقه میبردند و در زندان نیز شکرگزار فرصت عبادت بودند. سرانجام به دستور هارون الرشید در زندان سندی بن شاهک مسموم شد و در ۲۵ رجب سال ۱۸۳ ق به شهادت رسید؛ پیکرشان در مقابر قریش (کاظمین، بغداد) دفن گردید.
| نام | موسی بن جعفر |
|---|---|
| نسب | موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابیطالب بن عبدالمطلب بن هاشم |
| کنیه | ابوالحسن (اول)، ابوابراهیم، ابوعلی |
| لقب | کاظم، عبد صالح، صابر، امین، نفس زکیه، وفیّ، زاهر |
| زادروز | ذِیالحجه ۱۲۷ق،و بنا بر قولی ۷ صفر سال ۱۲۸ ق |
| زادگاه | ابواء (منزلی میان مکه و مدینه) |
| شهادت | ۲۵ رجب سال ۱۸۳ هجری قمری (به قولی ۲۴ رجب) |
| قاتل | سندی بن شاهک (به دستور هارون الرشید) |
| محل دفن | کاظمین، بغداد، عراق (حرم کاظمین) |
| طول عمر | ۵۵ سال |
| والدین | پدر: امام جعفر صادق علیهالسلام مادر: حمیده مصفاة |
| همسران | نجمه (مادر امام رضا علیهالسلام) |
| فرزندان | علی بن موسی الرضا علیه السلام، معصومه سلام الله علیها، ابراهیم، عباس، قاسم، اسماعیل، جعفر، هارون، حسن، احمد، محمد، حمزه، عبدالله، اسحاق، عبیدالله، زید، حسین، فضل، سلیمان، فاطمه کبری، فاطمه صغری، رقیه، حکیمه، ام ابیها، رقیه صغری، کلثوم، ام جعفر، لبانه، زینب، خدیجه، علیه، آمنه، حسنه، بریهه، عائشه، ام سلمه، میمونه، ام کلثوم |
| پس از | امام جعفر صادق علیهالسلام |
| پیش از | امام علی بن موسی الرضا علیهالسلام |
| مدت امامت | ۳۵ سال (۱۴۸ تا ۱۸۳ هجری قمری) |
| نقش | امام هفتم شیعیان |
| حوادث | پیدیش اسماعیلیه، ناووسیه و فطحیه، زندانهای متوالی به دستور هارون الرشید، مناظره با هارون، واقعه فخ (۱۶۹ق) |
| مخالفان | هارون الرشید، سندی بن شاهک، یحیی بن خالد برمکی |
| یاران برجسته | علی بن یقطین، هشام بن حکم، صفوان جمال، مفضل بن عمر |
| حاکمان همعصر | منصور دوانیقی (۱۳۶-۱۵۸ق)، مهدی عباسی (۱۵۸-۱۶۹ق)، هادی عباسی (۱۶۹ق)، هارون الرشید (۱۷۰-۱۹۳ق) |
| احادیث مشهور | دعای جوشن کبیر، صغیر و... |
| آثار مرتبط | مُسنَد الامام الکاظم، حیاة الامام موسی بن جعفر و... |
زندگی نامه
ولادت
امام موسی بن جعفر علیه السلام در روز یکشنبه هفتم ماه صفر سال ۱۲۸ هجری قمری در «ابواء» به دنیا آمد. ابواء نام منزلی است که میان مکه و مدینه واقع شده است.[۱] در منابع دیگر نیز ولادت ایشان در روز هفتم صفر سال ۱۲۸ تأیید شده است.[۲]
داستان ولادت آن حضرت از زبان ابوبصیر چنین نقل شده است: در سالی که امام موسی علیه السلام متولد شد، من در خدمت امام صادق علیه السلام به سفر حج رفتم. چون به منزل ابواء رسیدیم، حضرت برای ما چاشت خواست. در اثنای طعام، پیکی از جانب حمیده (مادر امام علیه السلام) به خدمت آن حضرت آمد و عرض کرد که آثار وضع حمل در من ظاهر شده است و شما فرموده بودید که چون اثر ظاهر شود تو را خبر کنم که این فرزند مثل فرزندان دیگر نیست. امام صادق علیه السلام شاد و خوشحال برخاست و متوجه خیمه حرم شد. پس از اندکی بازگشت در حالی که شکفته و خندان بود. ابوبصیر عرض کرد: فدایت شوم، حمیده چه چیزی به تو خبر داد؟ حضرت فرمود: حمیده گفت چون آن مولود مبارک به زمین آمد، دستهای خود را بر زمین گذاشت و سر خود را به سوی آسمان بلند کرد. من به او گفتم چنین است علامت ولادت حضرت رسالت و هر امامی که بعد از او هست.[۳]
اسم و لقب و کنیه
نام شریف آن حضرت «موسی» و کنیه مشهورش «ابوالحسن» (که در میان اهل حدیث به «ابوالحسن اول» معروف است) و نیز «ابوابراهیم» و «ابوعلی» ذکر شده است.[۴] همچنین آن حضرت به «عبد صالح» و «نفس زکیه» و «زین المجتهدین» و «وفیّ» و «صابر» و «امین» و «زاهر» نیز ملقب بوده است.[۵]
لقب مشهور آن حضرت «کاظم» است، به معنی خاموش و فروبرنده خشم. چه آن حضرت از دست دشمنان آنچه کشید، بر ایشان نفرین نکرد. ابن اثیر که از متعصبان اهل سنت است، گفته: «آن حضرت را کاظم لقب دادند به جهت آنکه احسان میکرد با هر کس که با او بدی میکرد و این عادت او بود همیشه».[۶] در منابع دیگر نیز دلیل این لقب، کظم غیظ (فروبردن خشم) و صبر بر آنچه از دست ظالمان بدو رسید، بیان شده است.[۷]
اصحاب آن حضرت گاهی به جهت تقیه از آن جناب به «عبد صالح» و گاهی به «فقیه» و «عالم» تعبیر میکردند. در میان مردم به «باب الحوائج» معروف است و توسل به آن حضرت برای کلیه حوائج خصوصا شفای امراض و دردها، به ویژه درد چشم، مجرب دانسته شده است.[۸]
نقش خاتم آن حضرت «حسبی الله» و به روایت دیگر «الملک لله وحده» بوده است.[۹] در منابع دیگر نیز از امام رضا علیه السلام نقل شده که نقش خاتم پدرش «حسبی الله» بود و آن حضرت انگشتر را به ایشان نشان داد.[۱۰]
همسر و مادر امام علیه السلام
مادر آن حضرت «حمیده مصفاة» نام داشت که کنیز و ام ولد بود و از اشراف و بزرگان به شمار میرفت. امام صادق علیه السلام درباره او فرمود: «حمیده مصفاة من الأدناس کسبیکة الذهب، ما زالت الأملاک تحرسها، حتی أدیت إلیّ کرامة من الله لی و الحجة من بعدی»؛ یعنی حمیده تصفیه شده از هر دنس و چرکی مانند شمش طلا، پیوسته ملائکه او را حراست و پاسبانی مینمودند تا به من رسید به سبب آن کرامتی که از حق تعالی است برای من و حجت بعد از من.[۱۱] در منابع دیگر از او با عنوان «حمیده بربریه» و «حمیده اندلسیه» نیز یاد شده است.[۱۲]
درباره شخصیت علمی حمیده، مؤلف «جلاء العیون» میگوید: «آنچه بر من ظاهر شده از بعض روایات آن است که آن مخدره چندان فقیهه و عالمه به احکام و مسایل بوده که حضرت صادق علیه السلام زنها را امر میفرمود که رجوع به او نمایند در اخذ مسایل و احکام دین».[۱۳]
اولاد و فرزندان
در تعداد اولاد حضرت موسی کاظم علیه السلام اختلاف است. ابن شهرآشوب گفته است: اولاد آن حضرت فقط سی نفر است.[۱۴] صاحب عمدة الطالب گفته است که از برای آن حضرت شصت اولاد بوده، سی و هفت دختر و بیست و سه پسر.[۱۵] شیخ مفید فرموده که آنها سی و هفت نفر میباشند: هیجده تن ذکور و نوزده تن اناث، و اسامی ایشان بدین قرار است: علی بن موسی الرضا علیه السلام، ابراهیم، عباس، قاسم، اسماعیل، جعفر، هارون، حسن، احمد، محمد، حمزه، عبدالله، اسحاق، عبیدالله، زید، حسین، فضل، سلیمان؛ و دختران: فاطمه کبری، فاطمه صغری، رقیه، حکیمه، ام ابیها، رقیه صغری، کلثوم، ام جعفر، لبانه، زینب، خدیجه، علیه، آمنه، حسنه، بریهه، عائشه، ام سلمه، میمونه، ام کلثوم.[۱۶]
در عمدة الطالب از شیخ ابونصر بخاری نقل شده که شیخ تاج الدین گفته است: اعقاب حضرت کاظم علیه السلام از سیزده اولادش است که چهار نفر آنها اولادشان بسیار شده: حضرت رضا علیه السلام، ابراهیم مرتضی، محمد عابد و جعفر؛ چهار نفر دیگر اولادشان نه بسیار بوده و نه کم: زید النار، عبدالله، عبیدالله و حمزه؛ و پنج نفر دیگر کم اولاد بودند: عباس، هارون، اسحاق، حسین و حسن.[۱۷] نوادگان امام کاظم علیه السلام به سادات موسوی شهرت دارند.[۱۸]
فضائل و مناقب
شیخ مفید در الارشاد درباره آن حضرت مینویسد: «موسی بن جعفر علیه السلام أجل ولد أبی عبدالله قدراً و أعظمهم محلاً و أبعدهم فی الناس صیتاً، و لم یر فی زمانه أسخى منه و لا أكرم نفساً و عشرة، و کان أعبد أهل زمانه و أورعهم و أجلهم و أفقههم».[۱۹] یعنی موسی بن جعفر ارجمندترین فرزند امام صادق علیه السلام از نظر قدر و منزلت و دورترین آنان در شهرت بود. در زمانه خود سخاوتمندتر و بزرگوارتر از او دیده نشد و عابدترین، پرهیزگارترین، ارجمندترین و فقیهترین مردم زمان خویش بود.
ابن شهرآشوب نیز نوشته است: «کان أفقه أهل زمانه و أحفظهم لکتاب الله و أحسنهم صوتاً بالقرآن، فکان إذا قرأ تحزن و بکی و بکی السامعون لتلاوته، و کان أجل الناس شأناً و أعلاهم فی الدین مکاناً و أفصحهم لساناً و أشجعهم جناناً».[۲۰] یعنی او فقیهترین مردم زمان خود و حافظترین آنان به کتاب خدا و خوشصداترین در تلاوت قرآن بود. هنگامی که تلاوت میکرد، اندوهگین میشد و میگریست و شنوندگان نیز از تلاوت او میگریستند. او ارجمندترین مردم از نظر شأن و بلندمرتبهترین در دین و فصیحترین در گفتار و دلیرترین بود.
ادله امامت
امام کاظم علیه السلام مانند سایر ائمه معصوم علیهم السلام از دو نوع نص بر امامت خویش برخوردار بود: نصوص عام که امامت همه ائمه را اثبات میکند و نصوص خاص که اختصاص به هر یک از ائمه دارد. در اینجا به چند نمونه از نصوص خاص اشاره میشود:
نص اول: معاذ بن کثیر گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: از خدایی که این مقام را به شما روزی کرده میخواهم که تا پیش از وفات [شما] مانند آن را به نسل شما هم روزی کند. حضرت فرمود: خدا این کار را کرده است. عرض کردم: قربانت گردم، او کیست؟ اشاره به عبد صالح (از القاب امام کاظم علیه السلام) کرد که خوابیده بود و فرمود: «هذا الراقد».[۲۱]
نص دوم: مفضل بن عمر گوید: خدمت امام صادق علیه السلام بودم که ابو ابراهیم (موسی بن جعفر علیه السلام) وارد شد در حالی که او جوانی بود. امام علیه السلام فرمودند: «وصیت مرا درباره این بپذیر و امر [امامت] او را با هر کدام از اصحابت که مورد اطمینان است در میان بگذار».[۲۲]
نص سوم: عبدالرحمن بن حجاج گوید: بر جعفر بن محمد علیه السلام در منزلش وارد شدم. او در مسجد خود مشغول دعا بود و موسی بن جعفر در سمت راست او بود و بر دعا آمین میگفت. عرض کردم: فدایت شوم، پس از شما صاحب امر کیست؟ فرمود: «ای عبدالرحمن، موسی زره پوشیده است و بر تن او راست شده است».[۲۳]
پس از شهادت امام صادق علیه السلام، شیعیان دچار اختلاف شدند. گروهی (ناووسیه) گفتند امام صادق علیه السلام نمرده است و او قائم است. گروهی (فطحیه) به امامت عبدالله بن جعفر (که فطحیه نامیده شدند) قائل شدند. گروهی (اسماعیلیه و قرامطه) به امامت اسماعیل بن جعفر یا فرزندش محمد معتقد شدند. اما جمهور شیعیان (امامیه) به امامت موسی بن جعفر علیه السلام اعتقاد یافتند و با توجه به نصوص فراوانی که از پدر و جدش رسیده بود، ایشان را به عنوان امام پس از امام صادق علیه السلام پذیرفتند.[۲۴]
معجزات و کرامات
یکی از راههای اثبات امامت، معجزه و کرامت است. در منابع، معجزات متعددی از امام کاظم علیه السلام نقل شده است:
۱. آگاهی به زبانهای مختلف: احمد بن مهران از ابی بصیر روایت کرده که به امام موسی بن جعفر علیه السلام عرض کردم: قربانت گردم، امام به چه چیز شناخته میشود؟ حضرت فرمود: به خصلتهایی از جمله این که از پدرش سخنی درباره امامت او صادر شده باشد، و اینکه به هر زبانی با مردم گفتگو کند. سپس فرمود: ای ابا محمد تا برنخاستهای یکی از این نشانهها را به تو نشان خواهم داد. ناگاه مردی از اهل خراسان وارد شد و به زبان عربی سخن گفت. امام به فارسی پاسخش را داد. خراسانی گفت: به خدا سوگند، من به فارسی با شما سخن نگفتم زیرا گمان کردم شما فارسی را خوب نمیدانید. حضرت فرمود: سبحان الله، اگر من نتوانم به خوبی پاسخ تو را بدهم، پس برتری من بر تو در شایستگی منصب امامت چیست؟ سپس فرمود: ای ابا محمد، همانا امام کسی است که زبان هر یک از مردم و همچنین زبان پرنده و هر جانداری را به خوبی بداند.[۲۵]
۲. ماجرای علی بن یقطین و وضو: محمد بن مفضل روایت میکند که در میان اصحاب در مورد مسح پا در وضو اختلاف شد. علی بن یقطین (وزیر هارون) نامهای به امام نوشت. امام در پاسخ نوشت: «من به تو امر میکنم که در وضو سه بار آب در دهان کنی و سه بار آب در بینی و سه بار روی خود را بشویی و محاسن خود را خلال کنی و هر دو دست خود را تا مرفق سه بار و تمام سر و ظاهر هر دو گوش و باطن آن را مسح کنی و سه بار هر دو پا را تا کعبین بشویی.» بدگویان نزد هارون گفتند علی بن یقطین رافضی است. هارون تصمیم گرفت او را با وضو گرفتنش امتحان کند. علی بن یقطین به دستور امام عمل میکرد. هارون از پشت دیوار وضوی او را کامل دید و گفت: «دروغ گفت آن که گمان کرد تو از روافض هستی». پس از آن ماجرا، نامهای از امام به او رسید که فرموده بود: «در وضو ابتدا یکبار صورت خود را به قصد واجب بشوی و یکبار دیگر به قصد استحباب و دستهای خود را از مرفق... مسح کن؛ به تحقیق آنچه را بر تو میترسیدیم زایل شد».[۲۶]
سیره عبادی
بر اساس منابع شیعه و سنی، امام کاظم علیه السلام بسیار اهل عبادت بود و به همین دلیل «عبد صالح» نامیده شد. شیخ مفید او را عابدترین مردم زمان خود دانسته و گزارش کرده است که آن حضرت چنان از ترس خدا گریه میکرد که محاسنش از اشک خیس میشد. او نمازهای نافله شب را تا صبح ادامه میداد و پس از آن تا طلوع آفتاب به تعقیب میپرداخت.[۲۷] دعای «عَظُمَ الذَّنْبُ مِنْ عَبْدِكَ فَلْيَحْسُنِ الْعَفْوُ مِنْ عِنْدِكَ» را تکرار میکرد و در سجده دعای «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الرَّاحَةَ عِنْدَ الْمَوْتِ وَ الْعَفْوَ عِنْدَ الْحِسَابِ» را میخواند.[۲۸]
هنگامی که به دستور هارون به زندان منتقل شد، خدا را سپاس میگفت که فرصتی برای عبادت یافته است: «خدایا همواره از تو فراغتی برای عبادتت طلب میکردم و تو آن را برایم فراهم کردی؛ پس تو را سپاس میگویم».[۲۹]
سیره اخلاقی
امام کاظم علیه السلام به بردباری و سخاوت شهره بود. شیخ مفید او را بخشندهترین مردم زمان خود دانسته که شبها برای فقیران مدینه آذوقه میبرد.[۳۰] ابن عنبه گفته است: او شبها از خانه بیرون میرفت و کیسههایی از درهم همراه داشت و به هر کس میرسید میبخشید تا بدانجا که کیسههای پول او ضربالمثل شد.[۳۱] در منابع آمده که موسی بن جعفر به کسانی که به او آزار میرساندند نیز بخشش میکرد و وقتی به او خبر میدادند فردی در صدد اذیت او بوده، برایش هدیه میفرستاد.[۳۲]
علامه مجلسی به نقل از منابع، آداب و کرامات اخلاقی ایشان را فراوان ذکر کرده، از جمله اینکه آن حضرت از دست دشمنان آنچه کشید، بر ایشان نفرین نکرد و حتی در ایام حبس مکرر در کمینش درآمدند ولی یک کلمه سخن خشمآمیز از او نشنیدند.[۳۳] شیخ مفید او را کوشاترین فرد در صله رحم با خانواده و دیگر بستگان دانسته است.[۳۴]
داستان توبه بشر حافی تحت تأثیر سخنان و اخلاق امام کاظم علیه السلام نیز در منابع نقل شده است.[۳۵]
سیره سیاسی
امام کاظم علیه السلام در شرایطی به امامت رسید که حاکمان عباسی – منصور دوانیقی (۱۳۶-۱۵۸ق)، مهدی عباسی (۱۵۸-۱۶۹ق)، هادی عباسی (۱۶۹ق) و هارون الرشید (۱۷۰-۱۹۳ق) – خلافت را بر عهده داشتند. مدت امامت آن حضرت سی و پنج سال به طول انجامید و در سن بیست سالگی منصب امامت به وی رسید.[۳۶]
برخی منابع گفتهاند امام کاظم علیه السلام به شیوههای مختلف از جمله مناظره و عدم همکاری، بر عدم مشروعیت خلفای عباسی تأکید میکرد و میکوشید اعتماد مردم را نسبت به آنان سست کند.[۳۷] از جمله:
در مواردی که خلفای عباسی با انتساب خود به پیامبر صلی الله علیه وآله در صدد مشروعیتبخشی به حکومت خود بودند، امام نسب خود را مطرح میکرد و نشان میداد که او از عباسیان به پیامبر نزدیکتر است. در گفتوگویی میان او و هارون عباسی، امام علیه السلام با تکیه بر آیه مباهله، انتساب خود به پیامبر را از طریق مادرش حضرت زهرا سلام الله علیها اثبات کرد.[۳۸]
هنگامی که مهدی عباسی «ردّ مظالم» میکرد، امام کاظم علیه السلام فدک را از او مطالبه کرد. مهدی از او خواست حدود فدک را مشخص کند و امام مرزهایی تعیین کرد که با قلمرو حکومت عباسیان برابری میکرد.[۳۹] در مناقب ابن شهرآشوب نقل شده که این ماجرا با هارون نیز رخ داد و باعث خشم هارون شد.[۴۰]
امام هفتم اصحاب خود را به عدم همکاری با عباسیان سفارش میکرد. از جمله صفوان جمال را از کرایه دادن شتران خود به هارون منع کرد.[۴۱] در عین حال از علی بن یقطین که در حکومت هارون عهدهدار وزارت بود، خواست در دربار بماند و به شیعیان خدمت کند و تضمین داد که گرفتار قتل، سختی و زندان نشود.[۴۲]
موضع امام در برابر قیامهای علویان
دوران امام کاظم علیه السلام با قیامهایی از سوی علویان علیه عباسیان همراه بود. از جمله قیام «شهید فخ» در سال ۱۶۹ق به رهبری حسین بن علی بن حسن معروف به «صاحب فخ». ابن طاووس از عالمان شیعه نقل کرده که هادی عباسی، قیام صاحب فخ را مستند به دستور امام کاظم علیه السلام دانسته است.[۴۳] اما بر اساس روایت کلینی، هنگامی که صاحب فخ قیام کرد، امام کاظم علیه السلام را به بیعت فراخواند، اما امام با رد بیعت، از او خواست وی را به بیعت وادار نکند.[۴۴] برخی محققان معتقدند امام از روی تقیه، او را از قیام منع کرد، ولی در باطن از اقدام او راضی بود، همچنان که پس از شهادتش برای او طلب رحمت کرد.[۴۵]
در هر صورت، امام کاظم علیه السلام خود در این قیامها شرکت نکرد و موضع صریحی از حضرت علیه السلام در تأیید یا رد آنها گزارش نشده است.[۴۶]
اصحاب
علی بن یقطین، هِشام بن حکم، هِشام بن سالم، محمد بن ابیعُمیر، حَمّاد بن عیسی، یونس بن عبدالرحمن، صفوان بن یحیی و صفوان جمال از اصحاب امام کاظم علیه السلام بودند[۴۷]، که برخی از آنان مانند صفوان بن یحیی و محمد بن ابیعمیر در شمار اصحاب اجماع ذکر شدهاند. [۴۸]پس از شهادت امام کاظم علیه السلام، شماری از اصحاب او از جمله علی بن ابیحمزه بَطائنی، زیاد بن مروان و عثمان بن عیسی امامت علی بن موسی الرضا علیه السلام را نپذیرفتند و در امامت موسی بن جعفر علیه السلام توقف کردند. [۴۹]این گروه، با عنوان واقفیه مشهور شدند. البته بعدها برخی از آنان امامت حضرت رضا علیه السلام را پذیرفتند.
شهادت
روزهای آخر عمر امام کاظم علیه السلام در زندان سندی بن شاهک سپری شد. شیخ مفید گفته است سندی به دستور هارون عباسی امام را مسموم کرد و امام سه روز پس از آن به شهادت رسید.[۵۰] بنابر قول مشهور، شهادت آن حضرت در روز جمعه، ۲۵ رجب سال ۱۸۳ هجری قمری در بغداد رخ داده است.[۵۱] به گفته شیخ مفید، شهادت امام در ۲۴ رجب بوده است.[۵۲] سن آن حضرت در هنگام شهادت پنجاه و پنج سال بوده است.[۵۳]
پس از شهادت، سندی بن شاهک برای این که جلوه دهد امام به مرگ طبیعی از دنیا رفته است، عدهای از فقها و سرشناسان بغداد را حاضر کرد و پیکر امام را به آنها نشان داد تا ببینند در بدن امام جراحتی وجود ندارد. همچنین به دستور او پیکر امام را روی پل بغداد قرار دادند و اعلام کردند موسی بن جعفر به مرگ طبیعی از دنیا رفته است.[۵۴] برای این کار دو دلیل ذکر شده است: اثبات مرگ طبیعی و باطل کردن باور کسانی که به مهدویت او اعتقاد داشتهاند.[۵۵]
آرامگاه
پیکر موسی بن جعفر علیه السلام را در مقبره خانوادگی منصور دوانیقی که به «مقابر قریش» شهرت داشت، دفن کردند. به گفته اثبات الوصیه، امام خود پیش از وفاتش این مکان را خریداری کرده بود.[۵۶] عباسیان برای آنکه مبادا مکان دفن او محل تجمع شیعیان شود، او را در آن مکان دفن کردند.[۵۷] مدفن او به «حرم کاظمین» مشهور است که در کاظمین بغداد قرار دارد و امروز زیارتگاه مسلمانان به ویژه شیعیان است. بر پایه روایتی از امام رضا علیه السلام، ثواب زیارت قبر امام کاظم علیه السلام با زیارت قبر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله، حضرت علی علیه السلام و امام حسین علیه السلام برابری میکند.[۵۸]
احتجاج موسی بن جعفر علیه السلام با غدیر
مقاله اصلی: "احتجاج امام کاظم علیه السلام با غدیر"
يكى از شاخص هاى زندگى معصومین علیهم السلام تبلیغ غدير به شكل هاى مختلف است. از جمله تبليغ غدير توسط امام کاظم عليه السلام است. حضرت علیه السلام در مناسبتها و فرصتهای به دست آمده، به «حدیث غدیر» و «ماجرای غدیر» اشاره می کرد و مردم را از حقیقت ماجرا مطلع می ساخت.
پانویس
- ↑ ترجمه إعلام الورى، ص۴۰۱
- ↑ جلاء العیون، علامه مجلسی، ص۸۹۱
- ↑ جلاء العیون، ص۸۹۳، به نقل از کلینی و صفار
- ↑ ترجمه إعلام الورى، ص۴۰۱؛ أنیس المؤمنین، حموی، ص۱۹۳
- ↑ بحار الأنوار، مجلسی، ج۴۸، ص۱۰
- ↑ تاریخ ابن اثیر، ج۶، ص۱۶۴
- ↑ أعیان الشیعة، محسن امین، ج۲، ص۵
- ↑ جلاء العیون، ص۸۹۱
- ↑ جلاء العیون، ص۸۹۱؛ إعلام الورى، ترجمه، ص۴۰۱
- ↑ أعیان الشیعة، ج۲، ص۵
- ↑ إثبات الهداة، حر عاملی، ج۴، ص۲۲۱، به نقل از کلینی
- ↑ أعیان الشیعة، ج۲، ص۵
- ↑ جلاء العیون، ص۸۹۳
- ↑ مناقب ابن شهرآشوب، ج۴، ص۳۴۹
- ↑ عمدة الطالب، ص۱۹۶؛ به نقل از أنیس المؤمنین، ص۱۹۳
- ↑ ارشاد شیخ مفید، ج۲، ص۲۴۴؛ أنیس المؤمنین، ص۱۹۳
- ↑ عمدة الطالب، ص۱۹۷
- ↑ سمعانی، الانساب، ج۱۲، ص۴۷۸
- ↑ أعیان الشیعة، ج۲، ص۶-۷
- ↑ أعیان الشیعة، ج۲، ص۷
- ↑ کافی، کلینی، ج۲، ص۸۲؛ إعلام الورى، ترجمه، ص۴۰۳-۴۰۴
- ↑ کافی، ج۲، ص۸۳
- ↑ الإرشاد، مفید، ج۲، ص۲۱۷
- ↑ ترجمه إعلام الورى، ص۴۰۲-۴۰۴
- ↑ کشف الغمة، اربلی، ج۳، ص۲۱؛ الإرشاد، مفید، ج۲، ص۲۱۷
- ↑ کشف الغمة، ج۳، ص۲۳-۲۵
- ↑ أعیان الشیعة، ج۲، ص۶-۷
- ↑ الإرشاد، مفید، ج۲، ص۲۳۲-۲۳۱؛ بحار الانوار، ج۴۸، ص۱۱
- ↑ مکارم الاخلاق، طبرسی، ص۹۱
- ↑ الإرشاد، مفید، ج۲، ص۲۳۲-۲۳۱
- ↑ عمدة الطالب، ابن عنبه، ص۱۷۷
- ↑ تاریخ بغداد، بغدادی، ج۱۳، ص۳۰
- ↑ جلاء العیون، ص۸۹۱
- ↑ الإرشاد، ج۲، ص۲۳۲
- ↑ منهاج الکرامة، حلی، ص۵۹؛ بحار الانوار، ج۴۸، ص۱۳۴
- ↑ ترجمه إعلام الورى، ص۴۰۱
- ↑ حیات سیاسی و فکری امامان شیعه، جعفریان، ص۴۰۶
- ↑ عیون اخبار الرضا، صدوق، ج۱، ص۸۴-۸۵؛ الاتحاف بحب الاشراف، شبراوی، ص۲۹۵
- ↑ تهذیب الاحکام، طوسی، ج۴، ص۱۴۹؛ حیاة الامام موسی بن جعفر، قرشی، ص۴۷۲
- ↑ مناقب، ج۳، ص۴۳۵
- ↑ رجال کشی، کشی، ص۴۴۱
- ↑ رجال کشی، ص۴۳۳؛ بحار الانوار، ج۷۵، ص۳۵۰
- ↑ مهج الدعوات، سید ابن طاووس، ص۲۱۸
- ↑ الکافی، کلینی، ج۱، ص۳۶۶-۳۶۷
- ↑ تنقیح المقال، مامقانی، ج۲۲، ص۲۸۵-۲۸۷
- ↑ حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، جعفریان، ص۳۸۹
- ↑ قرشی، حیاة الامام موسی بن جعفر، ج۲، ۲۳۱.
- ↑ شیخ طوسی، اختیار معرفة الرجال، ص۵۹۰.
- ↑ طوسی، الغیبة، ص۶۵-۶۴.
- ↑ الإرشاد، مفید، ج۲، ص۲۴۲
- ↑ عیون اخبار الرضا، صدوق، ج۱، ص۹۹ و ۱۰۵
- ↑ الإرشاد، ج۲، ص۲۱۵
- ↑ ترجمه إعلام الورى، ص۴۰۱
- ↑ الإرشاد، مفید، ج۲، ص۲۴۲-۲۴۳؛ حیاة الامام موسی بن جعفر، قرشی، ج۲، ص۵۱۶-۵۱۷
- ↑ مقاتل الطالبیین، ابوالفرج اصفهانی، ص۴۱۷؛ کشف الغمه، اربلی، ج۲، ص۷۶۳
- ↑ اثبات الوصیه، مسعودی، ص۲۰۱
- ↑ مقاتل الطالبیین، ابوالفرج اصفهانی، ص۴۱۷
- ↑ الکافی، کلینی، ج۴، ص۵۸۳
منابع
- ابن اثیر، علی بن محمد. الکامل فی التاریخ، بیروت: دار صادر، ۱۳۸۵ق.
- ابن شهرآشوب مازندرانی، محمد بن علی. مناقب آل ابی طالب، نجف: المطبعة الحیدریة، ۱۳۷۹ق.
- ابن عنبه، احمد بن علی. عمدة الطالب فی انساب آل ابی طالب، قم: انتشارات انصاریان، ۱۴۱۷ق.
- ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین. مقاتل الطالبیین، بیروت: دار المعرفة، ۱۴۱۹ق.
- اربلی، علی بن عیسی. کشف الغمة فی معرفة الأئمة، تبریز: مکتبة بنی هاشمی، ۱۴۲۱ق.
- امین، سید محسن. أعیان الشیعة، بیروت: دار التعارف، ۱۴۰۳ق.
- بغدادی، خطیب. تاریخ بغداد، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۷ق.
- برقی، احمد بن محمد. المحاسن، قم: دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ش.
- حموی، محمد بن مکی. أنیس المؤمنین، قم: انتشارات کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی.
- حر عاملی، محمد بن حسن. إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۲۵ق.
- حلی، علامه. منهاج الکرامة فی معرفة الإمامة، تهران: انتشارات اسوه، ۱۳۷۹ش.
- جعفریان، رسول. حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، قم: نشر علم، ۱۳۸۱ش.
- حسنی، احمد بن ابراهیم. المصابیح، صنعا: مکتبة البدر، ۱۴۲۳ق.
- رازی، صاحب بن عباد. اخبار فخ، تحقیق ماهر جرّار، بیروت: دار الغرب الإسلامی، ۱۹۹۵م.
- شبراوی، عبدالله بن محمد. الاتحاف بحب الأشراف، قاهره: دار الکتب العربیة.
- صدوق، محمد بن علی. عیون أخبار الرضا، تهران: نشر جهان، ۱۳۷۸ق.
- طبرسی، حسن بن فضل. مکارم الأخلاق، قم: انتشارات شریف رضی، ۱۴۱۲ق.
- طوسی، محمد بن حسن. تهذیب الأحکام، تهران: دار الکتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.
- قرشی، باقر شریف. حیاة الامام موسی بن جعفر (ع)، بیروت: دار الأضواء، ۱۴۲۹ق.
- کلینی، محمد بن یعقوب. الکافی، تهران: دار الکتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.
- کشی، محمد بن عمر. رجال الکشی، مشهد: مؤسسة آل البیت، ۱۴۰۹ق.
- مجلسی، محمدباقر. بحار الأنوار، بیروت: مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۳ق.
- مجلسی، محمدباقر. جلاء العیون، تهران: انتشارات سرور، ۱۳۸۰ش.
- مسعودی، علی بن حسین. إثبات الوصیة، قم: انتشارات انصاریان، ۱۳۸۴ش.
- مفید، محمد بن محمد. الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم: کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
- سید ابن طاووس، علی بن موسی. مهج الدعوات و منهج العبادات، قم: انتشارات دار الذخائر، ۱۴۱۱ق.