عطار نیشابوری
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | فریدالدین ابوحامد محمد بن ابوبکر ابراهیم بن اسحاق عطار نیشابوری |
| سرشناسی | شاعر، عارف، نویسنده «منطقالطیر» و «تذکرةالاولیاء» |
| تولد | ۵۱۳ یا ۵۳۷ هجری قمری / نیشابور (روستای کدکن یا شادیاخ) |
| وفات | ۶۲۷ هجری قمری (به قولی ۶۳۲ یا ۶۱۶ق) |
| نحوه درگذشت | کشته شدن به دست سربازان مغول |
| محل دفن | نیشابور (آرامگاه عطار) |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | رکنالدین اکاف، مجدالدین بغدادی، نجمالدین کبری (به روایاتی) |
| مذهب | اهل سنت |
| اطلاعات فرهنگی | |
| زمینه فعالیت | شعر، عرفان، عطاری |
| علت شهرت | تألیف آثارعرفانی به زبان فارسی متنند تذکرة الاولیاء |
فریدالدین ابوحامد محمد بن ابوبکر ابراهیم بن اسحاق عطار نیشابوری (۵۱۳ یا ۵۳۷-۶۲۷ قمری) از شاعران و عارفان ایران در اواخر سده ششم و اوایل سده هفتم هجری است. آثار ماندگاری چون «منطقالطیر»، «تذکرةالاولیاء» و «الهینامه» او را در زمره بزرگترین عرفای ادب فارسی جای داده و سرمشق شاعرانی همچون مولوی قرار گرفته است.
زندگی نامه[۱]
عطار در روستای کَدکَن یا شادیاخ از توابع نیشابور دیده به جهان گشود. پدرش ابوبکر ابراهیم به شغل عطاری (داروفروشی) اشتغال داشت و در این کار بسیار ماهر بود.[۲] دوران کودکی عطار با فاجعه طغیان غزها همراه شد که به قتلعام، ویرانی و رنجهای بسیار در نیشابور انجامید. این حوادث تلخ، تأثیر عمیقی بر روحیه حساس او گذاشت و بعدها در اشعارش بازتاب یافت.
اساتید
عطار از کودکی به مدارس علمیه نیشابور راه یافت و مقدمات علوم دینی از جمله تفسیر قرآن، حدیث و فقه را فراگرفت. سپس به درسهای عمیقتری در زمینه حکمت، کلام، نجوم و فنون ادبی روی آورد. نزد پدرش حرفه عطاری و طبابت را آموخت. به گفته منابع، از محضر مشایخ بزرگی همچون مجدالدین بغدادی و نجمالدین کبری بهره برده است.
عطار ابتدا به شغل پدرش (عطاری و طبابت) مشغول بود، اما بر اساس داستان مشهور، دیدار با درویشی که در برابر چشمانش جان سپرد، موجب دگرگونی روحی او شد و وی را به سوی عرفان و تصوف سوق داد. پس از این واقعه، دکان عطاری را رها کرد و به خدمت عارف معروف زمان، رکنالدین اکاف، درآمد و به ریاضت و مجاهدت با نفس پرداخت. سپس سفرهای گستردهای به مکه، هند، عراق، شام و مصر انجام داد و با بسیاری از مشایخ و عرفای زمان خود دیدار کرد. پس از بازگشت به نیشابور، گوشهگیری اختیار کرد و تمام وقت خود را به سرودن اشعار و تألیف آثار منظوم و منثور عرفانی اختصاص داد.
عطّار نیشابوری نزد دانشمندان اهل سنت از مشايخ بزرگ و موصوف به علم و معرفت است. شيخ عبدالرحمن جامى شرح حال او را نوشته و وى را ستايش نموده است.[۳] همچنين نصرالله كابلى و دهلوى در باب يازدهم كتابش «تحفه اثنا عشريه» و شيخ بهاءالدين عاملى در كشكولش به شعر عطّار در مورد ايمان به پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بیت علیهم السلام استناد كرده اند.[۴]
وفات
فریدالدین عطار نیشابوری در سال ۶۲۷ هجری قمری (و به قولی ۶۳۲ یا ۶۱۶ق) در جریان حمله مغولان به نیشابور کشته شد و از دنیا رفت. نقل شده است که سربازی مغول ضربهای شمشیر بر دوش او وارد کرد و وی در پی همین جراحت جان سپرد. شیخ بهاءالدین در کتاب معروف خود «کشکول» این واقعه را چنین تعریف میکند: «وقتی لشکر تاتار به نیشابور رسید، اهالی نیشابور را قتل عام کردند و ضربت شمشیری توسط یکی از مغولان بر دوش شیخ خورد که شیخ با همان ضربت از دنیا رفت». نقل کردهاند که چون خون از زخمش جاری شد، شیخ دانست که مرگش نزدیک است. آرامگاه او در نزدیکی نیشابور قرار دارد و در دوره تیموریان به دستور امیر علیشیر نوایی (وزیر سلطان حسین بایقرا) مرمت و تعمیر شد.
آثار
آثار عطار نیشابوری به دو دسته منظوم و منثور تقسیم میشوند:
- دیوان اشعار
- منطقالطیر
- الهینامه
- اسرارنامه
- مصیبتنامه
- مختارنامه
- تذکرةالاولیاء
اِعتراف به مفاد حديث غدير[۵]
بسيارى از دانشمندان بزرگ اهل سنت به دلالت حدیث غدیر به امامت امیرالمؤمنین علیه السلام تصريح كرده، و آشكارا بر مطلوب شیعه تنصيص كرده اند! از جمله احمد بن محمد نيشابورى، فريدالدين عطّار نیشابوری است. عطّار نیشابوری درباره واقعه غدير خم و معناى حدیث غدیر سروده است:
| چون خدا گفته است در خمّ غدير | با رسول الله ز آيات منير | |
| ايّها الناس اين بود الهام او | ز آنكه از حق آمده پيغام او | |
| گفت رو كن با خلايق اين ندا | نيست اين دم خود رسولم بر شما | |
| هر چه حق گفته است من خود آن كنم | بر تو من اسرار حق آسان كنم | |
| چون كه جبريل آمد و بر من بگفت | من بگويم با شما راز نهفت | |
| اين چنين گفته است قهّار جهان | حقّ و قيّوم (و) خداى غيبدان | |
| مرتضى والى در اين مُلک من است | هر كه اين سرّ را نداند او زن است |
معناى اين اشعار آن است كه حدیث غدیر به امر خداوند از رسول خدا صلی الله علیه و آله صادر شده، و معناى اين حديث آن است كه اميرالمؤمنين عليه السلام تنها والى مملكت پيامبر صلى الله عليه و آله است.
غديريه عطار[۷]
در ميان اهل سنت شاعرانى وجود دارد كه واقعه غدير را به شعر در آورده اند. اديبان و شعراى برجسته پارسى زبان نيز واقعه با شكوه غدير و پيام هاى آن را به نظم كشيده اند.[۸] يكى از سرشناس ترين آنها فريدالدين عطار نيشابورى (ت ۵۱۳ - م ۵۸۶ ق) است. غديريه هاى او چنين است:
| گفت پيغمبر به يارن اين سخن | پيک ربّ العالمين آمد به من | |
| گفت حيدر را خدا اين تحفه داد | بر همه خلق جهان فضلش نهاد | |
| چون كه او برگشت از حج الوداع | در غدير خم مكان كرد آن مُطاع | |
| جبرئيل از حضرت عزت رسيد | نَّزِل از حضرت به پيش او كشيد | |
| پيش او از پيش حق آورد پيك | آيه يا ايها بلّغ اليك | |
| چون نبى فرمود منبر ساختند | از جهاز اشترش افراختند | |
| گفت هر كس را منم مولاى او | پس على مولاى او باشد نكو | |
| حيدر از فرمان ربّ كائنات | شد ولى بر مؤمنين و مؤمنات |
در جاى ديگر مى گويد:
| رونقى كان دين پيغمبر گرفت | از اميرمؤمنان حيدر گرفت | |
| چون امير نحل شير فحل شد | ز آهن او سنگ موم نحل شد | |
| مير نحل از دست و جان خويش بود | ز آنكه علمش نوش و تيغش نيش بود | |
| گفت اگر در رويم آيد صد سپاه | كس نبيند پشت من در حربگاه | |
| لا فتى الا عليش از مصطفى است | وز خداوند جهانش هلاتى است | |
| از دو دستش لا فتى آمد پديد | وز سه قرصش هلاتى آمد پديد | |
| آن سه قرص او چو بيرون شد به راه | سرنگون آمد دو قرص مهر و ماه | |
| چون نبى موسى، على هارون بود | گر برادرشان نگويى چون بود | |
| او چون قلب آل ياسين آمدست | قلب قرآن يا و سين، زين آمدست |
پانویس
- ↑ حقیقت، شاعران بزرگ ایران، ص۲۴۰
- ↑ حسینی کازرونی، شرح حال شاعران بزرگ، ص۱۱۷
- ↑ نفحات الانس: ص ۵۹۹ .
- ↑ الصواقع (مخطوط).
- ↑ چكيده عبقات الانوار (حديث غدير): ص۶۲۸، ۶۲۹.
- ↑ مثنوى مظهر حق.
- ↑ برترين نعمت، چهل نكته درباره غدير (واعظ حسينى): ص۱۲۳-۱۲۵. مكتب قرآن (نشريه): ص۳۲، ۳۳.
- ↑ دائرة المعارف تشيع: ج ۱۲ ص۴۸-۵۲، ماده غدیریه. در خصوص غدير، سروده هاى فراوانى از شاعران معروف در اين كتاب ذكر شده، كه آنچه در اينجا آمده بخش بسيار اندكى است.