محمد بن حِبّان تمیمی (ابوحاتم، بُستی)
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | ابوعبدالله محمد بن حبّان بن احمد بن حبّان بُستی تمیمی دارمی |
| سرشناسی | محدث، فقیه، رجالشناس، قاضی و دانشمند علوم اسلامی |
| تولد | حدود ۲۷۵ هجری قمری |
| وفات | ۳۵۴ هجری قمری |
| محل دفن | بُست (در صفهای نزدیک خانه خود) |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | ابوالاحمد اسحاق بن ابراهیم (در بُست)، ابوالحسن محمد بن عبدالله بن جنید (در بُست) و... |
| شاگردان | ابوعبدالله بن منده اصفهانی، ابوعبدالله حاکم نیشابوری (صاحب المستدرک) و... |
| مذهب | اهل سنت (شافعی) |
| اطلاعات فرهنگی | |
| زمینه فعالیت | علم حدیث، دانش رجال، فقه، قضاوت |
| علت شهرت | تألیف کتاب «الثقات» در علم رجال. |
ابوعبدالله محمد بن حبّان بن احمد بن حبّان بُستی تمیمی دارمی، مشهور به ابن حبّان (حدود ۲۷۵-۳۵۴ق)، از محدثان، فقیهان و رجالشناسان برجسته اهل سنت در سده چهارم هجری است. وی علاوه بر علوم حدیث و فقه، در دانشهای طب، نجوم و دیگر فنون نیز آگاهی داشت. شخصیت علمی ابن حبان در منابع رجالی و تراجم، با دو چهره متفاوت و گاه متضاد توصیف شده است.[۱]
زندگینامه
محمد بن حبّان در شهر بُست (از توابع سیستان، واقع در افغانستان امروزی) چشم به جهان گشود.[۲] تاریخ دقیق ولادت وی روشن نیست. ذهبی با اشاره به اینکه وی در هنگام مرگ حدود هشتاد سال داشته، ولادت او را در حدود سال ۲۷۵ق تخمین زده است.[۳]
ابن حبان مقدمات علوم را در زادگاه خود بُست، نزد استادانی چون ابوالاحمد اسحاق بن ابراهیم و ابوالحسن محمد بن عبدالله بن جنید فراگرفت.[۴] وی در سال ۳۰۰ق برای تکمیل دانش خود راهی نیشابور شد که سرآغاز سفرهای گسترده علمی او گردید.[۵]
در نیشابور از محدثانی همچون ابوالعباس محمد بن اسحاق بن سرّاج حدیث شنید.[۶] سپس در جستجوی حدیث به بسیاری از شهرهای خراسان، ماوراءالنهر، عراق، حجاز، شام و مصر سفر کرد و دامنه سفرهای او از شاش (در آسیای میانه) تا اسکندریه را در بر میگرفت.[۷]
اساتید
ابن حبان خود شمار مشایخ خویش را بیش از دو هزار تن ذکر کرده است.[۸] یاقوت حموی در «معجم البلدان» نام شهرها و شیوخ وی را به تفصیل آورده است.[۹]
پس از سالها سفر علمی، ابن حبان در سال ۳۳۴ق به نیشابور بازگشت و جمع بسیاری از او حدیث شنیدند. وی بار دیگر در سال ۳۳۷ق به نیشابور رفت و در محله باب الرازیّین خانقاهی بنا کرد و به تدریس کتابهای خویش پرداخت.[۱۰] مدتی نیز در سمرقند به تدریس فقه اشتغال داشت.
ابن حبان مورد توجه امیران و حاکمان خراسان بود و بارها به منصب قضاوت گماشته شد. به گزارش سمعانی، وی در شهرهای سمرقند، نسا و دیگر شهرهای خراسان به قضاوت پرداخت.[۱۱]
شاگردان
از میان شاگردان برجسته وی میتوان به این افراد اشاره کرد:
- ابوعبدالله بن منده اصفهانی
- ابوعبدالله بن بیّع حاکم نیشابوری (صاحب المستدرک)
- ابوعبدالله محمد بن احمد بن غنجار[۱۲]
جایگاه رجالی
شخصیت ابن حبان در منابع رجالی به دو گونه ارزیابی شده است:
گروهی از تراجمنویسان وی را ثقه، حافظی بزرگوار[۱۳] و عالم به متون و اسانید حدیث دانستهاند.[۱۴] اما گروهی دیگر چهرهای منفی از وی ترسیم کرده و برخی آرای رجالی او را مورد نقد قرار دادهاند.[۱۵]
ابن حبان از صاحبنظران برجسته در علم حدیث و رجال است و آرای ویژهای در این دو دانش دارد که در منابع مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. ابوسعید ادریس به نقل از ذهبی آورده که ابن حبان افزون بر فقه و حدیث، به دانش طب، نجوم و انواع فنون آگاه بود.[۱۶]
وفات
ابن حبان سرانجام در سال ۳۵۴ هجری در شهر بُست درگذشت و در صفهای که نزدیک خانه خود بنا کرده بود، به خاک سپرده شد.[۱۷]
تألیفات
ابن حبان آثار متعددی از خود به جای گذاشت که برخی از مهمترین آنها عبارتاند از:
- «تاریخ الثقات»
- «علل اوهام المورخین»
- «علل مناقب الزهدی»
- «غرائب اهل البصره»
- «غرائب الاخبار»
- «غرائب الکوفیین»
- «الفصل و الوصل»
- «موقوف ما رفع»
- «الفصل بین حدیث اشعث بن عبدالملک و اشعث بن سوار»
- «مناقب مالک»
- «مناقب الشافعی»
- «المعجم علی المدن»
- «الابواب المتفرقه»
- «انواع العلوم و اوصافها»
- «الهدایة الی علم السنن»
- «قبول الاخبار»[۱۸]
- «ما جعل عبدالله بن عمر عبیدالله بن عمر»
- «المسند فی الحدیث»
- «المقلین من الحجازیین و المقلین من العراقیین»
- «وصایا الابتاع و بیان الابتداع فی الحدیث»
- «وصف والمعدل»
روايت حديث غدير[۱۹]
يكى از علماى اهل سنت كه حدیث غدیر را نقل كرده محمد بن حِبّان بن احمد بن حِبّان بن مُعاذ تميمى بُستى، ابوحاتم (م ۳۵۴ ق) است. او در كتاب خود «الإحسان بترتيب صحيح ابن حِبّان» حديث غدير را در ماجراى احتجاج اميرالمؤمنين عليه السلام در رحبه کوفه نقل كرده است. بدخشانى نيز حديث غدير را از ابن حبّان نقل كرده است.[۲۰]
ذهبى[۲۱]: وى را توثيق كرده و او را در علم حدیث و فقه و لغت ستوده است.
پانویس
- ↑ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۱۶، ص۹۴
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۴۱۵
- ↑ ذهبی، تذکرة الحفاظ، ج۳، ص۹۰
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۴۱۵
- ↑ قفطی، انباه الرواة، ج۳، ص۱۲۲
- ↑ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۲۶، ص۱۱۲
- ↑ سمعانی، الانساب، ج۲، ص۲۲۵
- ↑ ذهبی، تذکرة الحفاظ، ج۳، ص۹۰
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۴۱۵-۴۱۶
- ↑ سمعانی، الانساب، ج۱۲، ص۲۲۵
- ↑ سمعانی، الانساب، ج۲، ص۲۲۶
- ↑ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۱۶، ص۹۴
- ↑ ابن ماکولا، الاکمال، ج۲، ص۳۱۶
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۴۱۵
- ↑ ذهبی، میزان الاعتدال، ج۳، ص۵۰۷
- ↑ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۱۶، ص۹۴
- ↑ سمعانی، الانساب، ج۲، ص۲۲۶
- ↑ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۱۶، ص۹۵
- ↑ چكيده عبقات الانوار (حديث غدير): ص ۲۴۹.
- ↑ رياض النضرة: ج ۲ ص ۲۲۳. مفتاح النجا (مخطوط).
- ↑ العِبَر فى خبر من غَبَر: حوادث سال ۳۵۴. همچنين ر.ک: تذكرة الحفّاظ: ج ۳ ص ۹۲۰. طبقات سُبكى: ج ۳ ص ۱۳۱. الوافى بالوفيات: ج ۲ ص ۳۱۷. تاريخ ابن كثير: ج ۱۱ ص ۲۹۵. نجوم الزاهرة: ج ۳ ص ۳۴۲. شَذَرات الذهب: ج ۳ ص ۱۶.