پرش به محتوا

صحیفه ادریس علیه السلام از ودایع امامت

از ویکی غدیر

صحیفه إدریس علیه السلام از کهن‌ترین کتاب‌های آسمانی است که بر سومین پیامبر پس از آدم نازل گردید. بر اساس مشهورترین روایت (حدیث أبی‌ذر غفاری) تعداد این صحف سی صحیفه بوده که سرشار از حکمت‌ها، مواعظ و دستورهای الهی همچون توحید، نماز، روزه، زکات، جهاد، طهارت و پرهیز از محرمات بوده است. إدریس همچنین به عنوان نخستین کسی که با قلم نوشت و علوم گوناگون را تعلیم داد، در تاریخ تمدن بشری جایگاه والایی دارد.

صحف ادریس در آیات و روایات

واژه «صُحُف» جمع «صحیفة» به معنای نوشته‌ای است که در آن حکمت‌ها و آموزه‌های الهی ثبت شده باشد.[۱] در قرآن کریم و روایات اسلامی از «صحف اولی» یاد شده که بر برخی پیامبران نخستین نازل گردیده است.[۲] یکی از مهم‌ترین این صحف، «صحف إدریس» است که بر نبی بزرگوار إدریس علیه السلام نازل شد. إدریس از پیامبران اولوالعزم نخستین و سومین پیامبر پس از آدم و شیث علیهما السلام است.[۳]برپایۀ منابع‌ اسلامی‌، صحفی‌ چند بر ادریس‌ نازل‌ شده‌ است‌ و غالباً آنها را ۳۰ «صحیفه‌» گفته‌اند.[۴]

نام إدریس دو بار در قرآن کریم ذکر شده است. در سوره مریم می‌خوانیم:

  • وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِدْرِيسَ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقًا نَبِيًّا * وَرَفَعْنَاهُ مَكَانًا عَلِيًّا: و در این کتاب (= قرآن) از إدریس یاد کن، که او راست‌گو و پیامبری بود. و او را به مقامی بلند برافراشتیم.[۵]

در آیه دیگر، إدریس در زمره پیامبران صابر قرار گرفته است:

  • وَإِسْمَاعِیلَ وَإِدْرِیسَ وَذَا الْكِفْلِ كُلٌّ مِّنَ الصَّابِرِینَ: و اسماعیل و إدریس و ذوالکفل را [یاد کن که] همه از شکیبایان بودند.[۶]

طبق روایت ابن عباس، إدریس در زمان حیات آدم علیه السلام متولد شد و حدود ۳۰۸ یا ۳۶۸ سال از عمر آدم را درک کرد.[۷]

قرآن کریم در دو سوره به «صحف اولی» اشاره کرده است. در سوره اعلی می‌فرماید:

  • إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَىٰ * صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَىٰ: همانا این [معانی] در صحیفه‌های نخستین است؛ صحیفه‌های ابراهیم و موسی.[۸]

مفسران گفته‌اند که مراد از «صحف اولی»، افزون بر صحف ابراهیم و موسی، صحف آدم، شیث و إدریس نیز بوده است.[۹] ابن عباس در تفسیر این آیه تصریح کرده که مقصود، صحف نازل شده بر «هبة الله» (آدم) و إدریس است.[۱۰]

صحف إدریس در روایات

در منابع معتبر روایی و تفسیری، مشهورترین قول که از حدیث أبی‌ذر غفاری نقل شده، آن است که بر إدریس ۳۰ صحیفه نازل گردیده است. متن حدیث نبوی چنین است:

  • «سَأَلْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ كَمْ أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتَابٍ؟ فَقَالَ: مِائَةُ كِتَابٍ وَأَرْبَعَةُ كُتُبٍ، أَنْزَلَ عَلَى شِيثٍ خَمْسِينَ صَحِيفَةً، وَعَلَى أَخْنُوخَ وَهُوَ إِدرِيسُ ثَلَاثِينَ صَحِيفَةً، وَعَلَى إِبْرَاهِيمَ عَشْرَ صَحَائِفَ، وَأَنْزَلَ التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَالزَّبُورَ وَالْفُرْقَانَ»: از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسیدم: خداوند چند کتاب نازل کرده است؟ فرمود: صد کتاب و چهار کتاب؛ بر شِیث پنجاه صحیفه، و بر اَخنوخ که همان إدریس است سی صحیفه، و بر ابراهیم ده صحیفه نازل کرد، و تورات و انجیل و زبور و فرقان (قرآن) را [نازل فرمود].[۱۱]

طبرسی در مجمع البیان نیز همین مطلب را تأیید کرده است: «مائة وأربعة كتب، أنزل الله منها على آدم عشر صحف، وعلى شيث خمسين صحيفة، وعلى أخنوخ وهو إدريس ثلاثين صحيفة».[۱۲] قرطبی در تفسیر خود می‌نویسد:«وأنزل الله تعالى عليه ثلاثين صحيفة كما في حديث أبي ذر».[۱۳] برخی‌ از مفسران‌ كهن‌ چون‌ وهب‌ بن منبه‌ در بیان‌ مفهوم‌ ۳۰ صحیفه‌، آن‌ را یك‌ كتاب‌ مشتمل‌ بر ۳۰ جزء پنداشته‌اند. گاه‌ سخن‌ از ۵۰ صحیفه‌ هم‌ به میان‌ آمده‌ است‌.[۱۴]طباطبایی نیز در المیزان به نقل از ابی‌ذر غفاری چنین آورده است.[۱۵] البته برخی منابع تعداد صحف إدریس را ۴۲ یا ۲۹ صحیفه نیز ذکر کرده‌اند[۱۶] ولی قول مشهور همان ۳۰ صحیفه است.

محتوای صحف إدریس

صحف إدریس سرشار از آداب، مواعظ، حکمت‌ها و دستورهای الهی بود. برخی گزارش‌ها از مضامین زیر به عنوان بخشی از محتوای این صحف یاد کرده‌اند:

  1. دستور به یگانه‌پرستی و پیروی از شرایع آدم و شیث[۱۷]
  2. نهی از پیروی از شیطان و همنشینی با فرزندان قابیل[۱۸]
  3. تشویق به نماز، روزه، جهاد و کمک به فقرا از طریق زکات[۱۹]
  4. تحریم مسکرات و گوشت خوک و سگ[۲۰]
  5. دستور به طهارت از جنابت[۲۱]

یکی از حکمت‌های منسوب به صحف إدریس چنین است: «طُوبَى لِمَنْ نَظَرَ فِي عَمَلِ نَفْسِهِ وَحَاسَبَ نَفْسَهُ فِي سِرِّهِ وَعَلَانِيَتِهِ...»: خوشا به حال آن کس که در کردار خود بنگرد و خود را در نهان و آشکار مورد محاسبه قرار دهد...

یکی از مشهورترین ویژگی‌های إدریس علیه السلام که در صحف او نیز بدان اشاره شده، نخستین کسی بودن است که با قلم نوشت:

  • قرطبی می‌گوید: «إدریس علیه السلام أول من خط بالقلم وأول من خاط الثياب ولبس المخيط، وأول من نظر في علم النجوم والحساب»[۲۲]
  • روایت شده که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «أول من خط بالقلم إدریس»[۲۳]

به همین دلیل، إدریس را «أبو الحکمة» و «هرمس الحکیم» نیز نامیده‌اند.[۲۴]

نسبت صحف إدریس با «کتاب أخنوخ»

در منابع یهودی-مسیحی، از پیامبری به نام «أخنوخ» (Enoch) یاد شده که ششمین نسل از آدم است. مسلمانان أخنوخ را همان إدریس می‌دانند.[۲۵] كتبی به نام «سفر أخنوخ» یا «کتاب أسرار أخنوخ» در کلیسای حبشه وجود دارد. برخی محققان این کتاب را بازمانده‌ای از صحف إدریس دانسته‌اند، اما این انتساب قطعی نیست. نظر مشهور این است که إدریس عیناً همان أَخنوخ تورات است.[۲۶]

صحيفه ادريس ‏عليه السلام در غدیرخم[۲۷]

پس از اتمام اعمال حج و بازگشت به مکه[۲۸]، خداوند رسماً دستور ابلاغ ولایت را بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل كرد. اولين مرحله جدّى از مسئله ولايت در همين روز آغاز مى ‏شود. قبل از اعلام و ابلاغ ولایت على ‏عليه السلام به مردم، بايد ودايع نبوت و امامت به على‏ عليه السلام سپرده شود. پيامبر صلى الله عليه و آله مجلسى خصوصى با على ‏عليه السلام تشكيل مى‏ دهد كه احدى در آن راه ندارد.

اين ودايع دو قسم ‏اند: ودایع معنوی و ودایع مادی، كه از جمله ودايع مادى صحیفه ادریس ‏علیه السلام است.[۲۹]

پانویس

  1. قرطبی، الجامع لأحكام القرآن، ج۱۱، ص۹۷
  2. طبرسی، مجمع البیان، ج۱۰، ص۳۳۲
  3. ابن کثیر، قصص الأنبیاء، ج۱، ص۸۹
  4. ابن‌ قتیبه‌، ۱۳؛ مسعودی، اثبات‌، ۱۷؛ ابن‌ بابویه‌، الخصال‌، ۵۲۴.
  5. سوره مریم، آیات ۵۶-۵۷
  6. سوره انبیاء، آیه ۸۵
  7. طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۱، ص۱۵۸
  8. سوره اعلی، آیات ۱۸-۱۹
  9. فخر رازی، التفسیر الکبیر، ج۳۱، ص۱۴۲
  10. طبری، جامع البیان، ج۳۰، ص۱۵۵
  11. ابن حبان، صحیح ابن حبان، ج۲، ص۷۶؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ج۲، ص۵۷۹
  12. طبرسی، مجمع البیان، ج۱۰، ص۳۳۲
  13. قرطبی، الجامع لأحكام القرآن، ج۱۱، ص۹۷
  14. مقدسی‌، ۳/ ۲؛ الاختصاص‌، ۲۶۴
  15. طباطبایی، المیزان، ج۲۰، ص۳۴۲
  16. سیوطی، الدر المنثور، ج۶، ص۲۸۸
  17. ثعلبی، عرائس المجالس، ص۴۲
  18. طبری، تاریخ، ج۱، ص۱۶۰
  19. قرطبی، الجامع، ج۱۱، ص۹۸
  20. ابن کثیر، قصص الأنبیاء، ج۱، ص۹۲
  21. ابن کثیر، قصص الأنبیاء، ج۱، ص۹۲
  22. قرطبی، الجامع، ج۱۱، ص۹۷
  23. حاکم نیشابوری، المستدرک، ج۲، ص۵۷۸؛ و نیز بیهقی، دلائل النبوة، ج۱، ص۸۳
  24. مسعودی، مروج الذهب، ج۱، ص۵۵
  25. طبری، تاریخ، ج۱، ص۱۵۹
  26. ابن اثیر، الکامل، ج۱، ص۷۴
  27. غدير در قرآن: ج ۱ ص ۴۳۵.
  28. از نظر ترتيب زمانى اگر چه اين آيات مربوط به وقايعى است كه در مكه قبل از حركت به سوى غدير رخ داده، اما از آنجا كه ادامه آن تا ورود به مدينه است، در اينجا قرار داده شد.
  29. بحار الانوار: ج ۲۶ ص۲۰۱-۲۲۲.