پرش به محتوا

محمد بن علی کراجکی (ابوالفتح، قاضی)

از ویکی غدیر
ابوالفتح کراجکی (محمد بن علی بن عثمان)
اطلاعات فردی
نام کاملابوالفتح محمد بن علی بن عثمان کراجکی
سرشناسیفقیه، متکلم، محدث، از شاگردان شیخ مفید و شیخ طوسی
وفات۴ ربیع‌الثانی ۴۴۹ هجری قمری / شهر صور (لبنان)
محل دفنصور (لبنان)
اطلاعات علمی
استادانشیخ مفید، شیخ طوسی، نجاشی، سلار دیلمی، ابن واسطی، ابن براج، مسلمی حرانی، ابن شاذان قمی، صیرفی بغدادی، احمد بن نوح حنبلی
شاگردانعبدالرحمن خزایی نیشابوری، ابومحمد حبشی، حسین بن هبة الله طرابلسی
مذهبشیعه امامیه
اطلاعات فرهنگی
زمینه فعالیتفقه، کلام، حدیث، تفسیر، طب، نجوم، ادبیات
علت شهرتتألیف «کنز الفوائد»، «دلیل النص بخبر الغدیر»، «عدة البصیر فی حج یوم الغدیر» و ده‌ها اثر دیگر

ابوالفتح محمد بن علی بن عثمان کراجکی (درگذشته ۴۴۹ق) از اندیشمندان برجسته شیعه در مکتب بغداد و از شاگردان شیخ مفید و شیخ طوسی است. وی افزون بر جایگاه والا در میان امامیه، مورد ستایش برخی از علمای اهل سنت نیز قرار گرفته است.

زندگی نامه

اطلاع چندانی از زمان و مکان ولادت کراجکی در دست نیست. آنچه مسلم است، وی «نزیل رمله» (ساکن شهر رمله در فلسطین اشغالی امروزی) خوانده شده که نشان می‌دهد اصالتاً اهل آنجا نبوده، بلکه بعدها در آن شهر سکونت گزیده است.[۱] برخی احتمال داده‌اند که اصل وی از روستای «کراجَک» در نزدیکی واسط بوده باشد.[۲] کراجکی به سرزمین‌های گوناگونی از جمله مصر، مکه، صور، طرابلس و صیدا سفر کرد.[۳] سرانجام در ۴ ربیع‌الثانی سال ۴۴۹ هجری قمری در شهر صور (لبنان امروزی) درگذشت.[۴]

اساتید

کراجکی نزد بزرگانی چون شیخ مفید[۵]، شیخ طوسی، نجاشی، سلار دیلمی، ابن واسطی، ابن براج[۶]، مسلمی حرانی، ابن شاذان قمی، صیرفی بغدادی و احمد بن نوح بن محمد حنبلی درس خواند.[۷] شاگردان وی نیز عبارتند از: عبدالرحمن خزایی نیشابوری، ابومحمد حبشی و حسین بن هبة الله طرابلسی.

جایگاه علمی

رجال‌شناسان شیعه و سنی به ستایش از کراجکی پرداخته‌اند:

  • مامقانی در «تنقیح المقال» او را فقیه و ثقه معرفی کرده و گفته هر کس کتاب‌های وی را بنگرد، فضل، تحقیق، دقت و آگاهی گسترده او از دیگر مذاهب را درمی‌یابد.[۸]
  • منتجب الدین بن بابویه او را «بزرگ، عالم، ثقه، فقیه امامیه و صاحب تألیفات» خوانده است.[۹]
  • حر عاملی در «أمل الآمال» کراجکی را عالم، فاضل، متکلم، فقیه، محدث و ثقه جلیل‌القدْر معرفی کرده است.[۱۰]
  • علامه مجلسی در «بحار الأنوار» او را از عالمان و متکلمان بزرگ دانسته که جمیع صاحبان اجازات به او استناد می‌کنند. وی «کنز الفوائد» کراجکی را از کتاب‌های مشهور برمی‌شمارد که همه پسینیان از آن بهره برده‌اند و بقیه آثار او را نیز در نهایت متانت ارزیابی کرده است. همچنین کراجکی را از رؤسای عالمان شیعه معرفی می‌کند.[۱۱]
  • شهید اول در بسیاری از کتاب‌های خود از کراجکی با عنوان «علامه» یاد می‌کند، در حالی که از علامه حلی به «فاضل» تعبیر می‌کند.[۱۲]
  • ذهبی از علمای اهل سنت، کراجکی را «شیخ شیعه، از بزرگان شیعه، ماهر در فقه و اصول شیعی، نحوی، لغوی، منجم و طبیب» معرفی کرده است.[۱۳]
  • صفدی عالم و تاریخ‌نگار اهل سنت، وی را «شیخ شیعه و از بزرگان فقه شیعه که محضر سید مرتضی را درک کرده» دانسته است.[۱۴]
  • یافعی دیگر عالم سنی نیز کراجکی را «سرور شیعه، صاحب تألیف‌های متعدد، دانشمند نحو، لغت، ستاره‌شناسی، پزشکی و کلام» خوانده است.[۱۵]

آثار

تألیفات کراجکی تا ۷۰ مورد برشمرده شده است.[۱۶] مهم‌ترین آنها:

  • کنز الفوائد: مشهورترین اثر وی که خوانساری آن را از بهترین تألیفات این عالم دانسته است.[۱۷]
  • معدن الجواهر و ریاضة الخواطر
  • الرسالة العلویة فی فضل امیرالمؤمنین
  • الاستنصار فی النص علی ائمة الاطهار
  • رسالة فی تفضیل امیرالمؤمنین علیه السلام
  • الکرّ و الفرّ فی الامامة
  • رسالة فی حق الوالدین
  • اخبار الآحاد
  • التعجب فی الامامة
  • مسألة فی المسح
  • منهاج فی معرفة مناسک الحجاج
  • دلیل النص بخبر الغدیر علی امامة أمیرالمؤمنین علیه‌السلام
  • شرح الاستبصار
  • عدة البصیر فی حج یوم الغدیر
  • البستان یا المُشَجَّر (درباره ابوابی از فقه) که برای عبدالله بن محمد بن عمار نگاشته شد.

تأليف كتاب در غدير[۱۸]

از جمله مؤلفين مشهور چهارده قرن كه در مورد غدير تألیف داشته ‏اند ابوالفتح كراجكى (م ۴۴۹ ق) است.[۱۹] معرفى كتاب او از اين قرار است:

دليل النص بخبر الغدير على امامة اميرالمؤمنين‏ عليه السلام، محمد بن على كراجكى (ابوالفتح، قاضى، م ۴۴۹ ق). عربى، چاپى. تحقيق: عبداللَّه نعمة. دار الاضواء، بيروت، اول، سال ۱۳۲۲ ق. تحقيق ديگر: اسامه آل‏ جعفر. چاپ اول: آل ‏البيت‏ عليهم السلام لاحياء التراث، قم، سال ۱۴۱۰ ق. وزيرى، ۳۴ ص. تحقيق ديگر: علاء آل‏ جعفر. آل‏ البيت‏ عليهم السلام لاحياء التراث، قم، اول، سال ۱۴۱۶ ق. وزيرى، ۶۸ ص.

در اين كتاب ابتدا مقدمه ‏اى از محقق در هشت صفحه درباره منافقين و دشمنان اميرالمؤمنين ‏عليه السلام و حسادت آن ها نسبت به آن حضرت در باب فضائل، خلافت، امامت و مسئله غدير و نيز درباره مؤلف و عكس از نسخه خطى كتاب است. پس از آن كتاب شروع شده كه ابتدا چهار سؤال را از قول شخصى مطرح كرده و سپس يك به يك به طور كلامى و علمى از آنها جواب داده است. سؤالات از اين قرار هستند:

  1. نظر به اينكه بعضى حديث غدير را باطل مى‏دانند دليل آن چيست؟
  2. چرا كلمه مولى به معنى اولى است و آن يكى از اقسام مولى است؟
  3. چرا مراد از اولى -  بعد از ثبوتش -  فقط معنايى است كه شما مى‏ گوييد؟
  4. به چه دليل كسى كه اولى باشد امام است؟

مؤلف در تمام جواب‏ ها به آيات قرآن استدلال كرده، به خصوص در جواب از سؤال دوم كه ده آيه آورده و به نظر لغويين استناد نموده است. در پايان بخشى با عنوان «فضل و زيادة» دارد، كه درباره خلافت اميرالمؤمنين‏ عليه السلام است، و سرانجام مصادر تحقيق كه اكثراً از عامه است بيان شده است.

چاپ همراه با تحقيق آقاى اسامه آل‏ جعفر در مجله تراثنا ش ۲۱، آمده است. به آخر اين شماره ص ۴۲۱ الى ۴۵۴، مراجعه شود. نسخه‏ اى خطى از اين كتاب در كتابخانه آستان قدس رضوى به ش ۲۲۶ همراه با كتاب «كنز الفوائد» از مؤلف موجود است. اين كتاب تماماً در كتاب «كنز الفوائد» آمده است.

مؤلف كتاب ديگرى در موضوع غدير به نام «عدّة البصير فى حجج يوم الغدير» دارد. در روى جلد چاپ آخر اين كتاب نام «خبر الغدير» آمده در حاليكه نام در داخل همان چاپ نيز نام «دليل النص...» است. همچنين چاپ آخر، شماره سوم از سرى «سلسلة ذخائر تراثنا» است. چاپ اول كتاب سنگى و ضمن كتاب «كنز الفوائد» چاپ شده است. اين كتاب توسط آقاى محمد شمسايى به فارسى ترجمه شده و توسط انتشارات تاسوعا در دست انتشار است.

پانویس

  1. طباطبائی، «مکتبة الکراجکی»، ص۲۰؛ کریمی، «مقدمه» در الرسالة العلویة، ص۱۹
  2. کریمی، همان، ص۲۰
  3. طباطبایی، «مکتبة الکراجکی»، ص۳۷۴
  4. ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۹، ص۷۴۳
  5. خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱۷، ص۳۵۸
  6. خوانساری، روضات الجنات، ج۶، ص۲۱۰
  7. کریمی، «مقدمه» در الرسالة العلویة، ص۲۳-۲۵
  8. مامقانی، تنقیح المقال، ج۳، ص۱۵۹
  9. الفهرست، ص۱۰۰
  10. أمل الآمال مکتبة الاندلس، ج۲، ص۲۸۷-۲۸۸
  11. بحار الأنوار ج۱، ص۳۵
  12. قمی، الکنی و الالقاب، ج۳، ص۱۰۸
  13. تاریخ الاسلام، ج۳۰، ص۲۳۴
  14. الوافی بالوفیات، ج۴، ص۹۶
  15. مرآة الجنان، ج۳، ص۵۴
  16. حسینی اشکوری، «مقدمه» در معدن الجواهر، ص۱۱
  17. خوانساری، روضات الجنات، ج۶، ص۲۱۰
  18. چهارده قرن با غدير: ص ۱۵۲.
  19. عوالم العلوم: ج ۳  / ۱۵ ص ۳۵۷ ش ۴۱۴. تراثنا: ش ۲۱ ص ۴۲۱ - ۴۵۴ و در ش ۵۵ - ۵۶ ص ۴۱۲.