پرش به محتوا

هلاکت اقوام از جانب خداوند

از ویکی غدیر
هلاکت تکذیب‌کنندگان آیات الهی در خطبه غدیر
هلاکت تکذیب‌کنندگان آیات الهی در خطبه غدیر
مشخصات فراز
موضوعهلاکت آبادی‌ها بر اثر تکذیب آیات و حجت‌های الهی و ارتباط آن با وعده تحقق حکومت حضرت مهدی علیه‌السلام
مفاهیمهلاکت اقوام؛ تکذیب آیات الهی؛ اتمام حجت؛ ظلم؛ عذاب دنیوی؛ سنت‌های الهی؛ وعده الهی؛ امام مهدی؛ ظهور؛ حکومت جهانی
منابع و پیوندها
آیاتاسراء: ۵۸؛ قصص: ۵۹؛ انعام: ۱۳۱؛ انفال: ۳۳؛ اعراف: ۷۸؛ هود: ۸۲–۸۳؛ عنکبوت: ۱۴–۱۵؛ نور: ۵۵؛ قصص: ۵
روایات«إِنَّهُ مَا مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا وَاللَّهُ مُهْلِكُهَا بِتَكْذِيبِهَا»؛ «يَفْتَحُ اللَّهُ لَهُ شَرْقَ الْأَرْضِ وَغَرْبَهَا»

هلاکت تکذیب‌کنندگان آیات الهی در خطبه غدیر به فرازی از خطبه غدیر اشاره دارد که در آن پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، بر اساس نقل مفصل خطبه، درباره هلاکت آبادی‌ها به سبب تکذیب آیات الهی هشدار می‌دهد. این فراز با مضمون آیاتی از قرآن کریم، به‌ویژه آیه ۵۸ سوره اسراء، ارتباط دارد و در برخی نسخه‌های خطبه، وعده تحقق فرمانروایی حضرت مهدی علیه‌السلام نیز در ادامه آن مطرح شده است.[۱]

عبارت محوری فراز، در یکی از نقل‌های مفصل خطبه، چنین است:

مَعَاشِرَ النَّاسِ، إِنَّهُ مَا مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا وَاللَّهُ مُهْلِكُهَا بِتَكْذِيبِهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ، وَمُمَلِّكُهَا الْإِمَامَ الْمَهْدِيَّ، وَاللَّهُ مُصَدِّقٌ وَعْدَهُ.؛ ای مردم! هیچ آبادی‌ای نیست مگر آنکه خداوند به سبب تکذیب آن، پیش از روز قیامت هلاکش می‌سازد و امام مهدی را بر آن فرمانروا می‌گرداند؛ و خداوند وعده خویش را تحقق می‌بخشد.[۲]

در تفسیر امامیه، این عبارت با سه موضوع ارتباط دارد: سنت الهی در برخورد با تکذیب‌کنندگان، ضرورت اتمام حجت پیش از مجازات و تحقق وعده الهی درباره آینده امامت و ظهور حضرت مهدی علیه‌السلام.

برخی شارحان خطبه، هلاکت اقوام بر اثر تکذیب حجت‌های الهی را با مخالفت آگاهانه با ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام مرتبط دانسته‌اند. آنان همچنین عبارت مربوط به حضرت مهدی علیه‌السلام را نشانه تحقق وعده الهی درباره برقراری حکومت حق در آینده معرفی کرده‌اند.[۳]

بااین‌حال، باید میان مضمون مستقیم قرآن، عبارت نقل‌شده در خطبه، اختلاف نسخه‌های خطبه، روایات مستقل مهدوی و تفسیرهای کلامی شارحان تفاوت گذاشت.

متن فراز خطبه غدیر

در یکی از نقل‌های مفصل خطبه غدیر آمده است:

مَعَاشِرَ النَّاسِ، إِنَّهُ مَا مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا وَاللَّهُ مُهْلِكُهَا بِتَكْذِيبِهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ، وَمُمَلِّكُهَا الْإِمَامَ الْمَهْدِيَّ، وَاللَّهُ مُصَدِّقٌ وَعْدَهُ.؛ ای مردم! هیچ آبادی‌ای نیست مگر آنکه خداوند به سبب تکذیب آن، پیش از قیامت هلاکش می‌کند و امام مهدی را بر آن فرمانروا می‌گرداند؛ و خداوند به وعده خود وفا می‌کند.[۴]

این فراز دارای چهار محور اصلی است:

  1. بیان هلاکت آبادی‌ها و جوامع؛
  2. معرفی تکذیب به‌عنوان علت هلاکت؛
  3. اشاره به زمان تحقق وعده پیش از قیامت؛
  4. ارتباط وعده الهی با حضرت مهدی علیه‌السلام در شماری از نقل‌های خطبه.

موضوع اصلی مقاله حاضر، بررسی همین محورها و ارتباط آنها با آیات قرآن و روایات مرتبط است.

اختلاف نسخه‌های خطبه غدیر

در بررسی علمی این فراز، توجه به اختلاف الفاظ نسخه‌ها اهمیت ویژه‌ای دارد.

در برخی نقل‌های خطبه، عبارت چنین آمده است:

مَعَاشِرَ النَّاسِ، إِنَّهُ مَا مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا وَاللَّهُ مُهْلِكُهَا بِتَكْذِيبِهَا، وَكَذَلِكَ يُهْلِكُ الْقُرَى وَهِيَ ظَالِمَةٌ كَمَا ذَكَرَ اللَّهُ تَعَالَى، وَهُوَ إِمَامُكُمْ وَوَلِيُّكُمْ، وَهُوَ مَوَاعِيدُ اللَّهِ، وَاللَّهُ يَصْدُقُ مَا وَعَدَهُ.؛ ای مردم! هیچ آبادی‌ای نیست مگر آنکه خداوند به سبب تکذیب آن، هلاکش می‌کند؛ و خداوند آبادی‌ها را درحالی‌که ستمکارند نابود می‌سازد، چنان‌که خداوند متعال بیان کرده است. و او امام و ولی شماست و این از وعده‌های الهی است و خداوند آنچه را وعده داده است تحقق می‌بخشد.[۵]

در این نقل، عبارت مربوط به فرمانروایی حضرت مهدی علیه‌السلام به همان صورتِ نقل پیشین دیده نمی‌شود.

همچنین برخی نسخه‌های دیگر دارای تفاوت‌هایی در عبارت «مُصَدِّقٌ وَعْدَهُ» یا ترکیب‌های نزدیک به آن هستند.

اهمیت اختلاف نسخه‌ها

اختلاف نسخه‌ها در چند زمینه اهمیت دارد.

نخست آنکه نمی‌توان تمام الفاظ موجود در یک بازنشر متأخر را بدون بررسی به همه نسخه‌های خطبه نسبت داد.

دوم آنکه در برخی نقل‌ها، موضوع هلاکت آبادی‌ها با تکذیب آیات و ظلم ارتباط مستقیم دارد.

سوم آنکه در برخی نقل‌های دیگر، موضوع هلاکت با فرمانروایی حضرت مهدی علیه‌السلام پیوند صریح‌تری پیدا می‌کند.

بنابراین، تحلیل مهدوی این فراز باید با معرفی نسخه‌ای که عبارت مربوط به حضرت مهدی علیه‌السلام را نقل کرده است انجام شود.

حدود اعتبار نقل مفصل خطبه

واقعه غدیر در منابع حدیثی اسلامی با الفاظ کوتاه و مفصل گزارش شده است.

عبارت مربوط به هلاکت آبادی‌ها، بخشی از نقل مفصل خطبه است.

ازاین‌رو، اعتبار آن باید با مراجعه به منابع و اسناد نقل مفصل بررسی شود و نباید صرف شهرت اصل واقعه غدیر را به معنای اعتبار یکسان همه عبارت‌های متن مفصل دانست.

در این مقاله، اختلاف نسخه‌ها به‌عنوان موضوعی واقعی در متن‌پژوهی خطبه معرفی می‌شود.

جایگاه فراز در ساختار خطبه غدیر

فراز هلاکت تکذیب‌کنندگان پس از عبارت مربوط به تمییز خبیث از طیب قرار گرفته است.

در بخش پیشین، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله با استفاده از مضمون آیه ۱۷۹ سوره آل‌عمران، درباره جداشدن پاک از ناپاک و آشکارشدن حقیقت انسان‌ها سخن می‌گوید.

در فراز حاضر، موضوع هلاکت بر اثر تکذیب مطرح می‌شود.

از نظر ارتباط معنایی، می‌توان میان آشکارشدن حقیقت رفتار انسان‌ها و پیامدهای تکذیب فرمان الهی ارتباط برقرار کرد.

بااین‌حال، هر فراز موضوع مستقل خود را دارد و بحث تفصیلی تمییز طیب و خبیث در مدخل معرفی طیب و خبیث در خطبه غدیر بررسی شده است.

معنای لغوی هلاکت

«هلاکت» از ریشه عربی «هَلَكَ» به معنای نابودشدن، از میان رفتن یا گرفتارشدن به تباهی است.

این واژه در قرآن در کاربردهای مختلفی دیده می‌شود.

گاهی هلاکت به نابودی جسمانی انسان‌ها و جوامع اشاره دارد.

در مواردی نیز با مرگ، پایان‌یافتن یک دوره یا نابودی قدرت و امکانات اجتماعی ارتباط پیدا می‌کند.

بنابراین، معنای دقیق هلاکت باید با توجه به سیاق آیه یا روایت تعیین شود.

در فراز مورد بحث، تعبیر «مُهْلِكُهَا» درباره آبادی‌ها به‌کار رفته و با «تکذیب» ارتباط یافته است.

مفهوم قریه در قرآن

«قریه» در زبان عربی به آبادی یا محل سکونت انسان‌ها گفته می‌شود.

در قرآن، این واژه در بسیاری موارد تنها به ساختمان‌ها یا محدوده جغرافیایی اشاره ندارد؛ بلکه می‌تواند به جامعه و ساکنان یک آبادی نیز مربوط باشد.

ازاین‌رو، در آیاتی که از هلاکت قریه سخن گفته شده، باید بررسی کرد که مقصود نابودی ساکنان، ساختار اجتماعی یا خود آبادی است.

در عبارت خطبه غدیر نیز واژه «قریه» با مضمون تکذیب و هلاکت ارتباط دارد.

برخی شارحان، آن را به جوامعی تفسیر کرده‌اند که در برابر حجت‌های الهی موضع تکذیب اتخاذ می‌کنند.[۶]

معنای تکذیب

«تکذیب» از ریشه «کَذَبَ» به معنای دروغ‌انگاشتن و انکار صدق یک خبر یا ادعاست.

در کاربرد قرآنی، تکذیب پیامبران می‌تواند به انکار رسالت، نشانه‌های الهی و آموزه‌های ابلاغ‌شده از سوی آنان اشاره داشته باشد.

در عبارت خطبه آمده است:

بِتَكْذِيبِهَا؛ به سبب تکذیب آن آبادی.

در این ترکیب، تکذیب به‌عنوان علت هلاکت معرفی شده است.

برخی شارحان خطبه، تکذیب آیات الهی را شامل تکذیب پیامبران و حجت‌های خدا دانسته‌اند.

در تفسیر امامیه، این مفهوم با مخالفت آگاهانه با حجت الهی و فرمان ولایت نیز مرتبط می‌شود.

بااین‌حال، از عبارت کوتاه خطبه نمی‌توان نتیجه گرفت که هر اختلاف فکری یا اعتقادی، مصداق قطعی تکذیب آگاهانه و مستوجب عذاب است.

آیه ۵۸ سوره اسراء

از مهم‌ترین آیات مرتبط با این فراز، آیه ۵۸ سوره اسراء است:

وَإِنْ مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهَا عَذَابًا شَدِيدًا كَانَ ذَلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا؛ و هیچ آبادی‌ای نیست مگر آنکه ما پیش از روز قیامت آن را نابود می‌کنیم یا به عذابی سخت گرفتار می‌سازیم؛ این امر در کتاب الهی ثبت شده است.(اسراء:۵۸)

این آیه از هلاکت یا عذاب آبادی‌ها پیش از قیامت سخن می‌گوید.

در برخی نقل‌های خطبه غدیر، عبارت مربوط به هلاکت آبادی‌ها با ساختاری نزدیک به این آیه آمده است.

در قرآن، عبارت «نَحْنُ مُهْلِكُوهَا» به‌کار رفته است.

اما در برخی نقل‌های خطبه، تعبیر «اللَّهُ مُهْلِكُهَا» دیده می‌شود.

بنابراین، عبارت خطبه، بازگویی یا اقتباسی از مضمون آیه است و نباید بدون توجه به تفاوت لفظی، عین آیه قرآن معرفی شود.

رابطه آیه اسراء با عبارت خطبه

در آیه ۵۸ اسراء، موضوع هلاکت یا عذاب آبادی‌ها پیش از قیامت مطرح است.

در عبارت خطبه، افزون بر هلاکت، تعبیر «بِتَكْذِيبِهَا» نیز دیده می‌شود.

در برخی نقل‌ها، موضوع فرمانروایی حضرت مهدی علیه‌السلام نیز به عبارت افزوده شده است.

از نظر تفسیر امامیه، این ترکیب دارای اهمیت است؛ زیرا هلاکت آبادی‌ها با تکذیب حجت‌های الهی و تحقق وعده خداوند ارتباط می‌یابد.

برخی شارحان معتقدند که فراز غدیر، علت هلاکت را روشن‌تر بیان کرده و سپس آن را با مسئله ظهور پیوند داده است.[۷]

بااین‌حال، آیه ۵۸ اسراء به‌تنهایی نام حضرت مهدی علیه‌السلام را ذکر نمی‌کند.

بنابراین، ارتباط مستقیم آن با ظهور و حکومت جهانی حضرت مهدی علیه‌السلام، به نقل خاص خطبه و دیگر روایات مهدوی وابسته است.

آیه ۵۹ سوره قصص و شرط اتمام حجت

خداوند در سوره قصص می‌فرماید:

وَمَا كَانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّهَا رَسُولًا يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَمَا كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرَى إِلَّا وَأَهْلُهَا ظَالِمُونَ؛ پروردگار تو آبادی‌ها را نابود نمی‌کند مگر آنکه در مرکز آنها پیامبری برانگیزد که آیات ما را بر مردم بخواند؛ و ما آبادی‌ها را نابود نمی‌کردیم مگر آنکه ساکنانشان ستمکار بودند.(قصص:۵۹)

این آیه دو اصل مهم را بیان می‌کند.

نخست، ابلاغ پیام الهی پیش از وقوع عذاب.

دوم، ارتباط هلاکت با ظلم ساکنان آبادی.

در تفسیر برخی شارحان غدیر، این آیه از مستندات ضرورت اتمام حجت پیش از مجازات الهی دانسته شده است.

در این دیدگاه، هلاکت ناشی از تکذیب، پس از روشن‌شدن پیام و آشکارشدن ظلم تحقق می‌یابد.

ازاین‌رو، آیه ۵۹ قصص در فهم عبارت «بِتَكْذِيبِهَا» اهمیت دارد.

معنای «أمّها» در آیه قصص

در آیه ۵۹ قصص آمده است:

حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّهَا رَسُولًا؛ تا آنکه در مرکز آن، پیامبری برانگیزد.(قصص:۵۹)

واژه «أمّ» در این ترکیب به مرکز یا جایگاه اصلی آبادی‌ها اشاره دارد.

در تفسیر آیه، موضوع ابلاغ پیام الهی به جامعه پیش از وقوع عذاب مطرح است.

بنابراین، هلاکت اقوام در این چارچوب، بدون ارتباط با رسالت و آگاهی‌بخشی الهی بررسی نمی‌شود.

آیه ۱۳۱ سوره انعام و عدالت الهی

خداوند می‌فرماید:

ذَلِكَ أَنْ لَمْ يَكُنْ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا غَافِلُونَ؛ این بدان سبب است که پروردگارت آبادی‌ها را درحالی‌که ساکنانشان بی‌خبرند، از روی ستم نابود نمی‌کند.(انعام:۱۳۱)

این آیه، هلاکت اقوام را با عدالت الهی و وضعیت آگاهی آنان مرتبط می‌کند.

در این چارچوب، خداوند بدون فراهم‌شدن شرایط حجت، اقوام را از روی ظلم مجازات نمی‌کند.

برخی شارحان خطبه غدیر، این آیه را در کنار آیه ۵۹ قصص برای تبیین علت هلاکت جوامع مطرح کرده‌اند.[۸]

از نظر کلامی، این آیه در بحث عدالت الهی، مسئولیت انسان و ضرورت آگاهی پیش از مؤاخذه اهمیت دارد.

رابطه تکذیب و اتمام حجت

با توجه به آیات ۵۹ قصص و ۱۳۱ انعام، چند اصل قابل بررسی است.

نخست اینکه پیام الهی باید به‌گونه‌ای ابلاغ شود که زمینه آگاهی مخاطبان فراهم گردد.

دوم اینکه ظلم و تکذیب آگاهانه در موضوع مجازات اقوام نقش دارند.

سوم اینکه انسان‌ها از نظر میزان آگاهی و امکان شناخت، در شرایط یکسانی قرار ندارند.

در تفسیر امامیه، اعلام ولایت در غدیر از موارد ابلاغ حجت الهی دانسته می‌شود.

برخی شارحان معتقدند پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله با معرفی امیرالمؤمنین علیه‌السلام، مسئولیت امت را در برابر فرمان الهی روشن کرده است.

بااین‌حال، تحقق ابلاغ عمومی یک پیام، به‌تنهایی به معنای تمام‌شدن حجت بر هر شخص در همه دوره‌ها و شرایط نیست.

عذاب الهی و فرصت بازگشت

در مقاله پیشین ویکی غدیر، بر این نکته تأکید شده بود که امت اسلام به برکت پیامبر و اهل‌بیت علیهم‌السلام از برخی عذاب‌های امت‌های گذشته مهلت یافته است.

برای بررسی این موضوع، آیه ۳۳ سوره انفال اهمیت دارد:

وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ وَمَا كَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ؛ و خداوند تا هنگامی که تو در میان آنان هستی، آنان را عذاب نمی‌کند؛ و خداوند درحالی‌که آمرزش می‌خواهند، عذاب‌کننده آنان نیست.(انفال:۳۳)

در این آیه، حضور پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و استغفار با دفع عذاب ارتباط داده شده است.

برخی شارحان غدیر، از این مضمون برای توضیح فرصت توبه و بازگشت امت استفاده کرده‌اند.

بااین‌حال، از این آیه نمی‌توان نتیجه گرفت که جامعه اسلامی در تمام دوره‌ها از هر نوع مجازات یا پیامد دنیوی ظلم و فساد مصون است.

همچنین نسبت‌دادن مصونیت از عذاب به همه افراد امت بدون توجه به شرایط آیه، نیازمند استدلال مستقل است.

هلاکت اقوام پیشین در قرآن

در قرآن، سرگذشت اقوام متعددی به‌عنوان نمونه‌هایی از تکذیب پیامبران و پیامدهای آن بیان شده است.

از جمله می‌توان به قوم نوح، عاد، ثمود و قوم لوط اشاره کرد.

در این گزارش‌ها، افزون بر تکذیب پیامبران، رفتارهایی مانند ظلم، فساد و سرپیچی از فرمان الهی نیز مطرح شده است.

برخی شارحان غدیر از این سرگذشت‌ها برای توضیح سنت الهی در برخورد با تکذیب‌کنندگان استفاده کرده‌اند.

قوم نوح و سرانجام تکذیب

درباره حضرت نوح علیه‌السلام، قرآن می‌فرماید:

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عَامًا فَأَخَذَهُمُ الطُّوفَانُ وَهُمْ ظَالِمُونَ؛ و به‌راستی نوح را به سوی قومش فرستادیم و او در میان آنان هزار سال جز پنجاه سال درنگ کرد؛ پس طوفان آنان را فراگرفت، درحالی‌که ستمکار بودند.(عنکبوت:۱۴)

در ادامه آمده است:

فَأَنْجَيْنَاهُ وَأَصْحَابَ السَّفِينَةِ وَجَعَلْنَاهَا آيَةً لِلْعَالَمِينَ؛ پس او و همراهان کشتی را نجات دادیم و آن را نشانه‌ای برای جهانیان قرار دادیم.(عنکبوت:۱۵)

در این دو آیه، هم عذاب ستمکاران و هم نجات حضرت نوح علیه‌السلام و همراهان او مطرح شده است.

از نظر ارتباط با موضوع مقاله، این آیات نشان می‌دهند که سرنوشت افراد یک جامعه لزوماً یکسان نیست.

بنابراین، از عنوان عمومی «هلاکت یک قوم» نباید نتیجه گرفت که همه اشخاص آن قوم، بدون استثنا گرفتار سرنوشتی یکسان شده‌اند.

قوم ثمود و تکذیب پیامبر الهی

در سوره اعراف آمده است:

فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دَارِهِمْ جَاثِمِينَ؛ پس زمین‌لرزه آنان را فراگرفت و در خانه‌هایشان بی‌جان بر زمین افتادند.(اعراف:۷۸)

این آیه در گزارش سرگذشت قوم ثمود قرار دارد.

در آیات پیشین، از دعوت حضرت صالح علیه‌السلام و رفتار قوم او سخن گفته شده است.

در بررسی سنت الهی هلاکت، این گزارش از نمونه‌های قرآنی پیامد سرپیچی و تکذیب معرفی می‌شود.

بااین‌حال، ارتباط آن با ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام از نوع مقایسه مفهومی با اصل تکذیب حجت است و در متن مستقیم آیه مطرح نشده است.

قوم لوط و عذاب الهی

در سوره هود آمده است:

فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا جَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهَا حِجَارَةً مِنْ سِجِّيلٍ مَنْضُودٍ؛ پس هنگامی که فرمان ما فرا رسید، بالای آن آبادی را پایین آن قرار دادیم و بر آن سنگ‌هایی از گل سخت‌شده و پیاپی باراندیم.(هود:۸۲)

در ادامه آمده است:

مُسَوَّمَةً عِنْدَ رَبِّكَ وَمَا هِيَ مِنَ الظَّالِمِينَ بِبَعِيدٍ؛ سنگ‌هایی نشان‌دار نزد پروردگارت؛ و آن عذاب از ستمکاران دور نیست.(هود:۸۳)

این آیات از عذاب قوم لوط علیه‌السلام سخن می‌گویند.

در تفسیر موضوعی آیات هلاکت، این گزارش‌ها با مسئله ظلم، تکذیب و پیامدهای رفتار جوامع مرتبط‌اند.

از نظر دانشنامه‌ای، این نمونه‌ها باید با توجه به بافت خاص هر گزارش قرآنی بررسی شوند.

آیا تکذیب‌کنندگان همیشه اکثریت‌اند؟

در برخی شرح‌های خطبه غدیر آمده است که تکذیب‌کنندگان در بیشتر جوامع اکثریت داشته‌اند و گروه‌های اندکی از مؤمنان نجات یافته‌اند.[۹]

این برداشت با برخی گزارش‌های قرآنی درباره اقوام پیشین ارتباط دارد.

بااین‌حال، نمی‌توان از چند نمونه تاریخی، قاعده‌ای آماری و قطعی درباره همه جوامع بشری استخراج کرد.

همچنین عبارت «مَا مِنْ قَرْيَةٍ» در خطبه، به‌تنهایی نسبت عددی تکذیب‌کنندگان و مؤمنان هر جامعه را مشخص نمی‌کند.

بنابراین، ادعای اکثریت همیشگی تکذیب‌کنندگان باید به‌عنوان برداشت برخی شارحان معرفی شود، نه نتیجه صریح لفظ خطبه.

هلاکت دنیوی و عذاب اخروی

یکی از مباحث مهم این فراز، تفاوت میان هلاکت در دنیا و مجازات اخروی است.

هلاکت دنیوی ممکن است به نابودی یک جامعه، پایان قدرت سیاسی یا وقوع حادثه‌ای ویرانگر اشاره داشته باشد.

اما عذاب اخروی به حسابرسی و کیفر در جهان پس از مرگ مربوط می‌شود.

آیه ۵۸ سوره اسراء درباره هلاکت یا عذاب آبادی‌ها پیش از روز قیامت سخن می‌گوید.

برخی شارحان خطبه، این موضوع را با تحقق وعده‌های الهی در دنیا مرتبط دانسته‌اند.

بااین‌حال، مجازات دنیوی و سرنوشت اخروی اشخاص دو موضوع متمایزند و نمی‌توان بدون دلیل معتبر، از وقوع یک حادثه دنیوی درباره سرنوشت نهایی همه افراد حکم قطعی صادر کرد.

ارتباط هلاکت اقوام با ولایت

در تفسیر امامیه، ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام از مصادیق مهم فرمان الهی در موضوع امامت دانسته می‌شود.

بر این اساس، برخی شارحان خطبه غدیر تکذیب حجت الهی را در چارچوب مخالفت آگاهانه با ولایت بررسی کرده‌اند.

در این تحلیل، اعلام ولایت در غدیر بخشی از اتمام حجت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله بر امت است.

بنابراین، مخالفت آگاهانه با این فرمان، در تفسیر امامیه، با سرپیچی از دستور الهی ارتباط می‌یابد.

بااین‌حال، مفهوم قرآنی تکذیب آیات الهی گسترده‌تر از یک مصداق خاص است و نباید معنای عمومی آیات را به‌صورت انحصاری به حوادث غدیر محدود کرد.

اشاره به حضرت مهدی علیه‌السلام در فراز خطبه

در یکی از نقل‌های مفصل خطبه آمده است:

وَمُمَلِّكُهَا الْإِمَامَ الْمَهْدِيَّ؛ و امام مهدی را بر آن فرمانروا می‌گرداند.[۱۰]

در تفسیر امامیه، این عبارت به تحقق فرمانروایی حضرت مهدی علیه‌السلام در آینده اشاره دارد.

برخی شارحان معتقدند که در این بخش، هلاکت تکذیب‌کنندگان و تحقق حکومت حق به یکدیگر مرتبط شده‌اند.

در این برداشت، برکناری قدرت‌های ستمگر و استقرار حکومت عدل از موضوعات مهم وعده الهی محسوب می‌شود.[۱۱]

بااین‌حال، باید توجه داشت که عبارت مربوط به حضرت مهدی علیه‌السلام در همه نقل‌های موجود از فراز، با الفاظ یکسان نیامده است.

بنابراین، این موضوع باید با تصریح به اختلاف نسخه‌ها بررسی شود.

معنای «مُمَلِّكُهَا»

واژه «مُمَلِّك» از ریشه «مَلَكَ» گرفته شده و با واگذارکردن ملک یا فرمانروایی ارتباط دارد.

در عبارت مورد بحث، این واژه با امام مهدی علیه‌السلام مرتبط شده است.

برخی شارحان از آن، تحقق فرمانروایی حضرت مهدی بر سرزمین‌ها را برداشت کرده‌اند.

در تفسیر مهدوی امامیه، این فرمانروایی با برقراری عدالت و تحقق وعده‌های الهی درباره آینده جامعه بشری پیوند دارد.

بااین‌حال، باید میان مفهوم فرمانروایی و ادعای نابودی جسمانی تمام ساکنان سرزمین‌ها تفاوت گذاشت.

لفظ مورد بحث به‌تنهایی چگونگی انتقال هر سرزمین به حکومت حضرت مهدی علیه‌السلام را توضیح نمی‌دهد.

ارتباط هلاکت پیش از قیامت با ظهور

برخی شارحان خطبه غدیر، قید «قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ» را از نکات مهم ارتباط فراز با حضرت مهدی علیه‌السلام دانسته‌اند.[۱۲]

در این تفسیر، تحقق وعده الهی پیش از قیامت، با تحولات دوران ظهور ارتباط پیدا می‌کند.

برخی نویسندگان معتقدند که ازمیان‌رفتن حکومت‌های ستمگر، زمینه استقرار حکومت عدل جهانی را فراهم خواهد کرد.

بااین‌حال، آیه ۵۸ اسراء به‌تنهایی تصریحی به زمان ظهور یا واگذاری همه سرزمین‌ها به حضرت مهدی علیه‌السلام ندارد.

بنابراین، این ارتباط باید بر اساس نقل خاص خطبه و روایات مستقل مهدوی بررسی شود.

آیه ۵۵ سوره نور و وعده جانشینی مؤمنان

خداوند می‌فرماید:

وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ؛ خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند وعده داده است که آنان را در زمین جانشین سازد، همان‌گونه که پیشینیانشان را جانشین کرد، و دینی را که برایشان پسندیده است استوار گرداند و پس از ترسشان امنیت را جایگزین کند؛ درحالی‌که مرا می‌پرستند و چیزی را شریک من قرار نمی‌دهند. و هر کس پس از آن کفر ورزد، آنان همان نافرمانان‌اند.(نور:۵۵)

در روایات تفسیری امامیه، این آیه با حکومت حضرت مهدی علیه‌السلام مرتبط دانسته شده است.

در این تفسیر، وعده جانشینی مؤمنان و گسترش امنیت، از ویژگی‌های دوران حکومت آن حضرت شمرده می‌شود.

از نظر موضوعی، این آیه می‌تواند در کنار روایات ظهور برای بررسی آینده حکومت حق مطرح شود.

بااین‌حال، آیه ۵۵ نور در لفظ مستقیم خود نام حضرت مهدی علیه‌السلام را ذکر نمی‌کند و ارتباط آن با ظهور از طریق تفسیر روایی بررسی می‌شود.

آیه ۵ سوره قصص و وراثت مستضعفان

خداوند می‌فرماید:

وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ؛ و می‌خواستیم بر کسانی که در زمین به ضعف کشانده شده بودند منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان قرار دهیم.(قصص:۵)

این آیه در بافت داستان بنی‌اسرائیل و فرعون قرار دارد.

در روایات تفسیری امامیه، از مضمون آن برای توضیح آینده اهل‌بیت علیهم‌السلام و تحقق حکومت حق نیز استفاده شده است.

برخی پژوهشگران مهدویت، این آیه را با وعده غلبه مستضعفان و برقراری عدالت در حکومت حضرت مهدی علیه‌السلام مرتبط دانسته‌اند.

این کاربرد، تفسیر روایی و توسعه مصداقی آیه است و باید از معنای اولیه آن در داستان حضرت موسی علیه‌السلام تفکیک شود.

روایات گسترش حکومت حضرت مهدی علیه‌السلام

در منابع حدیثی امامیه، روایات متعددی درباره گسترش حکومت حضرت مهدی علیه‌السلام و تحقق عدالت در زمین نقل شده است.

در برخی از این گزارش‌ها، از فراگیرشدن حکومت آن حضرت در شرق و غرب زمین سخن به میان آمده است.

این روایات در تفسیر مهدوی فراز خطبه غدیر مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

روایت امام باقر علیه‌السلام درباره فتح شرق و غرب زمین

در گزارشی منسوب به امام باقر علیه‌السلام آمده است:

يَفْتَحُ اللَّهُ لَهُ شَرْقَ الْأَرْضِ وَغَرْبَهَا.؛ خداوند شرق و غرب زمین را برای او می‌گشاید.[۱۳]

این روایت در منابع مهدوی امامیه در ارتباط با گستره فرمانروایی حضرت قائم علیه‌السلام نقل شده است.

دلالت روایت

تعبیر «شرق زمین و غرب آن» در ادبیات عربی می‌تواند نشانه گستردگی و فراگیری قلمرو باشد.

در تفسیر امامیه، این مضمون از شواهد گسترش حکومت حضرت مهدی علیه‌السلام در سراسر زمین دانسته شده است.

برخی شارحان خطبه غدیر، این روایت را شاهدی برای توضیح عبارت مربوط به فرمانروایی حضرت مهدی در فراز مورد بحث آورده‌اند.

بااین‌حال، روایت یادشده مستقل از متن خطبه غدیر است.

بنابراین، اعتبار و دلالت آن باید با توجه به سند و بافت اصلی روایت بررسی شود.

روایت معراج درباره حکومت آخرین امام

در برخی منابع حدیثی امامیه، گزارشی از معراج پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل شده است که در آن، خداوند درباره آخرین امام از اهل‌بیت علیهم‌السلام خبر می‌دهد.

در بخشی از این گزارش آمده است:

لَأُطَهِّرَنَّ الْأَرْضَ بِآخَرِهِمْ مِنْ أَعْدَائِي، وَلَأُمَكِّنَنَّهُ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا.؛ به‌وسیله آخرینِ آنان، زمین را از دشمنانم پاک می‌سازم و شرق و غرب زمین را در اختیار او قرار می‌دهم.[۱۴]

این گزارش در مجموعه‌های حدیثی مهدویت، از شواهد گستره حکومت حضرت مهدی علیه‌السلام شمرده شده است.

ارتباط روایت معراج با فراز خطبه

در این روایت، دو موضوع مطرح است:

نخست، پاک‌سازی زمین از دشمنان الهی.

دوم، گسترش فرمانروایی آخرین امام بر شرق و غرب زمین.

برخی شارحان غدیر، این دو موضوع را با عبارت مربوط به هلاکت تکذیب‌کنندگان و فرمانروایی حضرت مهدی علیه‌السلام مرتبط دانسته‌اند.

در این تحلیل، پایان سلطه ستمگران و استقرار حکومت حق، از مراحل تحقق وعده الهی معرفی می‌شود.

بااین‌حال، متن روایت معراج، حدیثی مستقل است و نباید آن را بخشی از فراز خطبه غدیر دانست.

همچنین تعیین چگونگی تحقق تاریخی این مضامین، نیازمند بررسی مجموعه روایات ظهور است.

مسئله اعتبار روایات مهدوی

روایات مربوط به گستره حکومت حضرت مهدی علیه‌السلام در منابع گوناگون امامیه نقل شده‌اند.

این روایات از نظر سند، الفاظ و میزان تفصیل یکسان نیستند.

همچنین برخی مجموعه‌ها مانند بحارالانوار، احادیث را از منابع پیشین گردآوری کرده‌اند و صرف درج روایت در آنها به معنای تصحیح سند آن نیست.

در بررسی روایت فتح شرق و غرب زمین و روایت معراج، باید منبع نخستین، سلسله راویان و اختلاف الفاظ مشخص شود.

در مقاله حاضر، این روایات به‌عنوان گزارش‌های مرتبط با تفسیر مهدوی فراز معرفی شده‌اند و اعتبار سندی یکسانی برای آنها فرض نشده است.

اشاره‌های دیگر خطبه غدیر به حضرت مهدی علیه‌السلام

در بخش دیگری از نقل مفصل خطبه غدیر، حضرت مهدی علیه‌السلام با عنوان قائم معرفی شده است.

در آن بخش، درباره غلبه دین، گسترش عدالت و پیروزی بر دشمنان سخن گفته می‌شود.

از جمله آمده است:

أَلَا إِنَّهُ الظَّاهِرُ عَلَى الدِّينِ.؛ آگاه باشید که اوست غلبه‌یابنده بر دین.[۱۵]

همچنین در برخی نقل‌ها آمده است:

أَلَا إِنَّهُ فَاتِحُ الْحُصُونِ وَهَادِمُهَا.؛ آگاه باشید که او گشاینده دژها و درهم‌شکننده آنهاست.[۱۶]

و در عبارت دیگری آمده است:

أَلَا إِنَّهُ لَا غَالِبَ لَهُ وَلَا مَنْصُورَ عَلَيْهِ.؛ آگاه باشید که کسی بر او غلبه نمی‌کند و هیچ‌کس در برابر او یاری نخواهد شد.[۱۷]

این عبارات از نظر موضوعی با وعده گسترش حکومت حضرت مهدی علیه‌السلام مرتبط‌اند.

بااین‌حال، آنها متعلق به بخش دیگری از خطبه‌اند و در مقاله حاضر فقط به‌عنوان شواهد مرتبط معرفی می‌شوند.

شرح تفصیلی ویژگی‌های حضرت مهدی علیه‌السلام باید در مدخل اختصاصی آن بخش انجام گیرد.

وعده الهی و وفای به آن

در پایان یکی از نقل‌های فراز آمده است:

وَاللَّهُ مُصَدِّقٌ وَعْدَهُ.؛ و خداوند وعده خویش را تحقق می‌بخشد.[۱۸]

در این عبارت، بر تحقق وعده الهی تأکید شده است.

در تفسیر امامیه، این وعده با آینده امامت، ظهور حضرت مهدی علیه‌السلام و برقراری حکومت عدل ارتباط داده شده است.

برخی شارحان، این تعبیر را تأکیدی بر تحقق حتمی وعده خداوند درباره غلبه حق دانسته‌اند.[۱۹]

بااین‌حال، عبارت «وعده» در برخی نسخه‌های خطبه با ترکیب‌های لفظی متفاوتی آمده است.

ازاین‌رو، تعیین دقیق مرجع ضمیر و گستره وعده باید با توجه به متن همان نسخه انجام گیرد.

آیا همه آبادی‌ها پیش از قیامت نابود می‌شوند؟

آیه ۵۸ سوره اسراء دارای تعبیری فراگیر درباره آبادی‌هاست.

در تفسیر این آیه، یکی از پرسش‌های مهم آن است که آیا مقصود نابودی همه شهرها و جوامع به یک شکل است؟

در متن آیه، دو تعبیر «مُهْلِكُوهَا» و «مُعَذِّبُوهَا عَذَابًا شَدِيدًا» آمده است.

بنابراین، خود آیه میان هلاکت و عذاب شدید تفاوت گذاشته است.

همچنین نوع هلاکت یا عذاب هر آبادی در این آیه به‌صورت مستقل توضیح داده نشده است.

برخی شارحان خطبه، هلاکت آبادی‌ها را با سرنگونی قدرت‌های ستمگر در دوران ظهور مرتبط دانسته‌اند.

بااین‌حال، نمی‌توان تنها از ظاهر آیه نتیجه گرفت که همه انسان‌های ساکن زمین پیش از قیامت به‌صورت جسمانی نابود خواهند شد.

آیا حاکمیت حضرت مهدی با نابودی همه مردم همراه است؟

در برخی برداشت‌های تفسیری، عبارت مربوط به هلاکت آبادی‌ها و فرمانروایی حضرت مهدی علیه‌السلام به‌گونه‌ای توضیح داده شده که گویی تحقق حکومت جهانی آن حضرت مستلزم نابودی تمام ساکنان سرزمین‌هاست.

اما چنین نتیجه‌ای مستقیماً از عبارت خطبه به دست نمی‌آید.

در منابع مهدوی امامیه، موضوعات گوناگونی مانند برقراری عدالت، هدایت، پایان ظلم و گسترش حکومت حق مطرح شده‌اند.

ازاین‌رو، باید میان ازمیان‌رفتن ساختارهای ستمگر، مجازات تکذیب‌کنندگان و نابودی جسمانی انسان‌ها تفاوت گذاشت.

همچنین روایت‌های مربوط به جنگ‌ها و حوادث دوران ظهور، از نظر سند و دلالت نیازمند بررسی مستقل هستند.

تکذیب حجت الهی و مسئولیت فردی

یکی از مسائل مهم در تفسیر این فراز، تعیین شرایط تحقق تکذیب است.

در مباحث کلامی، میان ناآگاهی، شبهه، خطا در فهم و تکذیب آگاهانه تفاوت وجود دارد.

ممکن است شخصی به سبب نرسیدن پیام یا نبود امکان تحقیق، شناخت کافی از یک آموزه دینی نداشته باشد.

در مقابل، تکذیب آگاهانه زمانی مطرح می‌شود که حقیقت برای شخص روشن شده باشد و او با آگاهی آن را انکار کند.

بر همین اساس، در تطبیق مفهوم تکذیب بر اشخاص و گروه‌ها باید از احکام کلی و بدون دلیل پرهیز کرد.

در تفسیر امامیه نیز مسئله اتمام حجت و شرایط شناخت از مباحث مهم مسئولیت اعتقادی است.

هلاکت و عدالت الهی

در قرآن، عدالت خداوند از اصول اساسی در بررسی پاداش و کیفر است.

آیات ۵۹ قصص و ۱۳۱ انعام، هلاکت اقوام را با ابلاغ پیام و ظلم آنان مرتبط می‌کنند.

ازاین‌رو، نباید هلاکت اقوام را به معنای مجازات بی‌دلیل یا بدون توجه به شرایط مسئولیت انسان تفسیر کرد.

در موضوع غدیر نیز اگر فراز مورد بحث با تکذیب حجت الهی ارتباط داده شود، باید مفهوم حجت، آگاهی و اختیار در تحلیل آن مورد توجه قرار گیرد.

این نکته سبب می‌شود که تفسیر فراز از تعمیم‌های شتاب‌زده به همه مخالفان اعتقادی یا مذهبی دور بماند.

تفاوت عذاب الهی و حوادث طبیعی

در قرآن، برخی حوادث ویرانگر به‌عنوان عذاب الهی برای اقوام معین معرفی شده‌اند.

اما از این گزارش‌ها نمی‌توان نتیجه گرفت که هر زلزله، سیل، بیماری یا حادثه طبیعی در دوره‌های بعد نیز به‌طور قطعی مجازات گروه خاصی از انسان‌هاست.

برای چنین نسبتی به دلیل معتبر نیاز است.

از نظر دانشنامه‌ای، باید میان گزارش‌های وحیانی درباره اقوام گذشته و تفسیر رویدادهای طبیعی معاصر تفاوت گذاشت.

بنابراین، مفهوم هلاکت در خطبه نباید بدون مستند معتبر برای داوری درباره حوادث جاری به‌کار گرفته شود.

دیدگاه شارحان درباره علت هلاکت اقوام

در کتاب غدیر در قرآن، قرآن در غدیر، فراز هلاکت آبادی‌ها با آیه ۵۸ سوره اسراء مرتبط دانسته شده است.

در این شرح، دو محور اصلی مطرح شده است:

نخست، تکذیب حجت‌های الهی به‌عنوان علت هلاکت.

دوم، ارتباط هلاکت پیش از قیامت با تحقق وعده الهی درباره حضرت مهدی علیه‌السلام.[۲۰]

نویسنده، عبارت «بِتَكْذِيبِهَا» را بیانگر علت هلاکت دانسته و موضوع فرمانروایی حضرت مهدی علیه‌السلام را با وعده استقرار حکومت حق در آینده پیوند داده است.

این تفسیر باید به‌عنوان دیدگاه شارح معرفی شود و از مفاد مستقیم آیه ۵۸ اسراء تفکیک گردد.

دیدگاه کتاب شرح خطبه غدیر

در کتاب شرح خطبه غدیر، موضوع هلاکت اقوام با مسئله تکذیب آیات و حجت‌های الهی مرتبط دانسته شده است.

در این شرح، آیات ۵۹ قصص و ۱۳۱ انعام برای تبیین شرط اتمام حجت پیش از مجازات مورد توجه قرار گرفته‌اند.

همچنین به این نکته اشاره شده است که فرصت توبه و بازگشت از موضوعات مهم در بررسی رفتار الهی با امت‌هاست.[۲۱]

از نظر روش دانشنامه‌ای، این تحلیل باید در کنار متن آیات و دیگر دیدگاه‌های تفسیری بررسی شود.

پیوند غدیر و مهدویت در آثار معاصر

در کتاب‌های واقعه قرآنی غدیر و سخنرانی استثنائی غدیر نیز پیوند برخی فرازهای خطبه با آینده امامت و ظهور حضرت مهدی علیه‌السلام بررسی شده است.

در این آثار، وعده‌های الهی درباره غلبه حق و گسترش هدایت در چارچوب خطبه غدیر توضیح داده می‌شوند.[۲۲][۲۳]

این آثار از منابع معاصر شرح و تحلیل خطبه هستند.

بنابراین، باید مطالب آنها را از متن اصلی روایت و آیات قرآن تفکیک کرد.

بررسی دلالت فراز

دلالت لفظی

در عبارت «مَا مِنْ قَرْيَةٍ»، تعبیری فراگیر درباره آبادی‌ها آمده است.

در «مُهْلِكُهَا»، از هلاکت سخن گفته شده است.

در «بِتَكْذِيبِهَا»، تکذیب به‌عنوان علت هلاکت مطرح است.

در برخی نقل‌ها، «قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ» زمان تحقق را مشخص می‌کند.

همچنین در برخی نسخه‌ها، «مُمَلِّكُهَا الْإِمَامَ الْمَهْدِيَّ» با موضوع فرمانروایی حضرت مهدی علیه‌السلام ارتباط دارد.

دلالت قرآنی

آیه ۵۸ اسراء از هلاکت یا عذاب آبادی‌ها پیش از قیامت سخن می‌گوید.

آیه ۵۹ قصص، ابلاغ رسالت و ظلم ساکنان را در موضوع هلاکت مطرح می‌کند.

آیه ۱۳۱ انعام نیز بر عدالت الهی و نبود عذاب بدون آگاهی تأکید دارد.

دلالت کلامی امامیه

در تفسیر امامیه، فراز هلاکت تکذیب‌کنندگان با موضوع حجت الهی و مسئولیت انسان در برابر فرمان خدا ارتباط داده شده است.

برخی شارحان، تکذیب ولایت را از مصادیق مخالفت با حجت الهی دانسته‌اند.

دلالت مهدوی

در بعضی نسخه‌های خطبه، عبارت مربوط به فرمانروایی حضرت مهدی علیه‌السلام آمده است.

برخی شارحان، این عبارت را با وعده حکومت جهانی حضرت مهدی و پایان سلطه ستمگران مرتبط دانسته‌اند.

روایات فتح شرق و غرب زمین و گزارش معراج از مستندات حدیثی مورد استفاده در این تفسیر هستند.

حدود دلالت

از این فراز به‌تنهایی نمی‌توان تمام جزئیات حوادث دوران ظهور یا شیوه انتقال قدرت در همه سرزمین‌ها را تعیین کرد.

همچنین نمی‌توان وقوع هر حادثه طبیعی یا اجتماعی را بدون دلیل معتبر، مصداق عذاب الهی دانست.

تعیین مصادیق تاریخی و آینده‌نگرانه نیازمند بررسی مستقل آیات، روایات و شواهد مربوط است.

جمع‌بندی

در نقل مفصل خطبه غدیر، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله درباره هلاکت آبادی‌ها به سبب تکذیب آیات الهی هشدار می‌دهد.

این عبارت با مضمون آیه ۵۸ سوره اسراء ارتباط دارد و با استفاده از آیات ۵۹ قصص و ۱۳۱ انعام می‌توان مسئله اتمام حجت، ظلم و عدالت الهی را در آن بررسی کرد.

در برخی نسخه‌های خطبه، عبارت مربوط به فرمانروایی حضرت مهدی علیه‌السلام نیز آمده است.

در تفسیر امامیه، این تعبیر با آینده امامت، ظهور حضرت مهدی علیه‌السلام و تحقق وعده الهی درباره استقرار حکومت حق ارتباط داده شده است.

همچنین روایاتی از امام باقر علیه‌السلام و گزارش‌های منسوب به معراج پیامبر درباره گسترش فرمانروایی آخرین امام در شرق و غرب زمین نقل شده‌اند.

بااین‌حال، اعتبار و دلالت این روایات باید مستقل از متن خطبه بررسی شود.

از نظر روش علمی، ضروری است میان عبارت قرآن، اختلاف نسخه‌های خطبه، روایات مهدوی و برداشت‌های شارحان تفاوت گذاشته شود.

در مجموع، این فراز از بخش‌های مهم خطبه غدیر در موضوع تکذیب حجت‌های الهی، سنت هلاکت اقوام، عدالت الهی و پیوند برخی نقل‌های خطبه با مسئله مهدویت به‌شمار می‌رود.

جستارهای وابسته

 •  خطبه غدیر  •  معرفی طیب و خبیث در خطبه غدیر  •  هلاکت گمراهان  •  امام مهدی علیه السلام  •  غدیر و مهدویت  •  آیه ۵۸ سوره اسراء   

•  حجت‌بودن امامان

پانویس

  1. ↑ الاحتجاج، ج۱، خطبه غدیر.
  2. ↑ خطبة الغدیر، بخش ششم، فراز هلاکت آبادی‌ها.
  3. ↑ شرح خطابه غدیر، ج۴، ص۲۵۰.
  4. ↑ خطبة الغدیر، بخش ششم، فراز هلاکت آبادی‌ها.
  5. ↑ الاحتجاج، ج۱، خطبه غدیر.
  6. ↑ غدیر در قرآن، قرآن در غدیر، ج۲، ص۲۵۸.
  7. ↑ غدیر در قرآن، قرآن در غدیر، ج۲، ص۲۵۸–۲۶۰.
  8. ↑ شرح خطابه غدیر، ج۴، ص۲۵۰.
  9. ↑ غدیر در قرآن، قرآن در غدیر، ج۲، ص۲۵۹.
  10. ↑ خطبة الغدیر، بخش ششم، فراز هلاکت آبادی‌ها.
  11. ↑ غدیر در قرآن، قرآن در غدیر، ج۲، ص۲۶۰.
  12. ↑ غدیر در قرآن، قرآن در غدیر، ج۲، ص۲۵۸–۲۶۰.
  13. ↑ بحارالانوار، ج۵۲، ص۲۹۱.
  14. ↑ بحارالانوار، ج۵۲، ص۳۱۲، ح۵.
  15. ↑ اسرار غدیر، ص۱۵۴–۱۵۵.
  16. ↑ اسرار غدیر، ص۱۵۴–۱۵۵.
  17. ↑ اسرار غدیر، ص۱۵۴–۱۵۵.
  18. ↑ خطبة الغدیر، بخش ششم، فراز هلاکت آبادی‌ها.
  19. ↑ غدیر در قرآن، قرآن در غدیر، ج۲، ص۲۶۰.
  20. ↑ غدیر در قرآن، قرآن در غدیر، ج۲، ص۲۵۸–۲۶۰.
  21. ↑ شرح خطابه غدیر، ج۴، ص۲۵۰.
  22. ↑ واقعه قرآنی غدیر، ص۹۷.
  23. ↑ سخنرانی استثنائی غدیر، ص۱۷۹–۱۸۶.

منابع

  • قرآن کریم.
  • الاحتجاج علی أهل اللجاج؛ احمد بن علی طبرسی، تحقیق محمدباقر موسوی خرسان، مشهد: نشر المرتضی، ۱۴۰۳ق.
  • اسرار غدیر؛ محمدباقر انصاری، تهران: نشر تک، ۱۳۸۴ش.
  • بحارالانوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار؛ محمدباقر مجلسی، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
  • سخنرانی استثنائی غدیر؛ محمدباقر انصاری، قم: انتشارات دلیل ما، ۱۳۸۶ش.
  • شرح خطابه غدیر؛ محمدرضا شریفی، اصفهان: انتشارات نورالحیات، ۱۴۴۶ق.
  • غدیر در قرآن، قرآن در غدیر؛ محمدباقر انصاری، قم: انتشارات دلیل ما، ۱۳۸۷ش.
  • واقعه قرآنی غدیر: گزارش سفر یک‌ماهه پیامبر برای اعلان ولایت در سایه آیات قرآنی؛ محمدباقر انصاری، قم: انتشارات دلیل ما، ۱۳۸۶ش.