پرش به محتوا

مالک بن اسماعیل نهدی (ابوغسّان)

از ویکی غدیر
مالک بن اسماعیل نهدی (ابوغسان)
اطلاعات فردی
نام کاملمالک بن اسماعیل بن زیاد بن درهم نهدی کوفی
سرشناسیمحدث، راوی حدیث، از استادان بخاری و مسلم
تولدنیمه دوم قرن دوم قمری
وفاتربیع‌الاول ۲۱۹ قمری در کوفه
محل دفنکوفه
خویشان سرشناسپدر: اسماعیل بن زیاد، جد: زیاد بن درهم
اطلاعات علمی
استادانسفیان بن عیینه، عبدالعزیز بن ابی‌سلمه ماجشون و...
شاگردانبخاری (بدون واسطه)، مسلم (با واسطه)، ابوحاتم رازی، ابوزرعه رازی، سلمة بن شبیب، ابن نهیک (راوی شیعه)
تحصیلاتعلم حدیث در کوفه
مذهباختلاف، گرایش شدید به تشیع
اطلاعات فرهنگی
زمینه فعالیتنقل و روایت حدیث
علت شهرتوثاقت و اتقان در حدیث، روایت در صحیح بخاری و صحیح مسلم

ابوغسان مالک بن اسماعیل بن زیاد نهدی کوفی (متوفای ۲۱۹ قمری) از محدثان برجسته و موثق کوفه در قرن دوم و سوم هجری است که روایات او در صحیح بخاری و صحیح مسلم نقل شده است. وی با وجود گرایشات شیعی، نزد علمای رجال اهل سنت به وثاقت و اتقان در حدیث شهره بود.

زندگینامه

ابوغسان مالک بن اسماعیل بن زیاد بن درهم نهدی کوفی، از محدثان نامدار کوفه در قرن دوم و سوم هجری است. نسب وی به قبیله نهد (از قبایل یمنی) می‌رسد و از موالی ایشان محسوب می‌شود. کنیه وی ابوغسان بوده و در منابع رجالی با همین عنوان شهرت یافته است.[۱]

جایگاه رجالی

ابوغسان از نگاه علمای رجال شیعه و سنی دارای وثاقت و اتقان بالایی بوده است:

  • ابن سعد (متوفای ۲۳۰ ق) در الطبقات الکبری می‌نویسد: «کان ثقة صدوقاً و کان یتشیع» (او موثق و راستگو بود و تشیع داشت).[۲]
  • یحیی بن معین (متوفای ۲۳۳ ق) درباره او می‌گوید: «ما رأیت بالکوفة أثبت من أبی غسان» (در کوفه متقن‌تر از ابوغسان ندیدم).[۳]
  • ابوحاتم رازی (متوفای ۲۷۷ ق) می‌گوید: «ما رأیت بالکوفة أحسن حدیثاً منه، و لا أثبت، لا أبونعیم و لا غیره، کان له فضل و عباد، کنت إذا نظرت إلیه کأنه خرج من قبره، کان یُری فی جبهته أثر السجود» (در کوفه خوش‌حدیث‌تر و متقن‌تر از او ندیدم؛ نه ابونعیم و نه دیگران. او دارای فضل و عبادت بود، هرگاه به او می‌نگریستم گویی از قبر بیرون آمده است و جای سجده در پیشانی‌اش نمایان بود).[۴]
  • ذهبی (متوفای ۷۴۸ ق) در سیر أعلام النبلاء ضمن تأیید وثاقت وی، تشیع او را گرایشی اندک توصیف کرده و می‌گوید که تشیع را از استادش حسن بن صالح آموخته است.[۵] همچنین در میزان الاعتدال به جلالت و عدالت وی اشاره کرده است.[۶]
  • ابن حجر عسقلانی (متوفای ۸۵۲ ق) در تهذیب التهذیب به نقل از علمای پیشین به توثیق وی پرداخته است.

مذهب

ابوغسان از محدثانی است که در منابع رجالی شیعه و سنی به تشیع او تصریح شده است. ابن سعد وی را «شدید التشیع» وصف کرده است.[۷] ذهبی معتقد است که تشیع را از استادش حسن بن صالح بن حی فراگرفته است.[۸] با وجود این، علمای رجال اهل سنت او را در نقل حدیث موثق و متقن دانسته و روایاتش را در صحیح بخاری و مسلم آورده‌اند که نشان از اعتماد کامل آنان به وی دارد.

شیخ طوسی در الفهرست از ابن نهیک به عنوان راوی کتاب ابوغسان یاد کرده است که نشان‌دهنده روایت امامیه از او نیز می‌باشد.[۹]

اساتید[۱۰]

ابوغسان از جمع کثیری از محدثان کوفه و دیگر بلاد اسلامی حدیث شنید. از جمله مهم‌ترین استادان وی:

  • سفیان بن عیینه (متوفای ۱۹۸ ق)
  • عبدالعزیز بن ابی‌سلمه ماجشون
  • اسرائیل بن یونس (متوفای ۱۶۰ ق)
  • عبدالوهاب بن سلیمان بن غسیل
  • زیاد بن عبدالله بکائی

شاگردان[۱۱]

جمعی از محدثان نامدار از ابوغسان حدیث فراگرفتند و روایت کردند. از جمله:

  • بخاری (متوفای ۲۵۶ ق) در صحیح خود بدون واسطه از او روایت کرده است.
  • مسلم (متوفای ۲۶۱ ق) در کتاب حدود صحیح خود به واسطه هارون بن عبدالله از او حدیث نقل کرده است.
  • سلمة بن شبیب (متوفای ۲۴۷ ق)
  • ابوحاتم رازی
  • ابوزرعه رازی

وفات

ابوغسان سرانجام در ماه ربیع‌الاول سال ۲۱۹ قمری، در دوره خلافت معتصم عباسی (۲۱۸-۲۲۷ ق)، در شهر کوفه درگذشت.[۱۲] پیکر وی در همان شهر به خاک سپرده شد.

روايت حديث غدير[۱۳]

يكى از علما و بزرگان اهل‏ سنت كه حدیث غدیر را نقل كرده مالک بن اسماعيل بن درهم نهدى كوفى، ابوغسّان (م ۲۱۹ ق) است. حموينى در «فرائد السمطین» حدیث غدیر را در ماجراى احتجاج اميرالمؤمنين ‏عليه السلام از ابوغسّان روایت كرده است.[۱۴]

ذهبى و ابن‏ حجر[۱۵]: او را توثيق كرده و از او تعريف كرده ‏اند. بخارى مستقيماً و ديگران به واسطه از او روایت كرده ‏اند. ابن‏ مَعين، ابوحاتم از ابن‏ مَعين، يعقوب بن شَيبه، ابن‏ نُمَير، ابوداوود و ابن‏ سعد او را ثقه دانسته و ستوده ‏اند. همچنين ابن‏ حجر در «تهذيب التهذيب» توثيقات و تعريف‏ هاى محدثان و رجاليون را درباره ابوغسّان آورده است.

پانویس

  1. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۴۰۴
  2. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۴۰۴
  3. ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۰، ص۴۳۲
  4. ابن ابی‌حاتم، الجرح و التعدیل، ج۸، ص۲۰۶؛ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۰، ص۴۳۲
  5. ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۰، ص۴۳۲
  6. ذهبی، میزان الاعتدال، ج۳، ص۴۲۴
  7. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۴۰۴
  8. ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۰، ص۴۳۲
  9. شیخ طوسی، الفهرست، ص۱۸۵
  10. مزی، تهذیب الکمال، ج۲۷، ص۸۷-۸۸
  11. مزی، تهذیب الکمال، ج۲۷، ص۸۷-۸۸
  12. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۴۰۵
  13. چكيده عبقات الانوار (حديث غدير): ص ۲۳۳.
  14. فرائد السمطين ۱ / ۶۸.
  15. تذكرة الحفّاظ: ج ۱ ص ۴۰۲. الكاشف: ج ۳ ص ۱۱۲.  تقريب التهذيب: ج ۲ ص ۲۲۳.