امام محمد باقر علیهالسلام
![]() مدفن امام باقر علیه السلام در قبرستان بقیع | |
| نام | محمد |
|---|---|
| نسب | محمد بن علی بن الحسین بن علی بن أبیطالب |
| کنیه | ابوجعفر |
| لقب | باقر • باقر العلوم |
| زادروز | ۱ رجب ۵۷ هجری قمری |
| زادگاه | مدینه |
| شهادت | ۷ ذیالحجه ۱۱۴ هجری قمری |
| قاتل | هشام بن عبدالملک |
| محل دفن | قبرستان بقیع (مدینه) |
| طول عمر | ۵۷ سال |
| والدین | پدر: امام سجاد علیه السلام • مادر: فاطمه بنت الحسن علیه السلام |
| همسران | امفروه • امحکیم |
| فرزندان | جعفر صادق علیه السلام • عبدالله • ابوبصیر • زینب |
| پس از | امام سجاد علیه السلام |
| پیش از | امام صادق علیه السلام |
| مدت امامت | ۱۹ سال |
| نقش | امام پنجم شیعیان، گسترش علوم دینی |
| حوادث | حضور در کربلا (خردسال) • واقعه حره (۶۳ق) • قیام توابین (۶۵ق) • قیام مختار (۶۶ق) |
| مخالفان | خلفای اموی |
| یاران برجسته | جابر بن یزید جعفی • محمد بن مسلم • زرارة بن اعین |
| حاکمان همعصر | ولید بن عبدالملک • سلیمان بن عبدالملک • عمر بن عبدالعزیز، یزید بن عبدالملک، هشام بن عبدالملک |
| احادیث مشهور | خطبه غدیر • زیارت عاشورا |
امام محمد بن علی باقر علیه اسلام (۵۷–۱۱۴ق) پنجمین امام شیعه و هفتمین از چهارده معصوم علیهم السلام نزد شیعیان است. او پس از شهادت پدرش، امام سجاد علیه السلام، در سال ۹۵ هجری قمری به امامت رسید و تا سال ۱۱۴ق، حدود ۱۹ سال، امامت شیعیان را بر عهده داشت. امامت او در دوران حکومت پنج خلیفه بنیامیه بوده است.
بهنقل از برخی منابع، امام محمد باقر علیه السلام، مانند سایر ائمه علیه السلام، برای زندهکردن غدیر در دوران حیات و امامت خود کوشید؛ از جمله نقل خطابه کامل غدیر، استناد به آیه تبلیغ برای اثبات غدیر و استناد به آیه ولایت برای اثبات غدیر
امام محمد باقر علیه السلام نخستین مولودی دانسته شده که در خاندان علویان از ازدواج دو نسل امامت (نسل امام حسن و امام حسین علیهما السلام) تولد یافت. باقر العلوم (شکافنده دانشها) از مشهورترین القاب آن حضرت بهشمار رفته و بیشتر منابع بدان تصریح کردهاند.
بهنقل از برخی محققان، امام محمدباقر طی مدت امامت خود، در شرایط نامساعد سیاسی و اجتماعی، به نشر و اشاعه حقایق و معارف الهی پرداخت و مشکلات علمی را تشریح نمود و جنبش علمی دامنهداری به وجود آورد که مقدمات تأسیس یک «دانشگاه بزرگ اسلامی» را پیریزی کرد. گفته شده که رجال و شخصیتهای بزرگ علمی آن روز، و نیز عدهای از یاران پیامبر صلی الله علیه وآله، که هنوز در حال حیات بودند، از محضر آن حضرت استفاده میکردند.
جایگاه
ابوجعفر محمد بن علی باقر علیه اسلام پنجمین امام شیعه و هفتمین از چهارده معصوم نزد شیعیان است.[۱] امام باقر علیه السلام پس از شهادت پدرش، امام سجاد علیه السلام، در سال ۹۵ هجری قمری به امامت رسید و تا سال ۱۱۴ق، حدود ۱۹ سال، امامت شیعیان را بر عهده داشت.[۲] امامت او در دوران حکومت پنج خلیفه بنیامیه، از جمله ولید بن عبدالملک، سلیمان بن عبدالملک، عمر بن عبدالعزیز، یزید بن عبدالملک و هشام بن عبدالملک، بوده است.[۳]
امام باقر علیه السلام در دوران امامت خود با برپایی کرسی تدریس و گسترش علوم دینی، نقش بهسزایی در احیای دانش اسلامی و انتقال آن به نسلهای بعدی ایفا کرد. او با وجود خفقان سیاسی بنی امیه و سپس بنی عباس، دانش و فرهنگ اسلامی را از نابودی نجات دادند و به عنوان «باقرالعلوم» شناخته شدند.[۴] احادیث و روایات متعددی از پیامبر صلی الله علیه و آله و امام سجاد علیه السلام درباره امامت او و جایگاه ویژهای که در امامت داشته، در منابع نقل شده است.[۵]
امام باقر علیه السلام و غدیر
بهنقل از برخی منابع، امام محمد باقر علیه السلام، مانند سایر ائمه علیه السلام، برای زندهکردن غدیر در دوران حیات و امامت خود کوشید؛ از جمله نقل خطابه کامل غدیر،[۶] استناد به آیه تبلیغ برای اثبات غدیر[۷] و استناد به آیه ولایت برای اثبات غدیر.[۸]
زندگینامه
ولادت
امام محمد باقر علیه السلام در سال پنجاه و هفت هجری قمری در شهر مدینه منوره دیده به جهان گشودند. شیخ مفید در الإرشاد مینویسد:[۹] «وَ وُلِدَ ع بِالْمَدِینَةِ سَنَةَ سَبْعٍ وَ خَمْسِینَ مِنَ الْهِجْرَةِ»؛ امام علیه السلام در مدینه سال پنجاه و هفت هجری متولد شد. علامه طبرسی در إعلام الوری نیز تاریخ ولادت را با اندکی اختلاف چنین ذکر کرده است:[۱۰] «ولد علیه السلام بالمدینة سنة سبع و خمسین من الهجرة یوم الجمعة غرّة رجب، و قیل: الثالث من صفر»؛ امام علیه السلام در مدینه سال پنجاه و هفت هجری، روز جمعه اول ماه رجب متولد شد، و گفته شده: سوم صفر. بر این اساس، ولادت آن حضرت در روز جمعه اول ماه رجب (و به قولی سوم صفر) سال ۵۷ هجری بوده است.
علامه سید محسن امین در أعیان الشیعة مینویسد:[۱۱] «ولد بالمدینة یوم الجمعة أو الثلاثاء أو الإثنین غرة رجب أو ثالث صفر سنة ۵۷ من الهجرة و قیل ۵۶»؛ در مدینه متولد شد روز جمعه یا سهشنبه یا دوشنبه، اول رجب یا سوم صفر سال ۵۷ هجری و گفته شده ۵۶. شیخ عباس قمی در منتهی الآمال نیز ولادت آن حضرت را روز دوشنبه سوم صفر یا غره رجب سال ۵۷ هجری در مدینه منوره ذکر کرده است.[۱۲]
مادر
مادر گرامی امام محمد باقر علیه السلام، بانویی بزرگوار به نام فاطمه بنت امام حسن مجتبی علیه السلام، ملقب به «ام عبدالله» بود. ایشان دختر امام حسن مجتبی علیه السلام و از زنان با فضیلت و پارسای زمان خود بهشمار میرفتند. شیخ مفید در الإرشاد درباره مادر برخی فرزندان امام باقر علیه السلام مینویسد:[۱۳] «أُمُّهَا أُمُّ فَرْوَةَ بِنْتُ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی بَکْرٍ»؛ مادرشان ام فروة دختر قاسم بن محمد بن ابیبکر است. اما درباره مادر خود امام باقر علیه السلام، ایشان ام عبدالله بنت امام حسن مجتبی علیه السلام است.
علامه سید محسن امین در أعیان الشیعة مینویسد:[۱۴] «و أمه فاطمة بنت الحسن بن علی علیه السلام و تکنی أم عبدالله و قیل أم الحسن و هو هاشمی من هاشمیین علوی من علویین فاطمی من فاطمیین لأنه أول من اجتمعت له ولادة الحسن و الحسین علیهما السلام»؛ یعنی مادرش فاطمه دختر حسن بن علی علیه السلام است و کنیهاش ام عبدالله و گفته شدهام الحسن. او هاشمی است از هاشمیان، علوی است از علویان، فاطمی است از فاطمیان، زیرا او نخستین کسی است که ولادت از حسن و حسین علیهما السلام برای او جمع شده است. بدین ترتیب، امام محمد باقر علیه السلام از دو سو (پدر و مادر) هاشمی، علوی و فاطمی بودند و به همین دلیل ایشان را «ابن الخیرتین» (فرزند دو برگزیده) مینامیدند.
شیخ عباس قمی در منتهی الآمال درباره مادر امام باقر علیه السلام روایت کرده است که آن حضرت «صدیقه» بود و از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود:[۱۵] «کانت صدیقة لم یدرک فی آل الحسن علیه السلام مثلها»؛ یعنی جدّهام صدّیقه بود و در آل حضرت حسن علیه السلام زنی به درجه و مرتبه او نرسید.
همچنین در روایتی دیگر از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: روزی مادر امام باقر علیه السلام زیر دیواری نشسته بود که ناگاه صدایی از دیوار بلند شد و دیوار از جا کنده شد و خواست فرود آید. مادرم به دست خود اشاره کرد و فرمود: نباید فرود آیی، قسم به حق مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم که خداوند رخصت نمیدهد تو را درافتادن. پس آن دیوار معلق در میان زمین و هوا باقی ماند تا مادرم از آنجا گذشت. سپس پدرم امام زین العابدین علیه السلام صد اشرفی برای او تصدق داد.[۱۶]
نام، کنیه و القاب
نام مبارک امام پنجم، «محمد» بود. کنیه ایشان «ابو جعفر» است و به «ابو جعفر اول» نیز شهرت دارند. شیخ مفید در الإرشاد مینویسد:[۱۷] «وَ کَانَ الْبَاقِرُ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ علیهم السلام»؛ باقر که ابو جعفر است، محمد بن علی بن الحسین علیهم السلام.
لقبهای مشهور آن حضرت عبارت است از: «باقر»، «باقر العلم»، «شاکر»، «هادی» و «امین». مشهورترین لقب ایشان «باقر» یا «باقر العلوم» است. ابن طلحة شافعی در مطالب السئول مینویسد:[۱۸] «و له ثلاثة ألقاب: باقر العلم و الشاکر و الهادی و اشهرها الباقر و سمی بذلک لتبقره فی العلم و هو توسعه فیه»؛ او را سه لقب است: باقر العلم، شاکر و هادی، و مشهورترین آنها باقر است، و به این سبب باقر نامیده شد که در علم تبحّر داشت و آن توسعه در علم است. علامه اربلی در کشف الغمة نیز همین مطلب را تأیید کرده است.[۱۹]
درباره سبب تلقب به «باقر العلم»، شیخ صدوق در علل الشرائع به نقل از عمرو بن شمر از جابر بن یزید جعفی روایت کرده است که گفت: از جابر بن یزید جعفی پرسیدم: چرا امام محمد باقر علیه السلام را «باقر» نامیدند؟ گفت:[۲۰] «لأنه بقر العلم بقرا؛ أی شقه شقا و اظهره اظهارا»؛ زیرا علم را شکافت، شکافتنی، و آن را آشکار ساخت، آشکار کردنی.
ابن حجر هیتمی با وجود تعصبی که داشت، در الصواعق المحرقة مینویسد:[۲۱] «ابو جعفر محمد الباقر علیه السلام سمی بذلک من بقر الارض، ای شقها و آثار مخبئاتها و مکامنها، فلذلک هو اظهر من مخبئات کنوز المعارف و حقائق الاحکام و اللطائف ما لا یخفی الا علی منطمس البصیرة، او فاسد الطویة و السریرة، و من ثم قیل فیه: هو باقر العلم و جامعه، و شاهر علمه و رافعه»؛ ابو جعفر محمد باقر علیه السلام از آن رو بدین نام خوانده شد که زمین را شکافت، یعنی آن را شکافت و نهفتهگاهها و پنهانگاههایش را آشکار ساخت. از این رو او از نهفتهگاههای گنجینههای معارف و حقایق احکام و لطائف، آنچه را جز بر کسی که بصیرتش محو شده یا نیت و درونش فاسد است پنهان نمیماند، آشکار ساخت. از همین رو درباره او گفته شده: او شکافنده علم و جمعآوریکننده آن، و آشکارکننده علم و بالابرنده آن است.
فرزندان امام باقر علیه السلام
امام محمد باقر علیه السلام دارای هفت فرزند (چهار پسر و سه دختر) بودند. شیخ مفید در الإرشاد مینویسد:[۲۲] «قَدْ ذَکَرْنَا فِیمَا سَلَفَ أَنَّ وُلْدَ أَبِی جَعْفَرٍ ع سَبْعَةُ نَفَرٍ: أَبُو عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ کَانَ بِهِ یُکَنَّی، وَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ أُمُّهُمَا أُمُّ فَرْوَةَ بِنْتُ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی بَکْرٍ. وَ إِبْرَاهِیمُ وَ عُبَیْدُ اللَّهِ دَرَجَا أُمُّهُمَا أُمُّ حَکِیمٍ بِنْتُ أَسِیدِ بْنِ الْمُغِیرَةِ الثَّقَفِیَّةُ. وَ عَلِیٌّ وَ زَیْنَبُ لِأُمِّ وَلَدٍ. وَ أُمُّ سَلَمَةَ لِأُمِّ وَلَدٍ»؛ پیش از این گفتیم که فرزندان ابو جعفر علیه السلام هفت نفرند: ابو عبدالله جعفر بن محمد که به او کنیه داده میشد، و عبدالله بن محمد، مادر هر دو ام فروة دختر قاسم بن محمد بن ابیبکر است. و ابراهیم و عبیدالله که (در کودکی) از دنیا رفتند، مادرشان ام حکیم دختر اسید بن مغیره ثقفی است. و علی و زینب از کنیز (ام ولد) هستند. و ام سلمه از کنیز است.
علامه طبرسی در إعلام الوری نیز همین تعداد را تأیید کرده و مینویسد:[۲۳] «هم سبعة: أبو عبد اللّه جعفر بن محمد الصادق علیهما السلام- و کان یکنی به- و عبد اللّه بن محمد، و امّهما أمّ فروة بنت القاسم بن محمد بن أبی بکر. و إبراهیم و عبید اللّه، درجا، امّهما أمّ حکیم بنت اسید بن المغیرة الثقفیّة. و علیّ و زینب، لأمّ ولد. و أمّ سلمة، لأمّ ولد».
از میان فرزندان امام باقر علیه السلام، تنها حضرت امام جعفر صادق علیه السلام به امامت رسیدند. شیخ مفید در الإرشاد مینویسد:[۲۴] «وَ لَمْ یُعْتَقَدْ فِی أَحَدٍ مِنْ وُلْدِ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام الْإِمَامَةُ إِلَّا فِی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ علیه السلام خَاصَّةً»؛ در هیچیک از فرزندان ابو جعفر علیه السلام امامت معتقد نشدند مگر در ابو عبدالله جعفر بن محمد صادق علیه السلام بهطور ویژه.
درباره عبدالله بن محمد (برادر امام صادق علیه السلام) که به «عبدالله افطح» معروف است، شیخ مفید مینویسد:[۲۵] «وَ کَانَ أَخُوهُ عَبْدُ اللَّهِ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ یُشَارُ إِلَیْهِ بِالْفَضْلِ وَ الصَّلَاحِ»؛ یعنی برادرش عبدالله که خدا از او خشنود باد، به فضل و شایستگی اشاره میشد. روایت شده است که او به دست یکی از بنیامیه به شهادت رسید و پیش از شهادت به قاتل خود گفت:[۲۶] «لا تَقْتُلْنِی فَأَکُونَ لِلَّهِ عَلَیْکَ عَوْناً وَ اسْتَبْقِنِی أَکُنْ لَکَ عَلَی اللَّهِ عَوْناً»؛ مرا مکش که برای خدا بر تو یار باشم و زنده بدار تا برای تو نزد خدا یار باشم) اما قاتل به او پاسخ داد: تو آنجا نیستی، سپس به او زهر خوراند و او را کشت.[۲۷]
امام محمد باقر علیه السلام
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
ویژگیهای ظاهری و خلقی
درباره سیمای ظاهری امام باقر علیه السلام، منابع روایی و تاریخی توصیفات دقیقی ارائه دادهاند. مسند الإمام الباقر علیه السلام به نقل از ابن شهرآشوب مینویسد:[۲۸] «کان ربع القامة، دقیق البشرة، جعد الشعر، أسمر، له خال علی خدّه و خال أحمر فی جسده، ضامر الکشح، حسن الصوت، مطرق الرأس»؛ اندامش چهارشانه (متوسط)، پوستش نازک، موهایش مجعد، رنگش گندمگون، بر گونه خود خالی داشت و خالی قرمز بر بدنش، پهلو و کمرش باریک، صدایش خوش، و سر به زیر بود.
شیخ عباس قمی در منتهی الآمال نیز همین توصیف را آورده و افزوده است که آن حضرت «مطرق الرأس» یعنی سر به زیر و فروتن بود.[۲۹]
درباره اخلاق و سیره عملی امام باقر علیه السلام، ابن شهرآشوب در المناقب مینویسد:[۳۰] «کان أصدق الناس لهجة و أحسنهم بهجة و ابذلهم مهجة»؛ راستگوترین مردم از نظر بیان، و خوشمنظرترین آنان، و بخشندهترین از نظر جان. همچنین نقل شده است که ایشان کمترین مال را در میان اهلبیت داشتند اما بیشترین هزینه و بخشش را انجام میدادند. هر جمعه یک دینار صدقه میدادند و میفرمودند: صدقه روز جمعه به خاطر فضیلت این روز بر سایر روزها چند برابر میشود.[۳۱]
دوران حیات با پدر و جد بزرگوار
امام محمد باقر علیه السلام در دوران حیات خود، توفیق همراهی با پدر بزرگوارشان امام سجاد علیه السلام و جد بزرگوارشان امام حسین علیه السلام را داشتند. درباره مدت همراهی با جدشان امام حسین علیه السلام، منابع اختلاف اندکی دارند.
علامه سید محسن امین در أعیان الشیعة مینویسد:[۳۲] «عاش علیه السلام مع جدّه الحسین علیه السلام أربع سنین»؛ امام علیه السلام با جدش حسین علیه السلام چهار سال زندگی کرد. علامه طبرسی در إعلام الوری نیز همین مقدار را تأیید کرده است:[۳۳] «فعاش علیه السلام مع جدّه الحسین علیه السلام أربع سنین، و مع أبیه تسعا و ثلاثین سنة»؛ امام علیه السلام با جدش حسین علیه السلام چهار سال و با پدرش سی و نه سال زندگی کرد.
بر این اساس، امام باقر علیه السلام در واقعه کربلا (سال ۶۱ هجری) حضور داشتند و در آن زمان حدود چهار سال از سن مبارکشان گذشته بود. شیخ عباس قمی در منتهی الآمال مینویسد: «و آن حضرت در واقعه کربلا حضور داشت، و در آن وقت چهار سال از سنّ مبارکش گذشته بود».[۳۴] پس از شهادت امام حسین علیه السلام، امام باقر علیه السلام در کنار پدر بزرگوارشان امام سجاد علیه السلام رشد و نمو یافتند و علوم و معارف الهی را از ایشان فرا گرفتند.
مدت زندگی با پدر را علامه طبرسی سی و نه سال ذکر کرده است.[۳۵] اما برخی منابع دیگر مدت کمتری ذکر کردهاند. علامه سید محسن امین مینویسد:[۳۶] «و مع أبیه بعد جده الحسین ۳۵ سنة»؛ با پدرش بعد از جدش حسین ۳۵ سال. این اختلاف ناشی از محاسبه متفاوت سالهای زندگی امام سجاد علیه السلام است.
امامت
امام محمد باقر علیه السلام پس از شهادت پدر بزرگوارشان امام سجاد علیه السلام در سال ۹۵ هجری قمری (و به قولی ۹۴ هجری)، عهدهدار امامت شدند. مدت امامت ایشان هجده سال (و به قولی نوزده سال) بود.
شیخ مفید در الإرشاد مینویسد:[۳۷] «وَ قُبِضَ فِیهَا سَنَةَ أَرْبَعَ عَشْرَةَ وَ مِائَةٍ وَ سِنُّهُ یَوْمَئِذٍ سَبْعٌ وَ خَمْسُونَ سَنَةً»؛ در همانجا (مدینه) سال ۱۱۴ هجری از دنیا رفت و سنش در آن روز ۵۷ سال بود. مرحوم طبرسی مینویسد:[۳۸] «وَ کَانَتْ مُدَّةُ إِمَامَتِهِ ثَمَانِیَ عَشْرَةَ سَنَةً»؛ مدت امامت او هجده سال بود.
علامه سید محسن امین در أعیان الشیعة مینویسد:[۳۹] «و بعد أبیه ۱۸ سنة و فی روایة الکافی عن الصادق علیه السلام ۱۹ سنة و شهران و هی مدة إمامته»؛ بعد از پدرش ۱۸ سال، و در روایت کافی از امام صادق علیه السلام ۱۹ سال و دو ماه، و آن مدت امامت اوست. بر اساس روایت معتبر الکافی از امام صادق علیه السلام، مدت امامت امام باقر علیه السلام نوزده سال و دو ماه بوده است.[۴۰]
حاکمان معاصر امام
دوران امامت امام محمد باقر علیه السلام همزمان با پنج تن از خلفای بنیامیه بود. علامه طبرسی در إعلام الوری مینویسد:[۴۱] «وَ کَانَ فِی أَیَّامِ إِمَامَتِهِ بَقِیَّةُ مُلْکِ الْوَلِیدِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِکِ، وَ مُلْکِ سُلَیْمَانَ بْنِ عَبْدِ الْمَلِکِ، وَ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِیزِ، وَ یَزِیدَ بْنِ عَبْدِ الْمَلِکِ، وَ هِشَامِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِکِ»؛ در روزگار امامت او باقیمانده پادشاهی ولید بن عبدالملک، و پادشاهی سلیمان بن عبدالملک، و عمر بن عبدالعزیز، و یزید بن عبدالملک، و هشام بن عبدالملک بود) بر این اساس، حاکمان همعصر امام عبارت بودند از:
- ولید بن عبدالملک (۸۶–۹۶ هجری قمری) - بقیه دوران حکومت او
- سلیمان بن عبدالملک (۹۶–۹۹ هجری قمری)
- عمر بن عبدالعزیز (۹۹–۱۰۱ هجری قمری)
- یزید بن عبدالملک (۱۰۱–۱۰۵ هجری قمری)
- هشام بن عبدالملک (۱۰۵–۱۲۵ هجری قمری)
امام باقر علیه السلام در سال ۱۱۴ هجری در زمان حکومت هشام بن عبدالملک به شهادت رسیدند. علامه سید محسن امین مینویسد:[۴۲] «توفی علیه السلام فی ملک هشام بن عبد الملک»؛ یعنی امام علیه السلام در پادشاهی هشام بن عبدالملک درگذشت.
برخی منابع، حاکمان دیگری مانند ولید بن یزید بن عبدالملک، یزید بن ولید و ابراهیم بن ولید را نیز ذکر کردهاند، اما از آنجا که شهادت امام در سال ۱۱۴ هجری بوده، ایشان در زمان این حاکمان (که پس از ۱۲۵ هجری به قدرت رسیدند) حضور نداشتهاند. علامه سید محسن امین به این اشتباه در برخی نسخ اشاره کرده و آن را ناشی از سهو کاتبان دانسته است.[۴۳]
دلایل و نصوص امامت
ادله عقلی
امامت امام محمد باقر علیه السلام با دلایل عقلی و نقلی متعددی اثبات میشود. علامه طبرسی در إعلام الوری به وجوب عصمت و بطلان ادعای دیگر مدعیان اشاره کرده و مینویسد:[۴۴] «الدلیل علی إمامته علیه السلام ما قدّمناه بعینه فی إمامة أبیه علیه السلام من اعتبار وجوب العصمة و بطلان قول کلّ من ادّعی حیاة الأموات»؛ دلیل بر امامت او همان است که درباره امامت پدرش پیش از این آوردیم از اعتبار وجوب عصمت و باطل بودن گفتار هر که ادعای زنده بودن مردگان کند. با توجه به اینکه در آن زمان، تنها مدعیان امامت، کیسانیه (که قائل به حیات محمد بن حنفیه بودند) بودند و بطلان قول آنان اثبات شده بود، امامت امام باقر علیه السلام ثابت میگردد.
ادله نقلی
مهمترین دلیل بر امامت امام باقر علیه السلام، نصوص پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است که در منابع معروف شیعه و سنی نقل شده است. مشهورترین این نصوص، حدیث جابر بن عبدالله انصاری است.
شیخ مفید در الإرشاد به نقل از جابر بن عبدالله مینویسد:[۴۵] «قَالَ لِی رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله: یُوشِکُ أَنْ تَبْقَی حَتَّی تَلْقَی وَلَداً لِی مِنَ الْحُسَیْنِ یُقَالُ لَهُ مُحَمَّدٌ یَبْقُرُ عِلْمَ الدِّینِ بَقْراً فَإِذَا لَقِیتَهُ فَأَقْرِئْهُ مِنِّی السَّلَامَ»؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به من فرمود: نزدیک است که زنده بمانی تا فرزندی از من از (نسل) حسین را دیدار کنی که محمد نام دارد، علم دین را میشکافد، شکافتن. چون او را دیدی، سلام مرا به او برسان. این حدیث به صورتهای مختلف در منابع روایی نقل شده است.
علامه طبرسی در إعلام الوری نیز این حدیث را با تفصیل بیشتری نقل کرده است:[۴۶] «قال لی رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله و سلّم: یوشک أن تبقی حتی تلقی ولدا لی من الحسین یقال له: محمد یبقر علم الدین بقرا، فإذا لقیته فأقرئه منّی السلام».
شیخ کلینی در الکافی داستان ملاقات جابر با امام باقر علیه السلام را چنین نقل میکند: جابر بن عبدالله انصاری نزد امام سجاد علیه السلام آمد در حالی که امام باقر علیه السلام (که در آن زمان کودک بود) نزد ایشان حضور داشت. جابر دست امام باقر علیه السلام را گرفت و با او خلوت کرد و گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به من خبر داد که من مردی از اهلبیت او را درک خواهم کرد که نامش محمد بن علی و کنیهاش ابو جعفر است. پس چون او را دیدی، سلام مرا به او برسان.[۴۷]
نص امام سجاد علیه السلام
از دیگر نصوص امامت، وصیت امام سجاد علیه السلام به فرزندشان امام باقر علیه السلام است. شیخ مفید در الإرشاد مینویسد:[۴۸] «وَ کَانَ فِی وَصِیَّةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام إِلَی وَلَدِهِ ذِکْرُ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ وَ الْوَصَاةُ بِهِ»؛ در وصیت امیرالمؤمنین علیه السلام به فرزندش، یاد محمد بن علی و وصیت به او بود. همچنین در روایت دیگری آمده است که امام سجاد علیه السلام هنگام وفات، صندوقی حاوی سلاح رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و کتب آسمانی را به امام باقر علیه السلام سپرد و به دیگر فرزندان خود فرمود: «به خدا سوگند، شما را در این صندوق حقی نیست».[۴۹]
حدیث لوح
از دیگر نصوص آسمانی بر امامت امام باقر علیه السلام، حدیث لوح و داستان کتاب مختوم است که در منابع معتبر روایت شده است. خلاصه آن اینکه خداوند متعال کتابی مهر شده با دوازده مهر به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نازل فرمود و ایشان را امر کرد که آن را به امیرالمؤمنین علیه السلام بسپارد. هر یک از امامان، یک مهر از آن را میگشودند و به مضمون آن عمل میکردند و سپس در هنگام وفات، کتاب را به امام بعدی میسپردند.[۵۰]
فعالیت علمی و فرهنگی
یکی از مهمترین ویژگیهای دوران امامت امام محمد باقر علیه السلام، فراهم شدن زمینه برای شکوفایی علمی و فرهنگی بود. سستی پایههای حکومت امویان و درگیریهای داخلی آنان، فرصت مناسبی برای امام باقر علیه السلام و پس از ایشان برای امام صادق علیه السلام فراهم آورد تا بتوانند بدون فشار شدید حاکمیت، به ترویج معارف اصیل اسلامی و تربیت شاگردان بپردازند. شیخ مفید در الإرشاد مینویسد:[۵۱] «وَ بَرَزَ عَلَی جَمَاعَتِهِمْ بِالْفَضْلِ فِی الْعِلْمِ وَ الزُّهْدِ وَ السُّؤْدَدِ»؛ بر همتایان خود در فضیلت در علم و زهد و بزرگواری برتری یافت.
در این عصر بود که شیعه تدوین فرهنگ خود - شامل فقه، تفسیر، اخلاق و کلام - را آغاز کرد. پیش از امام باقر علیه السلام، نظرات فقهی شیعه محدود بود و فرصت نشر و تدوین نیافته بود.[۵۲]
موقعیت علمی
شهرت علمی امام باقر علیه السلام نه تنها در حجاز، بلکه در عراق و خراسان نیز فراگیر شده بود. راوی میگوید: مردمی از خراسان دورش حلقه زده و اشکالات علمی خود را از او میپرسیدند.[۵۳]
شیخ مفید در الإرشاد موقعیت علمی امام را چنین توصیف میکند:[۵۴] «وَ لَمْ یَظْهَرْ عَنْ أَحَدٍ مِنْ وُلْدِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ علیهما السلام مِنْ عِلْمِ الدِّینِ وَ الْآثَارِ وَ السُّنَّةِ وَ عِلْمِ الْقُرْآنِ وَ السِّیرَةِ وَ فُنُونِ الْآدَابِ مَا ظَهَرَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام»؛ یعنی از هیچیک از فرزندان حسن و حسین علیهما السلام از علوم دین و آثار و سنت و علم قرآن و سیره و فنون ادب، آنچه از ابو جعفر علیه السلام ظاهر شد، ظاهر نگردید.
عبدالله بن عطاء مکی میگوید:[۵۵] «مَا رَأَیْتُ الْعُلَمَاءَ عِنْدَ أَحَدٍ قَطُّ أَصْغَرَ مِنْهُمْ عِنْدَ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ علیه السلام وَ لَقَدْ رَأَیْتُ الْحَکَمَ بْنَ عُتَیْبَةَ مَعَ جَلَالَتِهِ فِی الْقَوْمِ بَیْنَ یَدَیْهِ کَأَنَّهُ صَبِیٌّ بَیْنَ یَدَیْ مُعَلِّمِهِ»؛ هرگز علما را نزد احدی کوچکتر از آنچه نزد ابو جعفر محمد بن علی بن الحسین علیه السلام دیدم، ندیدم. همانا حکم بن عتیبه را با آن جلالت و منزلتی که در میان مردم داشت، نزد او چنان دیدم که گویی کودکی است در برابر معلم خود.
سبط ابن جوزی در تذکرة الخواص مینویسد:[۵۶] «قال عطاء ما رأیت العلماء عند أحد أصغر علما منهم عند أبی جعفر لقد رأیت الحکم عنده کأنه عصفور مغلوب»؛ عطا گفت: ندیدم علما را نزد کسی کوچکتر از آنچه نزد ابو جعفر دیدم، و حکم را نزد او چنان دیدم که گویی گنجشکی است مغلوب.
راویان و شاگردان امام
امام باقر علیه السلام شاگردان و راویان بسیاری را تربیت کردند که هر یک از آنان در گسترش معارف اهلبیت علیهم السلام نقش بسزایی ایفا نمودند. شیخ مفید در الإرشاد مینویسد:[۵۷] «رَوَی عَنْهُ مَعَالِمَ الدِّینِ بَقَایَا الصَّحَابَةِ وَ وُجُوهُ التَّابِعِینَ وَ رُؤَسَاءُ فُقَهَاءِ الْمُسْلِمِینَ»؛ معالم دین را از او بازماندگان صحابه و چهرههای تابعین و رؤسای فقهای مسلمانان روایت کردند.
علامه سید محسن امین در أعیان الشیعة، اسامی بسیاری از راویان و شاگردان امام را برشمرده است. از جمله آنان:
- از صحابه: جابر بن عبدالله انصاری
- از تابعین: جابر بن یزید جعفی، کیسان سختیانی (صاحب صوفیه)، عمرو بن دینار، عطاء بن ابی رباح، آبان بن تغلب
- از فقها: ابن مبارک، زهری، اوزاعی، ابوحنیفه، مالک، شافعی
- از مصنفان: طبری، بلاذری، سلامی، خطیب بغدادی
- از اصحاب خاص: زراره بن اعین، معروف بن خربوذ مکی، ابوبصیر اسدی، فضیل بن یسار، محمد بن مسلم طائفی، برید بن معاویه عجلی، حمران بن اعین شیبانی، عبدالله بن میمون قداح، کمیت بن زید اسدی[۵۸]
محمد بن مسلم میگوید: از امام باقر علیه السلام سی هزار حدیث پرسیدم و از امام صادق علیه السلام شانزده هزار حدیث.[۵۹] جابر بن یزید جعفی نیز هرگاه از امام باقر علیه السلام حدیثی نقل میکرد، میگفت:[۶۰] «حَدَّثَنِی وَصِیُّ الْأَوْصِیَاءِ وَ وَارِثُ عِلْمِ الْأَنْبِیَاءِ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ع»؛ حدیث کرد مرا وصی اوصیا و وارث علم پیامبران، محمد بن علی بن الحسین علیه السلام. شیخ مفید در الاختصاص نیز فهرستی از اصحاب امام باقر علیه السلام ارائه داده است.[۶۱]
آثار
تفسیر قرآن
امام باقر علیه السلام بخش مهمی از وقت خود را به بیان مباحث تفسیری اختصاص داده بودند. برگزاری جلسات تفسیر و پاسخ به سوالات و شبهات دانشمندان و مردم از جمله فعالیتهای ایشان بود. گفته شده است امام باقر علیه السلام کتابی در تفسیر قرآن نوشته است که ابن ندیم در الفهرست از آن نام برده است.[۶۲]
امام باقر علیه السلام شناخت حقیقی قرآن را منحصر در اهلبیت علیهم السلام میدانست. ایشان فرمودند: تنها ما اهلبیت میتوانیم محکمات قرآن را از متشابهات و ناسخ را از منسوخ تشخیص دهیم و چنین علمی در نزد هیچکس غیر از اهلبیت وجود ندارد.[۶۳]
حدیث
امام باقر علیه السلام به نشر احادیث رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم توجه ویژهای داشت. جابر بن یزید جعفی، از شاگردان برجسته ایشان، هفتاد هزار حدیث از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده است.[۶۴] امام تنها به نقل حدیث اکتفا نمیکرد، بلکه اصحاب خود را به فهم و درایت در حدیث فرا میخواند. ایشان فرمودند: «مراتب شیعیان ما را با میزان روایتکردنِ آنان از احادیثِ اهل بیت و معرفتشان به آن احادیث بشناسید، و معرفت، همان شناخت روایت و درایة الحدیث است، و با درایت و فهم روایت است که مؤمن به بالاترین درجات ایمان میرسد».[۶۵]
علم کلام و مناظرات
در زمان امام باقر علیه السلام، با توجه به فرصت ایجاد شده و کمتر شدن فشار و کنترل از سوی حاکمیت، زمینه برای ظهور و بروز عقاید و افکار مختلف فراهم آمد. گروههایی مانند خوارج، مرجئه، کیسانیه و غالیان در ترویج عقاید خود تلاش میکردند.[۶۶] در این شرایط، امام ضمن بیان عقاید اصیل و صحیح شیعی و رد عقاید باطل، به شبهات پاسخ میداد.
از جمله مباحث کلامی امام باقر علیه السلام میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- عاجز بودن عقل انسان از درک حقیقت خداوند[۶۷]
- ازلی بودن واجب الوجود[۶۸]
- وجوب اطاعت از امام علیه السلام[۶۹]
مناظره با نافع بن ازرق (خارجی): شیخ مفید در الإرشاد به نقل از راویان، مناظره امام باقر علیه السلام با نافع بن ازرق (از رهبران خوارج) را چنین نقل میکند: نافع بن ازرق نزد امام باقر علیه السلام آمد و از مسائل حلال و حرام پرسید. امام در خلال سخنان خود فرمود: به این مارقین (خوارج) بگو به چه دلیل جدایی از امیرالمؤمنین علیه السلام را حلال شمردید در حالی که خون خود را در اطاعت و یاری او ریختید؟ آنان خواهند گفت: زیرا او در دین خدا حکمیت کرد. بگو: خداوند در شریعت پیامبرش دو مرد از میان مردم را حَکم قرار داد (اشاره به آیه تحکیم در سوره نساء). همچنین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، سعد بن معاذ را بر بنیقریظه حَکم گردانید و حکم او را خداوند امضا فرمود. مگر نمیدانید که امیرالمؤمنین علیه السلام به دو حَکم دستور داد که بر اساس قرآن حکم کنند و از آن تجاوز ننمایند؟ و شرط کرد که هر حکمی مخالف قرآن باشد، رد شود. پس کجای این کار، گمراهی است؟ نافع بن ازرق گفت: این سخنی است که به گوش من نرسیده و به خاطرم خطور نکرده است و به خواست خدا حق است.[۷۰]
مناظره با عمرو بن عبید (معتزلی): همچنین شیخ مفید در الإرشاد مناظره امام باقر علیه السلام با عمرو بن عبید (از بزرگان معتزله) را نقل کرده است. عمرو بن عبید از امام درباره آیه «أَوَ لَمْ یَرَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ کَانَتَا رَتْقاً فَفَتَقْنَاهُمَا» پرسید. امام فرمود: آسمان رتق بود (به هم پیوسته) و باران نمیبارانید و زمین رتق بود و گیاه نمیرویانید. سپس خداوند آنها را فتق داد (گشود)؛ آسمان را به باران و زمین را به رویش گیاه. عمرو بن عبید متحیر شد و پاسخی نیافت. سپس سؤال دیگری درباره «غضب الله» پرسید. امام فرمود: غضب خدا، کیفر اوست، ای عمرو! هر کس گمان کند چیزی خدا را تغییر میدهد، کافر شده است.[۷۱]
مناظره با هشام بن عبدالملک: از دیگر مناظرات مهم امام، مناظره با هشام بن عبدالملک (خلیفه اموی) است. شیخ مفید در الإرشاد نقل میکند که هشام بن عبدالملک در مسجدالحرام، امام باقر علیه السلام را دید و از روی دشمنی، پرسشی مطرح کرد:[۷۲] «مَا الَّذِی یَأْکُلُ النَّاسُ وَ یَشْرَبُونَ إِلَی أَنْ یُفْصَلَ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ»؛ مردم تا پیش از جداییشان در روز قیامت چه میخورند و مینوشند؟ امام فرمود: مردم در سرزمینی چون قرص نان پاک (نقّی) محشور میشوند که در آن نهرهای جاری است. میخورند و مینوشند تا حساب تمام شود. هشام پنداشت بر امام پیروز شده است، گفت: پس چه چیز آنان را از خوردن و نوشیدن بازمیدارد؟ امام فرمود: آنها در آتش دوزخ سرگرمترند (و از خوردن غافلاند) و این مانع آن نشد که نگویند: «أَفِیضُوا عَلَیْنَا مِنَ الْمَاءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَکُمُ اللَّهُ».[۷۳] هشام خاموش ماند و پاسخی نیافت.
مبارزه با اسرائیلیات
یکی از گروههایی که در دوره امام باقر علیه السلام در جامعه اسلامی حضور داشتند و تأثیر عمیقی در فرهنگ آن روزگار بر جا گذاشتند، یهودیان بودند. شماری از عالمان یهود که به ظاهر مسلمان شده بودند و گروهی دیگر که هنوز به دین خود باقی مانده بودند، در جامعه اسلامی پراکنده شده بودند و مرجعیت علمی گروهی را به عهده داشتند. امام باقر علیه السلام با رواج اسرائیلیات (داستانهای ساختگی و منسوب به پیامبران بنیاسرائیل) مبارزه میکرد.
کلینی در الکافی به نقل از زراره بن اعین مینویسد: امام باقر علیه السلام در حالی که مقابل کعبه نشسته بود فرمود: نگاه کردن به خانه خدا عبادت است. در همان لحظه عاصم بن عمر نزد امام آمد و گفت: کعب الاحبار میگوید:[۷۴] «إنّ الکعبة تسجد لبیت المقدس فی کل غداة»؛ کعبه هر صبحگاهان برابر بیتالمقدس سجده میکند. امام باقر علیه السلام فرمود:[۷۵] «کَذَبْتَ وَ کَذَبَ کَعْبٌ»؛ تو دروغ گفتی و کعب دروغ گفت. سپس در حالی که به شدت ناراحت بود فرمود: خداوند بقعهای محبوبتر از کعبه روی زمین نیافریده است.[۷۶]
سیره عملی امام
زهد و عبادت
امام باقر علیه السلام در عین شکوفایی علمی و تربیت شاگردان، به عبادت و زهد نیز شهرت داشتند. شیخ مفید در الإرشاد مینویسد:[۷۷] «وَ بَرَزَ عَلَی جَمَاعَتِهِمْ بِالْفَضْلِ فِی الْعِلْمِ وَ الزُّهْدِ»؛ بر همتایان خود در فضیلت در علم و زهد برتری یافت. علامه سید محسن امین نیز به نقل از منابع مختلف، زهد و عبادت آن حضرت را ستوده است.[۷۸]
از ویژگیهای اخلاقی امام باقر علیه السلام، حلم و بردباری ایشان بود. در منتهی الآمال نقل شده است که روزی مردی نصرانی از روی جسارت به آن حضرت عرض کرد: «انت بقر؟» (تو گاوی؟). حضرت فرمود: نه چنین است، بلکه من باقر هستم. آن مرد گفت: تو پسر طبّاخه (زن آشپز) هستی. حضرت فرمود: آن حرفه او بود. گفت: تو پسر کنیز سیاه بدزبان هستی. حضرت فرمود: اگر راست میگویی، خداوند او را بیامرزد و اگر دروغ میگویی، خداوند تو را بیامرزد. راوی میگوید: چون مرد نصرانی این حلم و بردباری را دید، مسلمان شد.[۷۹]
سخاوت و بخشش
امام باقر علیه السلام با وجود آنکه کمترین مال را در میان اهلبیت داشتند،[۸۰] بسیار سخاوتمند و بخشنده بودند. شیخ مفید در الإرشاد مینویسد:[۸۱] «وَ کَانَ مَعَ مَا وَصَفْنَاهُ بِهِ مِنَ الْفَضْلِ فِی الْعِلْمِ وَ السُّؤْدَدِ وَ الرِّئَاسَةِ وَ الْإِمَامَةِ ظَاهِرَ الْجُودِ فِی الْخَاصَّةِ وَ الْعَامَّةِ مَشْهُورَ الْکَرَمِ فِی الْکَافَّةِ مَعْرُوفاً بِالْفَضْلِ وَ الْإِحْسَانِ مَعَ کَثْرَةِ عِیَالِهِ وَ تَوَسُّطِ حَالِهِ»؛ با وجود آنچه از فضل در علم و بزرگواری و ریاست و امامت توصیف کردیم، در بخشش در میان خاص و عام آشکار بود و در میان همه به کرامت شهرت داشت و به فضل و احسان شناخته میشد، با آنکه عائله بسیار و حال متوسطی داشت.
در روایات متعدد، نمونههای فراوانی از بخششهای ایشان نقل شده است. از جمله: به کسی که از بیاعتنایی برادران شکایت کرد، هفتصد درهم بخشید و فرمود: این را خرج کن و چون تمام شد، به من خبر ده.[۸۲] عمرو بن دینار و عبدالله بن عبید بن عمیر میگویند: هیچگاه بر امام باقر علیه السلام وارد نشدیم مگر آنکه به ما نفقه، هدیه و لباس بخشید و میفرمود: اینها پیش از آنکه مرا ملاقات کنید برای شما آماده شده است.[۸۳] سلیمان بن قرم میگوید: امام باقر علیه السلام به ما پانصد تا هزار درهم جایزه میداد و هرگز از صلهٔ برادران و نیازمندان و امیدواران خسته نمیشد.[۸۴]
یاد خدا و دعا
امام باقر علیه السلام پیوسته به یاد خدا بود. ابن شهرآشوب در المناقب مینویسد:[۸۵] «کان کثیر الذکر کان یمشی و انه لیذکر الله و یأکل الطعام و أنه لیذکر الله و لقد کان یحدث القوم و ما یشغله ذلک عن ذکرالله و کان یجمع ولده فیأمرهم بالذکر حتی تطلع الشمس و یأمر بالقراءة من کان یقرأ منهم و من کان لا یقرأ منهم امره بالذکر»؛ بسیار یاد خدا میکرد؛ راه میرفت در حالی که یاد خدا میکرد و غذا میخورد در حالی که یاد خدا میکرد و با مردم سخن میگفت و این او را از یاد خدا بازنمیداشت. فرزندان خود را جمع میکرد و آنان را به ذکر خدا فرمان میداد تا خورشید طلوع کند. کسانی از آنان که میتوانستند قرآن بخوانند، به قرائت قرآن امر میکرد و کسانی که نمیتوانستند، به ذکر خدا امر میفرمود.
معجزات امام باقر علیه السلام
قطب راوندی در الخرائج و الجرائح از ابوبصیر روایت کرده است که گفت: با حضرت امام محمد باقر علیه السلام داخل مسجد شدیم. مردم داخل مسجد میشدند و بیرون میآمدند. حضرت به من فرمود: از مردم بپرس آیا مرا میبینند؟ هر که را دیدم پرسیدم: ابو جعفر علیه السلام را دیدی؟ میگفت: نه، در حالی که حضرت آنجا ایستاده بود تا آنکه ابو هارون مکفوف (نابینا) داخل شد. حضرت فرمود: از این بپرس. از او پرسیدم: آیا ابو جعفر را دیدی؟ گفت: آیا آن حضرت نیست که ایستاده است؟ گفتم: از کجا دانستی؟ گفت: چگونه ندانم در حالی که آن حضرت نوری است درخشنده.[۸۶]
ابوبصیر نیز روایت کرده است که از امام باقر علیه السلام شنید که به مردی از اهل افریقیه فرمود: حالت راشد چگونه است؟ عرض کرد: وقتی از وطن بیرون آمدم زنده و تندرست بود و بر شما سلام فرستاد. حضرت فرمود: خداوند او را رحمت کند. عرض کرد: راشد مرد؟ فرمود: آری. گفت: چه زمانی؟ فرمود: دو روز بعد از بیرون آمدن تو. عرض کرد: به خدا سوگند بیماری و علتی نداشت. حضرت فرمود: مگر هر که میمیرد به سبب بیماری و علت میمیرد؟ راوی گوید: گفتم: راشد کیست؟ فرمود: مردی از موالیان و دوستداران ما بود. سپس فرمود: هرگاه چنان دانستید که برای ما نیست چشمهایی که ناظر بر شما باشد و گوشهایی که شنونده آوازهای شما باشد، بد چیزی دانستهاید. به خدا سوگند که بر ما پوشیده نیست چیزی از اعمال شما. پس ما را حاضر بدانید و خود را به خیر عادت دهید و از اهل خیر باشید. من فرزندان و شیعه خود را به این مطلب امر میکنم.[۸۷]
قطب راوندی از ابو عیینة روایت کرده است: در خدمت امام باقر علیه السلام بودم که مردی از اهل شام وارد شد و گفت: من پدری داشتم که بنیامیه را دوست میداشت و جز من فرزندی نداشت. در رمله باغی داشت و در آن خلوت مینمود. چون مرد، هر چند در طلب آن مال کوشیدم به دست نیاوردم. امام فرمود: دوست داری پدرت را ببینی و از او بپرسی مال در کجاست؟ عرض کرد: آری. پس حضرت نوشتهای نگاشت و به آن مرد فرمود: این نوشته را به بقیع ببر، در وسط قبرستان بایست، سپس ندا کن: «یا درجان!» شخصی که عمامه بر سر دارد نزد تو میآید، این نوشته را به او بده و بگو من فرستاده محمد بن علی بن الحسین علیهم السلام هستم. مرد شامی آن نوشته را گرفت و رفت. فردا بازگشت و گفت: شب گذشته به بقیع رفتم و چنان کردم. همان شخص آمد و گفت: از این مکان نرو تا پدرت را حاضر کنم. پس رفت و با مردی سیاه حاضر شد و گفت: اینک پدر تو است. گفتم: وی پدر من نیست. گفت: همان است لکن شراره آتش و دود جحیم و عذاب الیم او را دگرگون کرده است! به پدرم گفتم: این چه حالت است؟ گفت: ای فرزند! من دوستدار بنی امیه بودم و ایشان را بر اهل بیت پیغمبر برتر میشمردم، از این رو خداوند مرا به این عذاب مبتلا گردانید. ای فرزند! به باغ من برو و زیر درخت زیتون را حفر کن، صد هزار درهم از آن خارج میشود. پنجاه هزار درهم را نزد محمد بن علی علیه السلام ببر و بقیه را خود بردار.[۸۸]
شیخ مفید در الاختصاص و علامه مجلسی در بحار الأنوار نقل کردهاند که پس از شهادت زید بن علی (فرزند امام سجاد علیه السلام) در سال ۱۲۲ هجری، امام باقر علیه السلام خبر هلاکت بنیامیه را پیش از وقوع آن بیان فرمودند. در تفسیر العیاشی از داود برقی نقل شده است: مردی از امام صادق علیه السلام درباره آیه «فَعَسَی اللَّهُ أَنْ یَأْتِیَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَیُصْبِحُوا عَلَی مَا أَسَرُّوا فِی أَنْفُسِهِمْ نَادِمِینَ» پرسید. حضرت فرمود:[۸۹] «أَذِنَ فِی هَلَاکِ بَنِی أُمَیَّةَ بَعْدَ إِحْرَاقِ زَیْدٍ سَبْعَةَ أَیَّامٍ»؛ اذن هلاکت بنیامیه پس از سوزانده شدن (جسد) زید، هفت روز بعد صادر شد.
شهادت و مدفن
امام محمد باقر علیه السلام در سال ۱۱۴ هجری قمری در مدینه منوره به دستور هشام بن عبدالملک (خلیفه اموی) مسموم شده و به شهادت رسیدند. شیخ مفید در الإرشاد مینویسد:[۹۰] «وَ قُبِضَ فِیهَا سَنَةَ أَرْبَعَ عَشْرَةَ وَ مِائَةٍ»؛ در همان (مدینه) سال ۱۱۴ هجری از دنیا رفت. علامه طبرسی در إعلام الوری مینویسد:[۹۱] «قبض علیه السلام سنة أربع عشرة و مائة من ذی الحجّة، و قیل: فی شهر ربیع الأول»[۹۲]؛ امام علیه السلام سال ۱۱۴ هجری در ماه ذی الحجه از دنیا رفت، و گفته شده در ماه ربیعالاول.
علامه سید محسن امین در أعیان الشیعة مینویسد:[۹۳] «توفی بالمدینة یوم الاثنین سابع ذی الحجة أو فی ربیع الأول أو الآخر سنة ۱۱۴ و عمره ۵۷ سنة»؛ در مدینه درگذشت روز دوشنبه هفتم ذی الحجه یا در ربیعالاول یا ربیعالثانی سال ۱۱۴ و عمرش ۵۷ سال بود. شیخ عباس قمی در منتهی الآمال نیز شهادت آن حضرت را در سال ۱۱۴ هجری ذکر کرده است.[۹۴] برخی منابع دیگر مانند کشف الغمة، سال ۱۱۷ یا ۱۱۸ هجری را نیز نقل کردهاند.[۹۵]
در برخی منابع روایی و تاریخی، علت شهادت آن حضرت مسمومیت دانسته شده است؛ مسمومیتی که به تحریک امویان انجام شده است.[۹۶] از برخی روایات استفاده شده که مسمومیت امام باقر علیه السلام بهوسیله زین آغشته به سم صورت گرفته است؛ بهگونهای که بدن آن گرامی از شدت تأثیر سم بهسرعت متورم گردید و سبب شهادت آن حضرت شد.[۹۷]
بهنقل از منابع، شهادت امام باقر علیه السلام در زمان هشام بن عبدالملک رخ داده است.[۹۸] اما در این که چه فرد یا افرادی در شهادت امام باقر علیه السلام دست داشتهاند نقلهای روایی و تاریخی از اشخاص مختلفی نام بردهاند: بعضی از منابع، شخص هشام بن عبدالملک را عامل شهادت آن حضرت دانستهاند.[۹۹] بخشی دیگر، ابراهیم بن ولید را عمل مسمومیت معرفی کردهاند.[۱۰۰] گفته شده که بهطور مسلم شهادت امام باقر علیه السلام در دوران خلافت هشام بن عبدالملک رخ داده است؛[۱۰۱] زیرا خلافت هشام از سال ۱۰۵ تا سال ۱۲۵ق استمرار داشته و آخرین سالی که مورخان برای شهادت امام باقر علیه السلام نقل کردهاند سال ۱۱۸ق میباشد.[۱۰۲]
بر اساس منابع، امام باقر علیه السلام وصیت کرده بود در لباسی که در آن نماز میخوانده دفن شود.[۱۰۳] امام به فرزندش امام صادق علیه السلام وصیت کرد ده سال در منا در ایام حج برای وی مراسم عزاداری بر پا کنند.[۱۰۴]
پیکر مطهر امام باقر علیه السلام در قبرستان بقیع در کنار قبر پدر بزرگوارشان امام سجاد علیه السلام و عموی بزرگوارشان امام حسن مجتبی علیه السلام به خاک سپرده شد. شیخ مفید در الإرشاد مینویسد:[۱۰۵] «وَ قَبْرُهُ بِالْبَقِیعِ مِنْ مَدِینَةِ الرَّسُولِ ع»؛ قبر او در بقیع از شهر رسول خداست. علامه طبرسی نیز مینویسد:[۱۰۶] «قبره بالبقیع من مدینة الرسول صلّی اللّه علیه و آله و سلّم إلی جانب أبیه زین العابدین علیه السلام و عمّ أبیه الحسن بن علیّ علیهما السلام»؛ قبر او در بقیع از شهر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، در کنار پدرش زین العابدین علیه السلام و عموی پدرش حسن بن علی علیهما السلام است.
عمر شریف امام باقر علیه السلام هنگام شهادت، پنجاه و هفت سال بود. علامه سید محسن امین مینویسد:[۱۰۷] «عمره ۵۷ سنة»؛ عمرش ۵۷ سال بود. شیخ مفید نیز همین مقدار را تأیید کرده است.[۱۰۸]
تک نگاریها
- امام محمد باقر علیه السلام / امید امیدوار / ناشر: شفق، قم
- پیشوای پنجم حضرت امام محمد باقر علیه السلام / گروه نویسندگان / ناشر: در راه حق، قم
- ترجمه جلد ۱۱ بحارالانوار (زندگانی امام سجاد و امام باقر علیهماالسلام) / علامه ملا محمد باقر مجلسی، ترجمه موسی خسروی / ناشر: اسلامیه، تهران
- حضرت امام محمد باقر علیه السلام / عبدالامیر فولادزاده / ناشر: اعلمی، تهران
- در جستجوی رهبر (داستان زندگی حضرت امام محمد باقر علیه السلام) / بازآفریده رضا شیرازی / ناشر: پیام آزادی، تهران
- زندگانی حضرت امام محمد باقر علیه السلام / حسین عمادزاده اصفهانی / ناشر: شرکت سهامی طبع کتاب، تهران
- زندگی و سیمای امام محمد باقر علیه السلام / سید محمدتقی مدرسی، ترجمه محمدصادق شریعت / ناشر: انصار الحسین، تهران
- سرچشمههای نور: حضرت امام باقر علیه السلام / گروه نویسندگان مؤسسة البلاغ، ترجمه واحد تدوین و ترجمه / ناشر: سازمان تبلیغات اسلامی، تهران
- معصوم هفتم: حضرت امام محمد باقر علیه السلام / جواد فاضل / ناشر: علمی، تهران
- ناسخ التواریخ (زندگانی امام پنجم حضرت باقر العلوم علیه السلام) / عباسقلیخان سپهر (لسانالملک) / ناشر: کتابفروشی اسلامیه، تهران
- اخبار امامة الباقر علیه السلام / سید میرعبدالفتاح بن علی حسینی مراغی / (ناشر در منبع اصلی ذکر نشده است)
- الامام الباقر علیه السلام / گروه نویسندگان / ناشر: البلاغ، تهران
- الامام الباقر علیه السلام قدوة و اسوة / سید محمدتقی مدرسی / ناشر: رابطة الاخوة الاسلامیة، تهران
- الامام الخامس الامام محمد بن علی الباقر علیه السلام / گروه نویسندگان، ترجمه محمد عبدالمنعم خاقانی / ناشر: مؤسسه در راه حق، قم
- الامام محمد الباقر علیه السلام / علی محمدعلی دخیل / ناشر: دارالتراث الاسلامی، بیروت
- بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار - ج ۴۶ / علامه مولی محمدباقر مجلسی اصفهانی، تحقیق سید محمد مهدی موسوی خرسان / ناشر: الوفاء، بیروت
- ثلاثة ائمة عرض و ایضاح (محمدالباقر، محمدالجواد و علی الهادی علیهم السلام) / احمد مغنیة / ناشر: منشورات حمد، بیروت
- حیاة الامام محمد الباقر علیه السلام / باقر شریف قرشی / ناشر: الوفاء، بیروت
- عوالم العلوم و المعارف و الاحوال - ج ۱۹ / مولی عبدالله بن نورالله بحرانی اصفهانی / ناشر: مؤسسة الامام المهدی(عج)، قم
- محمد الباقر علیه السلام / خلیل رشید العماری / ناشر: مطبعة الغری الحدیثة، نجف
از منظر عالمان اسلامی
در برخی منابع، وصف امام محمدباقر از زبان عالمان جهان اسلام نقل شده است؛ از جمله:
- عبدالله بن عطاء، از شخصیتهای برجسته و دانشمندان بزرگ عصر امام، میگوید: من هرگز دانشمندان اسلام را در هیچ محفل و مجمعی به اندازه محفل محمد بن علی علیه السلام از نظر علمی حقیر و کوچک ندیدم. من حکم بن عتیبه را که در علم و فقه مشهور آفاق بود، دیدم که در خدمت محمد باقر مانند کودکی در برابر استاد عالیمقام، زانوی ادب بر زمین زده شیفته و مجذوب کلام و شخصیت او گردیده بود.[۱۰۹]
- ابن حجر هیتمی (درگذشت: ۹۷۴ق)، یکی از عالمان برجسته اهلسنت، مینویسد: محمد باقر بهاندازهای گنجهای پنهان معارف و دانشها را آشکار ساخته، حقایق احکام و حکمتها و لطایف دانشها را بیان نموده که جز بر عناصر بیبصیرت یا بدسیرت پوشیده نیست و از همین جاست که وی را شکافنده و جامع علم و برافرازنده پرچم دانش خواندهاند.[۱۱۰]
- سبط بن جوزی (درگذشت: ۶۵۴ق) در تذکرة الخواص مینویسد: عطاء میگفت هیچیک از دانشمندان را ندیدم که دامنه داناییاش نسبت به دانشمندی دیگر کمتر باشد مگر نسبت به ابوجعفر. من حکم را دیدم که در نزد آن حضرت چونان پرندهای ناتوان بود. ابنجوزی میگوید: منظور وی از حکم همان حکم بن عتیبه بود که در روزگار خود دانشمندی بزرگ بهشمار میآمد.[۱۱۱]
- شیخ مفید در کتاب اختصاص، به نقل از جابر جعفی آورده است: ابوجعفر امام باقر علیه السلام هفتاد هزار حدیث برایم گفت که هرگز از کسی نشنیده بودم.[۱۱۲] شیخ مفید همچنین، مینویسد: از هیچکدام از فرزندان امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام این اندازه از علم دین و آثار و سنت و علم قرآن و سیره و فنون ادب که از امام باقر علیه السلام صادر شده ظاهر نشده است.[۱۱۳]
- ابن شهرآشوب در کتاب مناقب از محمد بن مسلم نقل کرده که گفت: من سیهزار حدیث از آن حضرت پرسیدم.[۱۱۴]
پانویس
- ↑ حیات فکری سیاسی امامان شیعه(ع)، ص۳۳۱.
- ↑ اعلام الوری، ج۱، ص۴۹۹–۵۰۰.
- ↑ اعلام الوری، ج۱، ص۴۹۹–۵۰۰.
- ↑ امام باقر علیهالسلام جلوه امامت در افق دانش، ص۵۳–۱۱۴.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید: کفایة الاثر، ص۱۴۴–۱۴۵.
- ↑ بحارالانوار، ج۳۷، ص۲۰۱.
- ↑ بحارالانوار، ج۳۷، ص۱۴۰، ح۳۴.
- ↑ بحارالانوار، ج۳۵، ص۳۱۱.
- ↑ الإرشاد، المفید، ج2، ص158
- ↑ إعلام الوری، الطبرسی، ج1، ص498
- ↑ أعیان الشیعة، محسن الأمین، ج1، ص650
- ↑ منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، ج2، ص1261
- ↑ الإرشاد، المفید، ج2، ص176
- ↑ أعیان الشیعة، محسن الأمین، ج1، ص650
- ↑ منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، ج2، ص1262
- ↑ منتهی الآمال، ج2، ص1261-1262
- ↑ الإرشاد، المفید، ج2، ص157
- ↑ مطالب السئول، ابن طلحة الشافعی، ص277
- ↑ کشف الغمة، اربلی، ج2، ص117
- ↑ علل الشرائع، شیخ صدوق، ص233؛ منتهی الآمال، ج2، ص1263
- ↑ الصواعق المحرقة، ابن حجر هیتمی، ص210؛ منتهی الآمال، ج2، ص1264
- ↑ الإرشاد، ج2، ص176
- ↑ إعلام الوری، ج1، ص511
- ↑ الإرشاد، ج2، ص176
- ↑ الإرشاد، ج2، ص176
- ↑ الإرشاد، ج2، ص176-177
- ↑ الإرشاد، ج2، ص176-177
- ↑ مسند الإمام الباقرعلیه السلام، العطاردی، ج1، ص12
- ↑ منتهی الآمال، ج2، ص1265
- ↑ أعیان الشیعة، محسن الأمین، ج1، ص651
- ↑ أعیان الشیعة، ج1، ص651
- ↑ أعیان الشیعة، محسن الأمین، ج1، ص650
- ↑ إعلام الوری، الطبرسی، ج1، ص498
- ↑ منتهی الآمال، ج2، ص1261
- ↑ إعلام الوری، ج1، ص498
- ↑ أعیان الشیعة، ج1، ص650
- ↑ الإرشاد، المفید، ج2، ص158
- ↑ إعلام الوری، ج1، ص498
- ↑ أعیان الشیعة، ج1، ص650
- ↑ الکافی، کلینی، ج1، ص472
- ↑ إعلام الوری، ج1، ص498-499
- ↑ أعیان الشیعة، ج1، ص650
- ↑ أعیان الشیعة، ج1، ص650
- ↑ إعلام الوری، ج1، ص500
- ↑ الإرشاد، المفید، ج2، ص159
- ↑ إعلام الوری، ج1، ص505
- ↑ الکافی، کلینی، ج1، ص469؛ إثبات الهداة، حر عاملی، ج1، ص243
- ↑ الإرشاد، ج2، ص158-159
- ↑ إعلام الوری، ج1، ص500-501؛ الکافی، ج1، ص242
- ↑ الإرشاد، المفید، ج2، ص159-160؛ إعلام الوری، ج1، ص501-502؛ الکافی، ج1، ص122
- ↑ الإرشاد، ج2، ص157
- ↑ حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، جعفریان، ص293
- ↑ الکافی، کلینی، ج6، ص266؛ بحار الأنوار، مجلسی، ج46، ص357
- ↑ الإرشاد، ج2، ص157
- ↑ الإرشاد، ج2، ص160
- ↑ أعیان الشیعة، ج1، ص652
- ↑ الإرشاد، ج2، ص157
- ↑ أعیان الشیعة، ج1، ص655
- ↑ أعیان الشیعة، ج1، ص652؛ اختیار معرفة الرجال، شیخ طوسی، ج1، ص386
- ↑ الإرشاد، ج2، ص160
- ↑ الاختصاص، المفید، ص62
- ↑ الفهرست، ابن ندیم، ص59؛ حیاة الإمام محمد الباقر، قرشی، ج1، ص174
- ↑ الکافی، کلینی، ج1، ص82؛ پیشوایان هدایت، گروه مؤلفان، ج3، ص320
- ↑ أعیان الشیعة، ج1، ص652
- ↑ وسائل الشیعة، حر عاملی، ج18، ص39؛ حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، جعفریان، ص299
- ↑ حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، جعفریان، ص292
- ↑ الکافی، ج1، ص88-89
- ↑ الکافی، ج1، ص185
- ↑ پیشوایان هدایت، ج3، ص341-347
- ↑ الإرشاد، ج2، ص164-165
- ↑ الإرشاد، ج2، ص165-166
- ↑ الإرشاد، ج2، ص163
- ↑ إعلام الوری، ج1، ص163-164؛ الإرشاد، ج2، ص163-164
- ↑ الکافی، کلینی، ج8، ص311
- ↑ الکافی، ج8، ص311
- ↑ الکافی، کلینی، ج8، ص311؛ بحار الأنوار، مجلسی، ج46، ص354
- ↑ الإرشاد، ج2، ص157
- ↑ أعیان الشیعة، ج1، ص651
- ↑ مناقب ابن شهرآشوب، ج4، ص207؛ بحار الأنوار، ج46، ص289؛ منتهی الآمال، ج2، ص1275
- ↑ أعیان الشیعة، ج1، ص651
- ↑ الإرشاد، ج2، ص166
- ↑ الإرشاد، ج2، ص166
- ↑ الإرشاد، ج2، ص166
- ↑ الإرشاد، ج2، ص167
- ↑ أعیان الشیعة، ج1، ص651
- ↑ الخرائج و الجرائح، قطب راوندی، ج2، ص595؛ بحار الأنوار، ج46، ص243؛ منتهی الآمال، ج2، ص1282-1283
- ↑ الخرائج و الجرائح، ج2، ص595؛ بحار الأنوار، ج46، ص243؛ منتهی الآمال، ج2، ص1282-1283
- ↑ الخرائج و الجرائح، ج2، ص595؛ بحار الأنوار، ج46، ص243؛ منتهی الآمال، ج2، ص1283-1285
- ↑ تفسیر العیاشی، ج1، ص325؛ بحار الأنوار، ج46، ص191
- ↑ الإرشاد، ج2، ص158
- ↑ إعلام الوری، ج1، ص498
- ↑ إعلام الوری، ج1، ص498
- ↑ أعیان الشیعة، ج1، ص650
- ↑ أعیان الشیعة، ج1، ص650
- ↑ أعیان الشیعة، ج1، ص650
- ↑ الصواعق المحرقة، ص۲۳۴؛ احقاق الحق، ج۱۲، ص۱۵۴؛ اسعاف الراغبین، ص۸۸.
- ↑ الخرائج و الجرائح، راوندی ج۲ ص۶۰۴؛ مدینة المعاجز، ج۵، ص۱۶۸؛ بحارالانوار، ج۴۶، ص۳۲۹.
- ↑ مآثر الانافة فی معالم الخلافة، ج۱، ص۱۵۲.
- ↑ المصباح، ص۶۹۱.
- ↑ دلائل الامامة ص۲۱۵؛ مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۲۱۰؛ سبائک الذهب، ص۷۴؛ الانوار البهیة، ص۱۲۶.
- ↑ تاریخ یعقوبی ج۲ ص۳۲۰.
- ↑ أعیان الشیعة، ج۱، ص۴۱۲.
- ↑ الإتحاف، ص۲۸۷.
- ↑ بحارالانوار، ج۴۶، ص۴۵.
- ↑ الإرشاد، ج2، ص158
- ↑ إعلام الوری، ج1، ص498
- ↑ أعیان الشیعة، ج1، ص650
- ↑ الإرشاد، ج2، ص158
- ↑ تذکره الخواص، ص۳۰۲.
- ↑ الصواعق المحرقه، ص201
- ↑ تذکره الخواص، ص۳۰۲.
- ↑ الاختصاص، ص۶۶.
- ↑ سیره معصومان علیهم السلام، ج۵، ص۱۸.
- ↑ مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۱۹۵.
منابع
- الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العبادا؛ محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید)، قم: المؤتمر العالمی لألفیة الشیخ المفید، ۱۴۱۳ق.
- الإتحاف بحب الأشراف؛ عبدالله بن محمد شبراوی، تحقیق: سامی غریری، قم: دار الکتاب الإسلامی، ۱۴۲۳ق.
- أخبار الدول و آثار الأول فی التاریخ؛ احمد بن یوسف قرمانی، تحقیق: فهمی سعد و احمد حطیط، بیروت: عالم الکتب، ۱۴۱۲ق.
- اختیار معرفة الرجال المعروف برجال الکشی؛ محمد بن حسن طوسی، تعلیقات: محمدباقر داماد استرآبادی، تحقیق: سید مهدی رجائی، قم: مؤسسة آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث، ۱۴۰۴ق.
- الإختصاص؛ محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید)، تحقیق: علیاکبر غفاری، قم: الموتمر العالمی لالفیة الشیخ المفید، ۱۴۱۳ق.
- إسعاف الراغبین فی سیرة المصطفی و فضائل أهل بیته الطاهرین؛ محمد بن علی صبان، بیجا: بینا، بیتا.
- إعلام الوری بأعلام الهدی؛ فضل بن حسن طبرسی، تحقیق سید حسن خرسان، تهران: دار الکتب الإسلامیة، بیتا.
- اعیان الشیعه؛ سید محسن امین عاملی، بیروت: دار التعارف للمطبوعات، ۱۴۰۳ق.
- امام باقر علیهالسلام جلوه امامت در افق دانش؛ احمد ترابی، مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، ۱۳۸۷ش.
- سیره معصومان علیهمالسلام؛ سید محسن امین، ترجمه: علی حجتی کرمانی و حسین وجدانی، تهران: انتشارت سروش، ۱۳۷۶ش.
- الأنوار البهیة فی تواریخ الحجج الالهیة؛ عباس بن محمدرضا قمی، قم: المکتبة الحیدریة، ۱۴۲۹ق.
- بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار؛ محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
- تذکرة الخواص؛ یوسف بن قزاوغلی (سبط ابنجوزی)، قم: منشورات الشریف الرضی، ۱۴۱۸ق.
- تاریخ الیعقوبی؛ احمد بن اسحاق، بیروت: المطبعة الإعلامیة، بیتا.
- احقاق الحق و ازهاق الباطل؛ نوالله بن شریفالدین حسینی مرعشی شوشتری، تحقیق و تعلیق: سید شهابالدین مرعشی نجفی، قم: کتابخانه عمومی حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی، ۱۴۰۹ق.
- حیات فکری و سیاسی امامان شیعه؛ رسول جعفریان، تهران: نشر علم، ۱۳۹۰ش.
- الخرائج و الجرائح؛ سعید بن هبةالله (قطبالدین راوندی)، قم: مؤسسة الإمام المهدی (علیه السلام)، ۱۴۰۹ق.
- دلائل الامامة؛ محمد بن جریر طبری صغری، تحقیق: قسم الدراسات الإسلامیة مؤسسة البعثة، قم: مؤسسة البعثة، ۱۴۱۳ق.
- سبائک الذهب فی معرفة قبائل العرب؛ محمد امین سویدی، بیروت: دار احیاء العلوم، بیتا.
- سیر اعلام النبلاء؛ محمد بن احمد ذهبی، بیروت: مؤسسة الرسالة، ۱۴۱۴ق.
- الصواعق المحرقة فی الرد علی أهل البدع و الزندقة؛ ابنحجر احمد بن محمد هیتمی، تهران: بینا، بیتا.
- الطبقات الکبری؛ محمد بن سعد کاتب واقدی، تحقیق: محمد عبدالقادر عطا، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۰ق.
- علل الشرایع؛ محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، قم: کتابفروشی داوری، بیتا.
- عیون المعجزات؛ حسین بن عبدالوهاب، قم: مکتبة الداوری، بیتا.
- الکافی؛ محمد بن یعقوب کلینی، تحقیق: علیاکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران: دار الکتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.
- کشف الغمة فی معرفة الأئمة؛ علی بن عیسی اربلی، تحقیق: جعفر سبحانی و سید هاشم رسولی محلاتی، تبریز:انتشارات بنی هاشمی، ۱۳۸۱ق.
- کفایة الاثر فی النص علی الائمة اثنی عشر؛ ابیالقاسم علی بن محمد قمی رازی، قم: مطبعة الخیام، ۱۴۰۱ق.
- مآثر الإنافة فی معالم الخلافة؛ احمد بن علی قلشقندی، تحقیق: عبدالستار احمد فراج، بیروت: عالم الکتب، ۲۰۰۶م.
- مدینة معاجز الأئمة الإثنی عشر و دلائل الحجج علی البشر؛ هاشم بن سلیمان بحرانی، قم: مؤسسة المعارف الإسلامیة، ۱۴۱۳ق.
- المصباح (جنة الأمان الواقیة و جنة الإیمان الباقیة)؛ ابراهیم بن علی کفعمی، بیروت، موسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۱۴ق.
- مصباح المتهجد؛ محمد بن حسن طوسی، تحقیق: علیاصغر مروارید و ابوذر بیدار، بیروت: مؤسسه فقه الشیعه، ۱۴۱۱ق.
- مناقب آل ابیطالب؛ محمد بن علی بن شهرآشوب مازندرانی، تحقیق: محمدحسین آشتیانی و سید هاشم رسولی محلاتی، قم: مؤسسه انتشارات علامه، ۱۳۷۹ق.
- وفیات الأعیان و أنباء أبناء الزمان؛ احمد بن محمد بن خلکان بغدادی، تحقیق: احسان عباس، بیروت: دار الفکر، بیتا.
