شیخ انصاری
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | شیخ مرتضی بن محمدامین بن شمسالدین انصاری دزفولی |
| سرشناسی | فقیه، اصولی، مرجع تقلید شیعیان، ملقب به «خاتمالفقها و المجتهدین» |
| تولد | ۱۸ ذیالحجه ۱۲۱۴ قمری (دزفول) |
| وفات | ۱۸ جمادیالثانی ۱۲۸۱ قمری (نجف اشرف) |
| محل دفن | صحن حرم امام علی علیه السلام، نجف اشرف |
| خویشان سرشناس | جابر بن عبدالله انصاری (نیای دور) |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | شیخ حسین انصاری، سید محمد مجاهد، شریفالعلماء مازندرانی، شیخ موسی کاشفالغطاء، ملا احمد نراقی، شیخ علی کاشفالغطاء، صاحب جواهر |
| شاگردان | میرزا محمدحسن شیرازی، حبیبالله رشتی، محمدکاظم خراسانی، سید حسین کوهکمری، ملا حسینقلی همدانی، محمدحسن مامقانی، سید جمالالدین اسدآبادی، میرزا حسن آشتیانی |
| تحصیلات | فقه، اصول، ادبیات عرب، حدیث، رجال |
| مذهب | شیعه اثنیعشری |
| اطلاعات فرهنگی | |
| زمینه فعالیت | تدریس، تألیف، افتا، مرجعیت |
| علت شهرت | تألیف کتابهای المکاسب و فرائد الاصول، بنیانگذاری اصول نوین، مرجعیت عامه |
شیخ مرتضی انصاری شوشتری (۱۲۱۴–۱۲۸۱ق)، ملقب به «خاتمالفقها و المجتهدین» و «شیخ اعظم»، از نامآورترین فقیهان و اصولیان شیعه در قرن سیزدهم هجری قمری است که با نوآوریهای بدیع خود، علم اصول فقه را وارد مرحلهای تازه کرد و مکتبی نوین بنیان نهاد که تا امروز بر روششناسی استنباط احکام شرعی حاکم است. وی که نسبش به جابر بن عبدالله انصاری، صحابی برجسته پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله میرسد، پس از صاحب جواهر، مرجعیت عامه شیعیان را بر عهده گرفت و با تألیفات ارزشمندی چون المکاسب و فرائد الاصول، مسیر اجتهاد را برای نسلهای پس از خود هموار ساخت.
زندگینامه
شیخ مرتضی بن محمدامین بن شمسالدین انصاری دزفولی، در ۱۸ ذیالحجه سال ۱۲۱۴ قمری (روز عید غدیر) در شهر دزفول دیده به جهان گشود و به مناسبت تولد در روز ولادت امیرالمؤمنین علیه السلام، «مرتضی» نامیده شد.[۱] نسب او به جابر بن عبدالله انصاری، صحابی بزرگ پیامبر صلی الله علیه وآله میرسد و این انتساب، در منابعی چون مشیخة الجابریه بهروشنی ثبت شده است.[۲] مادرش، شب قبل از تولد، در خواب دید که امام صادق علیه السلام قرآنی مذهّب به وی میدهد که به فرزندی جلیلالقدر تعبیر شد و او همواره با وضو به فرزندش شیر میداد. پدرش شیخ محمدامین، از علمای پرهیزکار و مبلغان دین بود که در سال ۱۲۴۸ق در اثر بیماری طاعون درگذشت.
تحصیلات و اساتید
شیخ انصاری از کودکی به فراگیری قرآن، ادبیات عرب، فقه و اصول پرداخت و بهسرعت نبوغ علمی خود را آشکار ساخت. او تا سن هفده سالگی نزد عمویش، شیخ حسین انصاری (شاگرد صاحب ریاض)، تحصیل کرد.[۳] در سال ۱۲۳۲ق، در هیجده سالگی، به همراه پدر به عتبات عالیات سفر کرد و در کربلا از محضر سید محمد مجاهد (شاگرد وحید بهبهانی) و شریفالعلماء مازندرانی به مدت چهار سال بهره برد.[۴] پس از آن، به نجف رفت و نزد شیخ موسی کاشفالغطاء یک سال شاگردی کرد. از دیگر استادان برجسته او میتوان به ملا احمد نراقی (صاحب مستند الشیعه) در کاشان (به مدت چهار سال) و شیخ علی کاشفالغطاء (به مدت پنج سال) اشاره کرد. وی همچنین مدتی کوتاه، به قصد تبرک، در درس صاحب جواهر حاضر شد.[۵] مطهری بر این باور است که دوره استاد دیدن شیخ انصاری بسیار کوتاه بوده و به ده سال نمیرسد، در حالی که دیگران بیست تا سی سال استاد دیدهاند.[۶]
شاگردان
مکتب تدریس شیخ انصاری، مجتهدپرور و اندیشمندساز بود و شمار شاگردان او را تا سه هزار نفر گزارش کردهاند.[۷] از جمله شاگردان برجسته او میتوان به آیات عظام: میرزا محمدحسن شیرازی (صاحب فتوای تحریم تنباکو)، حبیبالله رشتی، محمدکاظم خراسانی (صاحب کفایة الأصول)، سید حسین کوهکمری، ملا حسینقلی همدانی، محمدحسن مامقانی، سید جمالالدین اسدآبادی و میرزا حسن آشتیانی اشاره کرد.[۸] نفوذ علمی او چنان بود که علامه نوری دربارهاش گفت: «خداوند بر جابر بن عبدالله انصاری تفضّل نمود و از صُلب او، مردی برون آورد که ملت و دین را به علم و زهد و عبادت یاری کرد و علمای گذشته به رتبه او نرسیدند».[۹]
ابتکارات علمی
شیخ انصاری را پایهگذار اصول نوین در فقه و اصول جعفری دانستهاند. از مهمترین ابتکارات او میتوان به موارد زیر اشاره کرد: تنظیم و ترتیب تازه مباحث علم اصول، وضع اصطلاحات جدیدی چون «اطلاق مقامی»، «شبهه مفهومیه و مصداقیه»، «مصلحت سلوکیه» و «حکومت و ورود»، رد نظریه انسداد باب علم، و حصر اصول عملیه در چهار اصل (برائت، استصحاب، احتیاط و تخییر) و مستند کردن آن به روایات (حیدری، «ابتکارهای شیخ مرتضی انصاری»، ص ۱۹۴–۲۰۰). آقابزرگ تهرانی در الذریعه درباره فرائد الاصول (رسائل) میگوید: «این کتاب که حاوی پنج رساله درباره قطع، ظن، برائت، استصحاب و تعادل است، مانندش نوشته نشده و همانندش نیست نه در میان کتب پیشینیان و نه در دوران معاصر».[۱۰] دو کتاب المکاسب و فرائد الاصول او، از متون اصلی درسی حوزههای علمیه شیعه شده و تاکنون بیش از دویست نفر از علما بر آنها حاشیه و تعلیقه نگاشتهاند.[۱۱]
مرجعیت
پس از وفات صاحب جواهر در سال ۱۲۶۶ق، او در جمع بزرگان شیعه، شیخ انصاری را به عنوان جانشین خود معرفی کرد و فرمود: «هذا مَرْجِعُکُمْ مِنْ بَعْدی».[۱۲] با این حال، شیخ انصاری به دلیل تواضع علمی، از پذیرش مرجعیت خودداری کرد و در نامهای به سعیدالعلماء مازندرانی (همدرس قدیم خود) از او خواست تا به نجف بیاید و این مسئولیت را بر عهده گیرد. سعیدالعلماء در پاسخ نوشت که شیخ انصاری به دلیل اشتغال مستمر به علم، از او سزاوارتر است.[۱۳] سرانجام شیخ، با استخاره و توسل به حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام، این مسئولیت خطیر را پذیرفت و به مدت پانزده سال (۱۲۶۶ تا ۱۲۸۱ق) مرجعیت عامه شیعیان را بر عهده داشت.[۱۴]
اخلاق
شیخ انصاری در کنار مقام علمی بینظیر، به زهد، تقوا و عبادت شهره بود. نقل شده که وجوهات شرعی ارسالی از سراسر جهان به دویست هزار تومان میرسید، اما او زندگیای بسیار ساده داشت و تمام اموال را در امور عامالمنفعه و بین فقرا و طلاب تقسیم میکرد.[۱۵] شبها به خانه فقرا سر میزد و مواد غذایی بر دوش میگرفت و مخفیانه به آنان میرساند.[۱۶] میرزا حبیبالله رشتی در توصیف او گفت: «شیخ سه چیز ممتاز داشت: علم، سیاست، زهد. سیاست را به میرزای شیرازی داد و علم را به من داد و زهد را با خود به قبر برد».[۱۷] او در عبادت بسیار کوشا بود و هر روز یک جزء قرآن، نماز جعفر طیار، زیارت جامعه و زیارت عاشورا را تلاوت میکرد.[۱۸] همچنین به پدر و مادر خود احترامی فوقالعاده میگذاشت و سحرها برای نماز شب مادر، آب وضو را گرم میکرد.[۱۹]
وفات
شیخ مرتضی انصاری در شب ۱۸ جمادیالثانی سال ۱۲۸۱ قمری، در سن ۶۷ سالگی، در نجف اشرف دار فانی را وداع گفت.[۲۰] پیکر او در صحن حرم مطهر امام علی علیه السلام، در جوار آرامگاه شیخ حسین نجفی، به خاک سپرده شد.[۲۱] او از خود مالی به ارث نگذاشت و تمام دارایی او هنگام وفات، هفده تومان بود و به همان اندازه نیز مقروض بود.[۲۲] آثار ماندگار او، بهویژه المکاسب و فرائد الاصول، همچنان پس از نزدیک به دو قرن، در حوزههای علمیه تدریس میشوند و نام او را در تاریخ فقه و اصول شیعه جاودانه ساختهاند.
تولد شیخ انصاری در روز غدیر[۲۳]
در ایام دهه غدیریه رخدادهای متعددی اتفاق افتاده است. یکی از آنها تولد شیخ انصاری است. از افتخار مرحوم شیخ مرتضی انصاری، صاحب کتاب رسائل و مکاسب این است که در روز عید سعید غدیر سال ۱۲۱۴ ق، در دزفول متولد شد. جالب توجه است که واژه «غدیر» نیز با حساب ابجد ۱۲۱۴ میشود. و لذا شیخ منصور، برادر شیخ مرتضی آن را به عنوان ماده تاریخ وی آورده است.[۲۴]
پانویس
- ↑ عقیقی بخشایشی، فقهای نامدار، ج۲، ص۳۲۳
- ↑ عراقی میثمی، زندگانی و شخصیت شیخ انصاری، ج۱، ص۸۰
- ↑ جوانشیر، نامداران راحل، ج۱، ص۱۰۳
- ↑ عقیقی بخشایشی، فقهای نامدار، ص۳۲۴
- ↑ عراقی میثمی، زندگانی و شخصیت شیخ انصاری، ص۹۲؛ امین، اعیان الشیعة، ج۱۰، ص۱۱۷
- ↑ مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، ص۲۰
- ↑ موسوی، دریای فقاهت، ص۲۳
- ↑ موسوی، دریای فقاهت، ص۲۴؛ آقابزرگ، طبقات، ج۱، ص۸۰۵
- ↑ عراقی میثمی، زندگانی و شخصیت شیخ انصاری، ص۹۸
- ↑ طهرانی، الذریعه، ج۱۶، ص۱۳۲
- ↑ مدرسی تبریزی، ریحانة الادب، ج۱، ص۱۹۳
- ↑ عراقی میثمی، زندگانی و شخصیت شیخ انصاری، ص۹۵
- ↑ مختاری، سیمای فرزانگان، ص۱۳۶؛ موسوی، دریای فقاهت، ص۵۹–۵۸
- ↑ سبط الشیخ، زندگینامه استادالفقهاء، ص۱۰۹
- ↑ اعتمادالسلطنه، چهل سال تاریخ ایران، ج۱، ص۱۸۶
- ↑ عراقی میثمی، زندگانی و شخصیت شیخ انصاری، ص۱۱۰
- ↑ همان، ص۲۶۲
- ↑ تنکابنی، قصص العلماء، ص۱۱۳
- ↑ عراقی میثمی، زندگانی و شخصیت شیخ انصاری، ص۸۰
- ↑ عقیقی بخشایشی، فقهای نامدار، ص۳۳۷
- ↑ حرزالدین، معارف الرجال، ص۴۰۴
- ↑ مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج۱، ص۱۹۲
- ↑ غدیر در گذر زمان (مهدی پور): ص ۶۲–۶۵، ۷۵–۱۱۹.
- ↑ ریحانة الادب: ج ۱ ص ۱۸۹–۱۹۳.