قدّوس و سبّوح و پروردگار فرشتگان و روح در خطبه غدیر
قدّوس و سبّوح و پروردگار فرشتگان و روح شرح فراز «سُبّوحٌ قُدّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَ الرُّوحِ» از بخش آغازین خطبه غدیر است. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در این عبارت، خداوند را از هر عیب، نقص و محدودیت منزّه میداند و او را پروردگار فرشتگان و روح معرفی میکند.
«سبّوح» بر تنزیه خداوند از هر امر ناشایست، «قدّوس» بر پاکی و قداست مطلق او و «ربّ الملائکة والروح» بر آفرینندگی، مالکیت و تدبیر خداوند نسبت به فرشتگان و روح دلالت دارد.
مقصود از «روح» در این عبارت بهصراحت مشخص نشده است. مفسران احتمالاتی مانند جبرئیل علیه السلام، موجودی برتر یا متمایز از فرشتگان و حقیقتی مرتبط با وحی را مطرح کردهاند. ازاینرو، نباید یکی از این دیدگاهها را بدون قرینه، معنای قطعی عبارت دانست.
فراز خطبه غدیر
در بخش آغازین خطبه غدیر آمده است: سُبّوحٌ قُدّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَ الرُّوحِ «منزّه و پاک است؛ پروردگار فرشتگان و روح.»
این فراز از سه وصف و مفهوم مرتبط تشکیل شده است:
- سُبّوحٌ؛ منزّه از هر عیب و نقص؛
- قُدّوسٌ؛ دارای پاکی و قداست مطلق؛
- رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَ الرُّوحِ؛ آفریننده، مالک و تدبیرکننده فرشتگان و روح.
دو واژه «سبّوح» و «قدّوس» بر تنزیه خداوند تأکید میکنند و بخش پایانی، ربوبیت او را بر موجوداتی بیان میکند که خود از بندگان و آفریدگان الهیاند.
معنای مفردات عبارت
معنای سبّوح
«سبّوح» از ریشه «سَبَحَ» و «تسبیح» گرفته شده است. تسبیح در کاربرد دینی بهمعنای منزّهدانستن خداوند از نقص، عیب، شریک و صفات آفریدگان است. خلیل بن احمد فراهیدی، «سبّوح» و «قدّوس» را از اوصاف خداوند دانسته و این دو واژه را از ساختهای خاص زبان عربی معرفی کرده است.[۱]
«سبّوح» صیغه مبالغه است و بر نهایت تنزیه دلالت دارد. هنگامی که خداوند «سبّوح» خوانده میشود، مقصود آن است که او از هر نقص و هر صفتی که با کمال مطلق ناسازگار باشد، منزّه است.
سبّوح بودن خداوند شامل تنزیه او از اموری مانند این موارد است:
- نیازمندی؛
- ناتوانی؛
- جهل و فراموشی؛
- دگرگونی و زوال؛
- جسمانیت و محدودیت مکانی؛
- شباهت به آفریدگان؛
- شریک و همتا؛
- ظلم و فعل بیهوده.
واژه «سبّوح» به همین صورت در قرآن نیامده است، اما ریشه «تسبیح» و مشتقات آن بارها در قرآن برای تنزیه خداوند بهکار رفتهاند.
معنای قدّوس
«قدّوس» از ریشه «قُدس» و بهمعنای پاکی، طهارت و برکناری از عیب و نقص است. این واژه از نامها و صفات خداوند بهشمار میرود.[۲]
خداوند «قدّوس» است؛ یعنی:
- ذات او از هر نقص پاک است؛
- صفات او با محدودیتهای مخلوقات آمیخته نیست؛
- افعال او بر علم، حکمت و عدالت استوارند؛
- هیچ آلودگی، ظلم یا نیازمندی به او راه ندارد؛
- هیچ موجودی همرتبه یا همانند او نیست.
«قدّوس» در قرآن بهصراحت درباره خداوند بهکار رفته است:
هُوَ اللَّهُ الَّذی لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ؛ اوست خدایی که جز او معبودی نیست؛ فرمانروا، پاک و سلامتبخش است.
(حشر:۲۳) همچنین در آغاز سوره جمعه آمده است:
یُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ الْعَزیزِ الْحَکیمِ؛ آنچه در آسمانها و زمین است، خداوندِ فرمانروا، پاک، شکستناپذیر و حکیم را تسبیح میکند.
(جمعه:۱) در این آیه، تسبیح موجودات با صفت «قدّوس» ارتباط یافته است؛ زیرا تسبیح، اعتراف به پاکی خداوند از هر نقص است.
تفاوت سبّوح و قدّوس
«سبّوح» و «قدّوس» هر دو بر تنزیه و پاکی خداوند دلالت دارند، اما از نظر تأکید معنایی تفاوتی میان آنها قابل بیان است:
- «سبّوح» بیشتر بر منزّهبودن خداوند و نفی عیب و نقص از او تأکید دارد؛
- «قدّوس» بیشتر بر پاکی، قداست و برتری مطلق خداوند دلالت میکند.
در برخی شرحها، «سبّوح» ناظر به تنزیه خداوند از صفات نقص و «قدّوس» ناظر به ثبوت پاکی و کمال مطلق برای او دانسته شده است. بااینحال، این دو معنا بسیار نزدیکاند و در عبارت خطبه برای تأکید بر تنزیه کامل خداوند در کنار یکدیگر آمدهاند.
تنزیه خداوند
تنزیه در الهیات بهمعنای نفی هر صفتی است که مستلزم نقص، نیاز، محدودیت یا شباهت خداوند به مخلوقات باشد. تنزیه خداوند به این معنا نیست که انسان هیچ شناختی از او نمیتواند داشته باشد. انسان میتواند از راه عقل، وحی و مشاهده آثار آفرینش، به وجود و صفات کمال خداوند معرفت پیدا کند؛ اما نمیتواند حقیقت ذات نامحدود او را مانند اشیای مادی تصور یا بر آن احاطه پیدا کند.
ازاینرو، خداوند را میتوان به صفاتی مانند علم، قدرت، حیات، حکمت و رحمت شناخت، اما این صفات در او محدود، جسمانی و همانند صفات مخلوقات نیستند.
معنای ربّ
«ربّ» در زبان عربی بر مالکیت، تدبیر، سرپرستی، تربیت و پرورش دلالت دارد. هنگامی که خداوند «ربّ فرشتگان و روح» خوانده میشود، مقصود آن است که:
- فرشتگان و روح آفریده اویند؛
- وجود و قدرت آنان به خداوند وابسته است؛
- مأموریتهای خود را به فرمان او انجام میدهند؛
- هیچیک دارای ربوبیت یا قدرت مستقل نیستند؛
- تدبیر و کمال آنان تحت ربوبیت خداوند قرار دارد.
تعبیر «ربّ الملائکة والروح» همچنین مانع از آن است که جایگاه والای فرشتگان یا روح به استقلال یا الوهیت آنان تفسیر شود.
فرشتگان
«ملائکه» جمع «مَلَک» و بهمعنای فرشتگان است. درباره ریشه دقیق این واژه دیدگاههای لغوی متفاوتی مطرح شده، اما برخی آن را با مفهوم پیامرسانی و مأموریت مرتبط دانستهاند.[۳] بر اساس قرآن، فرشتگان بندگان خداوندند و از فرمان او سرپیچی نمیکنند:
لا یَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ ما یُؤْمَرُونَ؛ از آنچه خداوند به آنان فرمان داده سرپیچی نمیکنند و آنچه را مأمورند انجام میدهند.
(تحریم:۶) فرشتگان مأموریتهای گوناگونی دارند؛ از جمله:
- رساندن وحی؛
- ثبت اعمال انسانها؛
- تدبیر برخی امور به اذن خداوند؛
- یاری مؤمنان؛
- قبض ارواح؛
- تسبیح و عبادت خداوند.
همه این اعمال به فرمان خداوند انجام میشود و فرشتگان در قدرت و مأموریت خود مستقل نیستند.
معنای روح
«روح» در زبان عربی و متون دینی کاربردهای گوناگونی دارد. در لغت به معنی نسیم و باد است. امیر مؤمنان علیه السلام از این واژه به استعاره برای یقین استعمال کرده است: روح، یقین و گاهی برای سرور و شادی نیز استفاده میشود. در روایتی از رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده است: باد، روح الهی است که رحمت میآورد؛ بر این اساس برخی گفتهاند که روح یعنی رحمت.[۴] این واژه در قرآن برای مفاهیمی مانند روح انسانی، وحی، جبرئیل و موجودی همراه با فرشتگان بهکار رفته یا چنین تفسیر شده است. در عبارت «ربّ الملائکة والروح»، ذکر «روح» پس از «ملائکه» سبب شده است مفسران درباره هویت آن دیدگاههای متفاوتی مطرح کنند.
مهمترین دیدگاهها عبارتاند از:
- جبرئیل: برخی مفسران «روح» را نام یا وصفی برای جبرئیل دانستهاند؛
- موجودی متمایز از فرشتگان: برخی روایات تفسیری، روح را آفریدهای بزرگ یا دارای مرتبهای متمایز از فرشتگان معرفی کردهاند؛
- حقیقت مرتبط با وحی: در برخی کاربردهای قرآنی، روح با وحی و هدایت الهی ارتباط دارد.
متن این فراز بهتنهایی یکی از این احتمالات را بهطور قطعی تعیین نمیکند.
روح و جبرئیل
برخی آیات، «روحالقدس» و «روحالامین» را در ارتباط با نزول قرآن معرفی کردهاند. قرآن میفرماید:
قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ؛ بگو روحالقدس آن را بهحق از سوی پروردگارت نازل کرده است.
(نحل:۱۰۲)- در سوره شعراء نیز آمده است:
نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمینُ؛ روحالامین آن را نازل کرده است.
(شعراء:۱۹۳)
در تفسیر مشهور، «روحالقدس» و «روحالامین» در این آیات به جبرئیل اشاره دارند. بااینحال، از این کاربرد نمیتوان نتیجه گرفت که واژه «روح» در همه آیات و روایات الزاماً به جبرئیل اشاره دارد.
روح در کنار فرشتگان
قرآن در چند آیه «روح» را جداگانه در کنار فرشتگان ذکر کرده است.
شب قدر
تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ؛ فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان برای هر امری فرود میآیند.
(قدر:۴)
روز قیامت
یَوْمَ یَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِکَةُ صَفًّا؛ روزی که روح و فرشتگان به صف میایستند.
(نبأ:۳۸)
عروج بهسوی خداوند
تَعْرُجُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ إِلَیْهِ فی یَوْمٍ کانَ مِقْدارُهُ خَمْسینَ أَلْفَ سَنَةٍ؛ فرشتگان و روح در روزی که اندازه آن پنجاههزار سال است بهسوی او بالا میروند.
(معارج:۴)
ذکر جداگانه «روح» و «فرشتگان» میتواند بر اهمیت و جایگاه ویژه روح دلالت داشته باشد. بااینحال، در زبان عربی ذکر خاص پس از عام نیز ممکن است؛ ازاینرو، این ساختار بهتنهایی اثبات نمیکند که روح حتماً از جنس فرشتگان نیست.
روح در تفسیر سوره قدر
مفسران در تفسیر آیه چهارم سوره قدر، دیدگاههای مختلفی درباره «روح» مطرح کردهاند. برخی آن را جبرئیل و برخی موجودی ویژه دانستهاند که همراه فرشتگان در شب قدر فرود میآید. در تفسیر امامیه، نزول فرشتگان و روح در شب قدر با استمرار تقدیر امور و وجود حجت الهی در هر عصر مرتبط دانسته شده است. بر اساس این دیدگاه، فرشتگان و روح در عصر غیبت بر امام مهدی علیه السلام فرود میآیند.
بعضی مفسران گفتند که روحْ جبرئیل امین است؛ به دلیل قول خداوند:
قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ لِیُثَبِّتَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ هُدیً وَ بُشْری لِلْمُسْلِمِینَ؛ بگو: آن [آیات] را روح القدس از سوی پروردگارت به درستی و راستی نازل کرده تا کسانی را که ایمان آوردهاند، ثابتقدم بدارد و برای تسلیمشدگان [به فرمانهای حق] هدایت و مژده باش
(نحل:۱۰۲) و قول دیگر او:
وَ إِنَّهُ لَتَنْزِیلُ رَبِّ الْعالَمِینَ
۹۲
عَلی قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنْذِرِینَ
۹۴
بِلِسانٍ عَرَبِیٍّ مُبِینٍ
۹۵
وَ إِنَّهُ لَفِی زُبُرِ الْأوَّلِینَ
۹۶
؛ و بیتردید این قرآن، نازلشده پروردگار جهانیان است، که روحالامین آن را نازل کرده است، بر قلب تو، تا از بیمدهندگان باشی، به زبان عربی روشن و گویا و بیتردید [خبر] این [قرآن] در کتابهای پیشینیان است
(شعراء:۱۹۲–۱۹۶).
بعضی دیگر گفتند: «جبرئیل» داخل در الملائکه است و «الروح» بزرگتر از ملائکه. ملائکه، تمام روحانی هستند و مانعی ندارد که روح هم جزو ملائکه باشد؛ چنانچه گفته شده: فلان گروه با فلان رئیس حرکت کردند و حال آنکه رئیس هم جزو گروه است. پس روح رئیس ملائکه است؛ جبرئیل باشد یا ملک دیگری. نزول آنها در شب قدر برای دو برای دو امر دانسته شده است:
- آنکه بر امام زمان علیه السلام نازل شوند و آنچه در این سال تقدیر شده به نظر برسانند به امر پروردگار که مفاد
بِاِذن رَبِّهِم مِن کُلِّ اَمر؛ به فرمان پروردگارشان برای انجام دادن کارها نازل میشوند
(قدر:۴) است. اموری که تقدیر شده دو قسم است: یک قسم، اموری که قابل تغییر نیست و در «لوح محفوظ» ثبت شده و انبیاء، ائمه و بسیاری از ملائکه میدانند و احتیاج به تنزیل ملائکه ندارد؛ دوم، اموری که بر حسب حکم و مصالح و حالات بندگان قابل تغییر است و در «لوح محو و اثبات» ثبت شده که آنها را آنچه در این سال مقدر شده خداوند برای تشریفات ائمه ملائکه و روح را بر آنها نازل میفرماید. کلمه «من کل امر» شامل جمیع امور میشود و میتوان گفت که یکی از دلایل تنزیل ملائکه بر امام این است که به امضاء امام برسد که اگر حضرتش در حق بعضی دعا و شفاعت کند و از خدا درخواست نماید، خداوند برای احترام او تغییر دهد چون حکمت و مصلحتش تغییر پیدا میکند؛ زیرا شفاعت این خاندان فقط برای روز قیامت در حق مؤمنان نیست، بلکه در دنیا از جهت دفع بلیات و عقوبات از کسانی که مستحق عذاب هستند و همچنین جلب منفعت برای مؤمنان شفاعت میکنند. - اینکه ملائکه و روح در مجالس مؤمنان حاضر شوند و بر آنها سلام کنند و در حق آنها دعا کنند و در عبادت آنها شرکت کنند و ثواب عبادت آنها را در نامه عمل مؤمنان ثبت کنند. نیز اینکه هدیه کنند ثواب عبادات خود را به مؤمنیان و این ملائکه در جامعه مؤمنان هستند تا طلوع فجر.[۵]
معنای ذکر «سبوح قدوس رب الملائکة و الروح»
درباره معنای این عبارت در خطبه غدیر گفته شده است: سُبّوحٌ قدّوس یعنی خدای متعال از هر عیب، نقص، نارسایی، ناتوانی و محدودیتی پاک است و اوست فرمانروای مطلق و دائمی و قدرت لایزال که نه از اجزاء مرکب است؛ اعم از اجزاء خارجی مانند اجسام و نه از اجزاء ذهنی مانند اجناس و انواع و نه از اجزاء وهمی مثل مجردات عالم معقول و نفوس و منزه است از لوازم آنها، مثل حال، محل، اعراض، کم و کیف. خداوند از هر ناشایستی پاک است و همه کمالات در او جمع شده و اوست واجب الوجود که همه کائنات تحت سیطره و مدیریت او اداره میشود و فراموشی ندارد و تغییری در ساحت قدسی او روا نیست.[۶]
چنین خداوندی شایسته عبادت و بندگی است. او پروردگار و پرورشدهندهٔ ماست، چه پرورش جسمی که رزاق است و روحی که پیامبران را برای هدایت و پرورش جان ما فرستاده و عقل و فهم را برای شناخت انبیاء، به ما عنایت نموده تا به کمال برسیم و رضایت او را بهدست آوریم. و رب الملائکه و الروح و پرورشدهنده و ادارهکننده فرشتگان است تا مأموریتشان را به نحو احسن انجام دهند. همه اینها برای هدایت، سعادت و رسیدن به اوج کمال بشریت میباشد.[۷]
ذکر «سبوح قدوس رب الملائکة و الروح» در روایات
منبع ذکر سبوح قدوس ربنا و ربّ الملائکة و الروح … در برخی روایات چنین آمده است:
- امام باقر علیه السلام: در هنگام سحر که معمولاً خروس بانگ برمیدارد بگو: سبوح قدوس ربنا و ربّ الملائکة و الروح… تا آخر دعا.[۸]
- امام صادق علیه السلام: وقتی رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله به معراج رفت ملائکه الهی به سجده افتاده و عرضه داشتند: سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ، رَبُّ الْمَلائکَةِ وَالرُّوحِ ما اشبه هذا النور بنور ربنا….[۹]
در روایتی طولانی در کتاب معراج السعاده آمده است: خداوند تبارک و تعالی مال بسیاری به حضرت ابراهیم علیه السلام داده بود؛ به طوری که ۴۰۰ سگ گله نگهبان گوسفندانش بود، فرشتگان گفتند دوستی ابراهیم با خداوند بهخاطر مال و نعمتهای فراوانی است که خداوند به او عطا کرده است. خداوند فرمودند اینطور نیست و برای امتحان حضرت جبرئیل را فرستاد و گفت برو در جایی که حضرت ابراهیم علیه السلام صدایت را بشنود مرا یاد کن. جبرئیل امین رفت بالای تپه و وقتی که خلیل حق به نزد گوسفندانشان بود با آواز خوشی گفت: سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائکَةِ وَالرُّوحِ وقتی خلیل اللّه نام دوست خود و کلام حق را شنیدند جمیع اعضایشان به حرکت درآمد و فریاد زدند، خلیل حق به چپ و راست نگاه کرد تا گوینده را پیدا کند، دیدند شخصی بالای تپه ایستاده به نزد وی دوید و گفت شما بودید که نام دوست مرا آوردید؟ گفت: بلی. خلیل حق گفتند: ای بنده خدا! نام دوست من و نام حق را یک بار دیگر بگو ثلث گوسفندانم از آن تو. جبرئیل امین علیه السلام با آوازی خوش باز نام حق را گفت. حضرت ابراهیم علیه السلام گفت: یک بار دیگر بگو نصف گوسفندانم از آن تو. باز جبرئیل علیه السلام با آواز خوشنام حق را گفت. خلیل حق در آن لحظه از کثرت ذوق و شوق بیقرار شد و گفت: همه گوسفندانم از آن تو یک بار دیگر نام دوست مرا ببر. جبرئیل باز فرمود: سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائکَةِ وَالرُّوحِ خلیل حق گفتند: دیگر چیزی ندارم به شما دهم. چوپان گوسفندانت میشوم. یک بار دیگر نام دوست مرا بگو. جبرئیل علیه السلام یک بار دیگر ذکر سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائکَةِ وَالرُّوحِ را تکرار کرد. ابراهیم خلیل حق فرمود: مرا با گوسفندان خود ضبط کن. جبرئیل امین علیه السلام گفت: ای خلیلِ حق! مرا حاجت به گوسفندان تو نیست من جبرئیل امین هستم و حقا جای آن داری که خداوند متعال تو را دوست و خلیل خود گرداند چرا که در وفاداری کامل، در مرحله دوستی صادق و در شیوهٔ اطاعت مخلص و ثابت قدم هستید.[۱۰]
پروردگاری خداوند بر موجودات برگزیده
فرشتگان و روح در متون دینی از جایگاهی والا برخوردارند؛ اما عبارت «ربّ الملائکة والروح» تصریح میکند که آنان نیز مخلوق و تحت ربوبیت خداوندند. این تعبیر چند نکته اعتقادی دارد:
- مرتبه والای یک مخلوق موجب استقلال او از خداوند نمیشود؛
- فرشتگان در انجام مأموریتهای خود تابع فرمان الهیاند؛
- روح، هر حقیقتی که داشته باشد، آفریده و پرورشیافته خداوند است؛
- عبادت و الوهیت تنها به خداوند اختصاص دارد؛
- واسطهبودن فرشتگان با توحید در ربوبیت منافات ندارد، زیرا آنان به اذن خداوند عمل میکنند.
ارتباط با فراز پیشین خطبه
فراز پیشین، خداوند را «جبّار زمینها و آسمانها» معرفی میکند و فراز حاضر او را «سبّوح، قدّوس و پروردگار فرشتگان و روح» میخواند. میان این دو فراز ارتباط معنایی وجود دارد:
- «جبّار الارضین و السماوات» بر اقتدار خداوند بر جهان آفرینش دلالت دارد؛
- «سبّوح قدّوس» خداوند را از نقصها و محدودیتهای آفریدگان منزّه میکند؛
- «ربّ الملائکة والروح» ربوبیت او را بر موجودات عالم غیب بیان میکند.
بنابراین، خطبه پس از بیان فرمانروایی خداوند بر آسمانها و زمینها، تأکید میکند که موجودات غیرمادی و ملکوتی نیز تحت ربوبیت او قرار دارند.
ارتباط با خطبه غدیر
موضوع مستقیم این فراز، تنزیه و ربوبیت خداوند است. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در مقدمه خطبه غدیر، خداوند را از هر عیب و نقص پاک میداند و همه موجودات، حتی فرشتگان و روح، را تحت تدبیر او معرفی میکند. این مقدمه نشان میدهد فرمانی که پیامبرصلی الله علیه وآله در ادامه خطبه درباره ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام ابلاغ میکند، از سوی خداوندی منزّه، حکیم و پروردگار همه موجودات است.
پانویس
- ↑ فراهیدی، کتاب العین، ج۳، ص۱۵۲.
- ↑ ابنمنظور، لسان العرب، ذیل واژه «قدس».
- ↑ ابنمنظور، لسان العرب، ذیل واژه «ملک».
- ↑ لسان العرب، ج۲، ص۴۶۲.
- ↑ أطیب البیان، ج۱۴، ص۱۸۰–۱۸۱.
- ↑ اطیب البیان، ج۶، ص ۲۶۱؛ اطیب البیان، ج۹، ص۹۲؛ اطیب البیان، ج۹، ص۱۵۴.
- ↑ شرح خطبه غدیر، ج۱، ص۱۶۴.
- ↑ التهذیب، ج۱، باب۸، حدیث۲۳۵، ص۱۳۱.
- ↑ بحارالانوار، ج۱۸، ص۳۵۵.
- ↑ معراج السعاده، ص۶۷۰–۶۷۱.
منابع
- أطیب البیان فی تفسیر القرآن؛ عبدالحسین طیب، تهران: انتشارات اسلام، ۱۳۷۸ش.
- تهذیب الاحکام؛ محمد بن حسن طوسی، تحقیق: علیاکبر غفاری، تهران: نشر صدوق، ۱۴۱۷ق.
- کتاب العین ؛ خلیل بن احمد فراهیدی، تحقیق: مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم: انتشارات هجرت، ۱۴۰۹ق.
- لسان العرب؛ محمد بن مکرم ابن منظور، تحقیق: جمال الدین میردامادی، بیروت: دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع و دار صادر، ۱۴۱۴ق.
- معراج السعاده؛ احمد بن محمدمهدی نراقی، قم: انتشارات هجرت، ۱۳۷۸ش.
