ابوالحسن علی بن حسین مسعودی (حدود ۲۶۰-۳۴۶ق)، متکلم، مورخ و جغرافی‌دان در سده چهارم هجری است که به سبب تسلط بر علوم گوناگون و سفرهای گسترده علمی، آثار متعددی چون «مروج الذهب» و «التنبیه و الاشراف» را تألیف کرد. وی از نوادگان عبدالله بن مسعود (صحابی پیامبر) بود و به دلیل جامعیت علمی، از سوی ابن خلدون «امام المورخین» و از سوی خاورشناسان «هرودوت عرب» لقب گرفت. مسعودی سرانجام در مصر درگذشت و پیکرش در فسطاط (قاهره قدیم) به خاک سپرده شد.

مسعودی
اطلاعات فردی
نام کاملابوالحسن علی بن حسین بن علی بن عبدالله هذلی مسعودی
سرشناسیمتکلم، مورخ، جغرافی‌دان، فقیه و فیلسوف
تولدحدود ۲۶۰ هجری قمری (بابل، عراق)
وفات۳۴۶ هجری قمری (فسطاط، مصر)
محل دفنفسطاط (قاهره قدیم)، مصر
خویشان سرشناسعبدالله بن مسعود (نیای بزرگ، صحابی پیامبر اسلام)
اطلاعات علمی
استادانعبدالله بن جعفر حمیری، محمد بن یعقوب کلینی، محمد بن جریر طبری، محمد بن زکریای رازی و ده‌ها تن دیگر
شاگردانابوالمفضل محمد بن عبدالله بن مطلب شیبانی
تحصیلاتتاریخ، جغرافیا، کلام، فقه، حدیث، فلسفه، ادبیات عرب
مذهباختلافی ، اشعری یا تشیع (امامیه)
اطلاعات فرهنگی
زمینه فعالیتتاریخ‌نگاری، جغرافیا، کلام امامیه، سفرهای علمی
علت شهرت«امام المورخین» (ابن خلدون)، «هرودوت عرب» (خاورشناسان)، مؤلف «مروج الذهب» و «التنبیه و الاشراف»

زندگی نامه

ابوالحسن علی بن حسین بن علی بن عبدالله هذلی مسعودی (حدود ۲۶۰-۳۴۶ق).[۱]

مسعودی از نوادگان عبدالله بن مسعود، صحابی نامدار پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله، بود و از این رو به مسعودی شهرت یافت. خاندان وی پس از مهاجرت عبدالله بن مسعود به عراق در زمان خلافت عثمان، سالیان دراز در این سرزمین اقامت گزیدند و با پرهیز از مسائل سیاسی، به فعالیت‌های علمی و فرهنگی روی آوردند. آنان در دوره عباسی، بغداد را برای سکونت برگزیدند که این امر زمینه مناسبی برای تحصیل و پژوهش اعضای خاندان، از جمله مسعودی، فراهم آورد.[۲]

تاریخ دقیق ولادت مسعودی روشن نیست، اما با توجه به قرائن و شواهد، می‌توان تولد او را در حدود سال ۲۶۰ هجری قمری تخمین زد. وی در حدود سال ۳۰۰ق سفرهای علمی خود را آغاز کرد و در آن زمان مردی کامل و بالغ بوده است. از سوی دیگر، در همان سال‌ها با برخی از دانشمندان اسلامی و اهل کتاب به مباحثه علمی پرداخته که این امر حاکی از توانمندی علمی او در حدود چهل‌سالگی است.[۳]

زادگاه وی شهر بابل در عراق بود و دوران کودکی را در همان جا سپری کرد.[۴]

مسعودی تحصیلات خود را در نوجوانی در بغداد آغاز کرد. دو دهه از عمر خود را در بغداد به فراگیری علوم مختلف اسلامی از جمله ادبیات عرب، کلام، حدیث، فقه، اصول، فلسفه و تاریخ اختصاص داد.[۵]

مسعودی بیش از ۲۵ سال از عمر خود را در سفرهای علمی گذراند و به شهرها و کشورهای بسیاری سفر کرد. انگیزه اصلی این سفرها، دستیابی به منابع دست اول، ملاقات با دانشمندان و مشاهده عینی فرهنگ‌ها و تمدن‌های گوناگون بود. وی در این سفرها با زبان‌های فارسی، هندی، یونانی، رومی و سریانی نیز آشنا شد.[۶]

مسعودی در این سفرها از منابع مکتوب و شفاهی بسیاری بهره برد. برای نمونه، در سال ۳۰۳ق در استخر فارس، کتابی از یک بزرگ‌زاده ایرانی دید که شامل علوم و اخبار پادشاهان ایران با تصاویر ۲۷ تن از آنان بود.[۷] همچنین سنان بن ثابت، کتابی از پدرش ثابت بن قره را در اختیار وی نهاد که گفتارهای جالینوس را گرد آورده بود.

مسعودی سرانجام در سال ۳۳۲ق به مصر رسید و تا پایان عمر در آن دیار اقامت گزید. دو عامل اصلی در انتخاب مصر مؤثر بود: نخست، ناامنی‌های سیاسی بغداد و سلطه ترکان بر خلفای عباسی؛ دوم، امنیت و شکوفایی علمی و فرهنگی مصر در دوره حکومت اخشیدیان.[۸]

وی کتاب «مروج الذهب» را در سال ۳۳۲ق در مصر آغاز کرد و در سال ۳۳۶ق در شهر فسطاط به پایان رساند. همچنین کتاب «التنبیه و الاشراف» را نخست در سال ۳۴۲ق تدوین و در سال ۳۴۵ق اصلاح و تکمیل نمود.[۹]

استادان[۱۰]

مسعودی از شمار بسیاری از دانشمندان و محدثان بهره برد که برخی از مهمترین آنان عبارت‌اند از:

  • «عبدالله بن جعفر حمیری (متوفای ۲۹۷ق)»
  • «ابوجعفر محمد بن یعقوب کلینی»
  • «حسن بن محمد بن جمهور قمی»
  • «محمد بن جعفر اسدی رازی»
  • «محمد بن جریر طبری (مورخ و مفسر نامدار)»
  • «حسن بن موسی نوبختی (متکلم برجسته)»
  • «ابوبکر محمد بن خلف وکیع»
  • «ابن درید (ادیب و لغت‌شناس)»
  • «ابوبکر انباری»
  • «محمد بن زکریای رازی (پزشک و فیلسوف)»

مسعودی شمار مشایخ خود را بسیار بیش از اینها ذکر کرده و تأکید نموده که با دانشمندان شیعه و سنی با همه اختلاف نظرهایشان ملاقات و گفتگو داشته است.[۱۱]

شاگردان

تراجم‌نویسان تنها از یکی از شاگردان مسعودی به نام ابوالمفضل محمد بن عبدالله بن مطلب شیبانی یاد کرده‌اند. وی در سال ۳۳۳ق در مصر به محضر مسعودی رسید و از وی اجازه روایت گرفت. ابوالمفضل خود از راویان سده چهارم و نویسنده کتاب‌های «الولادات الطیبه الطاهره»، «الفرائض» و «المزار» است.[۱۲]

جایگاه علمی

دانشمندان و مورخان، مسعودی را به عنوان شخصیتی جامع‌العلوم و صاحب‌نظر ستوده‌اند:

  • ابن خلدون وی را «امام المورخین» خوانده است.[۱۳]
  • فون کرومر، خاورشناس آلمانی، او را «هرودوت عرب» نامید و او را با هرودوت، بزرگترین مورخ یونان باستان، برابر دانست.[۱۴]
  • ابن شاکر کتبی از او به عنوان «اخباری، علامه و صاحب غرائب و نوادر» یاد کرده است.[۱۵]
  • احمد امین شیوه تاریخ‌نگاری او را مغایر با شیوه طبری دانسته و او را علاوه بر تاریخ‌نگاری، جغرافی‌دانی برجسته معرفی کرده است.[۱۶]
  • آیت‌الله مرعشی نجفی در مقدمه ترجمه «اثبات الوصیه» او را «علامه، پیشوا، ثقه و امین» وصف کرده است.[۱۷]

مذهب

دیدگاه‌های مطرح درباره مذهب مسعودی به دو دسته کلی موافقان و مخالفان تشیع وی تقسیم می‌شود: شرح‌حال‌نویسان شیعه، مسعودی را از اصحاب امامیه دانسته و به تشیع وی تصریح کرده‌اند.[۱۸]

موافقان (بیشتر منابع شیعه) با استناد به: ۱) ثبت نام او در منابع رجالی شیعه مانند نجاشی،[۱۹] ۲) شواهد موجود در آثارش مانند اعتقاد به وصایت و برتری امام علی علیه السلام و تولد ایشان در کعبه، و..[۲۰] ۳) عناوین کتاب‌هایش با مضامین امامت (مانند الاستبصار فی الامامه)، وی را شیعه امامیه می‌دانند.[۲۱]

مخالفان (برخی منابع اهل سنت و پژوهشگران) با استناد به: ۱) مدح ابوبکر و عمر در مروج الذهب،[۲۲] ۲) عدم اعتقاد به نامشروع بودن خلافت خلفای نخستین،[۲۳] ۳) عدم داوری صریح درباره وقایع پس از وفات پیامبر صلی الله علیه وآله، ۴) پذیرفتن آزر به عنوان پدر ابراهیم، و ۵) عدم اشاره به واقعه غدیر، تشیع وی را رد کرده و او را شافعی یا معتزلی می‌دانند.[۲۴]

موافقان در نقد ادله مخالفان، مدح خلفا را در چارچوب تقیه یا نقد ضمنی تفسیر کرده و به ستایش زهدگرایانه آن دو در مقایسه با نقد عثمان و امویان اشاره می‌کنند. مخالفان نیز استناد به نجاشی را به دلیل عبارت «هذا الرجل» و عدم آگاهی دقیق از تاریخ وفات مسعودی، ناکافی دانسته و وجود عناوین کتب شیعی را بدون اطلاع از محتوای آنها بی‌اعتبار می‌شمرند.

تألیفات

مسعودی نویسنده‌ای پرکار بود و ده‌ها اثرمتعدد از خود به جای گذاشت. وی در کتاب‌های «مروج الذهب» و «التنبیه و الاشراف» نام بیش از ۳۰ تألیف خود را ذکر کرده است. آثار او به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند:

آثار موجود:

  • «مروج الذهب و معادن الجوهر»
  • «التنبیه و الاشراف»

آثار مفقود (بر اساس فهرست مسعودی):[۲۵]

  • «الاستبصار فی الامامه»
  • «الانتصار فی الامامه»
  • «حدائق الاذهان فی اخبار آل محمد»
  • «مزاهر الاخبار و ظرائف الاثار للصفوة النوریه»
  • «الصفوة فی الامامه»
  • «اخبار الزمان»

وفات[۲۶]

سرانجام ابوالحسن علی بن حسین مسعودی در سال ۳۴۶ هجری قمری در شهر فسطاط مصر (قاهره قدیم) دار فانی را وداع گفت و در قبرستان معروف آن شهر به خاک سپرده شد.

روايت حديث غدير[۲۷]

يكى از علما و بزرگان اهل‏ سنت كه حدیث غدیر را نقل كرده على بن حسين مسعودى بغدادى (م ۳۴۶ ق) است. مسعودى در «مروج الذهب» احتجاج اميرالمؤمنين‏ عليه السلام به حدیث غدیر را با طلحة بن عبيداللَّه در جنگ جمل روایت كرده است.[۲۸]

وفات مسعودى در دهه غدير[۲۹]

در ايام دهه غديريه رخدادهاى متعددى اتفاق افتاده است. يكى از اين رخدادها وفات مسعودى است. مورخ بزرگ على بن حسين مسعودى صاحب «مروج الذهب» در روز ۲۳ ذى‏ حجة الحرام سال ۳۴۶ ق از دنيا رفته است.

مسعودى هم عصر با مرحوم كلينى بود و عمده عمر او در غيبت صغرى سپرى شده است. عالم جليل‏ القدر نعمانى صاحب كتاب «الغيبة» يكى از شاگردان او مى ‏باشد. نسب او به عبداللَّه بن مسعود، صحابى معروف مى‏ رسد، و لذا به مسعودى شهرت يافته است.

وى در كتاب خود «مروج الذهب» ماجراى آتش زدن درب خانه حضرت زهرا عليها السلام را به صراحت آورده است.[۳۰] جز اينكه بيماردلان از برخى از چاپ‏ها آن را حذف كرده ‏اند!![۳۱]

پانویس

  1. امین، اعیان الشیعه، ج۸، ص۲۲۱؛ مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج۵، ص۳۰۷
  2. مسعودی، اثبات الوصیه، مقدمه، ص۷
  3. امین، اعیان الشیعه، ج۸، ص۲۲۱؛ قمی، فوائد الرضویه، ص۲۷۷
  4. یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۴۱۵؛ امین، اعیان الشیعه، ج۸، ص۲۲۱
  5. امین، اعیان الشیعه، ج۸، ص۲۲۲؛ صدر، تأسیس الشیعه، ص۲۵۴
  6. آزاد ارمکی، اندیشه اجتماعی متفکران مسلمان، ص۱۴۱؛ صحیفه، ش ۲۶، ص۱۱
  7. آزاد ارمکی، اندیشه اجتماعی متفکران مسلمان، ص۹۹
  8. امین، اعیان الشیعه، ج۸، ص۲۲۲؛ مسعودی، اثبات الوصیه، ص۷
  9. مسعودی، التنبیه و الاشراف، ترجمه پاینده، ص۲۵۴
  10. مسعودی، مروج الذهب، ج۱، ص۶؛ حمود، العقائد و الفرق الدینیه، ص۳۶-۳۹
  11. امین، اعیان الشیعه، ج۸، ص۲۲۰
  12. خوانساری، روضات الجنات، ج۴، ص۲۸۴؛ اردبیلی، مجمع الرجال، ج۳، ص۱۸۶
  13. گوستاولوبن، حضارة العرب، ص۴۵۳
  14. صحیفه، ش ۲۶، ص۱۱
  15. ابن شاکر کتبی، فوات الوفیات، ج۳، ص۱۳
  16. امین، ظهر الاسلام، ج۲، ص۲۰۶-۲۰۷
  17. مرعشی نجفی، ترجمه اثبات الوصیه، مقدمه، ص۵
  18. امین، اعیان الشیعه، ج۸، ص۲۲۲؛ مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج۵، ص۳۰۷
  19. رجال النجاشی، الناشر مؤسسة النشر الإسلامي، ص۲۵۴
  20. مهدوی دامغانی، ابوالحسن علی بن حسین مسعودی و برخی از آثار او، ص۱۰۷
  21. طهرانی، الذریعه،۱۴۰۸ق، ج۱۵، ص۳۱۳
  22. کرمانشاهی، مقامع الفضل، ج۲، ص۳۸۳
  23. شبیری زنجانی، اثبات الوصیة و مسعودی صاحب مروج الذهب، ص۲۱۰
  24. شبیری زنجانی، اثبات الوصیة و مسعودی صاحب مروج الذهب، ص۲۱۰
  25. بغدادی، هدیة العارفین، ج۱، ص۶۷۸؛ زرکلی، الاعلام، ج۴، ص۲۷۶
  26. امین، اعیان الشیعه، ج۸، ص۲۲۲؛ ابن شاکر کتبی، فوات الوفیات، ج۳، ص۱۳
  27. چكيده عبقات الانوار (حديث غدير): ص ۲۵۴.
  28. مروج الذهب: ج ۲ ص ۱۱. سُبكى نيز شرح حال مسعودى را نوشته است: طبقات الشافعية: ج ۲ ص ۳۰۷.
  29. غدير در گذر زمان (مهدى‏ پور): ص ۶۲-۶۵، ۷۵-۱۱۹.
  30. مروج الذهب: ج ۲ ص ۱۰۰.
  31. مروج الذهب: ج ۳ ص ۸۷ .