فرمانروای آسمانها و زمینها در خطبه غدیر
فرمانروای آسمانها و زمینها در خطبه غدیر به فراز «وَ جَبّارُ الْأَرَضينَ وَ السَّماواتِ» از بخش آغازین خطبه غدیر اشاره دارد. در این فراز، خداوند با وصف «جبّار» در نسبت با زمینها و آسمانها توصیف شده است. در شرح این تعبیر، «جبّار» با مفاهیمی چون اصلاح، قهر، غلبه و تدبیر مرتبط دانسته شده و عبارت ناظر به سلطه تکوینی خداوند بر مجموعه آفرینش تفسیر شده است.
صورت بدون اعراب این فراز «و جبار الارضين و السماوات» است. بر اساس برخی شرحها، مقصود از این تعبیر آن است که آفرینش، تدبیر و نظام زمینها و آسمانها تحت اراده و قدرت خداوند قرار دارد و هیچ موجودی از قلمرو فرمان تکوینی او خارج نیست.[۱]
معنای جبّار
وَ جَبّارُ الْارَضينَ وَ السَّماواتِ؛ فرمانروای زمینها و آسمانها.
«جبّار» از ریشه «جبر» است و از اوصاف خداوند بهشمار میرود. راغب اصفهانی در مفردات ألفاظ القرآن، اصل «جبر» را اصلاحکردن چیزی همراه با نوعی غلبه و اقتدار دانسته است.[۲] بر این اساس، در کاربردهای این ریشه دو جنبه قابل توجه است: یکی اصلاح و جبران و دیگری غلبه و اقتدار.
لغویان برای «جبّار» معانی گوناگونی ذکر کردهاند که از جمله آنهاست:
- صاحب قدرت و اقتدار فراگیر؛
- کسی که اراده او نافذ است؛
- جبرانکننده نقصانها؛
- اصلاحکننده امور؛
- بلندمرتبه و برتر؛
- کسی که دیگری نمیتواند او را مقهور کند.
همه این معانی در هر کاربرد منظور نیستند. معنای دقیق واژه با توجه به شخصی که به آن وصف میشود و سیاق عبارت تعیین میگردد.
جبّار بهعنوان صفت خداوند
هنگامی که «جبّار» درباره خداوند بهکار میرود، از صفات کمال است. در این کاربرد، واژه بر قدرت، برتری، نفوذ اراده و توانایی خداوند در اصلاح و جبران دلالت دارد.
جبّار بودن خداوند را میتوان از چند جهت توضیح داد:
- اقتدار مطلق: هیچ قدرت مستقلی بیرون از قلمرو قدرت خداوند وجود ندارد؛
- نفوذ اراده تکوینی: آنچه خداوند در نظام آفرینش اراده کند، مانعی مستقل در برابر آن وجود ندارد؛
- جبران نقصانها: خداوند توانایی برطرفکردن کاستیها و جبران شکستگیها را دارد؛ در سخنی منقول از امیرالمؤمنین علیه السلام نیز «جابر» در معنای اصلاحکننده و جبرانکننده آمده است: جابِرُ كُلِّ كَسيرٍ وَ يا مُسَهِّلُ كُلِّ عَسيرٍ؛ ای جبرانکننده هر شکسته و ای آسانکننده هر دشواری.
- برتری و بینیازی: خداوند تحت فرمان یا قدرت موجود دیگری قرار نمیگیرد؛
- سامانبخشی آفرینش: نظام آسمانها و زمینها تحت تدبیر اوست.
این معانی با یکدیگر تعارض ندارند و هر یک جنبهای از ریشه «جبر» و کاربرد «جبّار» درباره خداوند را بیان میکنند.
جبّار در قرآن
واژه «جبّار» در قرآن کریم نیز بهعنوان یکی از اوصاف خداوند آمده است:
هُوَ اللَّهُ الَّذي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ؛ اوست خدایی که جز او معبودی نیست؛ فرمانروا، پاک، سلامتبخش، ایمنیبخش، نگهبان، شکستناپذیر، صاحب اقتدار و بزرگمنش است.
(حشر:۲۳).
در این آیه، «الجبّار» در کنار صفاتی مانند «الملک»، «المهیمن» و «العزیز» آمده است. این همراهی نشان میدهد که جبّار در این سیاق با فرمانروایی، نظارت، شکستناپذیری و اقتدار خداوند ارتباط دارد.
تفاوت جبّار درباره خدا و انسان
واژه «جبّار» در قرآن هم برای خداوند و هم برای برخی انسانها بهکار رفته است؛ اما معنای ارزشی آن در این دو کاربرد متفاوت است.
کاربرد درباره خداوند
درباره خداوند، «جبّار» صفت کمال است و بر قدرت عادلانه، بینیازی، نفوذ اراده و توانایی اصلاح و جبران دلالت دارد. خداوند مالک حقیقی جهان است و فرمانروایی او بر حق، علم و حکمت استوار است.
کاربرد درباره انسان
هنگامی که انسان «جبّار» نامیده میشود، این واژه معمولاً معنایی منفی دارد و به خودکامگی، سرکشی، ستم و تحمیل اراده بدون حق اشاره میکند.
- قرآن درباره حضرت یحیی علیه السلام میفرماید:
وَ بَرًّا بِوالِدَیْهِ وَ لَمْ یَکُنْ جَبَّاراً عَصِیًّا؛ و نسبت به پدر و مادرش نیکوکار بود و سرکش و نافرمان نبود.
(مریم:۱۴) - همچنین از زبان حضرت عیسی علیه السلام نقل میکند:
وَ بَرًّا بِوالِدَتی وَ لَمْ یَجْعَلْنی جَبَّاراً شَقِیًّا؛ و مرا نسبت به مادرم نیکوکار قرار داده و سرکش و تیرهبختم نساخته است.
(مریم:۳۲)
انسان مالک مستقل دیگران نیست و قدرت او محدود و امانت الهی است؛ ازاینرو، تحمیل خودخواهانه اراده او ستم محسوب میشود. اما اقتدار خداوند از مالکیت حقیقی، علم کامل، عدالت و حکمت او جدا نیست.
جبّار و جابر
دو واژه «جبّار» و «جابر» از یک ریشهاند، اما از نظر ساخت و دلالت کاملاً یکسان نیستند:
- «جابر» به جبرانکننده و اصلاحکننده اشاره دارد؛
- «جبّار» صیغه مبالغه است و میتواند بر اقتدار فراگیر و جبرانکنندگی کامل دلالت کند.
در ادبیات دعایی، خداوند با تعابیری مانند «جابر هر شکسته» خوانده شده است. این کاربرد بر جنبه رحمت، ترمیم و جبران در ریشه «جبر» تأکید میکند. بنابراین، معنای جبّار درباره خداوند تنها «غلبهکننده» نیست؛ بلکه مفهوم جبران و اصلاح نیز در ریشه این صفت حضور دارد. بااینحال، در عبارت «جبّار الارضین و السماوات»، بهسبب تعلق صفت به آسمانها و زمینها، معنای اقتدار، فرمانروایی و تدبیر فراگیر برجستهتر است.
معنای ارضین و سماوات
ارضین
«اَرَضین» صورت جمع «اَرض» و بهمعنای زمینهاست. در قرآن، واژه «ارض» بیشتر بهصورت مفرد بهکار رفته، اما در آیهای از همانندی زمین با آسمانهای هفتگانه سخن گفته شده است:
اللَّهُ الَّذی خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ؛ خداوند کسی است که هفت آسمان را آفرید و از زمین نیز همانند آنها را.
(طلاق:۱۲)
مفسران درباره مقصود از «زمینها» دیدگاههای گوناگونی مطرح کردهاند؛ از جمله طبقات زمین، اقلیمها یا عوالم زمینی. عبارت خطبه غدیر نیز جزئیات ساختار «ارضین» را توضیح نمیدهد. بنابراین، نباید این تعبیر را بدون قرینه بر یک مدل مشخص جغرافیایی یا کیهانشناختی تطبیق کرد. مقصود اصلی، شمول اقتدار خداوند بر همه گسترههای زمینی است.
سماوات
«سماوات» جمع «سماء» و بهمعنای آسمانهاست. قرآن در آیات متعدد از «هفت آسمان» سخن گفته و آفرینش آنها را به خداوند نسبت داده است. در عبارت «جبّار الارضین و السماوات»، زمینها و آسمانها در کنار یکدیگر آمدهاند تا همه جهان آفرینش را دربر گیرند. این نوع تعبیر در زبان قرآن و متون دینی، بیانگر شمول و فراگیری است.
بنابراین، مقصود فراز آن است که هیچ بخش و مرتبهای از عالم از حاکمیت و تدبیر خداوند بیرون نیست.
فرمانروایی خداوند بر آسمانها و زمین
قرآن مالکیت و فرمانروایی آسمانها و زمین را به خداوند اختصاص داده است:
وَ لِلَّهِ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللَّهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ؛ فرمانروایی آسمانها و زمین از آنِ خداست و خداوند بر هر چیزی تواناست.
(آلعمران:۱۸۹) در آیهای دیگر آمده است:
لَهُ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِلَی اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ؛ فرمانروایی آسمانها و زمین از آنِ اوست و همه امور بهسوی خدا بازگردانده میشود.
(حدید:۵) این آیات با مضمون «جبّار الارضین و السماوات» هماهنگاند؛ زیرا مالکیت، قدرت و بازگشت امور را به خداوند نسبت میدهند.
مالکیت و تدبیر الهی
فرمانروایی خداوند تنها به مالکیت اسمی محدود نیست، بلکه آفرینش، حفظ، روزیرسانی و تدبیر جهان را نیز دربر میگیرد:
لَهُ مَقالیدُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ وَ یَقْدِرُ؛ کلیدهای آسمانها و زمین از آنِ اوست؛ روزی را برای هرکه بخواهد گسترش میدهد یا محدود میسازد.
(شوری:۱۲) «مقالید» به کلیدها یا خزائن اشاره دارد و در این آیه کنایه از اختیار و تدبیر فراگیر خداوند است.
بر این اساس، جبّار بودن خداوند بر آسمانها و زمینها شامل این امور میشود:
- آفرینش آنها؛
- حفظ و بقای آنها؛
- تدبیر نظام حاکم بر آنها؛
- روزیرسانی به موجودات؛
- تغییر و پایانبخشیدن به نظام موجود؛
- بازگرداندن آفریدگان در قیامت.
سلطه تکوینی خداوند
سلطه تکوینی به این معناست که اصل وجود و آثار موجودات به اراده و قدرت خداوند وابسته است. هیچ موجودی نمیتواند در اصل هستی خود از خداوند مستقل باشد. در این معنا، همه مخلوقات تحت اقتدار تکوینی خداوند قرار دارند؛ خواه از نظر تشریعی فرمان او را اطاعت کنند یا نافرمانی ورزند. حتی انسان نافرمان نیز در وجود، توانایی و امکانات خود به خداوند وابسته است.
عبارت «جبّار الارضین و السماوات» بیش از همه بر همین اقتدار تکوینی دلالت دارد؛ یعنی نظام جهان در اصل وجود و استمرار خود از قدرت خداوند خارج نیست.[۳]
جبّار بودن خداوند و اختیار انسان
جبّار بودن خداوند بهمعنای مجبوربودن انسان در اعمال اختیاری نیست. صفت «جبّار» بیانگر اقتدار و حاکمیت خداوند است، اما از آن نمیتوان نفی اراده و مسئولیت انسان را نتیجه گرفت. بر اساس دیدگاه امامیه:
- قدرت و امکان عمل انسان از خداوند است؛
- انسان در محدودهای که خداوند به او داده، انتخاب میکند؛
- اعمال اختیاری انسان به خود او نسبت داده میشوند؛
- انسان در برابر انتخابهای خود مسئول است؛
- اختیار انسان بهمعنای استقلال او از خداوند نیست.
بنابراین، اقتدار فراگیر خداوند با مسئولیت اخلاقی و اختیار انسان قابل جمع است.
تفاوت جبّار و قهّار
«جبّار» و «قهّار» هر دو بر قدرت و غلبه خداوند دلالت دارند، اما دقیقاً هممعنا نیستند:
- «قهّار» بر غلبه فراگیر و مقهوربودن همه موجودات در برابر قدرت خداوند تأکید دارد؛
- «جبّار» افزون بر اقتدار، میتواند بر نفوذ اراده، اصلاح و جبران نیز دلالت کند.
در فراز قاهریت خداوند در خطبه غدیر، غلبه خداوند بر همه آفریدگان مورد توجه است؛ اما در عبارت «جبّار الارضین و السماوات»، اقتدار و تدبیر او بر مجموعه آسمانها و زمینها برجسته میشود.
ارتباط با فرازهای پیشین خطبه
فرازهای متوالی خطبه چنیناند: بارِئُ الْمَسْمُوکاتِ وَ داحِیَ الْمَدْحُوّاتِ وَ جَبّارُ الْأَرَضینَ وَ السَّماواتِ ترجمه: «پدیدآورنده آسمانهای برافراشته، گستراننده زمینها و صاحب اقتدار بر زمینها و آسمانهاست.»
این سه تعبیر، سه جنبه مرتبط را بیان میکنند:
| فراز | ترجمه | دلالت |
|---|---|---|
| بارِئُ الْمَسْمُوکاتِ | پدیدآورنده آسمانهای برافراشته | آفرینش آسمانها |
| داحِیَ الْمَدْحُوّاتِ | گستراننده زمینها | گسترش و آمادهسازی زمین |
| جَبّارُ الْأَرَضینَ وَ السَّماواتِ | صاحب اقتدار بر زمینها و آسمانها | فرمانروایی و تدبیر مستمر جهان |
بنابراین، خطبه تنها از آغاز آفرینش سخن نمیگوید، بلکه استمرار حاکمیت و تدبیر خداوند بر آفریدهها را نیز بیان میکند.
ارتباط با خطبه غدیر
موضوع مستقیم این فراز، توحید و صفات خداوند است. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله پیش از اعلام ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام، خداوند را آفریننده، تدبیرکننده و صاحب اقتدار جهان معرفی میکند. این مقدمه نشان میدهد فرمانی که پیامبر صلی الله علیه وآله در ادامه خطبه ابلاغ میکند، از جانب فرمانروای حقیقی آسمانها و زمینهاست. بااینحال، معنای مستقیم «جبّار الارضین و السماوات» بیان اقتدار خداوند است و نباید این عبارت را بدون قرینه، مستقیماً به موضوع ولایت معنا کرد.[۴]
جستارهای وابسته
پانویس
منابع
- شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر خم؛ محمدتقی نقوی، تهران: انتشارات منیر، ۱۳۷۴ش.
- مفردات ألفاظ القرآن؛ حسین بن محمد راغب اصفهانی، تحقیق: صفوان عدنان داوودی، بیروت: دار الشامیة، ۱۴۱۲ق.
