زید بن حباب خراسانی

زید بن الحباب بن الریان، کنیه‌اش ابوالحسین، از موالی قبیله عُکل، اصلًا خراسانی و منسوب به عکلی و تمیمی و از جهت انتساب خانوادگی موصلی‌الاصل و مقیم کوفه بود. درباره نسبت او گفته شده: «ابن الریّان» و نیز «ابن رومان». تاریخ وفات او را سال ۲۰۳ هجری، و برخی ۲۰۴ هجری در کوفه دانسته‌اند. او در طلب حدیث به شهرها و مناطق متعددی سفر کرد؛ از جمله عراق، مصر، حجاز، خراسان، اندلس و مکه، و در طبقه نهم از راویان طبق تقسیم ابن حجر قرار گرفته است.

زید بن حباب خراسانی
اطلاعات فردی
نام کاملزید بن الحباب بن الرَّیان التمیمی، أبو الحُسین العُکلی، الخراسانی ثمّ الکوفی
سرشناسیمحدّث، حافظ حدیث، راوی کوفی
تولدحدود ۱۳۰ هجری قمری
وفات۲۰۳ هجری قمری، و گفته شده ۲۰۴ هجری قمری
اطلاعات علمی
استادانسفیان الثوری، حسین بن واقد، قرة بن خالد، مالک بن مغول و جمعی از مشایخ عراق و خراسان
شاگرداناحمد بن حنبل، یحیی بن معین، عبد الرحمن بن مهدی، عفّان بن مسلم و دیگران
تحصیلاتسفرهای حدیثی به عراق، مصر، حجاز، خراسان، و اندلس.
مذهباهل سنت
اطلاعات فرهنگی
علت شهرتحافظه قوی، کثرت حدیث، سفرهای طولانی در طلب علم

جایگاه راوی

عالمان جرح و تعدیل درباره جایگاه حدیثی او عبارات متعددی آورده‌اند که در مجموع بر وثاقت همراه با نوعی کثرت خطا در برخی روایات دلالت دارد. ابن حجر عسقلانی در «تقریب التهذیب» او را «صدوق، یخطئ فی حدیث الثوری» توصیف می‌کند. ذهبی در «الکاشف» او را «الحافظ، لم یکن به بأس، قد یهم» دانسته است. ابن خلفون در کتاب «الثقات» (به نقل از أبو جعفر السبتی و احمد بن صالح مصری) تصریح می‌کند که او در سال ۲۰۳ یا ۲۰۴ درگذشت و می‌گوید: «وهو ثقة… کان معروفاً بالحدیث صدوقاً، إلا أنه کان یأنف أن یُخرج کتابه، فکان یملی من حفظه، فربما وهم فی الشیء… وکان صاحب سنة، وکان محتاجاً فقیرًا متعففاً کثیر الحدیث».[۱]

ابوحاتم رازی او را «صدوق صالح» و «صالح الحدیث» دانسته است.[۲] سمعانی نیز درباره او گفته است: «کان صاحب حدیث».[۳] ابن حبان او را در «الثقات» ذکر کرده و تصریح نموده است که او خطا می‌کرد، اما حدیثش هنگامی که از «مشاهیر» روایت می‌کند، معتبر است و در روایت از «مجاهیل» مناکیر دارد.[۴]

احمد بن حنبل در روایات متعدد، تصویری نسبتاً جامع از شخصیت علمی و اخلاقی زید ارائه می‌دهد. ابوداود از احمد نقل می‌کند: «زید بن حباب کان صدوقاً، وکان یضبط الألفاظ عن معاویة بن صالح، ولکن کان کثیر الخطأ».[۵] عبدالله بن احمد از پدرش نقل می‌کند که زید «صاحب حدیث کیّس» بود، به مصر و خراسان برای حدیث سفر کرد، در برابر فقر صبری فوق‌العاده داشت و گفته است: «کتبت عنه بالکوفة وهاهنا، وقد ضرب فی الحدیث إلی الأندلس». احمد بن حنبل همچنین او را «ثقة» و «رجلاً صالحاً» خوانده و داستانی نقل شده که زید به سبب نداشتن لباس مناسب، از پشت در برای شاگردان حدیث گفته است.[۶]

از دیگر اقوال در وثاقت او، سخن علی بن مدینی، عجلّی، عثمان بن ابی شیبه، ابن قانع، ابن ماکولا و دارقطنی است که همگی او را «ثقة» یا «کوفی ثقة / صالح» نامیده‌اند.[۷] ابن عدی در «الکامل» ضمن تأکید بر کثرت حدیث او، وی را از «أثبات مشایخ الکوفة ممن لا یشک فی صدقه» می‌داند و توضیح می‌دهد که اشکال ابن معین ناظر به بخشی از روایات او از ثوری است که در اسناد آن‌ها غرابت یا رفع منفرد دیده می‌شود، در حالی که باقی روایات او از ثوری و دیگران «مستقیمة کلها» است.[۸]

یحیی بن معین، در عین حال که در عباراتی مانند «کان یقلب حدیث الثوری» یا «أحادیث زید بن الحباب عن سفیان الثوری مقلوبة» بر اشکال در بخشی از روایات او انگشت می‌گذارد، در مواضع دیگر او را «ثقة» می‌نامد. همین ترکیبِ «ثقه بودن در اصل» و «اشکال در بخشی از روایات، به‌ویژه از ثوری» پایه داوری نهایی ابن حجر و ذهبی در جمع میان توثیق و اشاره به کثرت خطا شد.[۹]

از جهت سلوک شخصی، منابع او را «صاحب سنة»، «زاهد»، «فقیر متعفف» و «کثیر الحدیث» توصیف کرده‌اند. ابن یونس مصری در «تاریخ الغرباء» می‌نویسد: «کان جوّالاً فی البلاد فی طلب الحدیث، وکان حسن الحدیث» که نشانگر اهتمام او به رحله و جمع روایات از مراکز مختلف علمی است. مغلطای در «تاریخ القدس» او را «ثقة معروفاً بالحدیث، صاحب سنة صدوقاً کثیر الحدیث، کیّساً صابراً علی القدر حالاً» وصف می‌کند. این مجموعه گزارش‌ها چهره‌ای از زید بن حباب ارائه می‌دهد که در آن، وثاقت، کثرت روایت، سفر علمی گسترده و زهد در زندگی شخصی در کنار هم قرار گرفته است، هرچند دقت در تعامل با روایات او از سفیان الثوری – مطابق تذکرات ابن معین، ابن حبان و ابن حجر – برای ناقدان حدیث لازم شمرده شده است.

روایت حدیث غدیر[۱۰]

یکی از علما و بزرگان اهل سنت که حدیث غدیر را نقل کرده زید بن حباب خراسانی کوفی عکلی زاهد، ابوالحسین (م ۲۰۳ ق) است.[۱۱] احمد در «مسند» حدیث غدیر را در ماجرای احتجاج امیرالمؤمنین علیه السلام در رحبه کوفه از زید بن حباب نقل کرده است.[۱۲]

خطیب بغدادی و ذهبی:[۱۳] عبدالله بن وهب، یزید بن هارون، احمد بن حنبل، ابوبکر بن ابی شیبة، یحیی بن حِمّانی، حسن بن عرفه، عبّاس دوری، زید بن اسماعیل صائغ، ابویحیی محمد بن سعید عطّار و دیگران از او روایت کرده‌اند. یحیی بن مَعین، عِجلی، احمد بن حنبل، ابوزکریا و ابن مدینی او را ثقه دانسته‌اند.

پانویس

  1. إکمال تهذیب الکمال ج ۵، ص ۱۴۴، تهذیب التهذیب ج ۱، ص ۶۶۱.
  2. الجرح والتعدیل، ابن ابی حاتم، ج ۳، ص ۵۶۱
  3. إکمال تهذیب الکمال ج ۵، ص ۱۴۴
  4. الثقات، ج ۸، ص ۲۵۰
  5. تهذیب الکمال ج ۱۰، ص ۴۰
  6. إکمال تهذیب الکمال، ج ۵، ص ۱۴۴
  7. تهذیب الکمال، ج ۱۰، ص ۴۰، تهذیب التهذیب، ج ۱، ص ۶۶۱، الجرح والتعدیل، ج ۳، ص ۵۶۱ و إکمال تهذیب الکمال، ج ۵، ص ۱۴۴.
  8. الکامل فی الضعفاء، ج ۴، ص ۱۶۵
  9. الجرح والتعدیل، ج ۳، ص ۵۶۱، تهذیب الکمال، ج ۱۰، ص ۴۰، الکامل فی الضعفاء، ج ۴، ص ۱۶۵.
  10. چکیده عبقات الانوار (حدیث غدیر): ص ۲۲۹.
  11. دانشنامه غدیر، ج ۱۱، ص ۲۵۱.
  12. مسند احمد بن حنبل: ج ۱ ص ۱۱۹.
  13. تاریخ بغداد: ج ۸ ص ۴۴۲. تذکرة الحفّاظ: ج ۱ ص ۳۵۰.