حضرت آدم علیه السلام
حضرت آدم علیهالسلام که با القاب «ابوالبشر» (پدر انسانها)، «خلیفة الله» (جانشین خدا)، «ابوالوری»، «صفی الله»، «ابومحمد» و «معلم الاسماء» شناخته میشود، نخستین انسانی است که خداوند متعال آفریده و اولین پیامبر الهی و اولین خلیفه خدا بر روی زمین است. نام مبارک او بیست و پنج مرتبه در نه سوره قرآن کریم ذکر شده و سرگذشت او بهطور گسترده در سورههای بقره، اعراف، حجر، اسراء، کهف و طه آمده است. آنچه که درباره او در کتب تفسیر، تاریخ و حدیث آمده، مبتنی بر همین آیات قرآنی است.
| نام | آدم |
|---|---|
| کنیه | ابوالبشر |
| لقب | خلیفة الله، صفی الله، ابوالبشر، ابوالوری، معلم الاسماء |
| زادگاه | بهشت (جنة الخلد) |
| محل دفن | نجف (در کنار قبر امام علی علیهالسلام) به روایت مشهور؛ یا مکه (به روایتی دیگر) |
| طول عمر | حدود ۱۰۰۰ سال (به روایات مختلف) |
| والدین | (خلق شده از خاک و دمیده شدن روح الهی) |
| همسران | حوا (همسر و مادر انسانها) |
| فرزندان | قابیل، هابیل، شیث (و دیگر فرزندان) |
| پس از | نخستین پیامبر |
| پیش از | شیث نبی علیه السلام |
| نقش | اولین پیامبر الهی، اولین انسان، اولین خلیفه خداوند بر زمین |
| مخالفان | ابلیس (شیطان) |
| آثار مرتبط | صحف آدم (کتاب آسمانی منسوب به او) |
واژهشناسی
زبانهای سامی
واژه «آدم» از «اَدَم» عبری گرفته شده است، ولی ریشه اصلی آن در زبان عبری به درستی معلوم نیست. کلمه مؤنث آن «اَدَمَه» در عبری به معنی زمین یا خاک است. کاربرد دو صورت مذکر و مؤنث آن با هم در سفر پیدایش، معنی «خاکی» (ساخته شده از خاک) را القا میکند.[۱]
در زبان اکدی، «ادمو» به معنی خون است و «ادماتو» به معنی خاک سرخ و تیرهای است که در رنگرزی به کار میرفته. در اکدی کهن و بابلی کهن نیز به نامهای خاصّی برمیخوریم از قبیل «ا ـ د ـ مو» که به معنی «شخص مهم و شریف» است.[۲]
زبان عربی
در زبان عربی نیز ریشه «ادم» کاربردی گسترده دارد. راغب اصفهانی چهار وجه برای وجه تسمیه پدر مردمان به «آدم» برمیشمارد:[۳]
- چون جسم آدم از خاک روی زمین (ادیم) گرفته شده است.
- چون پوست او گندمگون (آدم) بوده است.
- چون او از درآمیخته شدن عناصر گوناگون و نیروهای مختلف آفریده شده است (اُدْمهَ: الفت و اختلاط).
- چون او از دمیده شدن روح الهی عطرآگین شده است (اِدام: آنچه طعام را خوشبو گرداند).
خلقت حضرت آدم علیهالسلام
آفرینش از خاک
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در خطبهای ارزشمند درباره نحوه خلقت حضرت آدم علیهالسلام از خاک میفرماید: «سپس خداوند سبحان از قسمتهای سخت و نرم زمین و شیرین و شورهزار آن، خاکی برداشت و بر آن آب ریخت تا پاک و خالص شد و با رطوبت بیامیختش تا آن که چسبناک گشت. آنگاه از آن هیکلی بیافرید، دارای اعضا و پیوندها و گسستگیها؛ مدتی مشخص و زمانی معلوم آن را بداشت تا این که خشکید و به هم پیوست و چون سفال سخت شد. آن گاه از روح خویش در آن دمید تا به صورت انسانی گردید صاحب ذهنهایی که آنها را به حرکت درمیآورد و اندیشهای که با آن (در کارهایش) دخل و تصرف میکند…»[۴]
گفتگوی خداوند با فرشتگان
پیش از خلقت آدم، خداوند به فرشتگان خود فرمود که میخواهد در روی زمین خلیفه و جانشینی برای خود قرار دهد. فرشتگان در پاسخ گفتند: «آیا در زمین کسی را قرار میدهی که در آن تبهکاری و خونریزی کند!؟»[۵]
مفسران در این باره سه قول مطرح کردهاند:
- پیش از مردم، جنّیان در زمین بودهاند و تباهی و خونریزی کردهاند و فرشتگان کار ایشان را بر آینده آدمی قیاس کردهاند.
- فرشتگان صرفاً از روی استفهام چنین گفتهاند.
- خدا خود به ایشان گفته بود که چنین خواهد شد، ولی بقیه فواید آفرینش آدم را از ایشان پوشیده داشته بود.[۶]
تعلیم اسماء
پس از آفرینش آدم، خداوند همه اسماء را به او آموخت. این تعلیم فقط اسامی موجودات نبود، بلکه راز نهفته و سری بود که فرشتگان آنها را از آدم آموختند. به قولی اسامی همه حجتهای خدا، اسامی سرزمینها، گیاهها، کوهها، بیابانها یا اسرار و خواص موجودات بود. قرآن کریم در این باره میفرماید: «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ کُلَّهَا».[۷]
سجده فرشتگان بر آدم
خداوند پس از آن که آفرینش آدم را کامل کرد و از روح خود در او دمید، به فرشتگان دستور داد که بر آدم سجده کنند. همه فرشتگان اطاعت کردند، به جز ابلیس که تکبر ورزید و از فرمان خدا سرپیچی کرد.[۸]
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام درباره علت این تکبر میفرماید: «به خلقت خود (از آتش) بر آدم فخر فروخت و به خاطر منشأ خود علیه او عصبیت به خرج داد… سوگند به خدا که او بر اصل و ریشه شما فخر فروخت و از حسب و نسب شما عیبگویی کرد… زنهار، زنهار، به خدا پناه برید از تکبر و عصبیت و فخرفروشیهای جاهلیت.»[۹]
سکونت در بهشت
فرمان الهی
خداوند پس از خلقت آدم، همسر او حضرت حوا را آفرید و هر دو را در بهشت اسکان داد و به آنها فرمود که از هر چیزی که میخواهند میتوانند بخورند، لذت ببرند و بهرهمند شوند، فقط به یک درخت ممنوعه نزدیک نشوند.[۱۰]
درخت ممنوعه
شیطان که از درگاه خدا رانده شده بود، با وسوسه و قسم دروغ، آدم و همسرش را فریب داد تا از آن درخت ممنوعه بخورند.[۱۱] این نافرمانی، هرچند از روی خطا و فراموشی بود، اما موجب شد که آن دو از بهشت رانده شوند.
هبوط به زمین
پس از خوردن از درخت ممنوعه، خداوند آدم و حوا را از بهشت خارج کرد. حضرت آدم به کوه صفا و حضرت حوا به کوه مروه فرود آمدند.
آدم چهل روز به سجده افتاد و از فراق بهشت گریه کرد و آنقدر نالید و با کلماتی که از خدا یادگرفت، توبه کرد. گویند که این کلمات، تمسک جستن به حق پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و امام علی علیهالسلام و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و امام حسن مجتبی علیهالسلام و امام حسین علیهالسلام بود. قرآن کریم میفرماید: «فَتَلَقَّیٰ آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَیْهِ».[۱۲]
امام صادق علیهالسلام در این باره میفرماید: خدای عزوجل به آدم علیهالسلام وحی فرمود: «من همه سخن را در چهار کلمه برای تو گرد میآورم… آن که اختصاص به من دارد، این است که مرا بندگی کنی و چیزی را شریکم نگردانی. آن که اختصاص به خودت دارد، این است که در برابر عمل تو پاداشی دهمت که بیش از هر چیز به آن محتاجی. آن که به رابطه میان من و تو مربوط میشود، این است که تو دعا کنی و من اجابت کنم و آن که به رابطه میان تو و مردم مربوط میشود، این است که برای مردم آن پسندی که برای خود میپسندی.»[۱۳]
فرزندان
از فرزندان حضرت آدم علیهالسلام هابیل و قابیل و حضرت شیث علیهالسلام میباشند. گفتهاند که حضرت آدم حدود هزار سال عمر کرد.
محل دفن
درباره محل دفن حضرت آدم علیهالسلام نقلهای تاریخی و روایات مختلفی وجود دارد. بسیاری از روایات محل دفن آن حضرت را در حرم خداوند (شهر مکه) بیان کردهاند.[۱۴]
امّا روایات دیگر محل دفن حضرت آدم علیهالسلام را شهر نجف و با محل دفن حضرت علی علیهالسلام یکی میدانند.[۱۵] تعارضی بین این روایات وجود ندارد، زیرا در جریان طوفان نوح، تابوت حضرت آدم نمایان شد و حضرت نوح علیهالسلام آن را همراه خود به کوفه آورد و در آنجا دفن کرد.[۱۶]
حضرت آدم در روایات
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «آدم پیش از آن که مرتکب گناه شود اجلش در برابر دیدگان او بود و آرزویش پشت سر او. اما چون گناه ورزید خداوند آرزویش را جلو چشم او نهاد و اجلش را پشت سر او، این است که تا دم مرگ آرزو دارد.»[۱۷]
نیز فرمودند: «إنَّ اللّهَ لَمّا أخرَجَ آدَمَ مِن الجَنّةِ زَوّدَهُ مِن ثِمارِ الجَنّةِ و عَلّمَهُ صَنعَةَ کلِّ شَیءٍ»؛ خداوند هنگامی که آدم را از بهشت بیرون کرد، توشه او را از میوههای بهشت قرار داد و فن ساختن هر چیزی را به او آموخت.[۱۸]
از سفارشهای حضرت آدم علیهالسلام به فرزندش شیث علیهالسلام: «هرگاه قصد کاری کردید، به پیامدهای آن بنگرید؛ اگر من در عاقبت کار خود اندیشیده بودم، آنچه به سرم آمده، نمیآمد… به دنیای فانی دل مبندید؛ زیرا من به بهشت جاویدان دل بستم اما با من وفا نکرد و از آن بیرون رانده شدم.»[۱۹]
حضرت آدم و غدیرخم
امام صادق علیه السلام فرمودند: إِنَّهُ الْیَوْمُ الَّذِی تَابَ اللَّهُ فِیهِ عَلَی آدَمَ فَصَامَ شُکْراً لِلَّهِ تَعَالَی ذَلِک الْیَوْمَ؛ غدیر روزی است که در آن روز خداوند توبه حضرت آدم علیهالسلام را پذیرفت، به همین خاطر حضرت آدم به پاس شکر این نعمت این روز را روزه گرفت
در روایت دیگر نیز چنین میخوانیم: برخی فکر میکنند روز عاشورا روزی است که خداوند توبه حضرت آدم علیه السلام را پذیرفت، در حالی که چنین نیست، و قبولی توبه آدم علیه السلام در ماه ذی الحجه بوده است.
بیشتر بخوانید: "آدم علیه السلام و غدیر"
صحیفههای آدم علیه السلام به عنوان نخستین کتابهای آسمانی و پیراهن آدم به عنوان میراثی الهی و بهشتی، دو ودیعه بزرگ از مواریث نبوت و امامت بهشمار میروند. صحیفههای آدم مشتمل بر معارف توحیدی، احکام الهی و بشارتهایی درباره پیامبر خاتم و اهل بیت علیهم السلام بود و به شیث و سپس به دیگر پیامبران منتقل گردید. پیراهن آدم نیز که از بهشت به زمین آورده شد، در مقاطع مهمی از تاریخ پیامبری (مانند نجات ابراهیم از آتش و درمان نابینایی یعقوب) نقش آفرید. این دو میراث، امروزه در نزد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف محفوظ است تا در روز ظهور، حامل پیام وحدت سلسله انبیا و حجت بر جهانیان باشد.
بیشتر بخوانید: "صحیفه و پیراهن آدم علیه السلام از ودایع امامت"
پانویس
- ↑ دایرةالمعارف جودائیکا، ج۲، ص۲۳۵
- ↑ دایرةالمعارف جودائیکا، ج۲، ص۲۳۵؛ هیستینگز، ج۱، ص۸۴
- ↑ مفردات القرآن، راغب اصفهانی، ج۱، ص۱۴
- ↑ بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج۱۱، ص۱۲۲
- ↑ سوره بقره، آیه ۳۰
- ↑ جامع البیان، طبری، ج۱، ص۱۵۸–۱۶۶؛ مجمع البیان، طبرسی، ج۱، ص۷۴
- ↑ سوره بقره، آیه ۳۱
- ↑ سوره بقره، آیه ۳۴؛ سوره اعراف، آیه ۱۱
- ↑ بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج۱۴، ص۴۶۵
- ↑ سوره بقره، آیه ۳۵
- ↑ سوره اعراف، آیه ۲۰–۲۲
- ↑ سوره بقره، آیه ۳۷
- ↑ بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج۷۵، ص۴۵۲
- ↑ الکافی، کلینی، ج۴، ص۲۱۴
- ↑ تهذیب الاحکام، طوسی، ج۶، ص۲۳
- ↑ تهذیب الاحکام، طوسی، ج۶، ص۲۳؛ بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج۹۷، ص۲۵۰
- ↑ نهج الفصاحه، پاینده، ص۲۷
- ↑ حکم النبی الأعظم، محمدی ری شهری، ج۲، ص۲۶۸
- ↑ بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج۱۱، ص۲۵۷
منابع
- القرآن الکریم
- الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، دار الکتب الإسلامیة، تهران، ۱۴۰۷ هجری قمری
- تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، دار الکتب الإسلامیة، تهران، ۱۴۰۷ هجری قمری
- بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، محمد باقر مجلسی، مؤسسة الوفاء، بیروت، ۱۴۰۳ هجری قمری
- مفردات القرآن، حسین بن محمد راغب اصفهانی، تحقیق ندیم مرعشلی، دارالکتاب العربی
- جامع البیان فی تفسیر القرآن، محمد بن جریر طبری، بیروت، ۱۴۱۲ هجری قمری
- مجمع البیان فی تفسیر القرآن، فضل بن حسن طبرسی، بیروت، ۱۴۰۳ هجری قمری
- قصص الانبیاء، قطب الدین راوندی، مرکز پژوهشهای اسلامی، مشهد، ۱۴۰۹ هجری قمری
- شرح الکافی (الاصول و الروضه)، محمدصالح مازندرانی، المکتبه الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۲ هجری قمری
- رجال الطوسی، شیخ طوسی، انتشارات جامعه مدرسین، قم، ۱۴۱۵ هجری قمری
- رجال البرقی، احمد بن محمد برقی، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۴۲ هجری شمسی
- نهج الفصاحه، ابوالقاسم پاینده، انتشارات جاویدان، تهران، ۱۳۶۱ هجری شمسی
- حکم النبی الأعظم صلی الله علیه و آله و سلم، محمدی ری شهری، دارالحدیث، قم، ۱۴۲۸ هجری قمری
- دایرةالمعارف جودائیکا، پژوهشگران یهودی
- هیستینگز، دایرةالمعارف ادیان و اخلاق