عبیدالله بن عبدالکریم مخزومی

عبیدالله بن عبدالکریم مخزومی (ابوزرعه رازی) (۲۰۰-۲۶۴ق)، از بزرگان و پیشوایان علم حدیث و رجال‌شناسی در سده سوم هجری بود که به سبب حفظ فوق‌العاده و دقت نظر در نقد راویان، مورد اعتماد و ستایش بزرگان این فن قرار گرفت. او شاگرد احمد بن حنبل بود و محدثان نامداری مانند مسلم بن حجاج (صاحب صحیح) و ترمذی از او روایت کردند. ابوزرعه با گرایش به مکتب سلف، مخالفت آشکاری با اهل رأی و بدعت داشت و نظرات رجالی او تا قرن‌ها بعد از منابع معتبر به شمار می‌رود.

عبیدالله بن عبدالکریم مخزومی
اطلاعات فردی
نام کاملعبیدالله بن عبدالکریم بن یزید بن فروخ مخزومی رازی
سرشناسیمحدث، حافظ، رجال‌شناس و امام بزرگ اهل سنت در سده سوم هجری
تولد۲۰۰ هجری قمری، ری
وفات۲۶۴ هجری قمری ، ماشهران (از نواحی ری)
محل دفنماشهران (مقبره‌اش مورد توجه بوده است)
خویشان سرشناسجدش فروخ (موالی عیاش بن مطرف قرشی)
اطلاعات علمی
استاداناحمد بن حنبل، ابوبکر ابن ابی شیبه، ابوخثیمه زهیر بن حرب، ابراهیم بن موسی فراء
شاگردانمسلم بن حجاج (صاحب صحیح)، ترمذی، نسائی، ابن ماجه، طبری، ابوحاتم رازی
تحصیلاتتحصیل حدیث در ری، سفرهای علمی به حجاز، مصر، شام، عراق و قزوین
مذهباهل سنت (حنبلی)
اطلاعات فرهنگی
زمینه فعالیتحدیث، علم رجال، فقه
علت شهرتحفظ و گسترش حدیث، نقد راویان، استادی بسیاری از محدثان بزرگ و دفاع از مکتب سلف

زندگینامه

عبیدالله بن عبدالکریم بن یزید بن فروخ، مشهور به ابوزرعه رازی (۲۰۰–۲۶۴ قمری)، از محدثان و رجال‌شناسان بزرگ اهل سنت در سده سوم هجری است. جدش، فروخ، موالی عیاش بن مطرف قرشی بود.[۱] وی در حدود سال ۲۰۰ قمری به دنیا آمد (با قول غیرمشهور ۱۹۴ ق)[۲] و در منطقه «ماشهران» (احتمالاً از نواحی ری) وفات یافت[۳] و آرامگاهش مورد توجه بوده است.[۴]

ابوزرعه برای فراگیری و سماع حدیث سفرهای گسترده‌ای کرد. او در سال ۲۲۷ ق از ری خارج شد و پس از حج و اقامتی ۱۵ ماهه در مصر (برای نوشتن احادیث شافعی) به شام، حمص، جزیره، بغداد و بصره رفت.[۵] سفر سوم او به شام، مصر و عراق حدود چهار و نیم سال به طول انجامید و پس از آن حدود بیست سال در ری اقامت گزید.[۶]

استادان و جایگاه حدیثی

او در ری از حدود سی استاد بهره برد و از ۲۱۴ تا ۲۲۲ ق ملازم درس ابراهیم بن موسی فراء بود.[۷] از دیگر مشایخ برجسته او می‌توان به ابوبکر ابن ابی شیبه، ابوخثیمه زهیر بن حرب، ابوالولید طیالسی و به‌ویژه احمد بن حنبل اشاره کرد که ابوزرعه مدت‌ها در بغداد با او مجالست داشت.[۸] وی از پیروان مکتب سلف و مخالف سرسخت اهل رأی و بدعت بود و احمد بن حنبل برای موفقیت او در این مجادلات دعا می‌کرد.[۹]

اهل علم او را به عظمت و دقت در حدیث ستوده‌اند. ابن ابی حاتم رازی او را از بزرگان علما و ناقدان حدیث خوانده و پدرش، ابوحاتم رازی، وی را «امام» نامیده است.[۱۰] ابن حبان او را از پیشوایان حدیث و فردی پرهیزگار توصیف کرده است.[۱۱] گفته می‌شد هر حدیثی که ابوزرعه آن را نشناسد، اصل و پایه‌ای ندارد.[۱۲]

شاگردان

جمع کثیری از محدثان بزرگ از او روایت کرده‌اند که از جمله می‌توان به مسلم بن حجاج (صاحب صحیح)، ترمذی، نسائی، ابن ماجه، طبری، ابوحاتم رازی و ابن ابی حاتم رازی اشاره کرد.[۱۳]

جایگاه رجالی

ابوزرعه خود به عنوان یک مرجع معتبر در علم رجال شناخته می‌شد. ابن ابی حاتم و ابن عدی جرجانی در آثار خود باب مستقلی برای معرفی جایگاه او در جرح و تعدیل راویان گشوده‌اند.[۱۴] ذهبی تصریح کرده که او با خداترسی و آگاهی بسیار در مورد راویان اظهار نظر می‌کرده است.[۱۵]

آثار

گفته شده وی مجموعه احادیثی را در یک مسند گردآوری کرده بود که امروزه در دست نیست.[۱۶] همچنین نجاشی در کتاب رجال خود، تألیفی از او با عنوان «ذکر من روی عن جعفر بن محمد (الصادق) علیه‌السلام من التابعین و من قاربهم» یاد کرده و بخشی از آن را نقل نموده است.[۱۷]

روايت حديث غدير[۱۸]

يكى از علما و بزرگان اهل‏ سنت كه حدیث غدیر را نقل كرده عبيدالله بن عبدالكريم مخزومى رازى، ابوزُرعه (م ۲۶۴ ق) است.[۱۹] ابن‏ کثیر دمشقی در تاريخش حديث غدير را از ابوزُرعه روايت كرده است.[۲۰]

خطيب بغدادى و ذهبى و ابن‏ حجر و سیوطی[۲۱]: او را توثيق كرده و وى را ستوده ‏اند. احمد بن حنبل، ابوحاتم، ابوبکر بن ابی ‏شَیبه و نسايى نيز او را ثقه دانسته است. ذهبى و ابن‏ حجر توثيق‏ ها و ستايش ‏هاى رجاليان اهل‏ تسنّن را درباره وى نقل كرده‏ اند.

پانویس

  1. مزی، تهذیب الکمال، ج۱۲، ص۳۸
  2. ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۱۳، ص۷۸؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۰، ص۳۲۸
  3. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۰، ص۳۳۵
  4. سمعانی، الانساب، ج۶، ص۳۶
  5. ابن ابی حاتم، تقدمه المعرفه لکتاب الجرح و التعدیل، ج۱، ص۳۴۰
  6. ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۰، ص۶۹۸
  7. ابن ابی حاتم، تقدمه المعرفه لکتاب الجرح و التعدیل، ج۱، ص۳۳۵
  8. مزی، تهذیب الکمال، ج۱۲، ص۳۸-۳۹؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۰، ص۳۲۶
  9. ابن ابی حاتم، تقدمه المعرفه لکتاب الجرح و التعدیل، ج۱، ص۳۴۲-۳۴۱
  10. ابن ابی حاتم، تقدمه المعرفه لکتاب الجرح و التعدیل، ج۱، ص۳۲۸ و ۳۳۴
  11. ابن حبان، الثقات، ج۸، ص۴۰۷
  12. ابن عدی، الکامل فی ضعفاء الرجال، ج۱، ص۱۴۱
  13. مزی، تهذیب الکمال، ج۱۲، ص۳۹-۴۰
  14. ابن ابی حاتم، تقدمه المعرفه لکتاب الجرح و التعدیل، ج۱، ص۳۲۸-۳۳۹؛ ابن عدی، الکامل فی ضعفاء الرجال، ج۱، ص۱۴۱-۱۴۲
  15. ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۱۳، ص۸۱
  16. کتانی، الرساله المستطرفه، ج۱، ص۴۸
  17. نجاشی، رجال، ج۱، ص۱۱؛ سخاوی، الاعلان بالتوبیخ، ص۱۶۶ و ۱۲۸
  18. چكيده عبقات الانوار (حديث غدير): ص ۲۴۱.
  19. دانشنامه غدیر،ج ۱۵،ص ۱۶.
  20. تاريخ ابن‏ كثير: ج ۵ ص ۲۰۹، ۲۱۰.
  21. تاريخ بغداد: ج ۱۰ ص ۳۲۶. تذكرة الحفّاظ: ج ۲ ص ۵۵۷ . تهذيب التهذيب: ج ۷ ص ۳. طبقات الحفّاظ: ص ۲۴۹.