پرش به محتوا

عبدالله بن محمد بغوی

از ویکی غدیر
عبدالله بن محمد بغوی (ابوالقاسم)
اطلاعات فردی
نام کاملابوالقاسم عبدالله بن محمد بن عبدالعزیز البغوی
سرشناسیمحدث، مفسر و مورخ برجسته اهل سنت در سده‌های سوم و چهارم هجری
تولد۲۱۳ یا ۲۱۴ هجری قمری، بغداد
وفات۳۱۷ هجری قمری، بغداد
محل دفنبغداد
خویشان سرشناسجد مادری: ابوجعفر احمد بن منیع (محدث و صاحب مسند)؛ عمو: علی بن عبدالعزیز (محدث)
اطلاعات علمی
استاداناحمد بن حنبل، علی بن مدینی، خلف بن هشام بزار و بیش از سیصد تن دیگر
شاگردانیحیی بن صاعد، ابن قانع، ، ابوبکر بغدادی (ابن شاذان)، دارقطنی
تحصیلاتتحصیل حدیث از کودکی در بغداد
مذهباهل سنت (حنبلی)
اطلاعات فرهنگی
زمینه فعالیتحدیث، رجال، تفسیر قرآن، تاریخ
علت شهرتدقت بالا در نقل حدیث، تألیفات متعدد، عمر طولانی و ارتباط با نسل‌های متوالی محدثان

ابوالقاسم عبدالله بن محمد بن عبدالعزیز البغوی (معروف به ابن بنت منیع) محدث نامدار بغدادی در سده‌های سوم و چهارم هجری، از چهره‌های تأثیرگذار در تاریخ حدیث اهل سنت به شمار می‌رود. وی به دلیل دقت در نقل حدیث، اتصال سند به مشایخ بزرگ و تألیفات متعدد، نزد عالمان رجال و حدیث اهل سنت از اعتبار بالایی برخوردار است.

زندگینامه

خانواده او اصالتاً از ناحیه «بَغشور» بودند.[۱] وی در محیطی علمی پرورش یافت؛ جد مادری‌اش ابوجعفر احمد بن منیع (صاحب مسند) و عمویش علی بن عبدالعزیز از محدثان بودند.[۲]

خانواده‌اش به بغداد مهاجرت کردند و او در سال ۲۱۳ یا ۲۱۴ ه.ق در بغداد متولد شد.[۳] از کودکی به تشویق جدش به سماع حدیث پرداخت و از ده‌سالگی نوشتن احادیث را آغاز کرد.[۴]

وی در سال ۳۱۷ ه.ق در بغداد درگذشت.[۵]

مشایخ

وی محضر شمار فراوانی از مشایخ عصر خود را درک کرد، از جمله احمد بن حنبل، علی بن مدینی، خلف بن هشام بزاز و علی بن جعد.[۶] گفته شده است که در اواخر عمر از مشایخی حدیث نقل می‌کرد که جز او کسی آنان را ندیده بود.[۷] تعداد مشایخ او را بیش از سیصد تن ذکر کرده‌اند .[۸]

راویان

به دلیل عمر طولانی، نسل‌های متوالی از او حدیث شنیدند. شاگردانش بسیاری از محدثان برجسته قرن‌های چهارم و پنجم بودند، مانند یحیی بن صاعد، ابن قانع، ابن حبان بستی، ابوبکر اسماعیلی، ابوبکر بغدادی (ابن شاذان) و دارقطنی.[۹]

جایگاه راوی

احادیث نقل‌شده از او به عنوان «حدیث عالی‌السند» شهرت داشت.[۱۰] دارقطنی درباره‌اش گفته است: «کلامه کالمسمار فی الساج» (سخن او چون میخ در چوب ساج است).[۱۱] عالمانی چون ابوحاتم رازی و دارقطنی او را توثیق کرده‌اند.[۱۲] موسی بن هارون نیز او را ثقه می‌دانست و بدگویانش را حسود می‌خواند.[۱۳]

در منابع شیعی نیز به عنوان محدثی معمر که چند نسل از او حدیث نقل کرده‌اند، یاد شده است.[۱۴]

تألیفات

آثار متعددی از او بر جای مانده،[۱۵] از جمله:

  • «المعجم الکبیر (در زندگانی صحابه)»
  • «المعجم الصغیر»
  • «مسند (در حدیث)»
  • «معالم التنزیل (تفسیر قرآن)»
  • «سنن (در فقه مذاهب)»
  • «جعدیات (مجموعه احادیث علی بن جعد)»


روايت حديث غدير[۱۶]

يكى از علما و بزرگان اهل‏ سنت كه حديث غدير را نقل كرده عبداللَّه بن محمد بَغَوى، ابوالقاسم (م 317 ق) است.[۱۷] محب‏ الدين طبرى حديث غدير را با اشاره به ماجراى اميرالمؤمنين‏ عليه السلام در رحبه كوفه از رياح (يا رباح) نقل كرده است. ذهبى[۱۸]: ذهبى او را توثيق كرده و علم حديث و تأليفات را ستوده است.

پانویس

  1. یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۶۹۴؛ سمعانی، الانساب، ج۱، ص۳۷۵
  2. ذهبی، تذکرة الحفاظ، ج۱۴، ص۴۴۱؛ ابن عدی، الکامل فی ضعفاء الرجال، ج۴، ص۱۵۷۹
  3. ابن ندیم، الفهرست، ص۲۸۸؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۰، ص۱۱۱
  4. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۰، ص۱۱۲؛ ذهبی، تذکرة الحفاظ، ج۱۴، ص۴۴۱
  5. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۷، ص۲۰۷؛ ابن عماد، شذرات الذهب، ج۲، ص۲۷۵
  6. ذهبی، تذکرة الحفاظ، ج۱۴، ص۴۴۱–۴۴۲
  7. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۰، ص۱۱۲
  8. ذهبی، تذکرة الحفاظ، ج۲، ص۷۳۷–۷۳۸
  9. ذهبی، تذکرة الحفاظ، ج۱۴، ص۴۴۲–۴۴۳؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۰، ص۱۱۲–۱۱۳
  10. ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۱۴، ص۴۴۳؛ ابن عماد، شذرات الذهب، ج۲، ص۲۷۵
  11. ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۱۴، ص۴۵۳
  12. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۰، ص۱۱۶
  13. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۰، ص۱۱۵
  14. قمى، الکنی و الألقاب، ج۲، ص۷۸؛ همو، ج۱، ص۱۲۲–۱۲۳
  15. ابن ندیم، الفهرست، ص۲۸۸؛ ذهبی، تذکرة الحفاظ، ج۱۴، ص۴۴۱؛ حاجی خلیفه، کشف الظنون، ج۲، ص۱۷۳۶
  16. چكيده عبقات الانوار (حديث غدير): ص ۲۴۶.
  17. دانشنامه غدير،ج ۱۴،ص ۵۴۱
  18. العِبَر فى خبر من غَبَر: حوادث سال ۳۱۷. همچنين ر.ک: تاريخ بغداد: ج ۱۰ ص ۱۱۱. تذكرة الحفّاظ: ج ۲ ص ۷۳۷. شَذَرات الذهب: ج ۲ ص ۲۷۵. طبقات الحفّاظ: ص ۳۱۲.