علی بن شهاب الدین همدانی

میر سید علی بن شهاب‌الدین همدانی (۷۱۴-۷۸۶ ق)، معروف به «شاه همدان» و «امیر کبیر»، عارف، متکلم، مبلّغ و شاعر پرنفوذ ایرانی در سده هشتم هجری. وی با سفرهای گسترده به ویژه به کشمیر، نقش بسزایی در اشاعه اسلام، فرهنگ ایرانی و هنرهای صناعی در شبه‌قاره هند ایفا کرد. از او آثار متعددی در عرفان و اخلاق به جا مانده و آرامگاهش در ختلان تاجیکستان و خانقاه «شاه همدان» در سرینگر کشمیر است.

میر سید علی بن شهاب‌الدین همدانی
اطلاعات فردی
نام کاملمیر سید علی بن شهاب‌الدین همدانی
سرشناسیعارف، شاعر، مؤسس طریقت همدانیه
تولد۱۲ رجب ۷۱۴ قمری، همدان، ایران
وفات۶ ذی‌الحجه ۷۸۶ قمری، کونار (در مرز افغانستان کنونی)
نحوه درگذشتبه علت بیماری در هنگام سفر
محل دفنختلان (کولاب، تاجیکستان کنونی)
خویشان سرشناسپدر: سید شهاب‌الدین (از بزرگان همدان)
اطلاعات علمی
استادانعلاءالدوله سمنانی، شیخ شرف‌الدین محمود مزدقانی، اخی علی دوستی سمنانی
شاگرداننورالدین جعفر بدخشی، خواجه اسحاق ختلانی، میر سید حسین سمنانی و...
تحصیلاتعلوم دینی، عرفان و ادبیات
مذهباختلاف
اطلاعات فرهنگی
علت شهرتتبلیغ اسلام در کشمیر، تألیفات متعدد عرفانی، سرودن شعر فارسی

زندگینامه

وی در ۱۲ رجب ۷۱۴ ق در همدان زاده شد. نسب او با هفده واسطه به امام حسین علیه السلام می‌رسد.[۱] پدرش، سید شهاب‌الدین، از بزرگان و احتمالاً حاکم محلی همدان بود.[۲]تولد و رشد او همزمان با افول ایلخانان و هرج‌ومرج پس از مرگ سلطان ابوسعید بهادرخان (۷۳۶ ق) بود. این ناآرامی‌ها بعدها بر تصمیم او برای مهاجرت‌های گسترده تأثیر گذاشت.

همدانی علوم مقدماتی را در همدان فراگرفت. او در یک مجلس که به دستور یکی از سلاطین تشکیل شد، از چهارصد عالم حدیث شنید که نشان‌دهنده ارتباط خانوادگی او با حلقه‌های قدرت و علم است.[۳]

سید علی همدانی در ششم ذی‌الحجه ۷۸۶ ق در منطقه «کونار» (مرز افغانستان کنونی) درگذشت و در ختلان (کولاب تاجیکستان امروزی) دفن شد.[۴]

مشایخ

مشایخ اصلی او عبارتند از:

  • شیخ شرف‌الدین محمود مزدقانی (درگذشته ۷۶۱ ق): از عرفای همدان که همدانی ابتدا نزد او پرورش یافت.
  • شیخ علاءالدوله سمنانی (۶۵۹-۷۳۶ ق): از عرفای نامدار مخالف وحدت وجود ابن عربی. ملاقات همدانی با وی نقطه عطفی در سلوک او بود. سمنانی در نامه‌ای به شاگردش، همدانی را صاحب «نسبت صلبیه، قلبیه و حقیه» به اهل بیت خوانده است.
  • اخی علی دوستی سمنانی: از مریدان خاص سمنانی که همدانی پس از وفات استاد، نزد او تحصیل کرد.

شاگردان

سید علی همدانی شاگردان و مریدان فراوانی داشت که برخی از برجسته‌ترین آنان عبارتند از:

  • نورالدین جعفر بدخشی: مؤلف کتاب «خلاصة المناقب» که مهم‌ترین مصنف زندگینامه و افکار همدانی است. او از نزدیک‌ترین مریدان و مخاطب نامه‌های وی بود.
  • خواجه اسحاق ختلانی: از بزرگان ختلان که به دامادی همدانی نائل آمد و بعدها استاد و مرشد سید محمد نوربخش (بنیان‌گذار طریقت نوربخشیه) گردید.
  • شیخ حاجی بن طوطی علیشاه ختلانی: کسی که همدانی رساله «فتوت‌نامه» را برای او نگاشت.

از دیگر شاگردان مؤثر می‌توان به این افراد اشاره کرد: میر سید حسین سمنانی (مبلغ در کشمیر)، سید اشرف جهانگیر سمنانی (عارف و سیاح)، برهان‌الدین بغدادی (گردآورنده «سیرالطالبین»)، شیخ قوام‌الدین بدخشی، بابا کاکا شیرازی، میر سید محمد طالقانی و شیخ زین‌العابدین نیشابوری.

سفرها

همدانی از حدود ۲۰ سالگی سفرهای گسترده خود را آغاز کرد. این سفرها سه ویژگی داشت:

  • به گفته منابع، او «سه بار ربع مسکون» را گشت و از شام و حجاز تا ماوراءالنهر و هند مسافرت کرد.[۵]
  • هدف اصلی او وعظ، ارشاد و تشکیل حلقه‌های مریدان بود.
  • او با حاکمان متعددی مانند سلطان قطب‌الدین حاکم کشمیر ارتباط داشت و برای آنان پندنامه می‌نوشت.

اقامت در کشمیر (۷۸۱-۷۸۶ ق): مهاجرت او به کشمیر نقطه اوج فعالیت تبلیغی‌اش بود. به روایت بدخشی، او با هفتصد نفر همراه وارد کشمیر شد.[۶] همدانی با مناظره با کاهنان هندو و بودایی، تأسیس مدارس و مساجد، و تربیت مبلغان محلی، نقش تعیین‌کننده‌ای در تحکیم اسلام در آن سامان ایفا کرد. منابع شمار مسلمان‌شدگان به دست او را ۳۷ هزار نفر ذکر کرده‌اند.[۷]

آثار

همدانی نویسنده‌ای پرکار با حدود ۱۱۰ اثر بود. از جمله آثار او می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • «ذخیرة الملوک» این اثر که برای آموزش اخلاق حکمرانی نوشته شده، ده باب دارد که پنج باب آن به اصول دین، احکام، امر به معروف و نهی از منکر اختصاص دارد.
  • «اوراد فتحی» مجموعه ادعیه و اذکاری که از چهارصد شیخ دریافت کرده بود.
  • «رساله اعتقادیه» بیان باورهای دینی از منظر عرفانی.
  • « شرح فصوص الحکم» ابن عربی با عنوان «حل الفصوص»
  • «مشارق الاذواق» شرح قصیده «خمریه» ابن فارض وی شعر نیز می‌سرود و تخلص او «علی» یا «علایی» بود. اشعارش سرشار از مفاهیم عرفانی و اشتیاق به اهل بیت است.

مذهب

تعیین مذهب فقهی و کلامی همدانی نیازمند دقت تاریخی است:

  • نسبت او به امام حسین علیه السلام مسلم است و این هویت در تمام زندگی‌اش پررنگ بود.
  • در آثارش برای خلفاء و ائمه چهارگانه اهل سنت احترام قائل است. کتاب «المحاسن المجتمعة فی الخلفاء الاربعة» را به او نسبت داده‌اند.
  • قاضی نورالله شوشتری او را به صراحت شیعه می‌داند و کراماتی از او در دفاع از تشیع نقل می‌کند.[۸] همچنین کتاب «مودة فی القربی» در فضایل اهل بیت علیهم السلام از اوست.

روايت حديث غدير[۹]

يكى از علما و بزرگان اهل‏ سنت كه حدیث غدیر را نقل كرده سيد على بن شهاب ‏الدين همدانى است. سيد على همدانى در «المودة فى القربى» طى سه مورد حديث غدير را نقل كرده است. از جمله در اقرار عمر در زمان خلافت خود و نيز با اشاره به روزه روز غدير.[۱۰]

نقل نزول آيه تبليغ در غدير[۱۱]

يكى از وجوه دلالت حديث غدير بر امامت اميرالمؤمنين‏ عليه السلام نزول آيه تبليغ (يا ايها الرسول بلّغ...) در غدير است، كه از جمله مشهورترين آيات غدير مى‏ باشد. اختصاص آن به غدير هم نزد شيعه و غير شيعه از مسلمات است، و بين مفسرين و محدثين اهل‏ سنت مشهور است، اگر چه بعضى از آنان در صدد انحراف شأن نزول آيه بوده ‏اند.

در كنار شيعه، عده ‏اى از بزرگان اهل‏ سنت نيز نزول اين آيه در غدير را نقل كرده ‏اند. از جمله سيد على بن شِهاب الدين همدانى است:

همدانى در «مودّة القربى» از براء بن عازب روايت كرده كه آيه تبليغ در واقعه غدير خم و در فضيلت اميرالمؤمنين ‏عليه السلام نازل شده است.[۱۲] سيد على همدانى نزد اهل‏ سنت از عالمان ربانى و عارفان گزيده و نامى است. گذشته از اينكه خود همدانى در خطبه كتاب خود «مودّة القربى» در مورد اعتبار مطالب آن سخن گفته است.

پانویس

  1. امین، اعیان الشیعة، ج۸، ص۱۰
  2. اقبال آشتیانی، تاریخ مغول در ایران، ص۳۱۳
  3. حافظ کربلایی، روضات الجنان و جنات الجنان، ج۲، ص۲۵۱
  4. ریاض، احوال و آثار میر سید علی همدانی، ص۸۱
  5. حبیب السیر، ج۳، ص۸۷
  6. روضات الجنان، ج۲، ص۲۵۸
  7. شوشتری، مجالس المؤمنین، ج۲، ص۱۴۲
  8. مجالس المؤمنین، ج۲، ص۱۳۸-۱۴۳
  9. چكيده عبقات الانوار (حديث غدير): ص ۲۷۸.
  10. المودة فى القربى. ينابيع المودة: ص ۲۴۹.
  11. غدير در قرآن: ج ۱ ص ۸۷ . چكيده عبقات الانوار (حديث غدير): ص ۴۵۳.
  12. مودّة القربى. ر.ک: ينابيع المودّة: ص ۲۴۹. نفحات الازهار: ج ۸ ص ۱۹۵-۲۵۷.