عواقب رد کردن سخن پیامبر در خطبه غدیر
عواقب رد کردن سخن پیامبر صلی الله علیه وآله در خطبه غدیر عنوانی برای شرح هشدار پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در خطبه غدیر است. آن حضرت، پس از بیان افضلیت امیرالمؤمنین علیه السلام، کسی را که سخن او را رد کند و با آن موافقت نکند، با دو تعبیر «ملعون» و «مغضوب» توصیف میکند. تکرار هر یک از این دو واژه، بر شدت هشدار تأکید دارد.[۱]
موضوع این فراز، رد سخن پیامبر صلی الله علیه وآله در سیاق معرفی جایگاه امیرالمؤمنین علیه السلام است. برای شرح آن، معنای لعن، تفاوت غضب الهی با خشم انسانی و روایات مرتبط با ولایت و اطاعت بررسی میشود.
متن فراز و ترجمه
مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَغْضُوبٌ مَغْضُوبٌ مَنْ رَدَّ عَلَیَّ قَوْلی هذا وَ لَمْ یُوافِقْهُ «ملعون است، ملعون است؛ مورد غضب است، مورد غضب است؛ کسی که این سخن مرا رد کند و با آن موافقت نکند».[۲]
موضوع هشدار در سیاق خطبه
پیش از این هشدار، پیامبر صلی الله علیه وآله میفرماید: فَضِّلُوا عَلِیّاً فَاِنَّهُ اَفْضَلُ النّاسِ بَعْدی مِنْ ذَکَرٍ وَ اُنْثی «علی را برتر بدانید؛ زیرا او برترین مردم پس از من، از مرد و زن، است». سپس عبارت «بِنَا أَنْزَلَ اللَّهُ الرِّزْقَ وَ بَقِیَ الْخَلْقُ» و هشدار لعن و غضب آمده است.[۳]
بنابراین، تعبیر «قَوْلی هذا» باید در پیوند با سخنان همین بخش خوانده شود. شرح افضلیت در مقالهٔ افضلیت امیرالمؤمنین علیه السلام بعد از پیامبر آمده و ادامهٔ هشدار، در مقالهٔ خبر جبرئیل از طرف خداوند در مورد دشمنان امیرالمؤمنین بررسی میشود.
معنای لعن
لعن در توضیح لغوی، به معنای راندن و دورکردن همراه با ناخشنودی است. در کاربرد الهی، با دوری از رحمت و عقاب ارتباط دارد؛ در کاربرد انسانی، به صورت نفرین و درخواست دوری از رحمت بیان میشود.[۴]
بر این اساس، «ملعون» در فراز خطبه، بیانگر محرومیت از رحمت در موضوع هشدار است و صرفاً یک تعبیر احساسی یا ناسزا نیست.
معنای غضب الهی
غضب الهی و تفاوت با خشم انسانی
«مغضوب» به کسی گفته میشود که مورد غضب قرار گرفته است. خشم در انسان معمولاً با تأثر، برانگیختگی و تغییر حالت همراه میشود؛ اما در روایات توحیدی، غضب خداوند به این صورت تفسیر نشده است.
- قرآن کریم میفرماید: وَ مَنْ یَحْلِلْ عَلَیْهِ غَضَبِی فَقَدْ هَوی «و هر کس خشم من بر او فرود آید، بهراستی به هلاکت افتاده است».[۵]
- در بخش پیشین همین آیه نیز آمده است: وَ لا تَطْغَوْا فِیهِ فَیَحِلَّ عَلَیْکُمْ غَضَبِی «و در آن سرکشی نکنید که خشم من بر شما فرود آید».[۶]
- قرشی در قاموس قرآن، غضب الهی را در این کاربرد با انتقام، بلا و عذاب ناشی از کردار انسان توضیح میدهد.[۷]
روایت امام باقر علیه السلام
در الکافی نقل شده است که عمرو بن عبید از امام باقر علیه السلام دربارهٔ معنای غضب در آیهٔ «وَمَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوَى» پرسید. امام فرمود: هُوَ الْعِقَابُ یَا عَمْرُو إِنَّهُ مَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ زَالَ مِنْ شَیْءٍ إِلَی شَیْءٍ فَقَدْ وَصَفَهُ صِفَةَ مَخْلُوقٍ وَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی لَا یَسْتَفِزُّهُ شَیْءٌ فَیُغَیِّرَهُ «آن، عقاب است، ای عمرو! هر کس بپندارد خداوند از چیزی به چیزی دیگر تغییر میکند، او را با صفت مخلوق توصیف کرده است؛ و چیزی خداوند را برنمیانگیزد تا او را تغییر دهد».[۸]
در این روایت، غضب با عقاب توضیح داده شده و تغییر حالت از خداوند نفی شده است.
روایت امام صادق علیه السلام
در همان باب، امام صادق علیه السلام در پاسخ به پرسشی دربارهٔ رضا و سخط خداوند میفرماید:
فَرِضَاهُ ثَوَابُهُ وَ سَخَطُهُ عِقَابُهُ مِنْ غَیْرِ شَیْءٍ یَتَدَاخَلُهُ فَیُهَیِّجَهُ وَ یَنْقُلَهُ مِنْ حَالٍ إِلَی حَالٍ … «پس رضای او پاداش او و سخط او عقاب اوست؛ بدون آنکه چیزی در او راه یابد، او را برانگیزد و از حالی به حال دیگر منتقل کند».[۹]
این توضیح، معنای غضب و سخط الهی را از حالات جسمانی و روانی انسان جدا میکند.
مغضوب علیهم در تفسیر سورهٔ حمد
در سورهٔ حمد آمده است: غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ «نه کسانی که مورد غضباند و نه گمراهان».[۱۰] در تفسیر این عبارت، مصادیق مختلفی مطرح شدهاند. در بیان السعادة، علاوه بر اشاره به یهود، برداشتهایی مرتبط با نشناختن جایگاه پیامبر صلی الله علیه وآله یا امام علیه السلام و دشمنی با اهل بیت علیهم السلام نیز بیان شده است.[۱۱]
این موارد، تطبیقهای تفسیریاند و نباید بهعنوان معنای لغویِ منحصر «مغضوب علیهم» معرفی شوند. در تفسیر روشن نیز غضب با مخالفت و ستیزه با فرمان الهی و استمرار انحراف از راه هدایت مرتبط شده است.[۱۲]
تکرار لعن و غضب در فراز
پیامبر صلی الله علیه وآله واژهٔ «ملعون» را دو بار و واژهٔ «مغضوب» را نیز دو بار بیان میکند. این تکرار، بر اهمیت و شدت هشدار تأکید دارد. لعن و غضب، دو تعبیر مرتبط اما متفاوتاند: لعن با دوری از رحمت و غضب الهی با عقاب ارتباط دارد. ترتیب این دو واژه در جمله، بهتنهایی ثابت نمیکند که غضب همیشه پس از لعن واقع میشود یا از نظر منطقی اخصّ از آن است.
مصداق هشدار در خود فراز با عبارت «مَنْ رَدَّ عَلَیَّ قَوْلی هذا وَ لَمْ یُوافِقْهُ» مشخص شده است.
روایات مرتبط با ولایت و اطاعت
روایت حذیفه
حذیفة بن اسید غفاری نقل میکند که پیامبر صلی الله علیه وآله به او فرمود:
«ای حذیفه! حجت خدا بر شما پس از من، علی بن ابیطالب است. کفر به او کفر به خدا، شرک دربارهٔ او شرک به خدا، شک دربارهٔ او شک در خدا، الحاد دربارهٔ او الحاد در خدا، انکار او انکار خدا و ایمان به او ایمان به خداست؛ زیرا او برادر رسول خدا، وصی او، امام امت و مولای آنان است. او ریسمان محکم خدا و دستاویز استواری است که گسسته نمیشود. دو تن دربارهٔ او هلاک میشوند، در حالی که او گناهی ندارد: دوستداری که غلو میکند و کسی که در حق او کوتاهی میکند.
ای حذیفه! از علی جدا مشو که از من جدا میشوی؛ با علی مخالفت مکن که با من مخالفت میکنی. علی از من و من از اویم. هر کس او را به خشم آورد، مرا به خشم آورده و هر کس او را خشنود سازد، مرا خشنود ساخته است».[۱۳][۱۴]
این روایت، پیوند ولایت و اطاعت امیرالمؤمنین علیه السلام با پیامبر صلی الله علیه وآله را بیان میکند و در کنار هشدار، از غلو و کوتاهی نیز نهی میکند.
روایت فرمان به ولایت و اقتدا
در روایتی از امام صادق علیه السلام، از پدران آن حضرت علیهم السلام، از پیامبر صلی الله علیه وآله آمده است:
«ای اصحاب من! خداوند عزّوجلّ شما را به ولایت علی بن ابیطالب و اقتدا به او فرمان میدهد. او پس از من ولی و امام شماست. با او مخالفت نکنید که به کفر میافتید و از او جدا نشوید که گمراه میشوید. خداوند علی را نشانهای میان ایمان و نفاق قرار داده است؛ دوستدار او مؤمن و دشمن او منافق است. خداوند او را وصی من و راهنمای هدایت پس از من قرار داده است. او جایگاه راز و علم من و جانشین من بر خاندان من است. از ستمکنندگان بر او در امت خود، به خدا شکایت میکنم».[۱۵][۱۶]
موضوع این نقل، فرمان به ولایت، اقتدا و پرهیز از مخالفت و جدایی است.
روایت امام رضا علیه السلام
در روایتی از امام رضا علیه السلام، از پدران آن حضرت، از پیامبر، جبرئیل، میکائیل و اسرافیل، سخنی از خداوند نقل شده است:
«من خدا هستم و خدایی جز من نیست. آفریدگان را به قدرت خود آفریدم و از میان آنان، هر که را خواستم به پیامبری برگزیدم؛ از میان همهٔ آنان، محمد را حبیب، خلیل و برگزیدهٔ خود اختیار کردم و او را به رسالت به سوی آفریدگانم فرستادم. برای او علی را برگزیدم و او را برادر، وصی، وزیر و اداکنندهٔ وظیفهٔ او پس از وی در میان آفریدگانم قرار دادم. او را جانشین خود بر بندگانم قرار دادم تا کتاب مرا برای آنان بیان کند و در میان آنان به حکم من رفتار نماید.
او را نشانهٔ هدایت از گمراهی و دری قرار دادم که از آن وارد شوند؛ او را خانهٔ خود قرار دادم که هر کس وارد آن شود، از آتش من در امان باشد؛ و حصار خود قرار دادم که هر کس به آن پناه آورد، او را از ناخوشایندی دنیا و آخرت حفظ کنم. او را وجه خود قرار دادم که هر کس به سوی او روی آورد، روی خود را از او برنگردانم؛ و حجت خود در آسمانها و زمین بر همهٔ آفریدگان قرار دادم. عمل هیچ عملکنندهای را جز با اقرار به ولایت او، همراه با اقرار به نبوت احمدِ فرستادهٔ من، نمیپذیرم. او دست گشودهٔ من بر بندگان و نعمتی است که بر هر کس از بندگانم که دوست بدارم ارزانی داشتهام.
هر کس از بندگانم را دوست داشتم و سرپرستی او را پذیرفتم، او را با ولایت و معرفت علی آشنا ساختم؛ و هر کس از بندگانم را دشمن داشتم، به سبب رویگردانی او از معرفت و ولایت علی دشمن داشتم. به عزت و جلال خود سوگند، هیچ بندهای از بندگانم ولایت علی را نمیپذیرد مگر آنکه او را از آتش دور و وارد بهشت میکنم؛ و هیچ بندهای از بندگانم با او دشمنی نمیکند و از ولایتش روی نمیگرداند مگر آنکه او را دشمن میدارم و وارد آتش میکنم؛ و چه بد سرانجامی است».[۱۷][۱۸][۱۹]
تعبیرهای «دست»، «وجه»، «در» و «حصار» در این روایت، در بیان جایگاه هدایت و ولایت خوانده میشوند و نباید به جسمانیبودن خداوند تفسیر شوند.
جستارهای وابسته
• خطبه غدیر • افضلیت امیرالمؤمنین علیه السلام بعد از پیامبر • خبر جبرئیل از طرف خداوند در مورد دشمنان امیرالمؤمنین • شک کنندگان در مورد غدیر
پانویس
- ↑ الاحتجاج علی أهل اللجاج، ج ۱، ص ۷۵.
- ↑ الاحتجاج علی أهل اللجاج، ج ۱، ص ۷۵؛ در چاپ دار النعمان، عبارت «من رد على قولي هذا ولم يوافقه» آمده است.
- ↑ الاحتجاج علی أهل اللجاج، ج ۱، ص ۷۵.
- ↑ مجمع البحرین، ج ۶، ص ۳۰۹، مادهٔ «لعن».
- ↑ سورهٔ طه، آیهٔ ۸۱.
- ↑ سورهٔ طه، آیهٔ ۸۱.
- ↑ قاموس قرآن، ج ۵، ص ۱۰۴، مادهٔ «غضب».
- ↑ الکافی، ج ۱، ص ۱۱۰، کتاب التوحید، باب الإرادة أنها من صفات الفعل وسائر صفات الفعل، ح ۵.
- ↑ الکافی، کتاب التوحید، باب الإرادة أنها من صفات الفعل وسائر صفات الفعل، روایت پاسخ امام صادق علیه السلام به پرسش زندیق.
- ↑ سورهٔ فاتحه، آیهٔ ۷.
- ↑ ترجمهٔ بیان السعادة فی مقامات العبادة، ج ۱، ص ۳۰۲.
- ↑ تفسیر روشن، ج ۱، ص ۴۱.
- ↑ الأمالی، شیخ صدوق، مجلس ۳۶، ح ۳.
- ↑ بحار الأنوار، ج ۳۸، ص ۹۷، ح ۱۴.
- ↑ الأمالی، شیخ صدوق، ص ۱۷۱، مطابق چاپ مورد استناد در بحار الأنوار.
- ↑ بحار الأنوار، ج ۳۸، ص ۹۷، ح ۱۵.
- ↑ عیون أخبار الرضا علیه السلام، ص ۲۱۲–۲۱۳، مطابق چاپ مورد استناد در بحار الأنوار.
- ↑ الأمالی، شیخ صدوق، ص ۱۳۴، مطابق چاپ مورد استناد در بحار الأنوار.
- ↑ بحار الأنوار، ج ۳۸، ص ۹۸، ح ۱۷.
منابع
- قرآن کریم.
- الاحتجاج علی أهل اللجاج، احمد بن علی طبرسی، تعلیق محمدباقر موسوی خرسان، نجف اشرف: دار النعمان للطباعة والنشر.
- مجمع البحرین، فخرالدین طریحی.
- قاموس قرآن، سیدعلیاکبر قرشی.
- الکافی، محمد بن یعقوب کلینی.
- بیان السعادة فی مقامات العبادة، سلطانمحمد گنابادی، ترجمهٔ فارسی.
- تفسیر روشن، حسن مصطفوی.
- الأمالی، محمد بن علی بن بابویه، شیخ صدوق.
- عیون أخبار الرضا علیه السلام، محمد بن علی بن بابویه، شیخ صدوق.
- بحار الأنوار، محمدباقر مجلسی.
