پرش به محتوا

عبدالله بن اسعد یافعی

از ویکی غدیر
عبدالله بن اسعد یافعی
اطلاعات فردی
نام کاملعبدالله بن اسعد بن علی یافعی
سرشناسیمورخ، صوفی، شاعر و عالم شافعی یمنی
تولدحدود ۶۹۸ قمری، عدن، یمن
وفات۲۰ جمادی‌الثانی ۷۶۸ قمری، مکه
محل دفنقبرستان «باب مصلی» در مکه، نزدیک قبر فضیل بن عیاض
اطلاعات علمی
استادانابوعبدالله محمد بصال، شرف‌الدین احمد حرازی، نجم‌الدین طبری، رضی طبری، علی بن عبدالله طواشی (مرشد صوفی)
تحصیلاتتحصیل در عدن، مکه و مدینه؛ سفرهای علمی به مصر، شام و بیت‌المقدس
مذهبشافعی (در فقه)، اشعری (در عقاید)
اطلاعات فرهنگی
زمینه فعالیتتاریخ، تصوف، فقه، حدیث، ادبیات
علت شهرتتألیف کتاب تاریخی «مرآة الجنان»، مجاورت طولانی در حرمین و لقب «نزیل‌الحرمین»

عبدالله بن اسعد بن علی یافعی (درگذشته ۷۶۸ ه.ق) از عالمان، عارفان و مورخان یمنی(اهل سنت) در قرن هشتم هجری است. او که به‌سبب اقامت طولانی در حرمین شریفین به «نزیل الحرمین» شهرت یافت، در علوم گوناگون از جمله فقه شافعی، حدیث، تاریخ، ادبیات و به‌ویژه تصوف آثاری ماندگار از خود به جای گذاشت.

زندگینامه

عبدالله بن اسعد بن علی یافعی. کنیه‌اش «ابومحمد» و القابش «عفیف‌الدین»، «ابوالسعادات»، «ابوالبرکات» و مشهورترین آنها «نزیل‌الحرمین» به سبب اقامتش در مکه و مدینه بوده است.[۱]

تاریخ دقیق تولد وی دانسته نیست، اما منابع سال ۶۹۸ ه.ق را ذکر کرده‌اند.[۲] وی در شهر عدن یمن زاده شد و رشد یافت.[۳] نسب او به قبیله «یافع» از قبایل کهن حمیری در یمن می‌رسد .[۴]

از دوران کودکی، همت او مصروف قرآن و علم بود و از بازی‌های کودکانه دوری می‌جست.[۵] گفته‌اند در آغاز جوانی میان علم و عبادت مردد بود تا آنکه با خواندن ابیاتی حکیمانه در کتابی، دلش به سوی علم گشوده شد. او فردی بسیار بخشنده، متواضع و پرهیزگار بود و با وجود تنگدستی، به نیازمندان کمک می‌کرد.[۶]

اساتید

وی نخستین دانش‌آموزی‌های خود را نزد دو استاد آغاز کرد:

۱. ابوعبدالله محمد بن احمد الدهینی، معروف به «بصال».

۲. شرف‌الدین احمد بن علی حرازی، قاضی و مفتی عدن.[۷]

در سال ۷۱۲ ه.ق به قصد حج راهی مکه شد و پس از آن، دوره‌ای را به خلوت و سیاحت در کوه‌ها پرداخت.[۸] در طریقت، مرید شیخ علی بن عبدالله طَوّاشی شد. سپس به مکه بازگشت و مجاور شد. در این شهر، کتاب الحاوی الصغیر در فقه و الجمل در نحو را نزد نجم‌الدین طبری فراگرفت و علم حدیث را نیز از رضی طبری آموخت.[۹]

وی سفرهایی به بیت‌المقدس، دمشق و مصر (در سال ۷۳۴ ه.ق) انجام داد. در مصر، با عالمانی همچون حسین حاکی و عبدالله منوفی مالکی ملاقات کرد و از شیخ محمد مرشدی بشارت‌هایی دریافت نمود.[۱۰] سپس به حجاز بازگشت و گاه نیز سفری کوتاه به یمن برای دیدار مرشدش، شیخ علی طواشی، داشت.

یافعی نخست خرقه تصوف را از دست استاد خود، ابوعبدالله بصال، دریافت کرد. سلسله طریقتی او با چند واسطه به شیخ عبدالقادر گیلانی می‌رسد. او را به مقام «قطبیت» نیز نسبت داده‌اند.[۱۱]

مکتب فکری: یافعی در فقه، پیرو مذهب شافعی و در عقاید، طرفدار مکتب اشعری بود و آثاری در دفاع از این مکتب تألیف کرد. او از منتقدان سرسخت ابن تیمیه و حنابله به شمار می‌رفت.[۱۲] همچنین، ارادت خاصی به محیی‌الدین ابن عربی داشت و او را بزرگ می‌شمرد.[۱۳]

۵. وفات

عبدالله یافعی در ۲۰ جمادی‌الثانی سال ۷۶۸ ه.ق در مکه درگذشت و در قبرستان «باب مصلی» نزدیک قبر فضیل بن عیاض به خاک سپرده شد.[۱۴] برخی منابع سال‌های ۷۶۷ یا ۷۷۱ را نیز ذکر کرده‌اند.[۱۵]

تألیفات

از مهم‌ترین آثار او می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:[۱۶]

  • «روض الریاحین فی حکایات الصالحین»
  • «مرآة الجنان و عبرة الیقظان»
  • «نشر المحاسن الغالیه فی فضل مشایخ الصوفیه»
  • «مرهم العلل المعضله فی الرد علی الائمه المعتزله»
  • «الدر النظیم فی خواص القرآن العظیم»
  • «الارشاد و التطریز»

روايت حديث غدير[۱۷]

يكى از علما و بزرگان اهل ‏سنت كه حدیث غدیر را نقل كرده عبدالله بن اسعد يافعى (درگذشت: ۷۶۸ق) است. يافعى در «مرآة الجنان» ، در شرح حال امیرالمؤمنین ‏علیه السلام حديث غدير را آورده است.[۱۸]

پانویس

  1. محمدعلی مدرس، ریحانة الادب، ج۶، ص۳۸۶؛ خوانساری، روضات الجنات، ج۶، ص۴۳
  2. ابن تغری بردی، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر والقاهره، ج۱۱، ص۹۳؛ ابن ملقن، طبقات الاولیاء، ج۱، ص۵۵۶
  3. خیرالدین زرکلی، الاعلام، ج۴، ص۷۲؛ ابن ملقن، همانجا؛ عبدالرؤوف مناوی، الکواکب الدریة، ج۳، ص۲۴
  4. ابن شهبه، طبقات الشافعیة، ج۳، ص۹۶
  5. ابن حجر عسقلانی، الدرر الکامنة، ج۲، ص۲۴۸
  6. جامی، نفحات الانس، ج۱، ص۵۸۶
  7. ابن شهبه، طبقات الشافعیة، ج۳، ص۹۵؛ ابن حجر عسقلانی، الدرر الکامنة، ج۲، ص۲۴۸
  8. زرکلی، الاعلام، ج۴، ص۷۲؛ ابن حجر، همانجا
  9. اسنوی، طبقات الشافعیة، ج۲، ص۳۳۰؛ ابن ملقن، طبقات الاولیاء، ج۱، ص۵۵۶
  10. ابن حجر، الدرر الکامنة، ج۲، ص۲۴۸؛ شرجی، طبقات الخواص، ج۱، ص۱۷۳
  11. سامی، قاموس الاعلام، ج۴، ص۴۷۸۴؛ مدرس، همانجا؛ خوانساری، روضات الجنات، ج۶، ص۴۳
  12. ابن شهبه، طبقات الشافعیة، ج۳، ص۹۶؛ مدرس، ریحانة الادب، ج۶، ص۳۸۶
  13. ابن حجر، الدرر الکامنة، ج۲، ص۲۴۹؛ شوکانی، البدر الطالع، ج۱، ص۳۷۸
  14. کحاله، معجم المولفین، ج۶، ص۳۴
  15. طاش‌کبریزاده، مفتاح السعادة، ج۱، ص۲۴۵؛ بغدادی، ایضاح المکنون، ج۱، ستون‌های ۹۰ و ۷۱۹
  16. اسنوی، طبقات الشافعیة، ج۲، ص۳۳۱-۳۳۲
  17. چكيده عبقات الانوار (حديث غدير): ص ۲۷۸.
  18. مرآة الجنان: حوادث سال ۴۰. براى شرح حال يافعى ر.ک: طبقات سُبكى: ج ۶ ص ۱۰۳. الدرر الكامنة: ج ۲ ص ۲۴۷.