پرش به محتوا

اميرالمؤمنين عليه السلام و شعر غدير

از ویکی غدیر

چه زیباست که صاحب غدیر درباره غدیرش بسراید و ما گوش به نوای جانفزای او بسپاریم. اما جالب تر آن است که بدانیم این اشعار در پاسخ به نماینده سقیفه است که خواست فخری بفروشد و سَری بلند کند. معاویه به حضرت نامه ای نوشت و در آن یادآور شد که من فضایل بسیاری دارم. از جمله اینکه در اسلام پادشاه شده‌ام!!

وقتی حضرت نامه او را خواند فرمود: آیا پسر هند جگرخوار فضایل خود را به رخ من می‌کشد؟ در پاسخ او این اشعار را بنویسید. سپس حضرت اشعاری سرودند که وجوب ولایت در غدیر را در آن بیان کردند، و رضایت امت در امر ولایت را گوشزد کردند، و با خطابی قاطع در آخر آن اشاره کردند که هر کس نمی‌پذیرد جا دارد از غصه بمیرد!

قسمتی از سروده مولی چنین است:

[۱]
وَ اَوْجَبَ لی وِلایَتَهُ عَلَیْکُمْ رَسُولُ اللَّهِ یَوْمَ غَدیرِ خُمٍّ
وَ اَوْصانِی النَّبِیُّ عَلَی اخْتِیارٍلاُمَّتِهِ رِضیً مِنْکُمْ بِحِلْمی
اَلا مَنْ شاءَ فَلْیُؤْمِنْ بِهذاوَ اِلاّ فَلْیَمُتْ کَمَداً بَغَمٍّ

یعنی: پیامبر صلی الله علیه و آله در روز غدیر خم ولایت خود نسبت به شما را برای من نیز واجب کرد. پیامبر صلی الله علیه و آله مرا در صاحب اختیاری امت وصی خود قرار داد، و این با رضایت شما به حکم من بود. آگاه باشید! هر کس می‌خواهد به این مطلب ایمان آورد و گرنه از غصه بمیرد![۲]

منابع

  • اسرار غدیر ص ۳۱۸.
  • چهارده قرن با غدیر: ص ۱۶۹.
  • غدیر از زبان مولی: ص ۲۷.
  • ژرفای غدیر: ص ۱۹۶.


پانویس

  1. روضة الواعظین: ص ۷۶. بحار الانوار: ج ۳۳ ص ۱۳۱ ح ۴۱۷ و ج ۳۸ ص ۲۳۸ ح ۳۹. دیوان امیرالمؤمنین علیه السلام: ص ۱۰۵.
  2. روضة الواعظین: ص ۷۶. بحار الانوار: ج ۳۸ ص ۲۳۸ ح ۳۹. دیوان امیرالمؤمنین علیه السلام: ص ۱۰۵.