ناصر الدین البانی
محمد ناصرالدین البانی (۱۹۱۴-۱۹۹۹م) محدث و فقیه سلفی اهل آلبانی و از چهرههای تأثیرگذار جریان وهابیت در قرن چهاردهم هجری است. وی با تألیف دهها کتاب در تخریج احادیث و تصحیح و تضعیف آنها، از سوی علمای وهابیت همچون بن باز و عثیمین به عنوان «محدث عصر» تمجید شده است. اما از سوی گروهی دیگر از علمای اهل سنت به دلیل اهانت به صحیح بخاری و مسلم، فتاوای جنجالی (مانند جواز استمناء در روزه، حرام دانستن دعای خطیب برای مرزبانان) و اتهام تحریف در نقل احادیث، به شدت مورد نقد و تکفیر عملی قرار گرفته است.
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | محمد ناصرالدین بن حاج نوح البانی |
| سرشناسی | محدث و فقیه سلفی معاصر، از پرچمداران جریان وهابیت |
| تولد | ۱۹۱۴ میلادی - آشکودره، آلبانی |
| وفات | ۲۲ جمادیالاول ۱۴۲۰ قمری (۲ اکتبر ۱۹۹۹ میلادی) - سن ۸۵ سالگی |
| خویشان سرشناس | پدر: نوح بن نجاتی (فقیه و ساعتساز) |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | پدرش نوح نجاتی، سعید برهانی، محمد طباخ حلب |
| شاگردان | محمود مهدی استانبولی (سپس منتقد)، و جمعی از سلفیان |
| تحصیلات | دروس ابتدایی در دمشق، سپس آموزش خصوصی نزد پدر (قرآن، تجوید، نحو، صرف، فقه حنفی) |
| مذهب | اهل سنت (سلفی / وهابی) |
| اطلاعات فرهنگی | |
| زمینه فعالیت | حدیثشناسی، تخریج، فقه، ردیهنویسی بر مخالفان |
| علت شهرت | تصحیح و تضعیف گسترده احادیث، تألیف «سلسلة الاحادیث الصحیحة» و «الضعیفة»، دفاع از ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب |
زندگی نامه
محمد ناصرالدین بن حاج نوح البانی در سال ۱۹۱۴ میلادی (۱۳۳۳ش) در شهر آشکودره (پایتخت آن زمان آلبانی) در خانوادهای فقیر و متدین متولد شد.[۱] پدرش نوح نجاتی، پس از تحصیل در مدارس دینی استانبول، به آلبانی بازگشت و به تدریس علوم دینی پرداخت. البانی به همراه پدرش به شام هجرت کرد و دروس ابتدایی را در دمشق به پایان رساند. سپس قرآن، تجوید، نحو، صرف و فقه حنفی را نزد پدرش آموخت و قرآن را با قرائت حفص از عاصم حفظ کرد. همچنین از شیخ محمد طباخ حلب، اجازه روایت دریافت داشت.[۲]
وی از طریق حرفه ساعتسازی که از پدرش آموخته بود، امرار معاش میکرد و پیش از بیست سالگی با مطالعه مجله «المنار» رشید رضا، به علم حدیث روی آورد. اداره کتابخانه ظاهری در دمشق، غرفهای ویژه با کلید مخصوص در اختیار او گذاشت تا به تحقیقات حدیثی بپردازد. البانی سرانجام در روز شنبه ۲۲ جمادیالاول ۱۴۲۰ق (۲ اکتبر ۱۹۹۹) در سن ۸۵ سالگی درگذشت.[۳]
اساتید
اساتید اصلی البانی عبارتند از: پدرش نوح نجاتی، سعید برهانی (در فقه حنفی و بلاغت)، و شیخ محمد طباخ حلب (اجازه روایت). همچنین از طریق مطالعه، متأثر از آراء رشید رضا، ابن تیمیه و ابن قیم جوزیه بود. شاگردان و تأثیرپذیرفتگان از وی بیشتر در میان وهابیان دیده میشوند، هرچند برخی مانند محمود مهدی استانبولی بعدها به نقد او پرداختند.[۴]
۳. تألیفات
البانی دهها کتاب در زمینه تخریج و تحقیق احادیث تألیف کرده است.[۵] از مهمترین آنها:
- «سلسلة الاحادیث الصحیحة»
- «سلسلة الاحادیث الضعیفة»
- «صفة صلاة النبی»
- «ارواء الغلیل»
- «تمام المنة»
- «تحذیر الساجد من اتخاذ القبور مساجد»
- «احکام الجنائز»
- «صحیح الجامع الصغیر»
- «مشکاة المصابیح»
- «شرح العقیدة الطحاویة»
وی به دعوت دانشگاه اسلامی مدینه، سه سال به تدریس علوم حدیث پرداخت. اما برخی از علمای اهل سنت معتقدند البانی هرگز شاگرد استادان مشهور اسلامی نبوده و علوم را مستقیماً از منابع بدون واسطه اخذ کرده است.[۶]
تمجید علمای وهابیت
هیئت دائمی افتاء عربستان درباره البانی گفته است: «او آگاهی گستردهای در حدیث دارد و در نقد آن قوی است، هرچند گاهی خطا میکند».[۷] بن باز، مفتی اعظم اسبق عربستان، اظهار داشت: «زیر آسمان در این عصر، داناتر از علامه البانی به علم حدیث ندیدهام». شیخ عثیمین نیز او را «صاحب علمی بسیار در روایت و درایت حدیث» و «ثمرهای بزرگ برای مسلمانان» خوانده است.[۸]
انتقادات علمای اهل سنت
گروه قابل توجهی از علمای اهل سنت، البانی را به دلایل زیر مورد نقد شدید قرار دادهاند:
- الف) بیاعتمادی در تصحیح و تضعیف: عبدالله بن صدیق غماری (از محدثان معاصر اهل سنت) میگوید: «البانی در تصحیح و تضعیف خود مورد اعتماد نیست، بلکه انواعی از تدلیس، خیانت در نقل، و تحریف کلمات علما را به کار میبرد... این نشانه جهل او به علم اصول و قواعد استنباط است».[۹]
- ب) تناقضگویی و اهانت به علما: غماری میافزاید: «البانی به جای مبارزه با بدعتهای واقعی، حلال الهی را حرام میکند و به مخالفان خود ناسزا میگوید... او دو بدعت کفرآمیز دارد: اعتقاد به قدم عالم و انحراف از علی بن ابی طالب علیه السلام».[۱۰] حسن بن علی سقاف شافعی نیز در کتاب «تناقضات الالبانی الواضحات»[۱۱] ادعا کرده که البانی با هوای نفس در تصحیح و تضعیف رفتار کرده و «اهلیت اشتغال به این علم شریف را ندارد».
- ج) تعرض به صحیح بخاری و صحیح مسلم: برخی منابع از تعرض البانی به احادیث صحیحین یاد کردهاند.[۱۲] غماری همچنین البانی را به «جرأت بر مخالفت اجماع و دعوی نسخ بدون دلیل» متهم کرده است.[۱۳]
ردیههای علمی بر البانی
علمای مخالف البانی آثاری در نقد وی نگاشتهاند از جمله: «قاموس شتائم الالبانی» و «تناقضات الالبانی الواضحات» از حسن بن علی سقاف؛ «القول المقنع فی الرد علی الالبانی المبتدع» از غماری؛ «تنبیه المسلم الی تعدی الالبانی علی صحیح مسلم» از محمد سعید شافعی؛ و «الالبانی؛ شذوذه و اخطاؤه» از حبیب الرحمان اعظمی.
مواضع کلامی و فقهی البانی
البانی به برخی آراء غیرمتعارف شهرت دارد از جمله:
- اعتقاد به دو صفت «تعجب» و «خندیدن» برای خداوند[۱۴]
- باور به بتپرستی و اهل آتش بودن پدر، مادر و جد پیامبرصلی الله علیه وآله[۱۵]
- اذان با بلندگو را غیرمشروع میداند[۱۶]
- دعای خطیب جمعه برای مرزبانان را حرام میشمارد[۱۷]
- جمعه را روز تعطیل دانستن را بدعت میگوید[۱۸]
- خواندن فاتحه برای اموات را بدعت و غیرموثر میداند[۱۹]
مواجهه با شیعه
البانی در درسهای خود (درس شماره ۲۹، ص۶) گفته است: «شیعه و رافضیها، بسیاری از علمایشان مانند خمینی، تردیدی در کفر و گمراهی آنان نداریم». همچنین شیعیان را به تحریف قرآن متهم کرده و مدعی است که «اهل بیت» در آیه تطهیر فقط شامل زنان پیامبر میشود و اختصاص آن به علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام تحریف است.[۲۰]
نظريه البانى در حديث غدير[۲۱]
ناصرالدين البانى حديث شناس و رجالى معروف و معاصر اهل سنت كه صاحب تأليفات عديده در فن حديث است،[۲۲] در موسوعه حديثى خود موسوم به «سلسلة الاحاديث الصحيحة» - كه در آن احاديث صحيح السند را جمع كرده - حدیث شریف غدیر را نقل كرده و مى نويسد: حديث غدير از زید بن ارقم و سعد بن ابی وقاص و بريدة بن حصيب و على بن ابى طالب عليه السلام و ابوايوب انصارى و براء بن عازب و عبدالله بن عباس و انس بن مالک و ابوسعيد و ابوهريره نقل شده است:
الف) حديث زيد بن ارقم از پنج طريق نقل شده، كه همگى صحيح السند است:
- ابوطفيل از زيد
- ميمون ابوعبدالله از زيد
- ابوسليمان مؤذن از زيد
- يحيى بن جعده از زيد
- عطيه عوفى از زيد
ب) حديث سعد بن ابى وقاص از سه طريق رسيده، كه همگى صحيح السند هستند:
- عبدالرحمن بن سابط از سعد
- عبدالواحد بن ايمن از سعد
- خيثمة بن عبدالرحمن از سعد
ج) حديث غدير از بريده سه طريق دارد، كه همگى صحيح السند هستند:
- ابن عباس از بريده
- فرزند بريده از بريده
- طاووس از بريده
د) حديث غدير از على بن ابى طالب عليه السلام نُه طريق دارد، كه همگى صحيح السند است:
- طريق عمرو بن سعيد از امام على عليه السلام
- طريق زاذان بن عمر از امام على عليه السلام
- طريق سعيد بن وهب از امام على عليه السلام
- طريق زيد بن يثيع از امام على عليه السلام
- طريق شريک از امام على عليه السلام
- طريق عبدالرحمن بن ابى ليلى از امام على عليه السلام
- طريق ابومريم از امام على عليه السلام
- طريق يكى از هم مجلسى هاى امام على عليه السلام از امام على عليه السلام
- طريق طلحة بن مصرف از امام على عليه السلام
هـ) حديث ابوايوب انصارى از طريق رياح بن حارث نقل شده، كه رجال سند آن همگى ثقه اند.
و) حديث براء بن عازب از عدى بن ثابت نقل شده، كه رجال سند آن نيز ثقه مى باشند.
ز) حديث ابن عباس از عمر بن ميمون روايت شده، كه سند آن صحيح است.
ح) حديث انس ابن مالک از ابوسعيد و ابوهريره از عميرة بن سعد نقل شده، كه در آن سند هاى صحيح و موثق وجود دارد.
البانى سپس مى گويد: اين مطلب را كه دانستى، بگويم كه انگيزه من بر تفصيل كلام در مورد اين حديث و بيان صحت آن اين بود كه مشاهده كردم شيخ الاسلام ابن تیمیه جزء اول حدیث را تضعيف كرده و جزء دوم را گمان كرده كه باطل است. به نظر من اين از مبالغه و تسريع او در تضعيف احاديث است، پيش از آنكه طرق آن را جمع كرده و در آن دقت كند... .[۲۳]
پانویس
- ↑ الشحود، مشاهیر اعلام المسلمین، ص۱۴۵
- ↑ اعضای ملتقی اهل الحدیث، المعجم الجامع فی تراجم العلماء، ص۳۲۱
- ↑ اعضای ملتقی اهل الحدیث، المعجم الجامع فی تراجم العلماء، ص۳۲۱
- ↑ استانبولی، کتاب مفتوح الی الشیخ ناصرالدین الالبانی
- ↑ المعجم الجامع، ص۳۲۱
- ↑ سلفی، البانی و شذوذه و اخطاؤه، ص۷
- ↑ فتاوی اللجنة الدائمة، ج۴، ص۴۷۳
- ↑ الاعلام بآخر احکام الالبانی الامام، ص۲
- ↑ غماری، ارغام المبتدع الغبی، ص۲۱-۲۲
- ↑ غماری، ارغام المبتدع الغبی، ص۲۲
- ↑ تناقضات الالبانی الواضحات ج۲، ص۳۰۴
- ↑ سلفی، البانی و شذوذه، ص۲
- ↑ ارغام المبتدع الغبی، ص۲۲
- ↑ سلسلة الصحیحة، ج۶، ص۷۳
- ↑ صحیح السیرة النبویة، ص۲۷-۲۸
- ↑ الاجوبة النافعة، ص۱۸
- ↑ الاجوبة النافعة، ص۷۲
- ↑ الاجوبة النافعة، ص۶۵
- ↑ احکام الجنائز، ص۳۴
- ↑ سلسلة الصحیحة، ج۴، ص۳۵۹
- ↑ نمى از يم غدير (تبريزى): ص۴۴-۴۷.
- ↑ دانشنامه غدیر،ج۴،ص ۶۲
- ↑ سلسلة الاحاديث الصحيحة: ح ۱۷۵۰.