پرش به محتوا

عیاض بن موسی یحصبی (قاضی)

از ویکی غدیر
عیاض بن موسی یحصبی (قاضی)
اطلاعات فردی
نام کاملابوالفضل عیاض بن موسی بن عیاض بن عمرو بن موسی بن عیاض یحصبی
سرشناسیفقیه، محدث، قاضی و مورخ برجسته مالکی در مغرب و اندلس
تولد۴۷۶ قمری
وفات۹ جمادی‌الآخر ۵۴۴ قمری
محل دفناغمات (نزدیک مراکش)
خویشان سرشناسپسرش محمد بن عیاض (راوی و محدث)
اطلاعات علمی
استادانابوعلی الصدفی، ابوالولید بن رشد، ابوعبداللّه محمد بن علی بن حمدین و...
شاگردانعبدالرحمن بن احمد ازدی، علی بن محمد ابن مقری غرناطی، عبدالرحیم بن عیسی بن ایوب ازدی فاسی و...
تحصیلاتفقه مالکی، حدیث، تفسیر، تاریخ، لغت، نحو، ادبیات
مذهبمالکی
اطلاعات فرهنگی
علت شهرتتألیف کتاب «الشفاء بتعریف حقوق المصطفی» و نقش علمی و سیاسی در مغرب و اندلس

قاضی عیاض (۴۷۶-۵۴۴ قمری)ابوالفضل عیاض بن موسی بن عیاض بن عمرو بن موسی بن عیاض یحصبی، از برجسته‌ترین دانشمندان و فقیهان مالکی مغرب و اندلس در قرن پنجم و ششم هجری است. وی در سال ۴۷۶ قمری در شهر سبته (مراکش کنونی) متولد شد و در نهم جمادی‌الآخر سال ۵۴۴ قمری در مراکش درگذشت. شهرت او بیشتر به دلیل تألیف کتاب «الشفاء بتعریف حقوق المصطفی» در زمینه سیره و مناقب پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله و همچنین تسلط وی در علوم حدیث، فقه، تاریخ و ادبیات است.

زندگینامه

قاضی عیاض (منسوب به قبیله یحصب بن مالک از حمیر) اندلسی سبتی مالکی، در سال ۴۷۶ قمری در شهر سبته (از شهرهای مشهور مغرب) دیده به جهان گشود.[۱] برخی منابع مانند تهذیب الاسماء و اللغات تألیف نووی، سال تولد او را ۴۹۶ قمری ذکر کرده‌اند،[۲] اما با توجه به گزارش‌های معاصران وی، به ویژه فرزندش، تاریخ نخست صحیح‌تر به نظر می‌رسد. خاندان او اصالتاً اهل بسطه (در اندلس) بودند که به فاس و سپس سبته مهاجرت کردند.[۳]

قاضی عیاض مدت‌ها در شهر بسته (اندلس) به قضاوت پرداخت و به عدالت شهره شد. چنانکه فتح بن علی بن احمد، مؤلف قلائد العقیان را به دلیل شرب خمر حد زد.[۴] به درخواست تاشفین بن علی بن یوسف (از فرمانروایان مرابطین)، به غرناطه رفت و عهده‌دار قضای آنجا شد، اما به دلیل عدالت‌ورزی، منافع اطرافیان امیر را به خطر انداخت و سرانجام عزل و به سبته بازگشت.[۵]

استادان

قاضی عیاض از همان دوران کودکی حریص بر فراگیری علم بود.[۶] وی برای تکمیل دانش خود به اندلس سفر کرد و در قرطبه از محضر استادان برجسته‌ای چون ابوعبداللّه محمد بن علی بن حمدین، ابوالحسین سراج و ابومحمد بن عتاب بهره برد.[۷] ابن ابار تعداد استادان وی را حدود صد نفر ذکر کرده است که از جمله آنان می‌توان به ابوبکر محمد بن عبداللّه بن عربی معافری،[۸] ابوعلی الصدفی[۹] و ابوالولید بن رشد اشاره کرد.[۱۰] همچنین وی از برخی استادان اندلس اجازه دریافت نمود.[۱۱] نکته جالب توجه آنکه قاضی عیاض نتوانست از زمخشری اجازه علمی دریافت کند.[۱۲]

شاگردان

عبدالرحمن بن احمد ازدی، علی بن محمد ابن مقری غرناطی، عبدالرحیم بن عیسی بن ایوب ازدی فاسی ابوالقاسم، علی بن محمد بن ابراهیم فزاری ابوالحسن، عبدالله بن محمد بن عبدالرحمن بن محمد بن عبدالله بن ابی زمنین مری ودیگران.

جایگاه علمی

قاضی عیاض در علوم مختلف اسلامی تبحر داشت. ابن خلکان درباره او می‌گوید: «او امام حدیث در عصر خویش بود و مردم با علوم او نحو، لغت، کلام عرب، ایام و انساب را می‌شناختند».[۱۳] وی تعصبی شدید نسبت به مذهب مالکی داشت.[۱۴] در عصر او، در اندلس دستور سوزاندن کتاب احیاء علوم‌الدین غزالی صادر شد و قاضی عیاض به دلیل تعصب به اهل سنت، حکم سوزاندن آن را داد.[۱۵] قاضی عیاض در نظم و نثر نیز توانمند بود. اشعار بسیاری از او نقل شده است.[۱۶]

  • جلال‌الدین سیوطی (۹۱۱ هجری قمری): در "طبقات الحفاظ" ضمن برشمردن حافظان حدیث، درباره وی می‌نویسد: «امام علامه حافظ یگانه، شیخ‌الاسلام، قاضی ابوالفضل عیاض بن موسی ... اندلسی سپس سبتی مالکی ... از ریاست در شهر خود و رفعت مقام به جایی رسید که هیچ‌یک از اهل شهرش بدان نرسیدند و این مقام جز بر تواضع و خشیت او از خدا نیفزود».[۱۷]
  • شمس‌الدین ذهبی (۷۴۸ هجری قمری): در "سیر أعلام النبلاء" ترجمه مفصلی به او اختصاص داده و می‌گوید: «امام علامه حافظ یگانه، شیخ‌الاسلام، قاضی ابوالفضل عیاض بن موسی ... یحصبی اندلسی سپس سبتی مالکی ... در علوم بهره‌ای وافر یافت و گردآوری و تألیف نمود و تألیفاتش در میان مردم رواج یافت و نامش در آفاق شهره شد ... تألیفاتش ارزشمند است و ارجمندترین و شریف‌ترین آنها کتاب "الشفاء" است». اما وی برخی احادیث کتاب شفاء را نقد کرده و گفته است: «اگر احادیث جعلی که در آن گرد آورده نبود [کامل بود]، کاری که امامی انجام داده که در فن حدیث نقد و ذوقی نداشته است. خداوند او را به حسن نیتش پاداش دهم و کتاب شفاء سود بخشد که چنین نیز کرده است. همچنین در آن انواعی از تأویلات دور از ذهن وجود دارد».[۱۸]
  • ابن خلکان (۶۸۱ هجری قمری) به نقل از ذهبی در "وفیات الأعیان" آورده است: «او امام حدیث در زمان خود و داناترین مردم به علوم آن و به نحو و لغت و کلام عرب و ایام و انساب آنان بود. از تألیفات اوست: "الإکمال فی شرح صحیح مسلم" که کتاب "المعلم" مازری را تکمیل کرده، و "مشارق الأنوار" در تفسیر غریب الحدیث ... و تمامی تألیفاتش بدیع است».[۱۹]
  • خلف بن بشکوال (۵۷۸ هجری قمری) - شاگرد وی: در "الصلة" به نقل از ذهبی و ابن فرحون آورده: «او از اهل علم و صاحب نظران و هوشمندان و اهل فهم بود. مدت‌ها به قضاوت سبته منصوب بود و سیرتش در آنجا مورد ستایش قرار گرفت. سپس به قضاوت غرناطه منتقل شد اما مدت زیادی در آنجا نماند و به قرطبه نزد ما آمد و از او حدیث فراگرفتیم».[۲۰]
  • محمد بن حماده سبتی (معاصر وی): به نقل از ذهبی درباره او گفته است: «قاضی در حدود بیست و هشت سالگی به مناظره نشست و در سی و پنج سالگی به قضاوت منصوب شد. او نرم‌خو بدون ضعف و در حق استوار بود ... در عصر خود در سبته هیچ‌کس تألیفاتش از او بیشتر نبود».
  • زرکلی (۱۳۹۶ هجری قمری): در "الأعلام" می‌گوید: «عالم مغرب و امام اهل حدیث در زمان خود. از داناترین مردم به کلام عرب و انساب و ایام ایشان بود ... از تألیفات اوست: "الشفاء بتعریف حقوق المصطفی"، "ترتیب المدارک"...».

تألیفات[۲۱]

از جمله مهم‌ترین آثار او:

  • «کتاب الشفاء بتعریف حقوق المصطفی»
  • «ترتیب المدارک و تقریب المسالک فی معرفة اعلام مذهب مالک»
  • «مشارق الانوار علی صحیح الآثار فی تفسیر غریب حدیث الموطأ و البخاری و المسلم»
  • «اکمال المعلم بفوائد کتاب مسلم»
  • «جامع التواریخ»
  • «التاریخ الکبیر»
  • «الفنون الستة فی اخبار سبته»
  • «اخبار القرطبیین»

وفات

قاضی عیاض در شب جمعه، نهم جمادی‌الآخر سال ۵۴۴ قمری در مراکش درگذشت.[۲۲] در سال ۷۱۲ قمری، محل قبر او در اغمات پیدا شد و قبّه‌ای بر آن بنا گردید. برخی منابع مانند ذهبی از قتل وی با نیزه خبر داده‌اند، زیرا عصمت ابن تومرت را انکار کرد.[۲۳] همچنین گفته شده که به دلیل انکار دعوت غزالی و کتاب احیاء علوم‌الدین به قتل رسید.[۲۴] با این حال، در منابع نزدیک به عصر وی، خبری از قتل او نیامده است.

روايت حديث غدير[۲۵]

كتب مفصلی در زمينه بحث ‏هاى رجالی و تاريخىِ مربوط به سند حديث غدير تأليف شده است. از جمله در تعدادى از كتاب‏ هاى بزرگان عامه حديث غدير به عنوان يكى از مسلمات روايت شده، كه يكى از آنها عياض بن موسى يحصبى(م ۵۴۴ ق) است، كه حديث غدير را در كتابش «الشفاء بتعريف حقوق المصطفى ‏صلى الله عليه وآله»روايت كرده است.[۲۶]

ابن‏ خلّکان و ذهبى و ابن ‏وردی و سيوطى [۲۷]او را توثيق كرده و در علوم حديث و ادبيات و تاريخ و انساب وى را ستوده‏ اند. ابن‏ بشکوال نيز او را توثيق كرده و ستوده است.

پانویس

  1. ابن بشکوال، ابوالقاسم، الصله، ج۱، ص۴۲۹
  2. نووی، ابوزکریا محی‌الدین، تهذیب الاسماء و اللغات، ج۲، ص۴۳
  3. ابن ابار، ابوعبداللّه، المعجم فی اصحاب القاضی الامام ابوعلی الصدفی، ص۲۹۴
  4. مقری، ازهار الریاض، ج۳، ص۱۰
  5. مقری، ازهار الریاض، ج۳، ص۱۰؛ قاضی عیاض، ابوالفضل، مقدمه ترتیب المدارک، ص۱۹
  6. ابن خطیب، لسان‌الدین، الاحاطه فی اخبار غرناطه، ج۴، ص۱۸۷
  7. ابن بشکوال، الصله، ج۱، ص۴۲۹
  8. مقری، احمد بن محمد، ازهار الریاض فی اخبار عیاض، ج۳، ص۶۲
  9. مقری، ازهار الریاض، ج۳، ص۱۵۱
  10. ابن خطیب، الاحاطه، ج۴، ص۱۸۹
  11. مقری، ازهار الریاض، ج۳، ص۱۶۲-۱۶۷
  12. مقری، ازهار الریاض، ج۳، ص۲۸۲-۲۸۳
  13. ابن خلکان، شمس‌الدین، وفیات الاعیان، ج۳، ص۴۸۳
  14. قاضی عیاض، مقدمه الشفا، ج۱، ص۲
  15. حنبلی، ابن عماد، شذرات الذهب، ج۶، ص۲۲۷
  16. ذهبی، شمس‌الدین، سیر اعلام النبلاء، ج۱۵، ص۵۱
  17. طبقات الحفّاظ: ص ۴۶۸
  18. ذهبی، شمس‌الدین، سیر اعلام النبلاء، ج۱۵، ص۵۱
  19. ابن خلکان، شمس‌الدین، وفیات الاعیان، ج۳، ص۴۸۳
  20. ابن بشکوال، الصله، ج۱، ص۴۲۹
  21. ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۱۵، ص۵۱
  22. ابن خطیب، الاحاطه، ج۴، ص۱۹۴
  23. ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۱۵، ص۵۱
  24. قاضی عیاض، مقدمه ترتیب المدارک، ص۲۲
  25. اسرار غدير: ص ۱۰۷. چهارده قرن با غدير: ص ۱۲۱. چكيده عبقات الانوار(حديث غدير): ص ۲۷۰.
  26. الشفاء(به شرح خفاجى) : ج ۳ ص ۴۵۶. عوالم العلوم: ج ۳  / ۱۵ ص ۴۷۷.
  27. وفيات الاعيان: ج ۳ ص ۱۵۲. تذكرة الحفّاظ: ج ۴ ص ۱۳۰۴. تتمّة المختصر: ج ۲ ص ۷۲. طبقات الحفّاظ: ص ۴۶۸.