ملائکه
ملائکه جمع ملک میباشد وحروف اصلی آن ألک از باب «ضرب یضرب أَلَکَ یَأْلِکُ ألکًا و ألوکًا» بمعنی رسالت است.[۱]موجوداتی شریف و باکرامتاند که همواره در تسبیح و تقدیس پروردگارند.[۲] فرشتگان از عقل و شعور برخوردارند و بندگان گرامی خداوندند.[۳] وظیفه فرشتگان- پس از عبادت- وساطت میان پروردگار و جهان هستی است. آنان فرمان خداوند درباره جهان را جاری میکنند.[۴]
ایمان به ملائکه در خطبه غدیر[۵]
پیامبر صلی الله علیه و آله در فرازی از بخش اول خطبه غدیر ایمان به ملائکه را مطرح فرمود:
«اَحْمَدُهُ کَثیراً وَ اَشْکُرُهُ دائِماً عَلَی السَّرّاءِ وَ الضَّرّاءِ وَ الشِّدَّةِ وَ الرَّخاءِ، وَ اُومِنُ بِهِ وَ بِمَلائِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ. اَسْمَعُ لاَمْرِهِ وَ اُطیعُ وَ اُبادِرُ اِلی کُلِّ ما یَرْضاهُ وَ اَسْتَسْلِمُ لِما قَضاهُ، رَغْبَةً فی طاعَتِهِ وَ خَوْفاً مِنْ عُقُوبَتِهِ، لاَنَّهُ اللَّهُ الَّذی لا یُؤْمَنُ مَکْرُهُ وَ لا یُخافُ جَوْرُهُ»:
بسیار میگویم و دائماً شکر مینمایم، چه در آسایش و چه در گرفتاری، چه در حال شدت و چه در حال آرامش. و به او و ملائکه اش و کتابها و پیامبرانش ایمان میآورم. دستور او را گوش میدهم و اطاعت مینمایم و به آنچه او را راضی میکند مبادرت میورزم و در مقابل مقدرات او تسلیم میشوم به عنوان رغبت در اطاعت او و ترس از عقوبت او، چرا که اوست خدایی که نمیتوان از مکر او در امان بود و به عنوان ظلم از او ترسیده نمیشود (یعنی ظلم نمیکند).
بشارت بهشت برای غدیریان از سوی ملائکه[۶]
در احادیث اهلبیت علیهم السلام مراسم و برنامههای عامی برای همه اعیاد وارد شده که در کتب ادعیه مذکور است. گذشته از آنها برای عید و جشن غدیر دستورات خاصی از ائمه علیهم السلام وارد شده که از جمله آنها دیدار مؤمنین در روز غدیر است:
امام رضاعلیه السلام فرمود: هر کس در این روز مؤمنان را زیارت کند و به دیدار آنان رود خداوند بر قبر او هفتاد نور وارد میکند و قبر او را وسیع مینماید، و هر روز هفتاد هزار ملائکه در قبرش او را زیارت میکنند و او را به بهشت بشارت میدهند.[۷]
پیامبرصلی الله علیه وآله و معصومین علیهم السلام حجت بر ملائکه[۸]
از جمله معارفی که در خطبه غدیر به آن اشاره شده اینکه پیامبرصلی الله علیه وآله و ائمه علیهم السلام حجت خداوند بر همه مخلوقات از اهل آسمان و زمین هستند و تنها بر انسانها حجت نیستند.
پیامبرصلی الله علیه وآله در فرازی از بخش سوم خطبه غدیر و پس از بیان فضائل امیرالمؤمنین علیهم السلام، توازن مقام نبوت و امامت را یادآور شد. ابتدا گستره حجت بودن خود را بر تمام مخلوقات از جله اهل آسمانها - که همان ملائکه هستند - به صراحت بیان کرده فرمود: «وَ اَنَا وَ اللَّهِ خاتَمُ الاَنْبِیاءِ وَ الْمُرْسَلینَ، وَ الْحُجَّةُ عَلی جَمیعِ الْمَخْلُوقینَ مِنْ اَهْلِ السَّماواتِ وَ الاَرَضینَ» و تصریح کرد که این عنایتی از طرف خداوند است و تعجبی ندارد.
سپس شک در نبوّت و امامت را یکسان دانست، و شک در یکی از امامان را نیز مانند شک در همه آنان اعلام کرد، و نتیجه چنین شکی را کفرِ جاهلیت و آتش جهنم قرار داد.
«مَعاشِرَ النّاسِ، بی وَ اللَّهِ بَشَّرَ الاَوَّلُونَ مِنَ النَّبِیّینَ وَ الْمُرْسَلینَ، وَ اَنَا وَ اللَّهِ خاتَمُ الاَنْبِیاءِ وَ الْمُرْسَلینَ، وَ الْحُجَّةُ عَلی جَمیعِ الْمَخْلُوقینَ مِنْ اَهْلِ السَّماواتِ وَ الاَرَضینَ. فَمَنْ شَکَّ فی ذلِکَ فَقَدْ کَفَرَ کُفْرَ الْجاهِلِیَّةِ الاوُلی، وَ مَنْ شَکَّ فی شَیْءٍ مِنْ قَوْلی هذا فَقَدْ شَکَّ فی کُلِّ ما اُنْزِلَ اِلَیَّ، وَ مَنْ شَکَّ فی واحِدٍ مِنَ الاَئِمَّةِ فَقَدْ شَکَّ فِی الْکُلِّ مِنْهُمْ، وَ الشّاکُ فینا فِی النّارِ»:
ای مردم، به خدا قسم پیامبران و رسولان پیشین به من بشارت دادهاند، و من به خدا قسم خاتم پیامبران و مرسلین و حجت بر همه مخلوقین از اهل آسمانها و زمینها هستم. هر کس در این مطالب شک کند مانند کفر جاهلیت اول کافر شده است. و هر کس در چیزی از این گفتار من شک کند در همه آنچه بر من نازل شده شک کرده است، و هر کس در یکی از امامان شک کند در همه آنان شک کرده است، و شک کننده درباره ما در آتش است.
ملائکه در جشن غدیر[۹]
امام رضاعلیه السلام فرمود: روز غدیر، روزی است که خداوند به جبرئیل امر میکند تا تختی از کرامت خود در مقابل بیت المعمور قرار دهد. سپس جبرئیل بر فراز آن قرار میگیرد و ملائکه از همه آسمانها جمع میشوند و بر پیامبرصلی الله علیه وآله ثنا میفرستند و برای شیعیان امیرالمؤمنین و ائمه علیهم السلام و محبّان ایشان استغفار میکنند.[۱۰]
حضور ملائکه پس از خطبه غدیر[۱۱]
یکی از مطالب بسیار مهم که در این حدیث به آن اشاره شده، دو مورد حضور بلکه ظهور ملائکه در غدیر است:
جمعی از ملائکه
در روز غدیر بر فراز سر آن جمعیت صد و بیست هزار نفری درهای آسمان پیش چشم همه گشوده شد و چشمان مردم لحظاتی بر پشت پرده باز شد و ملائکه را دیدند که مردم را امر به پیروی از علی بن ابی طالب علیه السلام مینمایند.
پس از آنکه جبرئیل به شکل اسب سواری نورانی و معطر بعد از اتمام مراسم بیعت در غدیر ظاهر شد، ملائکه از آسمان دیده شدند که بر مردم مشرف شده و ندا میکنند: «هذا وَلِیُّ اللَّهِ فَاتَّبِعُوهُ، وَ اِلاّ حَلَّ بِکُمُ عَذابُ اللَّهِ فَاحْذَرُوهُ»: «این ولی خداست، پیرو او باشید وگرنه عذاب خدا بر شما نازل میشود، پس از آن بر حذر باشید.
همچنین عصر روز بیستم ذی الحجة روز سوم غدیر و ساعات پایانی برنامه سه روزه بود. از یک سو صد و بیست هزار نفر مرد و زن حاضر در غدیر بدون استثنا با مقام نبوت و سپس با مقام ولایت بیعت کرده بودند. از سوی دیگر غیظ منافقین به درجه اعلا رسیده و آماده انفجار بود. در چنین شرایطی پیامبر صلی الله علیه و آله فضیلت بلندی از مناقب علی علیه السلام بر زبان جاری فرمود و همین جرقه ای بر دل منافقین شد که کینه توزانه سخنانی بر زبان جاری کنند.
در طول این سه روز پیامبرصلی الله علیه وآله در هر مناسبتی فضایل و مناقب امیرالمؤمنین و اهلبیتش علیهم السلام را برای مردم بیان میفرمود. در آن لحظات عده ای از اصحاب خدمت حضرت جمع بودند که ابوبکر و عمر و مغیره و عده ای دیگر از منافقین نیز در میان آنان بودند، و حارث فهری از بین آنها آمادگی بیشتری برای جسارت داشت و در واقع زبان منافقین به حساب میآمد. از جمله پیامبرصلی الله علیه وآله نمونههایی از آیات و معجزات ظهور یافته درباره امیرالمؤمنین علیه السلام را بازشمرد و فرمود:
آیا شما را کفایت نکرد همین روز غدیر خم؟ آنگاه که رسول اللَّه او را به ولایت منصوب نمود، درهای آسمان را دیدید که باز شده و ملائکه از آنجا بر شما مشرف شده و ندا میکنند: «هذا وَلِیُّ اللَّهِ. فَاتَّبِعُوهُ، وَ اِلاّ حَلَّ بِکُمُ عَذابُ اللَّهِ، فَاحْذَرُوهُ»: این ولی خداست. پیرو او باشید، و گرنه عذاب خدا بر شما نازل میشود. از آن بر حذر باشید.[۱۲]
بیشتر بخوانید: "حارث بن نعمان فهری"
جبرئیل
این رؤیت ملائکه در غدیر یک بار هم در زمین به وقوع پیوست، آنگاه که در غدیر مردی زیبا صورت و خوشبوی را دیدند که در کنار مردم ایستاده بود و میگفت: به خدا قسم روزی مانند امروز هرگز ندیدم. چقدر کار پسر عمویش را مؤکد نمود، و برای او پیمانی بست که جز کافر به خدا و رسولش آن را برهم نمیزند. وای بر کسی که پیمان او را بشکند!
در اینجا عمر نزد پیامبرصلی الله علیه وآله آمد و گفت: شنیدی این مرد چه گفت؟! حضرت فرمود: آیا او را شناختی؟ گفت: نه. حضرت فرمود: او روح الامین جبرئیل بود. تو مواظب باش این پیمان را نشکنی، که اگر چنین کنی خدا و رسول و ملائکه و مؤمنان از تو بیزار خواهند بود![۱۳]
سلام ملائکه بر دوستان اهلبیت علیهم السلام[۱۴]
پیامبر در فرازی از بخش هفتم خطبه غدیر وعده بهشت برای دوستان اهلبیت علیهم السلام را بیان نمود.
حضرت با ادغام آیه ۴۶ سوره حجر: اُدْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنینَ ، و آیه ۷۳ سوره زمر: حَتّی اِذا جاؤُوها وَ فُتِحَتْ اَبْوابُها قالَ لَهُمْ خَزَنَتُها سَلامٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدینَ فرمود: «بدانید اولیاء و دوستان امامان کسانی هستند که با سلامتی و در حال امن وارد بهشت میشوند و ملائکه با سلام به ملاقات آنان میآیند و میگویند: «سلام بر شما، پاکیزه شدید. پس برای همیشه داخل بهشت شوید».
اَلا اِنَّ اَوْلِیاءَهُمُ الَّذینَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ بِسَلامٍ آمِنینَ، تَتَلَقّاهُمُ الْمَلائِکَةُ بِالتَّسْلیمِ یَقُولُونَ: سَلامٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدینَ : بدانید که دوستان ایشان کسانی اند که با سلامتی و در حال امن وارد بهشت میشوند، و ملائکه با سلام به ملاقات آنان میآیند و میگویند: «سلام بر شما، پاکیزه شدید، پس برای همیشه داخل بهشت شوید».
شاهدان بیعت غدیر[۱۵]
هر عهد و پیمانی احتیاج به شاهد و ضامنی دارد تا در صورت انکار، به او مراجعه شود. پیامبرصلی الله علیه وآله شاهد و گواهِ این بیعت را خداوند و خودش و ملائکه و بندگان صالح خدا تعیین کردند و فرمودند: بگوئید: خدا را بر این مطلب شاهد میگیریم، و تو نیز بر ما شاهد هستی و هرکس که خدا را اطاعت میکند و ملائکه خداوند و لشکر او و بندگانش را شاهد میگیریم، و خداوند از هر شاهدی بالاتر است.
شناخت غدیر و مصافحه ملائکه[۱۶]
احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی از امام رضاعلیه السلام روایتی نقل نموده، که در بین روایات غدیر بی تردید کم نظیرتر است؛ تا جایی که در بین کتابها و مجامع روایی کمتر روایتی را همسنگ و همطراز این روایت مییابیم، و همین کمنظیر بودن، ارزش و جایگاه ویژه ای به این روایت میدهد. در روایت و موضوعات دیگر چنین روایتی وجود ندارد؛ که در آن به مصافحه ملائکه با بندگان خدا اشاره شده باشد؛ لذا این تعبیر در شأن و عظمت یوم اللَّه غدیر بی نظیر است.
مصافحه (دست دادن) یک احترام، تقدیر و تشکر و اظهار علاقه است. از دیگر سو فرشتگان مانند آدمیان نیستند که بی مبنی و اساس با هر کس رفتاری مهرآمیز داشته باشند، چرا که ملاکه ایی خدایی دارند. از این رو هرگز نافرمانی خدا نمیکنند. قرآن کریم در توصیفشان میفرماید: لا یعصون اللَّه ما امرهم :[۱۷] هرگز از فرمان خدا سرپیچی نمیکنند.
آنان مقام عصمت دارند، البته عصمت آنان نه در مرتبه عصمت چهارده معصوم علیهم السلام که از آن فروتر است. تصور کنید، در صورتی ملائکه با ما مصافحه و ابراز محبت خواهند کرد که به درجه بالای شناخت دست یابیم. برای درک بیشتر از آنچه در این روایت بیان شده، باید توجه کنیم اگر اظهار علاقه و تجلیل ملائک از آدمی ماهی یک بار و حتی سالی یک بار باشد، باز ارزش والایی است.
بعضی از ما شاید سالی یک بار به دیدن دوستان و خویشاوندان برویم، و در صورتی که علاقمندی ما بیشتر باشد ماهی یک بار، و در مواردی که علاقه فزون تر و نسبت نزدیک تر باشد هفته ای یک بار، و گاهی با بعضی از آنان روزی یک بار دیدار و مصافحه میکنیم. اما اگر کسی امین و رازدار ما باشد، ممکن است روزی ده بار به دیدار او رفته و نسبت به او ابراز محبت کنیم. حال ببینیم که مصافحه ملائک خدای متعال با ما آدمیان آن هم روزی ده بار چه معنایی دارد، و امام رضاعلیه السلام از گفتن این مطالب در پی بیان چه مسئله مهمی هستند؟
در مورد اینکه شناختن غدیر عمل محسوب میشود یا خیر، باید دانست که عمل در مرتبه دوم است، زیرا شناخت مقدمه عمل است و شناخت به تنهایی این ارزش والا را دارد. خواه آنان که غدیر را شناختهاند به آنچه در مورد غدیر دستور داده شده است عمل کنند یا خیر.
به عنوان مثال عموم مردم مرجع تقلید خود را -گر چه هیچ گونه نیازی به او نداشته باشند -احترام میکنند، زیرا دانشمند است و دانش احترام دیگران را برمیانگیزد. در واقع احترامی که به او به دلیل دانش و خردمندی او است؛ بنابراین احترامی که ملائک به غدیرشناسان میگذارند به دلیل شناخت آنهاست.
همانطور که بیان شد، این تعبیر از تعابیر کمنظیر است. البته در خصوص ارزش زیارت حضرت سیدالشهداءعلیه السلام روایتی نقل شده است که ارواح انبیاعلیهم السلام با زائران حضرت سید الشهداءعلیه السلام مصافحه میکنند. اما این روایت با روایت غدیر تفاوت بسیار دارد، و مصافحه ملائکه آن هم هر روز ده بار، موردی است کاملاً استثنایی.
با توجه به این سخن امیرالمؤمنین علیه السلام که میفرماید: انا لأمراء الکلام:[۱۸] ما پادشاهان سخنیم، و اینکه آن حضرت خود پایهگذار دستور زبان عربی است و همه امامان معصوم علیهم السلام با نکته سنجی و دقت کامل کلمهها و جملهها را برمیگزینند، این سخن امام رضاعلیه السلام تأمل و دقت میطلبد.
لذا در اینجا حضرت رضاعلیه السلام نفرمودند: ان عرف الناس، یا: اذا عرف الناس. بلکه فرمودهاند: لو عرف الناس، و همانطور که از قواعد دستور عربی معلوم است «لو» حرف امتناع است و برای کارهای نشدنی به کار میرود. متعلق لو «بحقیقته» میباشد؛ یعنی آنچه شناختنش تقریباً نشدنی است. در اینجا منظور شناخت ارزش غدیر آن چنانکه هست و در حقیقت امر وجود دارد میباشد، نه شناخت به اندازه سعه وجودی و درک و بینش افراد.
به تعبیری دیگر، نه آنگونه که هر کسی به اندازه ظرف خود از دریا آب بردارد، بلکه به بزرگی خود دریا از آن بهره گیرد؛ لذا ارزش و منزلت غدیر بسیار بالاتر از درک محدود ماست. به تعبیر واضح تر: فرضاً اگر کسی یوم اللَّه غدیر را آنگونه که در واقع ارزش دارد بشناسد، آنگاه است که ملائک روزی ده بار با او مصافحه میکنند.
برای روشن شدن عظمت پاداش این شناخت میتوانیم این گونه محاسبه کنیم: از باب امثال اگر کسی ۸۳ سال قمری عمر کند و فرضاً در بیست سالگی به این شناخت برسد. طی ۶۳ سال که این شناخت را داشته - یعنی حدود ۹۵۵ / ۲۲ روز - ملائک حدود ۵۵۰ / ۲۲۹ بار با او مصافحه میکنند، و این نشانه بزرگی و والایی این شناخت بوده که البته منزلتی بس ارجمند است.
عرضه ولایت بر اهل آسمانها در روز غدیر[۱۹]
در آن روز از ایام سال که مقارن با روز غدیر بوده است وقایع بسیار مهمی در عالم خلقت و در تکوین جهان رخ داده، همانطور که انبیاء نیز برنامههای مهم خود را در این روز انجام دادهاند. این به خاطر ارزشی است که صاحب این روز یعنی امیرالمؤمنین علیه السلام به آن داده است و حاکی از آن است که واقعه ای مهمتر از آن در تاریخ عالم نبوده است که سعی شده سایر وقایع با آن مقارن گردد و از مبارکی این روز طلب برکت و یُمن شود. از جمله عرضه ولایت بر همه مخلوقات در روز غدیر است.
همانطور که در روز غدیر «ولایت» بر انسانها عرضه شد، در عالم خلقت بر سایر مخلوقات نیز عرضه شد. امام رضاعلیه السلام در حدیثی به وقوع این امور در روز غدیر اشاره میفرماید.[۲۰] از جمله آنهاست:
- - عرضه ولایت بر اهل آسمانها، و سبقت اهل آسمان هفتم در قبول آن، و تزیین آن به عرش الهی.
- - قبول اهل آسمان چهارم ولایت را پس از اهل آسمان هفتم، و تزیین آن به بیت المعمور.
- - قبول اهل آسمان دنیا ولایت را پس از اهل آسمان چهارم، و تزیین آن به ستارگان.
عید غدیر در ملائکه[۲۱]
یکی از پیشبینیهایی که برای ماندگاری خطابه غدیر در خاطرهها در نظر گرفته شد و در سایه همان تا امروز آثار آن باقیماند، سالگشت قرار دادن برای آن به عنوان عید و روز خرسندی و رضایت قلوب و شادی دلها بود. در شرایطی که تلقی مردم از غدیر جز یک سخنرانی چیز دیگری نبود، پیامبرصلی الله علیه وآله به همه نسلهای مسلمین تا قیامت دستور داد برای این بنیان اعتقادی هر ساله مراسمی داشته باشند و در این باره فرمود:
روز غدیر خم بهترین عید امت من است، و آن همان روزی است که خداوند به من دستور داد برادرم علی بن ابی طالب را برای امتم منصوب نمایم …. قسم به خدایی که مرا به پیامبری مبعوث کرد و بر همه خلایق برگزید، من علی علیه السلام را در زمین منصوب ننمودم تا خداوند او را در آسمانها معرفی کرد و ولایت او را بر ملائکه واجب نمود.[۲۲]
و این گونه به همه فهمانید که عید گرفتن غدیر در زمین مقارن عید گرفتن آن در آسمان هاست، و از همین جهت باید با ابدیت پیوند داشته باشد و تعطیل شدنی نیست.
قبول ولایت توسط ملائکه[۲۳]
یکی از معارف اعتقادی شیعه قبول ولایت توسط پیامبران علیهم السلام آن هم به امر و تفضّل الهی است. امیرالمؤمنین علیه السلام در این باره میفرماید:
اما مؤمن، پیامبرِ ما در روز غدیر خم دست مرا گرفت و فرمود: «من کنت مولاه فعلی مولاه». آیا مؤمنین - بجز کسانی که خداوند آنان را از لغزش و گمراهی حفظ کرد - این مطلب را پذیرفتند؟ پس آگاه باشید! بشارت باد شما را! بشارتتان باد که خداوند شما را اختصاص داده به آنچه همه ملائکه و پیامبران و مؤمنین را اختصاص نداده، و آن پذیرفتن امرِ ولایت ماست.[۲۴]
ملائکه در خطبه غدیر[۲۵]
پیامبرصلی الله علیه و آله در فرازی از بخش اول خطبه غدیر خداوند را با نام «رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَ الرُّوحِ» معرفی فرمود.
بارِئُ الْمَسْمُوکاتِ وَ داحِی الْمَدْحُوّاتِ وَ جَبّارُ الاَرَضینَ وَ السَّماواتِ، قُدُّوسٌ سُبُّوحٌ، رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَ الرُّوحِ، مُتَفَضِّلٌ عَلی جَمیعِ مَنْ بَرَأَهُ، مُتَطَوِّلٌ عَلی جَمیعِ مَنْ اَنْشَاَهُ:
به وجود آورنده بالا برده شدهها (آسمانها و افلاک) و پهن کننده گستردهها (زمین)، یگانه حکمران زمینها و آسمانها، پاک و منزّه و تسبیح شده، پروردگار ملائکه و روح، تفضّل کننده بر همه آنچه خلق کرده، و لطف کننده بر هر آنچه به وجود آورده است.
ولایت ائمه علیهم السلام بر ملائکه[۲۶]
از جمله آیاتی که در غدیر بر پیامبرصلی الله علیه وآله نازل شده این آیات است:
وَ إِنْ یَکادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَ یَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ. وَ ما هُوَ إِلاَّ ذِکْرٌ لِلْعالَمِینَ : «کسانی که کافر شدند آنگاه که ذکر را میشنوند از روی غضب نگاههای تندی به تو میکنند و میگویند: او دیوانه است، ولی آن جز ذکری برای جهانیان نیست».
با توجه به اینکه در احادیث نزول این آیه در غدیر و پس از اهانت منافقین به پیامبرصلی الله علیه وآله بیان شده،[۲۷] و برای تبیین کاملِ آیه وَ ما هُوَ إِلاَّ ذِکْرٌ لِلْعالَمِینَ روایاتی مربوط به ولایت مطلقه معصومین علیهم السلام و عمومیت صاحب اختیاری ایشان نسبت به همه مخلوقات و نیز پذیرش تکوینی مخلوقات نسبت به ولایت ایشان و اقرار بسیاری از آنها به مقام با عظمت ایشان وارد شده است.
در اینجا احادیث مربوط به ولایت ائمه معصومین علیهم السلام بر ملائکه را یادآور میشویم:
در روایات صریحاً آمده است که ملائکه با سجده بر آدم در واقع بر انوار معصومین علیهم السلام که در صلب او بودند سجده کردند و در واقع سر تسلیم در برابر ولایتشان فرود آوردند.[۲۸] آنان همگی ولایت اهلبیت علیهم السلام را پذیرفتهاند. حتی گرفتاری «فطرس» نیز به خاطر توقفی در ولایت بود، که پس از توبه به دست صاحب ولایت شفای خود را بازیافت. درباره پذیرش همهجانبه ولایت از سوی ملائکه و فرمان برداری و خدمتگزاری ایشان در محضر معصومین علیهم السلام چهار روایت به عنوان نمونه ذکر میشود:
اعتقاد همه ملائکه به ولایت
امام باقرعلیه السلام با یادآوری کثرت ملائکه، اعتقاد آنان به ولایت اهلبیت علیهم السلام را چنین بیان فرمود:
وَ اللَّه انَّ فِی السَّماءِ لَسَبْعینَ صِنْفاً مِنَ الْمَلائِکَةِ، لَوِ اجْتَمَعَ عَلَیْهِمْ اهْلُ الارْضِ کُلُّهُمْ یُحْصُونَ عَدَدَ صِنْفٍ مِنْهُمْ مَا احْصَوْهُمْ؛ وَ انَّهُمْ لَیدینُونَ بِوِلایَتِنا: به خدا قسم در آسمان هفتاد صنف از ملائکه هست، که اگر همه اهل زمین جمع شوند تا یک صنف از آنان را بشمارند قادر نخواهند بود؛ و آنان به ولایت ما اعتقاد دارند.[۲۹]
شرافت ملائکه با ولایت
پیامبرصلی الله علیه وآله شرافت ملائکه را به قبول ولایت از سوی ایشان دانست، و در بیان آن چنین فرمود:
هَلْ شُرِّفَتِ الْمَلائِکَةُ الاّ بِحُبِّها لِمُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ وَ قَبُولِها لِوِلایَتِهِما: آیا ملائکه جز با محبت محمد و علی و قبول ولایت ایشان شرافت یافتند؟![۳۰]
تقرّب ملائکه با ولایت
امام صادق علیه السلام تجدید اعتقاد به ولایت نزد ملائکه را چنین توصیف فرمود:
ما مِنْهُمْ (ایْ مِنَ الْمَلائِکَةِ) احَدٌ الاّ وَ یَتَقَرَّبُ کُلُّ یَوْمٍ الَی اللَّه بِوِلایَتِنا اهْلِ الْبَیْتِ: احدی از ملائکه نیست مگر آنکه هر روز به وسیله ولایت ما اهل بیت به خدا تقرب میجوید.[۳۱]
ملائکه در خدمت صاحب ولایت
امام صادق علیه السلام انجام وظیفه ملائکه در ساحت قدس ولایت را چنین بیان فرمود:
ملائکه در کنار اثاث زندگی ما نازل میشوند و بر فرشهای ما از این سو به آن سو میروند، و بر سر مردگان ما شاهد و حاضر میشوند، و اخبار وقایع را قبل از وقوع آن برای ما میآورند، و با ما نماز میگزارند و برای ما دعا میکنند و بر سر ما بالهای خود را میگسترانند، و در هر فصلی از گیاهان آن فصلِ زمین برای ما میآورند، و از آبهای سرزمینهای مختلف برای ما میآورند و آن را در ظرفهای خود مییابیم….[۳۲]
یاری ملائکه در جنگ ها[۳۳]
با در نظر گرفتن اینکه غدیر مراسم مفصلی در سه روز بوده، گذشته از آیاتی که مستقیماً در آن ایام نازل شده و در قسمت آیات نازل شده در غدیر ذکر شد، آیاتی هم در ضمن کلام به صورت اشاره آمده و منظور از آنها بیان شده است. این موارد در تفسیر ۱۸ آیه است، که از جمله این آیات، آیه ۱۲۵–۱۲۳ سوره آل عمران و آیه ۲۵ و ۲۶ سوره توبه است:
وَ لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللَّه بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللَّه لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ. إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِینَ أَ لَنْ یَکْفِیَکُمْ أَنْ یُمِدَّکُمْ رَبُّکُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِکَةِ مُنْزَلِینَ، بَلی إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ یَأْتُوکُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِکَةِ مُسَوِّمِینَ :[۳۴]
«خداوند در جنگ بدر شما را کمک کرد در حالی که ذلیل بودید. پس تقوای خدا مراعات نمایید تا شاید شکر کرده باشید. آنگاه که به مؤمنین گفتی: آیا شما را کفایت نکرد که پروردگارتان شما را با سه هزار ملائکه نازل شده کمک کرد. آری اگر صبر کنید و تقوی داشته باشید و آنان با این خروش نزد شما آیند، خداوند شما را با پنج هزار ملائکه نشان دار یاری میکند».
و لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللَّه فِی مَواطِنَ کَثِیرَةٍ وَ یَوْمَ حُنَیْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْکُمْ کَثْرَتُکُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْکُمْ شَیْئاً وَ ضاقَتْ عَلَیْکُمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّیْتُمْ مُدْبِرِینَ، ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّه سَکِینَتَهُ عَلی رَسُولِهِ وَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ وَ أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها وَ عَذَّبَ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ ذلِکَ جَزاءُ الْکافِرِینَ :[۳۵]
«خدا شما را در موارد بسیاری کمک نمود و در روز حنین که بسیاریِ تعدادتان شما را خوش آمد، اما برایتان فایده ای نداشت و زمین با همه وسعتش بر شما تنگ شد، سپس پشت کرده فرار نمودید. آنگاه خداوند آرامش را بر پیامبرش و بر مؤمنین نازل کرد و لشکرهایی نازل کرد که شما آنها را نمیدید و عذاب کرد کسانی را که کافر شدند و این است جزای کافران».
این آیات از سه بُعد قابل بررسی است:
متن روایت
عَنْ عَلِیّ علیه السلام قالَ: عَمَّمَنی رَسُولُ اللَّه صلی الله علیه وآله یَوْمَ غَدیرِ خُمٍّ بِعَمامَةٍ فَسَدَلَ طَرَفَها عَلی مِنْکَبی وَ قالَ: «انَّ اللَّه ایَّدَنی یَوْمَ بَدْرٍ وَ حُنَیْنٍ بِمَلائِکَةٍ مُعْتَمّینَ بِهذِهِ الْعَمَّةِ»: امیرالمؤمنین علیه السلام میفرماید: پیامبرصلی الله علیه وآله در روز غدیر خم عمامه ای بر سر من بست و آخر آن را روی شانه ام انداخت و فرمود: «خدا در روز بدر و حنین مرا با ملائکه ای تأیید و کمک نمود که چنین عمامه ای بر سر داشتند».[۳۶]
موقعیت تاریخی
عرب هر گاه میخواستند ریاست شخص بزرگی را بر قومی اعلام کنند یکی از مراسمشان بستن عمامه بر سر او بود. هر گاه در چنین مراسمی شخص بزرگی عمامه خود را بر سر شخص مورد نظر میبست نشانه اعتمادش بر او بود.[۳۷] در غدیر پیامبرصلی الله علیه وآله عمامه خود را که «سحاب» نام داشت به عنوان تاج افتخار بر سر امیرالمؤمنین علیه السلام بست و انتهای عمامه را بر دوش آن حضرت قرار داد و فرمود: عمامه تاج عرب است.
آنگاه شکل خاص این عمامه را با یاد جنگ بدر و حنین توضیح داد که در این دو جنگ خداوند ملائکه را به کمک من فرستاد و آنان عمامههایی به این صورت داشتند، و این اشاره به دو آیه در این باره در قرآن بود.[۳۸]
موقعیت قرآنی
بدین گونه پیامبرصلی الله علیه وآله به چهار آیه در دو سوره قرآن اشاره کردند که در آنها داستان کمک ملائکه به حضرت در دو جنگ بدر و حنین آمده است. در سوره آل عمران داستان جنگ بدر است که عدد کفار سه برابر مسلمانان بود و خداوند میفرماید: در آن جنگ خداوند شما را یاری نمود.
پیامبرصلی الله علیه وآله در آن جنگ به مردم فرمود: آیا اینکه خداوند با سه هزار ملائکه شما را یاری نمود کافی نیست؟ … اکنون اگر بردبار باشید خداوند پنج هزار ملائکه با نشانه مسلمانان به یاری شما خواهد فرستاد.
در سوره توبه داستان جنگ حنین است که کمینهای دشمن قوی بود و ناگاه مسلمانان را در محاصره قرار دادند در حالی که تعداد مسلمانان بیشتر بود، و در این حال عده زیادی از مسلمانان پا به فرار گذاشتند. در چنین موقعیتی خداوند لشکر ناپیدای خود را به کمک فرستاد و مسلمانان را از شکست رهایی بخشید.
در حدیث آمده است که در جنگ بدر و حنین این ملائکه از آسمان نازل شدند و به صورت بشر درآمدند و همراه مسلمانان جنگیدند و بسیاری از کفار را کشتند، اگر چه مسلمانان آنها را نمیدیدند. به طوری که بسیاری از کفار بعدها با تعجب میپرسیدند: در آغاز جنگ تعداد شما کم بود. اینان چه کسانی بودند که به لشکر شما اضافه شدند؟ آن اسبهای دو رنگ و سواران سفیدپوش بودند که افراد ما را کشتند!![۳۹] از خصوصیات این ملائکه عمامه ای بود که بر سرداشتند و انتهای آن بر دوششان آویخته بود.
بدین گونه بار دیگر نگاهی به قرآن را در غدیر شاهدیم؛ پیامبرصلی الله علیه وآله با اشاره به دو فراز قرآنی یادآور میشود که بخشی از مراسم غدیر که عمامه سحاب به این صورت خاص بر سر علی علیه السلام بسته میشود، یادگاری از روزهای بدر و حنین است که خدا ملائکه را به یاری اسلام فرستاد.
پانویس
- ↑ ابن فارس، احمد، معجم مقاییس اللغة، ج ۱، ص ۱۳۲.
- ↑ شوریT آیه۵.
- ↑ انبیا، آیه۲۶.
- ↑ انبیا، آیه۲۷.
- ↑ سخنرانی استثنائی غدیر: ص ۱۴۶–۱۳۷.
- ↑ اسرار غدیر: ص ۲۵۶–۲۵۴ ۲۴۶. چهارده قرن با غدیر: ص ۲۳۴ ۲۳۳.
- ↑ عوالم العلوم: ج ۳ / ۱۵ ص ۲۲۴.
- ↑ سخنرانی استثنائی غدیر: ص ۱۷۰–۱۵۷. اسرار غدیر: ص ۲۰۳.
- ↑ اسرار غدیر: ص ۲۳۹–۲۳۷. چهارده قرن با غدیر: ص ۲۳۱–۲۲۹. تبلیغ غدیر در سیره معصومین علیهم السلام: ص ۱۵۹ ۱۵۸.
- ↑ عوالم العلوم: ج ۳ / ۱۵ ص ۲۲۲.
- ↑ واقعه قرآنی غدیر: ص ۱۴۸. غدیر در قرآن: ج ۱ ص ۴۰۵.
- ↑ تفسیر الامام العسکری علیه السلام: ص ۲۶۵. بحار الانوار: ج ۳۷ ص ۱۶۲–۱۶۰ ۱۵۴ و ج ۴۲ ص ۴۲–۴۰ ح ۱۴.
- ↑ بحار الانوار: ج ۳۷ ص ۱۶۱ ۱۲۰. عوالم العلوم: ج ۳ / ۱۵ ص ۱۳۶ ۸۵.
- ↑ سخنرانی استثنائی غدیر: ص ۲۱۲–۲۰۱.
- ↑ اسرار غدیر: ص ۲۲۷. ژرفای غدیر: ص ۱۱۲.
- ↑ غدیر چشمه زلال ولایت: ص ۷۱–۶۸.
- ↑ تحریم / ۶.
- ↑ تحف العقول: ص ۷. بحار الانوار: ج ۳۱ ص ۲۴۵.
- ↑ اسرار غدیر: ص ۲۴۳–۲۴۱. چهارده قرن با غدیر: ص ۲۳۲ ۲۳۱.
- ↑ عوالم العلوم: ج ۳ / ۱۵ ص ۲۲۴.
- ↑ سخنرانی استثنائی غدیر: ص ۹۷.
- ↑ بحار الانوار: ج ۳۷ ص ۱۰۹ ح ۲.
- ↑ ژرفای غدیر: ص ۱۹۲.
- ↑ تفسیر فرات: ص ۵۶. بحار الانوار: ج ۳۷ ص ۲۴۳.
- ↑ سخنرانی استثنائی غدیر: ص ۱۴۶–۱۳۷.
- ↑ غدیر در قرآن: ج ۱ ص ۳۲۲–۳۲۱.
- ↑ بحار الانوار: ج ۳۵ ص ۳۹۴ و ج ۳۷ ص ۲۲۱ ۱۷۲ ۱۶۰. عوالم العلوم: ج ۳ / ۱۵ ص ۱۴۱ ح ۲۲۲ ۲۰۸ ۱۴۹. الکافی: ج ۴ ص ۵۶۶ ح ۲. اثبات الهداة: ج ۳ ص ۳۱۴ ح ۶۷. مناقب ابن شهرآشوب: ج ۲ ص ۲۳۸ ح ۴۰. تفسیر القمی: ج ۲ ص ۳۸۳.
- ↑ بحار الانوار: ج ۲۶ ص ۳۴۰.
- ↑ بحار الانوار: ج ۲۶ ص ۳۴۰.
- ↑ بحار الانوار: ج ۲۶ ص ۳۳۸ ح ۴.
- ↑ بحار الانوار: ج ۲۶ ص ۳۳۹.
- ↑ بحار الانوار: ج ۲۵ ص ۳۷۴.
- ↑ غدیر در قرآن: ج ۲ ص ۱۶۲–۱۶۰.
- ↑ آل عمران / ۱۲۴ ۱۲۳.
- ↑ توبه / ۲۶ ۲۵.
- ↑ عوالم العلوم: ج ۳ / ۱۵ ص ۲۰۱–۱۹۹.
- ↑ تاج العروس: ج ۸ ص ۴۱۰.
- ↑ عوالم العلوم: ج ۳ / ۱۵ ص ۱۹۹. الغدیر: ج ۱ ص ۲۹۱. کنز العمال: ج ۱۵ ص ۴۸۲.
- ↑ بحار الانوار: ج ۱۹ ص ۲۸۴ و ج ۲۱ ص ۱۵۱.