پرش به محتوا

کثیر بن زید اسلمی

از ویکی غدیر
کثیر بن زید اسلمی
اطلاعات فردی
نام کاملکثیر بن زید الأسلمی، ثم السهمی، أبو محمد المدنی (معروف به: ابن مافنه / ابن صافنه)
سرشناسیراوی حدیث از طبقه هفتم، مورد بحث در جرح و تعدیل
وفاتسال ۱۵۸ قمری (آخر خلافت منصور عباسی)
اطلاعات علمی
استادانسالم بن عبدالله بن عمر، نافع مولی ابن عمر، المطلب بن عبدالله بن حنطب، ربیح بن عبدالرحمن بن أبی سعید الخدری و...
شاگردانمالک بن انس، حماد بن زید، سلیمان بن بلال، وکیع بن الجراح
مذهباهل سنت
اطلاعات فرهنگی
زمینه فعالیتحدیث، فقه
علت شهرتروایت نسخه‌هایی از ولید بن رباح بن ابی هریره، و اختلاف در توثیق و تضعیف او

کثیر بن زید الأسلمی (معروف به ابن مافنه یا ابن صافنه) از راویان طبقه هفتم اهل سنت(از نظر تقسیمات ابن حجر) و از محدثان مدینه در عصر خلافت منصور عباسی است. وی در منابع رجال شیعه سنی مورد بحث قرار گرفته و اقوال گوناگونی درباره وثاقت و ضعف او ثبت شده است.

زندگی نامه

نام کامل وی کثیر بن زید الأسلمی، ثم السهمی، أبو محمد المدنی است.[۱] وی مولای بنی سهم از قبیله أسلم می‌باشد. او را «ابن مافنه» (با فتح فاء و تشدید نون) و نیز «ابن صافنه» می‌خواندند که این نام‌ها برگرفته از نام مادرش است.[۲] در برخی منابع به صورت «ابن صافیة» نیز ضبط شده است.[۳]

از نظر طبقه‌بندی رجالی، کثیر بن زید از طبقه هفتم (از مولیّدان حدود سال ۱۲۰-۱۵۰ قمری) محسوب می‌شود.[۴] تاریخ وفات او در خلافت أبی جعفر المنصور (۱۳۶-۱۵۸ ق) اتفاق افتاده است.

محمد بن سعد در الطبقات الکبری می‌گوید: «توفی فی خلافة أبی جعفر و کان کثیر الحدیث» (در خلافت ابوجعفر درگذشت و بسیار حدیث داشت.)[۵]

خلیفة بن خیاط در تاریخ خودش[۶] افزوده: «توفی فی آخر خلافة أبی جعفر» (در آخر خلافت ابوجعفر مرد.) و وفات منصور در سال ۱۵۸ ق بوده است.[۷]

ابن حبان نیز در الثقات به صراحت وفات او را در همین سال ذکر کرده است.[۸]

استادان

از جمله مشایخ وی عبارتند از[۹]:

  • إسحاق بن عبدالله بن جعفر بن أبی طالب (ق)
  • ربیح بن عبدالرحمن بن أبی سعید الخدری (ق)
  • سالم بن عبدالله بن عمر (بخ ت)
  • سعید بن أبی سعید المقبری
  • عبدالرحمن بن کعب بن مالک (بخ)
  • عثمان بن ربیعة بن الهدیر (ت)
  • عمر بن عبدالعزیز
  • المطلب بن عبدالله بن حنطب (رد ق)
  • نافع مولی ابن عمر
  • الولید بن کثیر (بخ د ت ق)
  • زینب بنت نبیط (ق) همسر أنس بن مالک

شاگردان

از جمله کسانی که از او روایت کرده‌اند[۱۰]:

  • مالک بن أنس
  • حماد بن زید
  • سلیمان بن بلال (بخ د)
  • عبدالعزیز بن أبی حازم (بخ ت)
  • عبدالعزیز بن محمد الدَّراوَرْدِی (ق)
  • وکیع بن الجراح
  • أبو عامر العقدی (ت ق)
  • أبو أحمد الزبیری (د ق)

جایگاه رجالی

توثیق

اقوال درباره کثیر بن زید بسیار متنوع و بعضاً متضاد است.

  1. عبدالله بن احمد بن حنبل از پدرش (احمد بن حنبل) نقل می‌کند: «ما أری به بأساً» (گمان نمی‌کنم اشکالی داشته باشد.)[۱۱]
  2. یحیی بن معین (به روایت مفضل بن غسان الغلابی و معاویة بن صالح) گفته: «صالح» (خوب است.)[۱۲]
  3. یحیی بن معین (به روایت عبدالله بن احمد بن ابراهیم الدورقی) گفته: «لیس به بأس» (اشکالی ندارد.)
  4. محمد بن عبدالله بن عمار الموصلی گفته: «ثقة» (موثق است.)
  5. ابن حبان او را در کتاب «الثقات» ذکر کرده است.[۱۳]
  6. ابن عدی در الکامل فی الضعفاء می‌گوید: «لم أر به بأساً و أرجو أنه لا بأس به.» (در او اشکالی نمی‌بینم و امیدوارم که اشکالی نداشته باشد.)[۱۴]

تضعیف

  1. یحیی بن معین (به روایت ابن أبی خیثمه) گفته: «لیس بذاک» (چندان قوی نیست.) همچنین روایت شده که ابتدا گفته بود: «لیس بشیء» (هیچ نیست.)[۱۵]
  2. یعقوب بن شیبة گفته: «لیس بذاک الساقط، و إلی الضعف ما هو.» (از ساقط‌ها نیست، اما به ضعف نزدیک است.)[۱۶]
  3. أبو زرعة گفته: «صدوق، فیه لین» (راستگو است، اما در او نرمی [ضعفی جزئی] هست.)[۱۷]
  4. أبو حاتم گفته: «صالح، لیس بالقوی، یُکتب حدیثه.» (خوب است، ولی قوی نیست؛ حدیثش نوشته می‌شود.)[۱۸]
  5. نسائی به صراحت گفته: «ضعیف» (ناتوان است.)[۱۹]

جمع بندی

  • ابن عدی با وجود اینکه روایات او را بررسی کرده، می‌گوید: «لم أر به بأساً» و در عین حال به برخی تفردات او اشاره دارد.[۲۰]
  • ابن حزم در المحلّی، کثیر بن زید را با کثیر بن عبدالله بن عمرو بن عوف اشتباه گرفته و او را ساقط و متروک معرفی کرده است. خطیب بغدادی[۲۱] این اشتباه را تصحیح کرده و تأکید نموده که این دو راوی جدا از هم هستند: یکی کثیر بن زید (مولی الأسلمیین) که راوی حدیث «لا تتمنّوا الموت» از ولید بن رباح است، و دیگری کثیر بن عبدالله بن عمرو بن عوف که حدیث «الصلح جائز بین المسلمین» را از پدر و جدش روایت کرده و او به اجماع ضعیف است. بنابراین سخن ابن حزم درباره کثیر بن زید، نادرست و ناشی از خلط دو راوی است.[۲۲]

با جمع‌بندی اقوال گوناگون و توجه به اینکه:

  • گروه زیادی از حفاظ (مانند ابن عمار، ابن حبان، ابن عدی، احمد بن حنبل) او را تأیید کرده‌اند.
  • تضعیف‌ها بیشتر از نوع «لیس بالقوی» و «صدوق فیه لین» است، نه «متروک» یا «کذاب».
  • تنها نسائی و یعقوب بن شیبه تضعیف شدیدتری کرده‌اند.
  • ابن حزم نیز به اشتباه او را با راوی ساقط دیگری خلط کرده است.

نظر نهایی ابن حجر عسقلانی در تقریب التهذیب: «صدوق يخطئ، من السابعة، مات في آخر خلافة المنصور.» (راستگوست، اما خطا می‌کند؛ از طبقه هفتم؛ در آخر خلافت منصور درگذشت.) این حکم به این معناست که احادیث او در مرتبه «حسن» قابل قبول است، اما برای احتجاج شدید (مانند صحیح بخاری و مسلم به شرط اصلی) نیاز به شاهد و متابِع دارد. به همین دلیل است که بخاری در «القراءة خلف الإمام» و «الأدب المفرد» و نیز ابوداود، ترمذی و ابن ماجه از او روایت کرده‌اند.[۲۳]

روايت حديث غدير[۲۴]

يكى از علما و بزرگان اهل ‏سنت كه حدیث غدیر را نقل كرده كثير بن زيد اسلمى، ابومحمد، ابن‏ ماقَبَه[۲۵] (م بعد از ۱۵۰ ق) است. ابن‏ کثیر در تاريخش حديث غدير را از كثير بن زيد روايت كرده است.[۲۶] ذهبى و ابن‏ حجر[۲۷]: ابوزُرعه: او را توثيق كرده است. بخارى در جزء القراءة و ابوداوود و تِرمِذى و ابن ‏ماجه از او روایت كرده ‏اند.

پانویس

  1. تهذیب الکمال، ج۲۴، ص۲۰۶
  2. تقریب التهذیب، ص۵۰۱، شماره ۵۱۶۶
  3. الجرح والتعدیل، ج۷، ص۱۷۷
  4. تقریب التهذیب، ص۵۰۱، شماره ۵۱۶۶
  5. الطبقات الکبری ج۷، ص۴۴۹
  6. تاریخ خلیفة بن خیاط ص۴۶۸
  7. تهذیب الکمال، ج۲۴، ص۲۱۰
  8. الثقات ج۷، ص۳۵۱
  9. تهذیب الکمال، ج۲۴، ص۲۰۶-۲۰۷
  10. تهذیب الکمال، ج۲۴، ص۲۰۷-۲۰۸
  11. تهذیب الکمال، ج۲۴، ص۲۰۸
  12. تهذیب الکمال، ج۲۴، ص۲۰۸
  13. الثقات ج۷، ص۳۵۱
  14. الکامل فی الضعفاء ج۵، ص۱۸۹
  15. تهذیب الکمال، ج۲۴، ص۲۰۸
  16. تهذیب الکمال، ج۲۴، ص۲۰۸
  17. الجرح والتعدیل، ج۷، ص۱۷۸
  18. الجرح والتعدیل، ج۷، ص۱۷۸
  19. تهذیب الکمال، ج۲۴، ص۲۰۹
  20. الکامل، ج۵، ص۱۸۹
  21. تاریخ بغداد، ج۱۴، ص۳۱۰
  22. تهذیب الکمال، ج۲۴، ص۲۱۰؛ و نیز تقریب التهذیب، ص۵۰۱
  23. تقریب التهذیب، ص۵۰۱، شماره ۵۱۶۶
  24. چكيده عبقات الانوار (حديث غدير): ص ۲۰۷.
  25. در تقريب التهذيب: ج ۲ ص ۱۳۱ به جاى ابن ‏ماقَبَه، ابن‏ مافَنّه ثبت شده است.
  26. تاريخ ابن‏ كثير: ج ۵ ص ۲۱۱.
  27. الكاشف: ج ۳ ص ۴. تقريب التهذيب: ج ۲ ص ۱۳۱. صفى ‏الدين خزرجى نيز شرح حال او را نوشته است: خلاصة التذهيب: ص ۲۸۳.

منابع

  • ابن أبی حاتم، عبدالرحمن بن محمد. الجرح والتعدیل. حیدرآباد دکن: مجلس دائرة المعارف العثمانیة، ۱۹۵۲.
  • ابن حبان، محمد بن حبان. الثقات. حیدرآباد دکن: دائرة المعارف العثمانیة، ۱۹۷۳.
  • ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی. تقریب التهذیب. تحقیق: محمد عوامة. حلب: دار الرشید، ۱۹۸۶.
  • ابن حجر عسقلانی. تهذیب التهذیب. بیروت: دار الفکر، ۱۹۸۴.
  • ابن سعد، محمد. الطبقات الکبری. بیروت: دار صادر، ۱۹۶۸.
  • ابن عدی، عبدالله. الکامل فی ضعفاء الرجال. بیروت: دار الفکر، ۱۹۸۴.
  • ابن جوزی، عبدالرحمن. الضعفاء والمتروکین. بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۹۸۶.
  • خطیب بغدادی، احمد بن علی. تاریخ بغداد. بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۹۹۷.
  • خلیفة بن خیاط. تاریخ خلیفة بن خیاط. تحقیق: فواز. بیروت: دار الکتب العلمیة.
  • ذهبی، شمس الدین. سیر أعلام النبلاء. بیروت: مؤسسة الرسالة، ۱۹۸۵.
  • مزی، یوسف بن الزکی. تهذیب الکمال. بیروت: مؤسسة الرسالة، ۱۹۹۲.