نوح بن قیس حدانی (ابوالروح)
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | نوح بن قیس بن رباح (یا ریاح) ازدی حدانی طاحی، ابوروح بصری |
| سرشناسی | محدث طبقه هشتم، راوی صحاح سته به جز بخاری |
| وفات | سال ۱۸۳ یا ۱۸۴ هجری قمری |
| خویشان سرشناس | خالد بن قیس |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | خالد بن قیس (برادر)، ایوب سختیانی، ابن عون، ثمامة بن عبدالله بن انس، ابوهارون عبدی، عمرو بن مالک نکری و... |
| شاگردان | یزید بن هارون، عفان بن مسلم، مسلم بن ابراهیم، موسی بن اسماعیل، مسدد بن مسرهد، خلیفة بن خیاط و... |
| مذهب | اهل سنت |
| اطلاعات فرهنگی | |
| زمینه فعالیت | حدیث، رجال، درایت |
| علت شهرت | توثیق توسط احمد بن حنبل و یحیی بن معین، روایت مسلم و دیگران از او |
نوح بن قیس بن رباح ازدی حدانی (معروف به طاحی)، ملقب به ابوروح بصری، از محدثان طبقه هشتم و برادر خالد بن قیس است. وی با وجود آنکه در برخی منابع به «تشيع» متهم شده، اما اکثر علمای رجال اهل سنت همچون احمد بن حنبل، یحیی بن معین، ابوداوود، نسائی و عجلی او را توثیق کرده یا او را «لا بأس به» دانستهاند.
زندگی نامه
نوح بن قیس بن رباح (یا ریاح) ازدی حدانی، معروف به طاحی (منسوب به محله «طاحیه» در بصره)، کنیه ابوروح و اهل بصره است. وی برادر کوچکتر خالد بن قیس است.[۱] ابن سعد نیز تصریح کرده که وی ساکن محله «سویقة طاحیة» در بصره بود و به همین جهت به طاحی شهرت یافت.[۲]
اساتید
نوح بن قیس در طبقه هشتم (از نظر تقسیمات ابن حجر) قرار دارد و از مشایخ زیر روایت کرده است:
- برادرش خالد بن قیس
- ایوب سختیانی
- ابن عون
- ثمامة بن عبدالله بن انس
- ابوهارون عبدی
- عمرو بن مالک نکری
- حسام بن مصک
- یزید بن کعب عوذی
- عبدالله بن معقل بصری
- عبدالله بن عمران قرشی
- عطاء سلیمی
- اشعث بن جابر حدانی
- صالح دهان
شاگردان
راویانی که از نوح بن قیس حدیث نقل کردهاند،[۳] عبارتند از:
- یزید بن هارون
- عفان بن مسلم
- مسلم بن ابراهیم
- موسی بن اسماعیل
- مسدد بن مسرهد
- خلیفة بن خیاط
- ابوعابس (قتیبة بن سعید)
- نصر بن علی جهضمی
- ابوبکر بن خلاد باهلی
- وهب بن بقیه واسطی
- ابوالاشعث عجلی
اقوال علمای رجال
الف) توثیق و مدح
- احمد بن حنبل (به روایت عبدالله بن احمد) گفت: «نوح بن قیس ثقة است».[۴]
- یحیی بن معین در روایت عثمان بن سعید دارمی گفت: «ثقة».[۵] در نقل دیگر از ابن معین (به روایت اسحاق بن منصور) آمده: «صالح».[۶]
- ابوداوود سجستانی گفت: «ثقة» و نیز گفت: «بلغنی عن یحیی انه ضعفه». ابوداوود همچنین اشاره کرد که وی «یتشيع» (تشیع داشت).[۷]
- نسائی گفت: «لیس به بأس» (اشکالی در او نیست).[۸]
- عجلی گفت: «بصری ثقة».[۹]
- ابن شاهین در الثقات از یحیی بن معین نقل کرده: «هو شیخ صالح الحدیث».[۱۰]
- ابن حبان او را در کتاب الثقات خود آورده است.[۱۱]
ب) جرح و تضعیف
- ظاهراً تنها نکته منفی که به نوح بن قیس نسبت داده شده، «رمی بالتشيع» (متهم به تشیع) است.[۱۲] ابن حجر در «تقریب» میگوید: «صدوق، رمي بالتشيع» (راستگو، اما به تشیع متهم شده است).
- ابوداوود اشاره کرد که شنیده است یحیی بن معین او را تضعیف کرده، اما خود ابوداوود این نقل را تأیید نکرده و خودش او را ثقه دانسته است.[۱۳]
هیچ یک از علمای جرح و تعدیل به ضعف در حدیث او (مانند مناکیر یا خطای فاحش) تصریح نکردهاند و تنها اتهام تشیع مطرح است. به گفته مزی: «روی له الجماعة سوى البخاری» یعنی همه ائمه صحاح سته (به جز بخاری) از او روایت کردهاند.[۱۴] مسلم، ابوداوود، ترمذی، نسائی و ابن ماجه از او حدیث نقل کردهاند. بخاری به دلیل تشیع احتمالی وی، از او روایت نکرده است.
وفات
نوح بن قیس در سال ۱۸۳ یا ۱۸۴ هجری قمری درگذشت؛ نصر بن علی و ابن حبان هر دو همین تاریخ را ذکر کردهاند.[۱۵]
روايت حديث غدير[۱۶]
يكى از علما و بزرگان اهل سنت كه حدیث غدیر را نقل كرده نوح بن قيس حُدّانى بصرى، ابوالروح (م ۱۸۳ ق) است. ابن مغازلى در كتاب مناقب خود حديث غدير را با نقل نسبتاً مفصل ماجراى غدير از نوح بن قيس حدانى نقل كرده است.[۱۷] ذهبى[۱۸]: او را توثيق كرده است. صفى الدين خزرجى نيز وثاقت وى را از پيشوايان بزرگ نقل كرده است.
پانویس
- ↑ ابن حبان، الثقات، ج۷، ص۵۴۲؛ مزی، تهذیب الکمال، ج۳۰، ص۲۷۸
- ↑ ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۱۰، ص۴۹۶
- ↑ مزی، تهذیب الکمال، ج۳۰، ص۲۷۹-۲۸۰
- ↑ ابن ابی حاتم، الجرح و التعدیل، ج۸، ص۴۹۵
- ↑ مزی،تهذیب الکمال، ج۳۰، ص۲۸۰
- ↑ ابن ابی حاتم، الجرح و التعدیل، ج۸، ص۴۹۵
- ↑ مزی،تهذیب الکمال، ج۳۰، ص۲۸۰
- ↑ مزی،تهذیب الکمال، ج۳۰، ص۲۸۰
- ↑ ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۱۰، ص۴۹۶
- ↑ ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۱۰، ص۴۹۶
- ↑ ابن حبان، الثقات، ج۷، ص۵۴۲
- ↑ ابن حجر، تقریب التهذیب، ج۱، ص۵۴۴
- ↑ مزی،تهذیب الکمال، ج۳۰، ص۲۸۰
- ↑ مزی،تهذیب الکمال، ج۳۰، ص۲۸۰
- ↑ ابن حبان، الثقات، ج۷، ص۵۴۲؛ مزی، ج۳۰، ص۲۸۰
- ↑ چكيده عبقات الانوار (حديث غدير): ص ۲۱۱.
- ↑ مناقب ابن مَغازلى / ۱۶ - ۱۸.
- ↑ الكاشف: ج ۳ ص ۲۱۱. خلاصة تذهيب الكمال: ص ۳۴۷.