تبع در آیات مربوط به غدیر
قوم تبع، دو بار در قرآن کریم، در سورههای دخان آیه ۳۷ و ق آیه ۱۴، یاد شده است. قرار گرفتن این قوم در کنار اقوامی همچون قوم نوح، اصحاب رسّ، ثمود، عاد، قوم فرعون، اخوان لوط و اصحاب ایکه، نشان میدهد که آنان نیز مانند دیگر نمونههای یاد شده، به عذاب الهی گرفتار آمدهاند.[۱]
قوم تبع
واژه «تبع» بر وزن «فُعَّل» در لغت، افزون بر نام نوعی پرنده، به معنای سایه نیز هست. جمع آن، اگرچه نامتعارف، «تبابعه» بیان شده است.[۲] برخی آن را به معنای «پیروی کردن» دانستهاند، از آن رو که پادشاهان ایشان از شیوه یکدیگر پیروی میکردهاند.[۳]
نام «تبع» همچون «فرعون» (برای شاهان مصر)، «نجاشی» (برای شاهان حبشه) و «کسری» (برای شاهان ایران)، نامی عام برای شاهان حمیر بوده که در یکی از ایشان تجلی قرآنی یافته است.[۴] سیوطی نیز تبع را در شمار قبایل قرآنی آورده است.[۵]
تبع در روایات
در روایات اسلامی، از تبع به عنوان پادشاهی از حمیر یمن یاد شده که ضمن لشکرکشیهای فراوان، سرزمینهای بسیاری را تحت سیطره خود درآورده بود.[۶] پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم لعن و نفرین او را ناصواب دانسته است.[۷]
برخلاف قوم وی که از نافرمانان و کافران شناسانده شدهاند، از تبع در شمار مؤمنان یاد شده است.[۸] این رویکرد سبب شده تا برخی تبع را نبی بدانند.[۹] روایاتی همچون شبیهانگاری تبع با داوود نبی علیه السلام[۱۰] و اشاره به دو قبر در یمن که بر آنها نام فرزندان تبع آمده و به عنوان مؤمن از آنها یاد شده است،[۱۱] در همین راستا قرار دارند.
ویژگیهای تاریخی
براساس روایات تاریخی، گروهی از پادشاهان حمیری یمن و نیز مناطق شِحر و حضرموت را «تبع» مینامیدهاند.[۱۲] قبایل متفرق حمیری در زمان نیای بزرگ تبابعه، حارث رائش، همه یکدست شدند و به فرمان او درآمدند.[۱۳] او با جنگاوری، غنایم فراوانی برای یمنیان به ارمغان آورد و تا هند و آذربایجان لشکر کشید.[۱۴]
شاخصترین تبع، شَمِر یَرعَش ابوکَرب است. او با لشکرکشیهای بسیار، سرزمینهای دوردستی را بر قلمرو خود افزود؛ از جمله حیره را به تصرف درآورد و مناطق داخلی ایران از جمله فارس، خوزستان و خراسان را فتح کرد و شهر «شمرکند» (سمرقند) را بنا نهاد.[۱۵]
تبع و آیین یهود
تبع اکبر (اسعد ابوکرب) که اشارۀ قرآنی به اوست، در زبور، ذکر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را دیده و پیشاپیش به او ایمان آورده بود.[۱۶] او برای ازمیانبردن مکه و مدینه لشکری آراست، اما دو تن از بزرگان دین یهود، با پیشبینی ظهور پیامبری عربتبار در این سرزمین، وی را از این کار بازداشتند. او به پاس احترام پیامبر آینده از جنگ دست کشید، بیتالله را به پوشش پردهای مزین کرد، خود دین یهودی را پذیرفت و به یمن بازگشت.[۱۷]
عاقبت قوم تبع
درباره عاقبت قوم، در روایات آمده است که آنان با نافرمانی، رسول خود را تکذیب کرده و به عذاب الهی گرفتار گشتند.[۱۸] با این حال، شخص تبع به عنوان مؤمنی خداپرست در شمار خوبان قرار میگیرد و این دوگونگی در نگاه روایی به تبع و قوم تبع قابل تبیین است.
پس از تبع اصغر، حکومت به دست خاندان عبید کلال افتاد که منابع آن را دوره افتراق پادشاهی حمیر گفتهاند.[۱۹] سرانجام با قتل ذوشناتر، قدرت در دست ذونواس قرار گرفت و دوران پادشاهی تبابعه به پایان رسید.
قوم تُبَّع در آیات مربوط به غدیر
قوم تُبَّع در آیات مربوط به غدیر مستحق عذاب الهی قلمداد شدند. در ذیل آیه غدیری ۷۱ سوره صافات «قوم تُبَّع» در کنار «اصحاب ایکه» از جمله اقوام مستحق عذاب برشمرده شدهاند: وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَکْثَرُ الْأَوَّلِینَ؛ قبل از آنان اکثر پیشینیان گمراه شدند .
به نقل از برخی منابع، آیه ۷۱ سوره صافات در متن خطبه غدیر چنین آمده است: مَعاشِرَ النّاسِ، قَدْ ضَلَّ قَبْلَكُمْ اكْثَرُ الاوَّلينَ؛ اى مردم، قبل از شما اكثر پيشينيان گمراه شدند.[۲۰]
در آیهای «قوم تُبَّع» در کنار «اصحاب ایکه» با کلمه «کلّ» آمده و همه آنان مستحق عذاب شمرده شدهاند: وَ أَصْحابُ الْأَیْکَةِ وَ قَوْمُ تُبَّعٍ، کُلٌّ کَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِیدِ؛ اصحاب ایْکَه و قوم تُبَّع، هر یک پیامبران را تکذیب کردند؛ و وعده عذاب را سزاوار شدند (ق:۱۴).[۲۱]
پانویس
- ↑ طبری، تاریخ، ج۱، ص۳۲۷؛ مقدسی، البدء و التاریخ، ج۳، ص۷۶؛ سیوطی، الدر المنثور، ج۵، ص۹۱
- ↑ ابن خلدون، العبر، ج۲، ص۵۸؛ قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۱۶، ص۱۴۵
- ↑ بخاری، صحیح، ج۴، ص۱۸۲۲
- ↑ نووی، تهذیب الاسماء و اللغات، ج۲، ص۳۷۴
- ↑ نووی، تهذیب الاسماء و اللغات، ج۲، ص۳۷۵
- ↑ طبری، تاریخ، ج۱، ص۴۲۹
- ↑ رویانی، المسند، ج۲، ص۲۳۲؛ طبری، تفسیر، ج۲۵، ص۱۲۹؛ قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۲، ص۱۲۵
- ↑ طوسی، التبیان، ج۹، ص۲۳۶؛ سیوطی، الدر المنثور، ج۷، ص۴۱۵
- ↑ طبری، تاریخ، ج۱، ص۴۲۹؛ بیضاوی، التفسیر، ج۵، ص۱۶۳
- ↑ ابن منظور، لسان، ذیل تبع
- ↑ طوسی، التبیان، ج۹، ص۲۳۶؛ قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۱۶، ص۱۴۵
- ↑ ابن خلدون، العبر، ج۲، ص۵۸
- ↑ طبری، تاریخ، ج۱، ص۴۲۹
- ↑ همان، ج۱، ص۴۲۹
- ↑ یاقوت، بلدان، ذیل سمرقند
- ↑ طبری، تاریخ، ج۱، ص۴۲۹؛ حمیری نشوان، شمس العلوم، ج۱، ص۲۱۴-۲۱۵
- ↑ ابن هشام، التیجان، ص۲۹۴؛ اصفهانی، الاغانی، ج۱۵، ص۴۴-۴۵
- ↑ سوره دخان، آیه ۳۷؛ سوره ق، آیه ۱۴
- ↑ حمزه اصفهانی، تاریخ سنی ملوک الارض، ص۱۰۴
- ↑ اسرار غدیر، ص۱۴۹، بخش۶.
- ↑ غدیر در قرآن، ج۲، ص۲۸۷–۳۰۶.
منابع
- قرآن کریم
- اسرار غدیر؛ محمدباقر انصاری، تهران: نشر تک، ۱۳۸۴ش.
- غدیر در قرآن، قرآن در غدیر؛ محمدباقر انصاری، قم: انتشارات دلیل ما، ۱۳۸۷ش.
- ابن خلدون، العبر، به کوشش خلیل شحاده و سهیل زکار، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م
- ابن منظور، لسان العرب
- ابن هشام، عبدالملک، التیجان، حیدرآباد دکن، ۱۳۴۷ق
- ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، به کوشش سمیر جابر، بیروت، دارالفکر
- بخاری، محمد، صحیح، به کوشش مصطفی دیب البغا، بیروت، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۷م
- بیضاوی، عبدالله، التفسیر، به کوشش عبدالقادر عرفات عشا حسنویه، بیروت، ۱۴۱۶ق/۱۹۹۶م
- حمزه اصفهانی، تاریخ سنی ملوک الارض والانبیاء، بیروت، دار مکتبة الحیاة
- حمیری نشوان، شمس العلوم، به کوشش عبدالله جرافی، بیروت، عالم الکتاب
- رویانی، محمد، المسند، به کوشش ایمن علی ابویمانی، قاهره، ۱۴۱۶ق
- سیوطی، الدر المنثور، بیروت، ۱۹۹۳م
- طبری، تاریخ الأمم و الملوک، بیروت، ۱۴۰۷ق
- طبری، تفسیر، بیروت، ۱۴۰۵ق
- طوسی، محمد، التبیان، به کوشش احمد حبیب قصیر عاملی، بیروت، دار احیاءالتراث العربی
- قرطبی، محمد، الجامع لاحکام القرآن، به کوشش احمد عبدالعلیم بردونی، قاهره، ۱۳۷۲ق
- مقدسی، مطهر، البدء و التاریخ، به کوشش کلمن هوار، پاریس، ۱۹۰۳م
- نووی، یحیی، تهذیب الاسماء و اللغات، بیروت، ۱۹۹۶م
- یاقوت حموی، معجم البلدان