نوروز
نوروز، نخستین روز سال خورشیدی ایرانی برابر با اول فروردین ماه و هنگام انتقال خورشید از برج حوت به برج حَمَل را مینامند، که بیان از تحوّل و پدیدهای طبیعی است که نقطه اعتدال ربیعی و آغاز بهار و فصل رویش و جنبش و جان یافتن دوباره طبیعت پس از مرگی طبیعی است، این هنگامه همواره از دیرباز در ایران باستان با عنوان عید نوروز همراه با برگزاری جشن و آیینهای ویژه نوروزی بوده است.
نوروز با حفظ حیات چندهزار ساله خود علیرغم وجود بعضی شک و شبههها و مخالفتورزی بعضی از اهل سنّت و نیز برخی علمای شیعه در دورههای اخیر به بخشهای وسیعی از سرزمینهای اسلامی در شرق و غرب، راه پیدا کرده و همواره علمای اسلام و دولتها و حکومتهای به اصطلاح اسلامی مانند امویها، عباسیها تا به صفویه و قاجار واکنشهای متفاوتی درباره آن نشان دادهاند. نوروز نزد اکثریت فقها و علما پذیرفته شده و درباره آن در ابواب مختلف فقه بحث کردهاند و آدابی چون نماز، روزه، غسل و دعا در آن روز ذکر نمودهاند، اما برخی هم آنرا مخالف با فرهنگ اسلام دانسته و دلایلی را ذکر کردهاند که در این نوشتار به همه آنها پرداخته شده است.
محاسبه نوروز در علم رياضى و نجوم
پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله بعد از سپرى شدن ۳۵۲۴ روز از مبدأ هجرت، در عيد قربان سال دهم برابر با ۱۹ / ۱۲ / ۱۰ شمسى مشغول مناسک حج بود. ايشان به هنگام بازگشت از حجةالوداع در روز ۱۸ ذى حجه، در حالى كه ۳۵۳۲ روز از مبدأ هجرت گذشته بود، برابر با ۲۷ / ۱۲ / ۱۰ شمسى و مطابق با ۱۸ مارس ۶۳۲ ميلادى، وقتى به نزديک محل جحفه - كه غدير خم در آن قرار دارد - رسيد، فرشته وحى از جانب پروردگار آيه ابلاغ را نازل فرمود.
علامه شعرانى در اين رابطه مى نويسد: من از زيج هندى استخراج كردم كه تحول آفتاب به برج حمل در سال دهم هجرى، چهارشنبه ۲۱ ذى حجه، سه روز پس از غدیر خم بود، و جشن گرفتن پس از سه روز هم مناسب است. بنابراين، عيد سعيد غدير با ايام نوروز كاملاً انطباق دارد. به ويژه كه با حركت تقديمى نقطه اعتدال بهارى به پيشواز از اين عيد سعيد، وارد برج حوت شده است.[۱]
الف) نحوه محاسبه
طرز محاسبه آنچه گفته شد به شرح ذيل مى باشد:
- مى دانيم كه عيد غدير خم، روز هجدهم ذى الحجة الحرام سال دهم هجرى قمرى است.
- روزهاى دقيق يک سال قمرى با احتساب كبيسه به صورت اعشار: ۳۶۷۰.۳۵۴
- روزهاى دقيق يک سال شمسى با احتساب كبيسه به صورت اعشار: ۲۴۲۲.۳۶۵
- عدد تقويمى آغاز ماه ذى الحجه: ۳۲۵ روز از آغاز سال قمرى (اول محرم) گذشته است.
- «بين التاريخين» هجرى قمرى و هجرى شمسى ۱۱۹ مى باشد؛ يعنى مبدأ شمارش هجرى شمسى ۱۱۹ روز جلوتر از مبدأ قمرى آن بوده است.
- «عدد جامع» يعنى تعداد روزهاى سپرى شده از ۱ فروردين سال اول هجرى شمسى تا واقعه غدير خم، كه معادل عدد ۳۰۳.۳۶۵۱ مى باشد.
ب) شرح و توضيح محاسبات
براى محاسبه تعداد روزهاى سپرى شده حين واقعه غدير، چون سال دهم هجرى هنوز تمام نشده بوده بايد عدد ۹ براى سال هاى گذشته منظور شود: ۱ = ۱۰ سال ناتمام + ۹ سال تمام. اين عدد را ضرب در عدد دقيق روزهاى سال قمرى مى كنيم، چنين به دست مى آيد: ۳۱۸۹. ۳۰۳=۳۵۴. ۳۶۷×۹
حاصل اين اعداد، تعداد روزهاى سپرى شده ۹ سال قمرى گذشته را نشان مىدهد. تا شروع ماه ذىالحجة الحرام، ۳۲۵ روز از تعداد روزهاى يک سال تقويمى قمرى گذشته است. اين عدد تقويمى را با تعداد روزهاى سپرى شده از خود ماه ذى الحجة الحرام تا روز عيد غدير خم جمع مى كنيم: ۳۴۳=۱۸+۳۲۵.
سپس به جمع مذكور، همين عدد و نيز عدد بين التاريخين (۱۱۹) را مى افزاييم و به حاصل اين سه عدد «عدد جامع» مى گوييم: ۳۶۵۱. ۳۰۳=۳۱۸۹+۳۴۳+۱۱۹. ۳۰۳
آنگاه اين «عدد جامع» را تقسيم بر ميانگين دقيق تعداد روزهاى يک سال شمسى كرديم، خارج قسمت چنين حاصل شد: ۹. ۹۹۶۹=۳۶۵. ۲۴۲۲ تقسيم بر ۳۰۳ .۳۶۵۱.
عدد ۹ در حاصل اين تقسيم بيانگر تعداد سالهاى كامل شمسى سپرى شده از هجرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله تا واقعه غدير خم است.
همچنين عدد اعشارى (۹۹۶۹ .۰) بيانگر نسبت روزهاى سپرى شده از آغاز سال دهم هجرى شمسى تا واقعه غدير خم است. حال براى اينكه اين اعداد اعشار را به روز تبديل كنيم، بايستى عدد ۹ را گرفته و ضرب در ميانگين روزهاى سال شمسى نماييم. نتيجه اين میشود: ۳۲۸۷/ ۱۷۹۸=۳۶۵. ۲۴۲۲×۹.
سپس عدد حاصل شده را گرد كرده و اعشار آن را حذف مى كنيم، زيرا در شمارش روزهاى يك سال، اعشار مدخليتى نداشته و بيانگر اجزاء يک روز نيستند، چون روزهاى قمرى و شمسى و... همگى از بعد طولى خود (و لو با مبدأ متفاوت) ۲۴ ساعته حساب مى شوند. ۳۶۴=۳۶۴. ۱۲۳۲
اكنون عدد ۳۳۶ (كه بيانگر تعداد روزهاى سپرى شده سال تا شروع اسفند ماه است) را از عدد ۳۶۴ كسر مى كنيم. تفاضل دو عدد، مى شود: ۲۸؛ يعنى ۲۸ اسفند ماه. ۲۸=۳۶۴- ۳۳۶.
اكنون مى دانيم كه در برخى گاهنامه ها، زيج ها و تقويم هاى گزارش دهنده از وقايع صدر اسلام[۲] چنين آمده است كه در سال دهم هجرى، چون مسلمانان جهت انجام فريضه حج و روزه ماه مبارک رمضان و عيد فطر در جستجوى هلال ماه برآمدند آن را نديدند (شايد به جهت كثرت غبار و طوفان در آن مدت از سال).
بنابراين، چهار ماه شعبان، رمضان، شوال و ذى القعده همان سال را به سبب عدم رؤيت هلال، سى روز تمام گرفتند (يعنى دو ماه شعبان و شوال را - كه در تقويم ۲۹ روزه هستند - ناچار ۳۰ روز شرعى گرفتند، و كمتر بودن دو ماه رمضان و ذى قعده شرعى از ۳۰ روز تقويمى نيز شرعاً ثابت نشد). اين شد كه دو روز به حساب تقويمى افزوده شد (از ناحيه دو ماه شعبان و شوال، كه مى بايست ۲۹ روز تقويمى باشند).
اين دو روز اضافى تا آخر سال (يعنى ماه ذى حجه) همچنان آمد. اما مشكل چندانى را سبب نشد، زيرا سال دهم هجرى، از سال هاى كبيسه قمرى بوده[۳] كه خود ظرفيت يک روز اضافه را داشته، و فقط يک روز اضافه ديگر را از تقويم آن سال انداختند، تا اين زيادتى به محرم سال بعد سرايت نكند.
جهت مطالعه بيشتر در اين رابطه، رجوع شود به دو رساله «كبيسه» و «نوروزيه» از ملا محمدتقى بن محمدرضا رازى، كه «رساله كبيسه» را در شعبان ۱۰۴۴ ق در عهد صفويه نوشته و نسخه اش در كتابخانه اميرالمؤمنين عليه السلام نجف اشرف موجود است.[۴]
بنابراين، عيد سعيد غدير خم در ۱۸ ذى الحجة الحرام شرعى، يا همان ۲۰ ذى الحجة تقويمى (مطابق با تقويم هاى نجومى)، و دقيقاً برابر با روز نوروز سال ۱۱ شمسى (چهارشنبه) واقع شده است.
به اين توضيح كه: چون مبناى محاسبه ما بر اساس تقويم هاى نجومى است، لذا بايد با توجه به رخداد فوق (دو تأخير رؤيت هلال) دو روز بر ۲۸ اسفند سال دهم هجرى شمسى بيافزاييم، و آن را همان اول فروردين سال يازدهم ثبت كنيم، كه مصادف با روز عيد نوروز مى باشد: ۱ فروردين (نوروز) = ۲ روز تأخير رؤيت هلال + ۲۸ اسفند.
حال، اگر بنا بر گزارش تقويمى ديگرى - كه آن را نيز كاشانى در رساله غديريه نقل كرده و آن را ضعيفتر مى شمارد - تنها يک روز تأخير در رؤيت هلال (آخر شوّال يعنى هلال اول ذى القعده) را بپذيريم، و در نتيجه فقط يک روز به حساب تقويمى بيافزاييم، حاصل چنين مى شود: ۲۹ اسفند = ۲۸+۱.
در اين صورت باز هم مشكلى رخ نمى دهد، چون طبق اين محاسبه نيز غدير در روز ۱۹ ذى حجه رخ داده، و به جاى روز نوروز با شب نوروز (شب چهارشنبه آخر سال شمسى) دوباره انطباق پيدا مى كند. زيرا عرب را عادت اين بوده و هست كه حتى ظهر و غروب و شب قبل را در حكم روز بعد از آن مى داند. مثل بعد از ظهر و غروب پنجشنبه كه در حكم شب جمعه و روز جمعه به حساب مى آيد.
اما گذشت كه كاشانى روايت جدول تقويمى اول را (كه تطابق غدير روز نوروز را موجب مى شود) قوى تر و صحيح تر دانسته است. در اينجا اگر كسى اشكال كند كه: چگونه توالى چهار ماه تمام (۳۰ روزه شعبان، رمضان، شوال و ذی قعده) در يک سال قمرى (سال دهم هجرت) ممكن است؟ می گوييم:
اولاً: غياث الدين كاشانى، خود متخصص فنّ نجوم و رياضى و تقويم بوده است.
ثانياً: مرحوم استاد على اكبر غفارى در حاشيه «تهذیب الأحکام» شیخ طوسی[۵] به نقل از استاد خود ابوالحسن شعرانى (منجّم و رياضيدان معاصر) مى گويد:
منجمان با محسبات رياضى اثبات كرده اند كه توالى چهار ماه تمام سى روزه (حتى واقعى و با رؤيت حقيقى هلال) امكان دارد. ولى بيش از چهار ماه ممكن نيست.
اما از منظر شرعى و فقهى نيز، مرحوم استاد غفارى در حاشيه صفحه ۲۳۲، فتوى به وجوب در ميان (۲۹ و ۳۰ روزه) حساب كردن ماه هاى متوالى (يعنى: شعبان ۲۹ روزه، رمضان ۳۰ روزه، شوال ۲۹ روزه، ذى قعده ۳۰ روزه) را فقط از شیخ صدوق در كتاب «الخصال» نقل كرده است، و اين را فتواى عمده فقهاء مى داند كه فرموده اند: ماه هاى سال قمرى (چه متوالى و چه جدا از هم) مى توانند دستخوش زيادت (۳۰ روزه) يا نقصان (۲۹ روزه) شوند، چه رمضان باشد و چه غير رمضان... .
غياث الدين كاشانى و «رساله غديريه» او:
مطابقت دقيق عيد غدير سال دهم هجرى قمرى با عيد نوروز سال يازدهم هجرى شمسى را غياث الدين جمشيد كاشانى (م ۸۳۳ ق) در «رساله غديريه» خود - كه بالاتر مذكور شد - مشروحاً اثبات كرده است. وى از بزرگترين علما و رياضيدانان و مهندسين شيعه در عهد مغول بوده، و اختراعات و ابداعات و ابتكارات فراوانى در حساب و هندسه و رياضيات از خود بر جاى نهاده، و حتى كتابى نيز در تفسير قرآن نوشته است.[۶]
كاشانى «رساله غديريه» را به دو زبان فارسى و عربى نوشته، چنانكه در مقدمه همين رساله موجود عربى، به اين مسئله تصريح كرده است. افسوس كه متن فارسى رساله در دست نيست و تنها متن عربى آن توسط انتشارات مذكور در نجب اشرف به چاپ رسيده است.
استخراج سال شمسى
اما در مورد سال شمسى، چون ما اعشار خارج قسمت (۹۹۶۹ .۹) را حذف كرديم، و جهت استخراج باقيمانده تنها عدد صحيح (۹) را ضرب در ميانگين روزهاى سال شمسى نموديم. از طرفى مىدانيم كه در مورد سال و طول آن، اعشار بيانگر ميزان گذشت روزهاى سال بعدى است؛ يعنى در اين مثال مىدانيم كه به اندازه (۹۹۶۹ .۰) ؛ يعنى حدود ۹۹ درصد، از سال ۱۰ كه بعد از سال ۹ است گذشته است.
پس بايد عدد نه را در اين مرحله دوباره به اضافه عدد يک كنيم؛ يعنى همين يك سال ناقص ناتمام؛ كه مى شود سال دهم هجرى شمسى. ولى وقتى دو روز تأخير در رؤيت هلال دو ماه بعدى شعبان و شوال سال دهم را بر آن بيافزاييم، ناچار وارد سال يازدهم هجرى شمسى (روز نوروز اين سال) مى شويم.
نتيجه آنكه: عيد سعيد غدير خم در ۱۸ ذى الحجة الحرام شرعى (۲۰ ذى الحجة تقويمى) سال ۱۰ هجرى قمرى، برابر با روز عيد نوروز سال يازدهم شمسى (و در روز چهارشنبه) واقع شده است.[۷]
همچنين از نرم افزارهاى تبديل تاريخ نيز مى توان استفاده و مطلب را اثبات كرد. مثل نرم افزار: islamic_calender .
در مركز تقويم كشور راجع به اين نرم افزار آمده است: نرمافزار Calh را دكتر «بنو ون دالن» پژوهشگر به نام تاريخ نجوم اسلامى در سال ۱۹۹۷ م طراحى كرده است. با استفاده از اين نرم افزار، مىتوان گاهشمارى هاى تاريخى مانند عبرى، قبطى، قمرى قرار دادى، فارسى (يزدگردى)، ملكه (جلالى) و... ، را به يكديگر تبديل كرد.
تقارن غدیر و نوروز[۸]
درباره تقارن روز غدیر با عید نوروز علمای شیعه مطالبی فرمودهاند و در شعر شاعران هم منعکس شده و در برخی کشورها عملاً این تقارن را جشن میگیرند. ذیلاً به این ۳ مطلب درباره این تقارن میپردازیم:
۱. سخنان علما درباره تقارن غدیر با نوروز
علامه بزرگوار محمدتقی مجلسی در «روضة المتقین» و علامه محمد باقر مجلسی در جلد سوم از بخش السماء و العالم از کتاب «بحار الانوار»، مفصل این مطلب را بررسی نمودهاند. همچنین مرحوم صاحب جواهر و فاضل هندی و علامه شعرانی در قرن معاصر، با استفاده از قواعد نجومی و تاریخ این مطلب را ثابت نمودهاند ذیلاً مطالب ایشان را میآوریم:
- علامه محمدتقی مجلسی با استفاده از روایت معلّی بن خنیس در «روضة المتقین» میفرماید: و کفی به شرفاً و فضلاً انه کان جلوسه علیه السلام للخلافة.
- صاحب جواهر الکلام و همچنین فاضل هندی در «کشف اللثام» میفرماید: اول فروردین به حساب تقویم در سال دهم هجری مطابق با نوزدهم ذی الحجه میشود، و چون ماه در شب سی ام دیده نشد، اول فرودین مطابق با هجدهم ذی الحجه سال دهم یعنی روز غدیر خم گردید.
- علامه محمدباقر مجلسی در «بحار الانوار» مفصل این موضوع را تحقیق و بررسی کامل نموده و حالات مختلف آن را بررسی کرده، که نتیجه اینکه ۱۸ ذی الحجه سال دهم هجری قمری مطابق با اول فروردین سال ۱۱ هجری شمسی میباشد.
۲. تقارن غدیر و نوروز در شعر فارسی
- الف) هاتف اصفهانی میگوید:
| همایون روز نوروز است امروز به فیروزی | بر او رنگ خلافت کرده شاه لافتی مأوا |
- ب) میرزا حبیب قاآنی شیرازی میگوید:
| رسد به گوش دل این مژده ز هاتف غیبی | که گشت شیر خداوند شهریار امروز | |
| به جای خاتم پیغمبران به استحقاق | گرفت خواجه کروبیان قرار امروز |
- ج) صغیر اصفهانی چه زیبا سروده است:
| دانی ز چه عید باستان میخندد؟ | بر روی جهانیان جهان میخندد | |
| بنشست علی جای نبی در نوروز | زین مژده زمین و آسمان میخندد |
- د) و یا:
| نوروز از آن شد پر شعف | هم صاحب عز و شرف | |
| کان روز سالار نجف | آمد به تخت سروری |
- هـ) همچنین در ترانههای محلی کشور افغانستان - که همزمانی عید اللَّه الاکبر غدیر با نوروز برای آنان جا افتاده است - نیز به این همزمانی بسیار پرداخته شده است:
| بهار آمد بهار آمد خوش آمد | علی با ذوالفقار آمد خوش آمد |
طبق باور (به حق) عامه مردم شریف افغانستان، امیرالمؤمنین علیه السلام در روز اول نوروز به جانشینی رسول خدا صلی الله علیه و آله برگزیده شد و مردمان این کشور در کنار تجلیل از نوروز، به توصیف رشادتها و دلاوریهای حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام نیز میپردازند، و در ایام جشن نوروز در شهر مزار شریف دوبیتیهای مخصوص این ایام را با صدای خوش میخوانند:
| نوروز رسید و عید اکبر گردید | برگرد سر ساقی کوثر گردید | |
| امروز علی نشست بر تخت نبی | زان است که روز و شب برابر گردید |
از دو بیتیهای معروف دیگری که در مورد مورد خلافت امام امیرالمؤمنین علیه السلام در روز اول نوروز در میان مردم آن سرزمین خوانده میشود، میتوان این دو بیتیها را نام برد:
| نوروز شد و جمله جهان گشت معطر | از بوی خوش لاله و ریحان و صنوبر | |
| بر تخت خلافت بنشست آن شاه صفدر | داماد نبی صلی الله علیه و آله، شیر خدا، ساقی کوثر |
و یا:
| نوروز شد و علی ز روی تعظیم | بر تخت خلافت نبی گشت مقیم | |
| از مقدم شاه اولیا بر کرسی | امروز نشسته معنی عرش عظیم |
۳. نوروز و غدیر در هند و پاکستان و افغانستان
در آن مناطق هم نوروز جشن گرفته میشود، ولی بیشتر به شیعیان اختصاص دارد و صبغه الهی دارد. چرا که جشن نوروزشان ساگرد غدیر است. در برخی شهرهای مهم افغانستان، مردم هر سال هنگام نوروز منتظر عَلَمی با نام مبارک امیرالمؤمنین علیه السلام هستند، با نام «جهنده سخی»؛ که «سخی» به معنای شاهمردان است و لقب حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام خوانده میشود.
در ایالت کشمیر هند نیز، علما و احزاب شیعه خواستار تعطیلی نوروز به عنوان غدیر شدهاند. مردم نوروز را به عنوان عید اللَّه الاکبر غدیر میشناسند؛ لذا خانه تکانی کرده و لباس نو میپوشند و سفره نذر حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام میاندازد. در پاکستان هر سال ساعت نصب حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام را استخراج میکنند، چرا که آن را پاکترین ساعت سال میدانند، و هر ساله در نوروز «جشن تاجپوشی علی علیه السلام» برگزار میشود.
الف) نوروز در افغانستان
نوروز در افغانستان از قدیم در فرهنگ مردم جای خاص داشته و تا امروز نیز دارد. در آغاز تمدن آریانا، به عنوان بهار طبیعت و آغاز فصل گرما و زنده شدن زمین و کشاورزی بوده است.
بعد از آنکه دوره تاریخی هجری شمسی شروع شد، به عنوان آغاز سال نو دینی مطرح شد، و مردم عید نوروز را با میلههای نوروزی؛ میله سخی، میله دهقانان، میله پهلوانان، میله سمنک، میله گل سرخ و…، بهار را در دامان طبیعت جشن میگیرند. امروزه تمام رشتههای ورزشی در میله پهلوانان به نمایش رشادتهایشان میپردازد.
شکل ظاهری جهنده سخی: پرچمی با رنگ سبز در دور پرچم کلمه «لا اله الا اللَّه، محمد رسول اللَّه، علی ولی اللَّه، و نام مقدس اللَّه، محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام»، و در وسط آن آیه شریفه نصر من اللَّه و فتح قریب نوشته شده است، که با سلیقه خاصی زینت داده شده است.
جشن گل سرخ
جشن گل سرخ (میله گل سرخ) یک جشن خاص است که در مزار شریف در ۴۰ روز اول سال و به مناسبت روییدن گلهای سرخ اجرا میشود، و در طول این ۴۰ روز مردم از همه جا برای حضور در این جشن به مزار شریف میآیند. این مراسم بهطور همزمان با مراسم جهنده علی (یا ژنده علی) انجام میشود.
مراسم جهنده علی، مراسمی خاص دینی است که به مناسبت خلافت حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام در مسجد مقدس این شهر - که گفته میشود آرامگاه این امام است - اجرا میشود. این مراسم با برافراشتن یک علم - که ترکیب رنگ آن به درفش کاویانی شباهت دارد و به آن ژنده سخی میگویند - در حرم منسوب به امام علی علیه السلام و در اولین روز سال اجرا میشود. جشن گل سرخ برای چهل روز در دشتهای لاله و حرم ادامه مییابد.
ب) نوروز در پاکستان
شیعیان پاکستان همیشه این روز شکوهمند را به عنوان «عید سعید غدیر» و جشن ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام برگزار میکنند. شیعیان پاکستان و بالاخص مردم گیلگیت، بلتستان، هنگو و پاراچنار، شهرها و مناطق خود را چراغانی میکنند و با صدای بلند شعار میدهند که «الحمد اللَّه الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین علیه السلام». برنامههای جشن نوروز در نواحی شمال غربی، پاکستان باختری - که از چندین حیث به ایران نزدیک تر است - بسیار جالب و توأم با جریانات خاصی میباشد.
در آنجا علاوه بر پوشیدن لباس نو و تبریک گفتن به یکدیگر، پس از تحویل سال و ترتیب یافتن مجالس، قصیده و شعر ضیافتهایی نیز به مناسبت جشن مزبور در منازل صورت میگیرد، و در آن سفره امیرالمؤمنین علیه السلام که شامل هفت نوع میوه خشک و سبزیجات و یک نوع بیسکویت به نام «کلوچه نوروزی» و پلو با گوشت مرغ سفید و تخم مرغهای رنگ زده میباشد، گسترده میشود.
مرغ سفید هر قدر هم که ناپیدا باشد فراهم میکنند، زیرا تهیه پلو با گوشت مرغ سفید را شگون نیک میدانند. کلوچه نوروزی در بین مردم پیشاور محبوبیت خاصی دارد، و حتی افراد غیر شیعه نیز به آن علاقه زیادی دارند.
پس از قرائت فاتحه و صرف (نذر) امیرالمؤمنین علیه السلام، مردان و زنان شیعه در آن نواحی از خانه بیرون میروند و مدتی در باغها و چمنزارها به گردش میپردازند، و کوشش میکنند پابرهنه بر سبزه و چمن قدم بزنند و این عمل را «سبزه لگد کردن» مینامند. بدین ترتیب تمام روز را با خوشحالی و شادکامی به سر میبرند.
عید نوروز یکی از اعیاد جالب مرزنشینان پاکستان غربی بهشمار میرود، و این بخش را منتسب به مولای متقیان حضرت علیعلیه السلام میدانند، که در حقیقت همان جشن غدیر خم است، و معمولاً آن را در ۲۱ مارس برگزار میکنند. آنها معتقدند روزی که حضرت محمد صلی الله علیه و آله در یک اجتماع ۱۲۴ هزار نفری از اصحاب خودشان به حکم پروردگار حدیث معروف غدیر را خواند و حضرت امیر علیه السلام را به جانشینی خود معرفی کرد، ۲۱ مارس و همزمان با ۱۸ ذی حجه و مصادف با اول بهار بوده است.
لذا در این ایام خانه تکانی میکنند و لباس نو میپوشند. خود و خانواده و خانههایشان را با انواع صندل و عطرها خوشبو میکنند. سفره ای در منازل خود پهن کرده و انواع شیرینی و میوه را در آن چیده و نذر حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام میکنند.
در این سفره یک کاسه پرآب را تدارک می بییند و یک گل سرخ تازه را در آن قرار میدهند، و در وقت سال تحویل - که در حقیقت آفتاب وارد برج حمل (فروردین) میشود - به آن گل و آب نگاه میکنند. میگویند این گل در آب به حرکت در میآید، و آن زمانی است که دعا مستجاب میشود و میخوانند.
در پاکستان، اول فروردین به روز «تاج پوشی علی علیه السلام» موسوم است، و گفته میشود که در دهههای پیش حتی اهل سنت نیز نقش بسزایی در گرامیداشت این آئین داشتهاند. متأسفانه تشدید فعالیتهای افراط گرایانه برخی گروههای مذهبی اهل سنت در این سرزمین، اکنون گستره بزرگداشت این آئین را محدود به شیعیان کرده است.
شیعیان این منطقه معتقدند که لحظه تحویل سال با زمان بلند کردن دست حضرت علی علیه السلام توسط حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله در روز عید غدیر خم همزمان بوده، و معتقدند که این لحظه با برکتترین زمان سال بوده و هر دعایی به درجه استجابت خواهد رسید.
زنان در این زمان یک ظرف بزرگ را از آب پر کرده و در درون یک اتاق پاکیزه میگذارند. دو غنچه گل محمدی در داخل آب گذاشته و شروع به خواندن قرآن و دعای «یا مقلّب القلوب و الابصار…» میکنند. باورمندان این رسم معتقدند که دو غنچه گل محمدی پس از حرکت در یک لحظه به هم میرسند، و آن لحظه زمان تحویل سال و آغاز فروردین یا به امامت رسیدن حضرت علی علیه السلام است.
در برخی شهرهای شیعه نشین پاکستان همچون پاراچنار، بلتستان، و گلگیت و بعضی از محلههای شهر کراچی و کویته و برخی روستاهای ایالتهای سند و پنجاب، مراسم خصوصی جشن «تاجگذاری» بر پا میشود، و ذاکرین و شاعرین و روحانیان فضائل و مناقب حضرت علی علیه السلام را بیان میکنند.
از جمله شعرهایی که در این گونه مراسم بیان میشود ابیات زیر است که سروده خواجه نظام الدین اولیاء در مدح حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام میباشد:
| امامت را کسی باشد که شاه اولیاء باشد | به زهد و عصمت و دانش مثال انبیاء باشد | |
| امام حق کسی باشد که باشد همسر زهرا | چنان رفعت که میبینی بجز حیدر که را باشد؟ | |
| امام حق کسی باشد که باشد جامع قرآن | نبی را حجت برهان به هنگام وغا باشد | |
| وصیت کرد با امت، محمد در غدیر خم | علی بن ابی طالب خلافت را سزا باشد | |
| امام آنچنان فاضل که میجوئی زمین بشنو | حسن ابن علیا را به جای مرتضی باشد | |
| حسین بن علی ما را به مذهب زینت و زیب است | که از روز اول ما را جنابش ملتجی باشد | |
| شفیع جنت و دوزخ، امیرالمؤمنین باشد | اگر خواهی که در محشر شفیعت مصطفی باشد |
معمولاً در پایان این گونه مراسم، به طول مفصل از میهمانان با انواع شیرینیها و شام پذیرایی میشود.
مقایسه نوروز و غدیر[۹]
روزها و مناسبتها هر چند بزرگ باشند و دعا و اعمال خاصی در آن وارد شده باشد، زمانی عید خواهند بود که از سوی شرع اقدس به چنین صفتی خوانده شوند. به عنوان مثال روزهای بزرگی در اسلام وجود دارد، مانند: روز شریف مبعث، روز تولد حضرت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و موالید دیگر معصومان علیهم السلام، روز عرفه و….
ولی هیچیک از این روزها از سوی شرع عید خوانده نشده است. همچنین روایاتی در باب استحباب برخی اعمال و ادعیه در روز نوروز آمده است، اما در حد مراسم دینی است و در هیچ روایتی از این روز به عید یاد نشده است.
از میان این روزها و مناسبتها، روز غدیر در زبان روایات بسان عید فطر و عید قربان و روز جمعه عید خوانده شده است، و بلکه با صیغه تفضیلی، مانند «افضل الاعیاد»[۱۰] (برترین عیدها) و «عید اللَّه الاکبر»[۱۱] (عید بزرگتر خداوند) آمده است.
درباره عظمت این روز روایت شده است که امام صادق علیه السلام به یکی از اصحاب خود فرمود: «لعلک تری ان اللَّه - عزوجل - خلق یوماً اعظم حرمة منه؟ لا و اللَّه لا واللَّه»:[۱۲] شاید بپنداری که خدا - عزوجل - روزی بزرگتر از آن (روز غدیر) آفریده باشد؟ نه به خدا، نه به خدا (چنین نیست).
از این بیانها روشن میشود که روز غدیر همسنگ روز دحوالارض، نیمه ماه رجب، نوروز و امثال آن نیست، بلکه به مراتب از این روزها با عظمت تر و ارجمندتر است. البته مرحوم محدث قمی درباره روز عرفه آورده است: و آن روز (عرفه) از اعیاد بسیار بزرگ است، هر چند عید خوانده نشده است.[۱۳]
توجه به این نکته ضروری است و آن اینکه بعید است سخن مرحوم محدث قمی اجتهاد خود او باشد، چرا که شیوه و روش او چنین نیست و احتمال میرود که عید بودن عرفه را از پیشینیان گرفته باشد. اگر تنها در یک روایت از عرفه به عنوان عید یاد شده باشد، از باب تسامح میتوان آن را عید خواند، زیرا بنا بر مشهور، مواردی از این دست نیاز به سند ندارد. اما اگر روایتی درباره آن نیامده باشد، نمیتوان آن را عید خواند.
به تعبیر دیگر: ملاک در نامها و حقایق شرعی فقط وجود ادله شرعی است. از همین رو، در صورتی میتوان روزی را عید اسلام خواند که این نام گذاری ریشه در قرآن کریم یا سنت مطهر داشته باشد. برای عید خواندن عرفه هم باید دلیل شرعی داشته باشیم، و در غیر این صورت برای عید خواندن این روز - هر چند روزی ارجمند و با عظمت است - وجهی نمییابیم.
درباره نوروز نیز همین امر صادق است. چه اینکه در روایات از آن به عنوان عید یاد نشده است. البته روایات متضادی درباره نوروز وجود دارد. مرحوم علامه مجلسی پس از کند و کاو در روایات نوروز، روایات مؤید نوروز را ترجیح داده، و علمای پس از وی نیز از او پیروی کردهاند.
اما علامه مجلسی در «بحار الانوار» پرسشی را مطرح کرده است به این بیان که:
از کجا بدانیم نوروزی که اعمال مستحبی مانند: نماز مخصوص، روزه و غسل برای آن روایت شده، همین نوروز معروف باشد (که با آغاز بهار و تحویل شمس به برج حمل فرا میرسد)؟ وانگهی پادشاهان آل بویه، حمدانیان و دیگر شاهان که این روز را جشن میگرفتند، بر معین بودن آن روز اتفاق نظر نداشتند؛ مثلاً نوروز معتضدی (نسبت به المعتضد یکی از حاکمان عباسی که احمد بن طلحه نام داشت و به المعتضد باللَّه ملقب بود) نوروز جلالی و نوروز سلطانی از دیگر موارد نوروز است.[۱۴]
درباره نوروز، اقوال متعددی است که آن را پنج یا شش روز خواندهاند. اما در تعیین قطعی آن همصدایی وجود ندارد، چرا که چندین بار نوروز جابهجا شده، و در سدههایی اخیر اولین روز بهار نوروز اعلام شد؛ لذا بسیاری از فقیهان در مبحث احکام نماز و روزهٔ نوروز، درباره نوروز و تعیین دقیق آن تحقیقاتی کردهاند و شماری نیز از تحقیق در این زمینه صرف نظر کردهاند.
یادآوری میشود که در صورت شک در منحصر کردن نوروز، نمیتوان به «اصل عدم نقل» (عدم تغییر زمان آن) تمسک جست، بر خلاف غدیر که میتوان اصل عدم نقل را در مورد آن حاکم دانست و از ابتدا روز هجدهم ذی حجه را روز غدیر خواندهاند. در حالی که نوروز این گونه نیست، چرا که جابه جایی آن در سدههای گذشته قطعی است و دیگر جایی برای اصل یاد شده باقی نمیماند.
مرحوم مجلسی در پژوهش خود این احتمال را مطرح کرده است که شاید نوروز با روز عید غدیر (هجدهم ماه ذی الحجه) مطابق باشد، زیرا در روایت آمده است: هجدهم ماه ذی الحجه سال دهم هجری قمری (روزی که پیامبر اکرم امیرالمؤمنین علیه السلام را به جانشینی خویش منصوب نمود) با نوروز همزمان بوده است.
بنابراین، محاسبه نوروز اسلامی - که برای آن اعمال و ادعیه خاص لحاظ شده - با ماههای شمسی مجوزی ندارد.[۱۵] به هر حال، منظور از بیان این مطالب این است که بدانیم نصوص دینی نوروز را عید نخوانده است، در حالی که از غدیر به عنوان عید نام برده، بلکه آن را بزرگترین عیدها خوانده است.
موهبتهای الهی و زندگانی پر نعمت در غدیر[۱۶]
غدیر از ویژگیهای متمایز و برجسته و خاصی برخوردار است، که از آن جمله است:
- - مواهب الهی بر امیرالمؤمنین علیه السلام در این روز اعلان شده است.
- - با حاکم شدن تمام مفاهیم غدیر، زندگی خوش و پر نعمت و توأم با آرامش بر همگان تحقق خواهد یافت.
۱. غدیر و مواهب الهی
نص زیارتنامه امیرالمؤمنین علیه السلام در روز غدیر[۱۷] در دست است که امام هادی علیه السلام امیرالمؤمنین علیه السلام را با آن زیارت نموده، و علمای بزرگ آن را از دو تن از سفرای خاص امام زمان علیه السلام در غیبت صغری یعمی عثمان بن سعید (نایب اول) و حسین بن روح (نایب سوم) - که هر دو از اصحاب امام عسکری علیه السلام بودهاند - از ایشان، از پدرش امام هادی علیه السلام روایت کردهاند.
زمانی که امام هادی علیه السلام از مدینه به سامرا احضار شد، فرزندش امام حسن عسکری علیه السلام وی را همراهی میکرد. چون به نجف اشرف رسیدند، کنار قبر جدشان امیرالمؤمنین علیه السلام ایستاده، امام هادی علیه السلام زیارت میخواند و امام عسکری آن را با پدر گرامی اش تکرار میکرد.
از ویژگیهای این زیارت، برخورداری اش از مفاهیم و مضامین بسیار بالایی است که در زیارتنامههای مأثور از امامان اهل بیت علیهم السلام کمتر یافت میشود. به همین جهت، میسزد فرد زیارت کننده در مضامین آن تأمل کند، به ویژه آن قسمت که امام هادی علیه السلام جدش امیرالمؤمنین علیه السلام را مخاطب قرار داده و میگوید:
«... لقد رفع اللَّه فی الاولی منزلتک، و اعلی فی الآخرة درجتک، و بصرک ما عمی علی من خالفک و حال بینک و بین مواهب اللَّه لک…»: خدا منزلت تو را در (سرای) نخست (دنیا) رفعت و در آخرت بلندی بخشید، و آنچه را که مخالفانت و آنان که میان تو و مواهب الهی که برای تو فراهم شده بود حائل گشتند و آن را نمیدیدند، بینا گرداند.
حال این مواهبی که خداوند برای امیرالمؤمنین علیه السلام خواسته بود و امام هادی علیه السلام درباره ممانعت مخالفان از اجرای آن توسط آن حضرت در میان امت سخن گفت چه بود؟ آیا مخالفان از اجرای آن توسط آن حضرت ممانعت کردند؟ آیا مخالفان میان امام علیه السلام و دانش، عصمت، مقام امامت یا درجات عالی او نزد خداوند حائل شدند؟ یقیناً چنین نبوده و تمام موارد یاد شده برای حضرتش محفوظ بود.
حقیقت این است که آن جماعت مانع بین امیرالمؤمنین علیه السلام و مواهب الهی برای مردم شدند، یعنی او را از حق حکومت و اجرای آن - که خداوند در این زمینه به حضرت عطا کرده بود - بازداشتند، و بر اثر همین امر زیانهای جبران ناپذیری بر مسلمانان وارد شد.
اگر امیرالمؤمنین علیه السلام از مقام خلافتش کنار گذاشته نمیشد و پس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله حکومت را خود به دست میگرفت، به یقین حکومتی کاملاً منطبق با حکومت پیامبر صلی الله علیه وآله میداشت. با یک تفاوت و آن اینکه چنانکه پیامبر صلی الله علیه و آله در حدیث منزلت فرمود، امیرالمؤمنین علیه السلام مقام رسالت نداشت.[۱۸]
۲. غدیر و زندگی پر نعمت
امیرالمؤمنین علیه السلام در این باره میفرمایند: «و لو ان الامة - منذ قبض اللَّه نبیه - اتبعونی و اطاعونی لاکلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم رغداً الی یوم القیامه»:[۱۹] اگر امت از زمان ارتحال رسول خدا صلی الله علیه وآله از من پیروی و فرمانبرداری میکردند، به یقین از فرازشان و از زیر پایشان تا روز قیامت گوارا و بی دغدغه میخوردند (و زندگی ای سراسر آسایش و پر نعمت داشتند).
در این سخن امام علیه السلام واژه «رَغَد» به کیفیت و عبارت «الی یوم القیامة» به کمیّت سعادتمندی و رفاه زندگی تصریح دارد. رغد در لغت به معنای زندگی بدون سختی و تلخ کامی و جامعه پاک از فقر، بیماری، جهل، جنگ، منازعات، نگرانی، مشکلات، زندان و گرفتاری و محنتها میباشد، و البته آنچه به آن اشاره شد بخشی از مفاهیم واژه رغد است.
بنا بر فرمایش امیرالمؤمنین علیه السلام، اگر آن حضرت بلافاصله پس از پیامبر صلی الله علیه و آله حکومت بر امت را به دست میگرفت و تمام اهداف غدیر تحقق مییافت، مردم تا واپسین روز زندگی این عالم از تمام خیرات و نعمتهای الهی برخوردار میشدند، و جهان امروز شاهد این همه مظاهر ناخوشایند نبود؛ مانند: بیماری، گرفتاری، محنت، خونریزی، ستمگری، فقر، گسست پیوندهای خویشاندی و منازعات و…. در یک جمله: برخورداری افراد جامعه از تمام نعمتها و رها بودن از تمام مشکلات مادی و معنوی ترجمان «رغد» است.
میبینیم که غدیر در بردارنده تمام ارکان و اصول قانون گذاری اسلامی است. خصوصیتی که حتی دو عید فطر و قربان و دیگر اعیاد اسلامی از آن برخوردار نیست. با مقارنهای میان تمام اعیاد اسلامی، از جمله روز جمعه و عید فطر و قربان، به حکم عقل بزرگترین عید بودن عید غدیر در مییابیم، که روایات نیز همین را تأیید میکند. آنگاه است که به معنای سخن امام صادق علیه السلام پی میبریم که عید غدیر را «عید اللَّه الاکبر»[۲۰] خوانده است.
پانویس
- ↑ دمع السجوم (ترجمه مرحوم شعرانى از كتاب نفس الهموم): ص ۲۰۲.
- ↑ جداول رؤيت هلال از صدر اسلام تا كنون (احمد حسينى). الرسالة الغديرية، يا همان غديريه، تأليف رياضيدان نامى جهان اسلام و تشيع، غياث الدين جمشيد كاشانى، چاپ مكتبة الدوحة الغروية، نجف اشرف: ۱۳۸۱ ق.
- ↑ دايرة المعارف تشيع: ج ۱۳ ص ۵۲۰ ، مقاله كبيسه.
- ↑ الذريعة: ج ۱۷ ص ۲۶۰.
- ↑ تهذيب الاحكام: ج ۴ ص ۲۴۱، دو خط مانده به آخر صفحه.
- ↑ دائرة المعارف تشيع: ج ۱۳ ص ۱۳۷، ۱۳۸. زندگینامه رياضيدانان دوره اسلامى (قربانى): ص ۳۶۵-۳۸۸.
- ↑ برگرفته از مقاله «گاه شمارى هجرى قمرى» از: سيد احمد سجادى، اصفهان، ۱۳۸۸ / ۸۸.
- ↑ قنوت خورشید: ص ۴۹–۵۳.
- ↑ غدیر چشمه زلال ولایت (شیرازی): ص ۲۷–۳۰.
- ↑ بحار الانوار: ج ۹۴ ص ۱۱۰.
- ↑ تهذیب الاحکام: ج ۳ ص ۱۴۳.
- ↑ وسائل الشیعه: ج ۸ ص ۸۹.
- ↑ مفاتیح الجنان: اعمال روز نهم ذی الحجه، روز عرفه.
- ↑ بحار الانوار: ج ۵۶ ص ۹۲.
- ↑ بحار الانوار: ج ۵۶ ص ۹۲.
- ↑ بزرگترین عید خدا: ص ۳۱–۴۶.
- ↑ بحار الانوار: ج ۹۷ ص ۳۶۲، زیارات مخصوصه امیرالمؤمنین علیه السلام.
- ↑ الکافی: ج ۸ ص ۱۰۶. الاحتجاج: ج ۱ ص ۷۵. و نیز حدیث منزلت.
- ↑ کتاب سلیم بن قیس الهلالی: ص ۲۱۱.
- ↑ تهذیب الاحکام: ج ۳ ص ۱۴۳.