دَعلَج بن احمد سِجزی
دعلج بن احمد سجزی، ابومحمد، فقیه و محدّث اهل سنت در قرن چهارم هجری و از ایرانیان منسوب به سجستان بود که مدتی در مکه اقامت داشت و سپس در بغداد ساکن شد. او در شمار بزرگانِ اهل حدیث عصر خود قرار داشت و بازرگانیِ گسترده را با نقل و تدوین حدیث درهم آمیخت.
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | ابومحمد دَعلَج بن احمد بن دَعلَج البغدادی السِّجْزی |
| سرشناسی | فقیه، محدّث و تاجر قرن چهارم هجری |
| تولد | حدود ۲۶۰ ق، سجستان |
| وفات | ۳۵۱ ق (جمادی الآخره)، و به قولی ۳۵۳ ق (۱۰ ذیالحجه)، بغداد |
| محل دفن | بغداد |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | ابن خُزیمه؛ علی بن عبدالعزیز بَغَوی؛ محمد بن اسحاق بن راهویه؛ حسن بن سفیان نسوی و… |
| شاگردان | ابوالحسن دارقُطنی؛ حاکم نیشابوری؛ گروهی از محدثان بغداد و مصر |
| تحصیلات | سماع و تحصیل حدیث و فقه در خراسان، ری، مکه، عراق و مصر |
| مذهب | اهل سنت |
| اطلاعات فرهنگی | |
| علت شهرت | مسند کبیر؛ مسند المُقِلّین؛ جایگاه بهعنوان «محدّث بغداد» |
جایگاه علمی
دعلج بن احمد بن دعلج، با کنیه ابومحمد و نسبت «السِّجْزی» یا «السِّجستانی»، از نظر انتساب قومی ایرانی و اصالتاً از مردم سجستان بود؛ نسبت «السجزی» در منابعی چون تاریخ بغداد خطیب بغدادی و تاریخ دمشق ابن عساکر صریحاً آمده است.[۱] تاریخ ولادت او را حدود سال ۲۶۰ ق، یا اندکی پیش از آن، دانستهاند و از اینرو در نیمه دوم قرن سوم و نیمه نخست قرن چهارم در صحنه علمی حضور داشته است.[۲]
کهنترین گزارش نسبتاً مفصل درباره او، روایت حاکم نیشابوری است که بخشهایی از آن را ابن عساکر و سپس ذهبی نقل کردهاند؛ حاکم در این گزارش، هم به سفرهای علمی دعلج و هم به نقش او در نشر آثار ابن خُزیمه اشاره کرده است.[۳]
او در شهرهای بزرگ خراسان، ری، حلوان، بغداد، بصره، کوفه و مکه به سماع حدیث پرداخته و علاوه بر این کانونهای علمی، در برخی از مناطق بازرگانی خود نیز از مشایخ محلی حدیث شنیده است.[۴]
در مکه، از علی بن عبدالعزیز بَغَوی روایت کرده؛ در خراسان از ابن خُزیمه، محمد بن اسحاق بن راهویه، حسن بن سفیان نَسَوی و عبدالله بن محمد بن شیرویه؛ در عراق از عبدالله بن احمد بن حنبل؛ و در ری از محمد بن ایوب بَجَلی رازی و علی بن حسین بن جُنَید رازی سماع حدیث داشته است.[۵] خطیب بغدادی فهرستی گستردهتر از مشایخ او را در تاریخ بغداد ثبت کرده که گستره ارتباطات او را با حلقههای مختلف حدیثی نشان میدهد.[۶]
حاکم نیشابوری، که خود از راویان برجسته دعلج است، گزارش کرده که نخستین سفر حدیثی دعلج به نیشابور بوده و در سفر بعدی، پس از ورود به عراق، بار دیگر به نیشابور بازگشته و مصنَّفات ابن خُزیمه را نزد او استماع کرده است.[۷] دارقُطنی و حاکم نیشابوری از مهمترین کسانیاند که از دعلج روایت نقل کردهاند و همین امر، جایگاه او را در سلسله اسناد متأخران برجستهتر میکند.[۸]
حاکم نیشابوری در توصیف دعلج، او را «شیخ اهل حدیث» خوانده و تصریح کرده است که دعلج در فقه، عمدتاً بر اساس آرای فقهی ابن خُزیمه فتوا میداده است.[۹] این تعبیر، وابستگی او را به فضای فقهی خراسان و گرایشهای نزدیک به مکتب شافعی نشان میدهد، هرچند در منابع متأخر، مانند هدیة العارفین اسماعیل پاشا، نسبت حنفی یا حتی معتزلی نیز به او داده شده که با شواهد رجالی که او را در متن سنت اهل حدیث قرار میدهند، سازگار نیست.[۱۰]
خطیب بغدادی دعلج را «ثقه» دانسته و افزوده است که قضات زمان، عدالت او را مسلم میشمردند و شهادت او را در دادگاهها میپذیرفتند.[۱۱] ابوسعید بن یونس نیز او را با تعبیر صریح «ثقة» ستوده است.[۱۲] دارقُطنی، که خود از نزدیکترین راویان و شاگردان حدیثی اوست، در ارزیابیاش دعلج را «ثقه» و «اثبت مشایخ» خویش معرفی کرده و عمربن جعفر بصری، صحیحترین و نیکوترین سماعات بغداد را آن دسته از روایاتی دانسته که از دعلج نقل شده است.[۱۳]
مهمترین اثر دعلج، «المُسند الکبیر» است که ساختار آن بر ترتیب روات و شیوخ بنا شده و یکی از نخستین نمونههای مسندهایی بهشمار میرود که با نگاه نقادانه نسبت به صحت احادیث تألیف شدهاند.[۱۴]
از دیگر آثار او، «مسند المُقِلّین» است که به سبب تمرکز بر روایات راویان کمحَدِیث، اهمیتی ویژه دارد؛ نسخه مختصری با عنوان «المُنتقی من مسند المُقِلّین» به عنوان تنها اثر موجود و چاپشده دعلج شناخته شده و در سال ۱۴۰۵ ق در کویت، به کوشش عبدالله بن یوسف بدیع، منتشر شده است.[۱۵]
یکی از وجوه متمایز شخصیت دعلج، پیوند وثیق میان فعالیت علمی و تجارت است. نقل شده است که در جوانی، هنگامی که سرگرم حفظ قرآن و استماع حدیث بود، تاجری متمول او را به مشارکت فراخواند و سرمایهای معادل یک میلیون درهم در اختیارش گذاشت؛ در آخرین دیدار، همان تاجر اصل این سرمایه را به او واگذار کرد و وصیت نمود که آن را در امور خیر و ساخت مسجد مصرف کند و دعلج نیز این وصیت را بهجا آورد.[۱۶]
به تصریح منابع، دعلج پیش از آنکه در بغداد مقیم گردد، مدتی در مکه مجاور بوده است. او خود، در روایتی که خطیب بغدادی نقل کرده، علت ترک مکه را حمله سه عرب به جان خود دانسته که به خونخواهی برادرشان – کشتهشده به دست مردی خراسانی – قصد قتل او را داشتند، و این ماجرا سبب شد تا مکه را ترک گفته و به بغداد کوچ کند.[۱۷]
پس از استقرار در بغداد، نام دعلج با مسجدی که از سرمایه او ساخته شده و حلقههای حدیثی که در آن برپا بود، پیوند خورد؛ در برخی منابع متأخر، از «مسجد دعلج بن احمد» در محله درب ابی خلف در قطیعة الربیع یاد شده که یکی از مراکز تدریس فقه و حدیث در بغداد قرن چهارم بهشمار میرفته است.[۱۸]
در مورد تاریخ وفات دعلج دو قول اصلی در منابع انعکاس یافته است. خطیب بغدادی وفات او را در جمادی الآخره سال ۳۵۱ هجری در بغداد ثبت کرده است.[۱۹] اما حاکم نیشابوری، تاریخ دیگری را نقل کرده و مرگ او را به روز دهم ذیالحجه سال ۳۵۳ هجری نسبت داده است.[۲۰]
روایت حدیث غدیر[۲۱]
یکی از علما و بزرگان اهل سنت که حدیث غدیر را نقل کرده دَعلَج بن احمد بن دَعلَج سِجزی (م ۳۵۱ ق) است. حاکم نیشابوری در «المستدرک علی الصحیحین» حدیث غدیر را با نقلی مختصر از جریان غدیر از دعلج سجزی نقل کرده است.[۲۲] ذهبی و سیوطی:[۲۳] حاکم و دارقطنی او را توثیق کرده و دقت و علم حدیث و فقه او را ستودهاند. وی مسند کبیری نگاشته است.
پانویس
- ↑ تاریخ بغداد، ج ۹، ص ۳۶۶؛ تاریخ مدینة دمشق، ج ۱۷، ص ۲۷۹
- ↑ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج ۸، ص ۳۰
- ↑ تاریخ نیشابور، ص ۱۶۲؛ تاریخ مدینة دمشق، ج ۱۷، ص ۲۷۹؛ تاریخ الاسلام، ج ۸، ص ۳۰–۳۱
- ↑ تاریخ بغداد، ج ۹، ص ۳۶۶
- ↑ تاریخ مدینة دمشق، ج ۱۷، ص ۲۷۷–۲۷۸؛ تاریخ الاسلام، ج ۸، ص ۳۰
- ↑ تاریخ بغداد، ج ۹، ص ۳۶۶
- ↑ تاریخ نیشابور، ص ۱۶۲؛ ابن عساکر، ج ۱۷، ص ۲۷۹
- ↑ تاریخ مدینة دمشق، ج ۱۷، ص ۲۷۸
- ↑ تاریخ نیشابور، ص ۱۶۲؛ ابن عساکر، ج ۱۷، ص ۲۷۹
- ↑ هدیة العارفین، ج ۱، ستون ۳۶۴
- ↑ تاریخ بغداد، ج ۹، ص ۳۶۷
- ↑ ابن عساکر، ج ۱۷، ص ۲۷۹
- ↑ تاریخ بغداد، ج ۹، ص ۳۶۷–۳۶۸
- ↑ تاریخ بغداد، ج ۹، ص ۳۶۷
- ↑ تاریخ بغداد، ج ۹، ص ۳۶۷
- ↑ تاریخ بغداد، ج ۹، ص ۳۷۰–۳۷۱
- ↑ تاریخ بغداد، ج ۹، ص ۳۶۸
- ↑ وفیات الأعیان، ج ۴، ص ۱۸۳
- ↑ تاریخ بغداد، ج ۹، ص ۳۷۱–۳۷۲
- ↑ تاریخ نیشابور، ص ۱۶۲؛ ابن عساکر، ج ۱۷، ص ۲۸۵
- ↑ چکیده عبقات الانوار (حدیث غدیر): ص ۲۴۸.
- ↑ المستدرک علی الصحیحین ۱۰۹ / ۳.
- ↑ العِبَر فی خبر من غَبَر: حوادث سال ۳۵۱. طبقات الحفّاظ: ۳۶۰.